تبلیغات
روانشناسی بالینی

از آهسته رفتن مترس ، از بی حرکت ایستادن بترس

اختلالات سازگاری .... بابك رهبری

اختلالات سازگاری هنگامی که یک شخص قادر به مقابله با یک منبع خاص از عوامل استرس، مانند یک تغییر عمده در زندگی، از دست دادن فردی عزیز و... نباشد معمولا، نشانه هایی از افسردگی، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار و یا فعالیت، ظاهر می شوند.
هنگامی که یک شخص قادر به مقابله با یک منبع خاص از عوامل استرس، مانند یک تغییر عمده در زندگی، از دست دادن فردی عزیز و... نباشد معمولا، نشانه هایی از افسردگی، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار و یا فعالیت، ظاهر می شوند.

در مقاله پیش رو به علائم,علل و شیوع این اختلال پرداخته می شود.

اختلالات سازگاری هنگامی که یک شخص قادر به مقابله با یک منبع خاص از عوامل استرس، مانند یک تغییر عمده در زندگی، از دست دادن فردی عزیز و... نباشد معمولا، نشانه هایی از افسردگی، احساس ناامیدی و از دست دادن علاقه به کار و یا فعالیت، ظاهر می شوند.

در مقاله پیش رو به علائم,علل و شیوع این اختلال پرداخته می شود.

تعریف: عبارت است از «علائم هیجانی یا رفتاری شدید بالینی که در پاسخ به عامل یا عوامل استرس زای قابل شناسایی روانی- اجتماعی» بوجود می آیند. انوع استرس هایی که می تواند موجب اختلال سازگاری شود بسته به فرد متفاوت است، اما می تواند شامل موارد زیرباشد:

• پایان دادن به رابطه یا ازدواج
• از دست دادن و یا تغییر شغل.
• مرگ یک دوست
• در حال توسعه یک بیماری جدی (از خودتان یا فرد مورد علاقه).
• در حال قربانی یک جرم
• داشتن یک تصادف
• تحت یک تغییر عمده در زندگی (مانند ازدواج، بچه دار شدن، یا بازنشستگی از کار).
• زندگی از طریق یک فاجعه، مانند آتش سوزی، سیل، طوفان یا طوفان.

علائم اختلال سازگاری چه چیزهایی هستند؟

می تواند طیف گسترده ای از علائم را داشته باشدکه ممکن است شامل:

• احساس ناامیدی
•غم
• گریه مکرر.
• اضطراب (عصبانیت).
• سردرد یا درد معده.
• تپش قلب (احساس ناخوشایند از ضرب و شتم قوی یا نامنظم قلب).
• انزوا از مردم و فعالیتهای اجتماعی.
• غیبت از محل کار یا مدرسه.
• رفتار خطرناک یا مخرب، مانند جنگ، رانندگی بی پروا، و خرابکاری.
• تغییر در اشتها یا از دست دادن اشتها، یا پرخوری.
• مشکلات خواب.
• احساس خستگی و یا بدون انرژی
• افزایش در استفاده از الکل یا مواد مخدر دیگر.
• علائم در کودکان و نوجوانان ممکن است تمایل به رفتارهایی از قبیل پرخاشگری, عدم علاقه به مدرسه.

تشخیص

ناراحتی شدید در واکنش به عامل استرس زا رخ می دهد. در این اختلالات واکنش انجام شده با عامل استرس زا تناسب نداشته و یا اختلالات آشکار در عملکرد اجتماعی یا شغلی رخ می دهند. عوامل استرس زا در محدوده تجارب عادی زندگی قرار دارند( نظیر تولد یک نوزاد، رفتن به مدرسه، ازدواج، از دست دادن شغل، طلاق، و بیماری) وعلائم معمولا در عرض سه ماه از این رویداد و به ندرت بیش از شش ماه پس از حادثه یا وضعیت آغاز خواهد شد.

• معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلالات سازگاری

- ایجاد علائم هیجانی یا رفتاری در پاسخ به عامل (یا عوامل) مشخص استرس زا، که ظرف مدت 3 ماه پس از بروز این عامل(یا عوامل )رخ داده باشند.

- این علائم یا رفتارها از نظر بالینی قابل ملاحظه بوده و با هر یک از حالات زیر مشخص می شوند.

- ناراحتی قابل ملاحظه، بیش از حدی که بعلت مواجهه با عامل استرس زا انتظار می رود.

- اختلال قابل ملاحظه عملکردهای اجتماعی یاشغلی(تحصیلی) - اختلال مرتبط با فشار روانی یا معیارهای سایر اختلالات محورI مطابقت نمی کند و صرفاً ناشی از تشدید یک اختلال قبلی محور I با محور III نیست.

- علائم این اختلال نمایانگر سوگواری نیستند.

- پس از ختم عامل استرس زا (یا پی آمدهای آن)، علائم اختلال بیش از 6 ماه پایدار نمی مانند.

حالتهای خاص:

حاد: در صورتی که اختلال کمتر از 6 ماه طول بکشد.

مزمن: در صورتی که اختلال 6 ماه یا بیشتر طول بکشد. اختلالات سازگاری براساس زیر گونه های آن کدگذاری می شوند که با توجه به علائم بارز آنها انتخاب می گردند. عوامل اختصاصی مولدفشار روانی را می توان در محور IV مشخص کرد. همراه با خلق افسرده همراه با اضطراب شکل مخلوط همراه با اضطراب و خلق افسرده همراه با آشفتگی سلوک شکل مخلوط همراه با آشفتگی هیجانات و سلوک شکل غیر اختصاصی

• تشخیص افتراقی

 1. اختلال فشار روانی پس از سانحه (PTSD) و اختلال فشار روانی حاد. کیفیت عامل مولد فشار روانی- اجتماعی، به تشخیص افتراقی کمک می کند. در این اختلالات ، فشار روانی خارج از حد تجارب هنجار انسانی است(نظیر جنگ، تجاوز به عنف، بلایا و فجایع عظیم، سیل، و گروگان گرفته شدن).

• همه گیر شناسی

در نوجوانان شایعتراست، ولی ممکن است در هر سنی رخ دهد. حدوداً در 2 تا 8 درصد جمعیت عمومی مشاهده می شود.

• سبب شناسی

 1. عوامل ژنتیکی.

مزاجهای پراضطراب، استعداد بیشتری برای واکنش مفرط به وقایع مولد فشار روانی و بروز اختلال سازگاری ناشی از آنها را دارند.

2. عوامل زیست شناختی

افرادی که سابقه ناتوانی با بیماری شدید طبی دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلالات هستند.

3. عوامل روانی-اجتماعی

افرادی که یکی از والدین خود را در دوران نوزادی از دست داده اند و تجارب کمی از ارتباط با مادر خود دارند، مستعدتر هستند. توانایی تحمل ناکامی در دوران بزرگسالی، با ارضاء نیازهای اولیه دوران نوزادی ارتباط دارد.

• درمان

روان درمانی (مشاوره)، رایج ترین درمان برای اختلال سازگاری محسوب شده است. درمان کمک می کند تا فرد درک کاملی از عامل استرس زا به دست آورد. همچنین به فرد کمک می کند تا مهارت های مقابله ای را بیاموزد گروه های پشتیبانی نیز می تواند با دادن اجازه به شخص برای ابراز و بحث در مورد نگرانی ها و احساساتش با افرادی که مانند خود او هستند احساس بهتری به دست بیاورد..

در برخی از موارد، دارو ممکن است برای کمک به کنترل علایم اضطراب یا مشکل خواب مورد استفاده قرار گیرد.

• آیا اختلال سازگاری قابل پیشگیری است؟

هیچ راه شناخته شده برای جلوگیری از اختلال سازگاری وجود ندارد. با این حال، خانواده و پشتیبانی اجتماعی قوی می تواند شخص را از طریق حمایت در یک وضعیت پر تنش یا رویداد کمک کند. بهترین پیشگیری از اختلال درمان به موقع است که می تواند شدت و طول مدت علائم را کاهش دهد آموزش مهارت های جدید مقابله با استرس است.

منبع: هفت سیب



كمبود تخت روانپزشكی.....

عضو هیئت مدیره انجمن روانپزشکان ایران از کمبود دست‌کم ۶۰هزار تخت روانپزشکی و نیاز فوری به دست‌کم ۶هزار تخت بیمارستانی دولتی با ضریب امنیتی بالا در کشور خبر داد.

دکتر فربد فدایی در گفتگویی با شفاآنلاین ضمن اعلام این خبر گفت: در حال حاضر حدود 10هزار تخت روانپزشکی در کشور وجود دارد که متاسفانه با توجه به شیوع روز افزون انواع بیماریهای روانی در کشور و در اقشار مختلف مردم این تعداد تخت به هیچ عنوان پاسخگوی نیازهای کشور نیست.

مدرس دانشکده روانپزشکی دانشکده حقوق دانشگاه تهران در ادامه افزود: هزینه راه اندازی هر تخت روانپزشکی تا دو سال قبل حدود 40میلیون تومان بود  اما به طور قطع با توجه به رشد فزاینده تورم به طور قطع این هزینه ها چند برابر شده است.

مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزستی و تواتن بخشی با انتقاد از بیمه ها  در پوشش ندادن مطلوب هزینه های درمانی حوزه اعصاب و روان  خاطر نشان کرد: در حال حاضر بیمه ها حداکثر بخشی از هزینه های درمان بیماران روانی را آنهم حد اکثر  تا  60روز بستری می پردازند.در صورتی که برخی از این بیماران مدت زمان بیشتری به بستری نیاز دارند که خانواده ها مجبور به پرداخت هزینه های سنگین مربوطه از جیب شان هستند.

دکتر فدایی خاطرنشان کرد: این در حالی است که بسیاری از خانواده ها توان پرداخت این هزینه ها را نداشته و به همین دلیل درمان بیماران با مشکلات جدی روبرو می شود.

به گفته وی کشور ما هم اکنون به بیمارستان های دولتی تک تخصصی در حوزه روانپزشکی نیاز مبرم دارد.حال آنکه دستکم 6هزار بیمارستان روانی با ضریب امنیتی بالا باید در کشور ساخته شود.



تاثیر آلودگی هوا بر پرخاشگری و فراموشی


یک روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: آلودگی هوا باعث عوارضی همچون پرخاشگری،افسردگی و فراموشی در افراد می‌شود که باید سیاستگذاران این هشدارها را جدی بگیرند.
 
علی باغبانیان در گفت‌وگو با فارس افزود: آلودگی هوا فقط روی قسمتی از بدن اثر نمی‌گذارد بلکه سلامت فیزیکی و سلامت روان افراد را تهدید می‌کند.آلودگی هوا به سیستم قلبی، تنفسی، گوارشی و مغزی به دلیل کاهش اکسیژن آسیب می‌زند.

وی ادامه داد: طبق پژوهش های انجام شده روی حیوانات در فضای آزمایشی و در شرایطی که اکسیژن رسانی را مختل کردند مشاهده شد که با کاهش انتقال اکسیژن به مغز، رفتارهای پرخطری از حیوانات سر زد.

این متخصص اعصاب و روان گفت: این وضعیت در مورد انسانها نیز صادق است.هر قدر میزان اکسیژن رسانی به مغز کاهش یابد برخی نقاط حساس مغز تحریک می‌شود در نتیجه اختلالاتی مانند افسردگی، پرخاشگری، بی تفاوتی،اختلال در تمرکز و توجه را باعث می‌شود.

باغبانیان ادامه داد: اختلال در حافظه و کند شدن عملکرد ذهنی از دیگر عوارض آلودگی هواست و افراد را در موقعیت های اجتماعی،شغلی و مراقبت از خود دچار مشکل می‌کند.

وی اظهار کرد: هر چه عوارض مسمومیت ناشی از سرب بیشتر شود اختلالات ذهنی افزایش می‌یابد که به مرور باعث فراموشی‌های دائم،بیماریهای لرزشی و علائمی شبیه جنون را در افراد ایجاد می‌کند که بسیار شاهد آن هستیم.

باغبانیان گفت: افزایش میزان شیوع اختلالات روانپزشکی و اعصاب و روان در چنین شرایطی می‌طلبد که پزشکان و دست اندرکاران با اتخاذ سیاستهایی صورت مسئله را پاک نکنند بلکه به حال مردم دلسوزی کنند و با علمی که محققان کشورمان دارند راه حلی برای این معضل بیابند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، افراد سالخورده و کودکان را بیشترین گروه در معرض آسیب دانست و گفت: آلودگی های هوا و صوتی به نحوی باعث استرس در افراد می‌شود و افسردگی و اختلالات روانی را در کسانی که سابقه این بیماریها را دارند،تشدید می‌کند.



آیا به غذا خوردن معتاد هستید؟



آیا به غذا خوردن معتاد هستید؟


نمی‌توانید دست از غذا خوردن بکشید؟ حتی وقتی سیر هستید و دلتان حتی یک ذره هم ضعف نمی‌رود، باز هم دوست دارید خوراکی در دهان بگذارید؟ اگر این حالت شما در موقعیت‌های استرس‌زا بیشتر می‌شود، باید به این فکر کنید که ممکن است به غذا خوردن معتاد شده باشید. اگر می‌خواهید از این موضوع مطمئن شوید، می‌توانید آزمون زیر را انجام دهید تا ببینید به غذا اعتیاد دارید یا نه!

به گزارش سلامت نیوز به نقل از برترین ها ؛ این آزمون بر اساس معیارهایی که محققان دانشگاه ییل برای افراد معتاد به غذا در نظر گرفته‌اند، طراحی و البته کمی مختصر شده که پاسخ دادن به آن وقت زیادی از شما نگیرد. با انجام دادن این تست مشخص می‌شود که شما پرخور هستید یا به غذا اعتیاد دارید.

به هر کدام از سؤالات زیر امتیازی بین صفر تا 4 بدهید و یادتان باشد که روند امتیازدهی‌تان به شکل زیر است:

     هیچ‌وقت = صفر
     یک بار در ماه = یك
     دو تا چهار بار در ماه = 2
     دو تا سه بار در هفته = 3
      چهار بار بیشتر در هفته= 4

سوالات:

1. حتی وقتی گرسنگی‌ام برطرف می‌شود، به غذا خوردن ادامه می‌دهم.

2. وقتی به کاهش مصرف بعضی خوراکی‌ها فکر می‌کنم، استرس می‌گیرم.

3. از پرخوری خسته و کسلم.

4. به جای اینکه وقتم را برای کارهایی مثل گذران وقت با خانواده، دوستان، کار و فعالیت‌های خلاقانه بگذرانم، وقتم صرف کنار آمدن با احساسات منفی‌ای شده که بعد از زیاده‌روی در خوردن برخی خوراکی‌های خاص سراغم آمده است.

5. وقتی مصرف برخی خوراکی‌ها را محدود می‌کنم، اختلالات فیزیکی مثل استرس سراغم می‌آید و تحریک‌پذیر می‌شوم. (این نکته شامل نوشیدنی‌های کافئین‌داری مثل چای، قهوه، نوشابه، نوشابه‌های انرژی‌زا و امثال آن نمی‌شود.)

6. اگر در انتخاب غذا و خوردن غذا ملاحظه‌کاری کنم، دچار اضطراب محسوسی می‌شوم.

7. موضوع‌هایی که با غذا و خوردن ارتباط دارد، (موارد روزمره، از کار روزانه، فعالیت در مدرسه، اجتماع یا خانواده گرفته تا بیماری‌ها) احتمال موفقیتم را کم می‌کند.

به پرسش‌های 8 و 9 با «بله» و «خیر» پاسخ دهید.

8. با وجود مشکلات روحی- جسمی مختلفی که به دلیل عادات غذا خوردنم برایم به وجود آمده، همچنان همان نوع غذاها/ همان مقدار غذاها را مصرف می‌کنم.

9. با اینکه مقدار غذایم تغییر نکرده، اما دیگر مثل سابق احساسات منفی‌ام را کم نمی‌کند/ به اندازه سابق برایم خوشایند نیست.

امتیازها:

برای بررسی معیارهای اعتیاد به غذا، باید به سؤال 8 یا 9 (یا هر دو) پاسخ مثبت داده باشید و همچنین باید به ترتیب زیر به3 سؤال (یا بیشتر) از 7 سؤال اول این آزمون به ترتیب زیر پاسخ داده باشید:
تست: اعتیاد بد غذا

اگر جواب‌های شما با الگوی ذکر شده، مطابقت دارد، شما قطعا به غذا اعتیاد پیدا کرده‌اید و باید هرچه زودتر این عادت را ترک کنید. حتما می‌پرسید چطور؟ ترک اعتیاد به غذا هم مثل سایر اعتیادها نیاز به راهکارهای عملی و علمی دارد تا بتواند مفید واقع شود. در ادامه 7 راه خانگی معرفی شده که شما به تنهایی و بدون نیاز به کمک کارشناس، می‌توانید آنها را عملی کنید تا هرچه سریع‌تر از شر این اعتیاد تناسب‌اندام سوز (!) راحت شوید.

گوش به زنگ باشید!

یک معتاد، همیشه معتاد است؛ حتی اگر پاک هم شوید، معتاد درونی‌تان ممکن است وسوسه‌تان کند و با جملاتی مثل «این فقط یک شیرینی کوچولوست!» شما را اغوا می‌کند! اما حواس‌تان باشد که ممکن است با آتش بازی کنید.  مغز دارای یک حافظه کوتاه‌مدت است که وقتی بعد از پاک شدن، دوباره می‌خواهید غذای مورد علاقه‌تان را- که به آن اعتیاد داشته‌اید- امتحان کنید، به طور بالقوه واکنش‌های هیجانی‌تری از خود بروز می‌دهد. البته این عکس‌العمل هیجانی در برخی مردم اتفاق نمی‌افتد و علتش این است که اعتیاد این افراد به غذا کمتر است؛ بنابراین بهتر است در حاشیه امنیت بمانید و تا مدتی دور غذاهایی که به آنها اعتیاد داشته‌اید را خط بکشید. برای اینکه همیشه یادتان بماند در دوره بازدرمانی هستید و مغز معتادتان هنوز نیاز به کنترل شدن دارد، یک یادآور بصری برای خود درست کنید؛ مثلا یک دستبند که رویش نوشته باشد شما در دوره ترک قرار دارید. وقتی دست‌تان را دراز می‌کنید که یک شیرینی یا چیپس بردارید، نوشته روی دستبند به شما یادآور می‌شود که از خط قرمز رد نشوید. وقتی رژیم دارید، مهم نیست که حواس‌تان هست یا نه اما وقتی در دوره بهبودی (ریکاوری) هستید، کارتان نباید متوقف شود و مطمئن باشید که فقط با تمرین و تکرار است که کارتان راحت‌تر خواهد شد.

  افزایش مصرف خوراکی‌های دوپامین‌ساز!

در بیشتر مواقع ممکن است محدود کردن یا قطع مصرف غذاهایی که به آنها اعتیاد دارید، باعث بروز حالت‌های عصبی- استرسی شود. کارشناسان تغذیه معتقدند که شما باید حواس‌تان به سطح دوپامین خون‌تان باشد زیرا یک مغز معتاد هر نوع محرومیتی را به عنوان استرس تحلیل می‌کند که به دارویی در قالب شیرینی یا چیپس نیاز دارد.

سعی کنید بیشتر از غذاهایی که حاوی ویتامین B6 و اسید آمینه فنیل‌آلانین و تیروزین- ذرات سازنده دوپامین- است، استفاده کنید. مرغ، بوقلمون، گوشت بی‌چربی، تخم‌مرغ، سالمون، ماهی تن، میگو، توفو، سبزیجات برگ تیره و لبنیات کم‌چرب منبع خوبی برای هر 3 ماده غذایی ذکر شده است.

تمرکز کنید

  این تمرین، استرس را کم کرده و قدرت کنترل فشار و ضربه‌های ناگهانی روحی را تقویت می‌کند. مدیتیشن رشد سلول‌های جدید مغزی را در بخش جلوی پیشانی- بخش مدیریتی مغز- تحریک کرده تا هیجان‌ها کاهش یابد و شما سرحال بمانید؛ بنابراین وقتی استرس می‌گیرید، دیگر خودتان را با چیپس و شکلات خفه نمی‌کنید! اگر روزی 2 بار، هر بار 10 دقیقه تا 20 دقیقه، مدیتیشن کنید، بسیار عالی خواهد بود. برای شروع می‌توانید از کتاب‌های خودآموز مدیتیشن که در بازار موجود است، کمک بگیرید.
تست: اعتیاد بد غذا

جویدن آدامس

انجام حرکات تکراری و متداوم، مغز را به ترشح سروتونین وامی‌دارد و این هورمون به استرس‌زدایی شما کمک می‌کند. به این ترتیب بهانه‌ای برای غذا خوردن عصبی و استرسی برایتان نمی‌ماند!

قید قند و شکرهای پنهان را بزنید!

  شکر از آن موادی است که مصرف مداومش منجر به سوء‌مصرف می‌شود، زیرا ما میلی ذاتی به مواد شیرین داریم و حتی از همان سال‌های بچگی یاد می‌گیریم که از غذاها و خوراکی‌های شیرین برای خود‌درمانی (پایین رفتن فشارخون، درمان اضطراب و...) استفاده کنیم. شکر در خوراکی‌های فراوری شده فراوان و البته پنهان است؛ حتی آنهایی که طعم شیرین ندارند؛ از سس‌های کچاپ و باربیکیو گرفته تا سس روی سالاد، نان و حتی چیپس! بنابراین باید برچسب غذایی خوراکی‌ها را خوب نگاه کنید و به دنبال اسم‌های مستعار شکر بگردید؛ مثل کنسانتره آبمیوه و نیز تمام کلماتی که با «اوز» تمام می‌شود؛ مثل فروکتوز یا دکستروز.قطع مصرف این مواد، شکر زیادی را از رژیم غذایی روزانه شما حذف خواهد کرد. به این ترتیب، بعد از چند هفته، کمتر دلتان هوس نوشابه می‌کند و دسرهای مورد علاقه‌تان کم‌شیرین‌تر از همیشه خواهد بود و این همان نقطه آغازی است که شما به آن نیاز دارید. میل به شیرینی‌خوری با خوردن شیرینی بیشتر و بیشتر می‌شود اما شما همیشه می‌توانید با کمتر کردن مصرف شکر، این میل را کاهش دهید.

اینترنتی خرید کنید!

  خرید اینترنتی خوار‌‌بار نمی‌گذارد گول تبلیغات را بخورید و مواد غذایی بخرید که معمولا در سبد خریدتان جایی ندارند.  اگر امکان خرید اینترنتی ندارید، حداقل یک فهرست خرید تهیه کنید که به جلوگیری از خریدهای هیجانی (!) کمک می‌کند.

هر روز تحرک داشته باشید

  فعالیت فیزیکی نه‌تنها سطح فعالیت گیرنده D2 (دومین گیرنده دوپامین) را افزایش می‌دهد، بلکه در دوره‌های سم‌زدایی هم آرامش‌بخش است، زیرا سطح بتا آندورفین- مواد شیمیایی شادی‌آور- را در مغز افزایش می‌دهد.

به‌علاوه، گمان می‌رود ورزش و فعالیت مداوم فیزیکی علاوه بر مفید بودن برای بدن، جایگزین خوبی برای عادت به غذا خوردن و سایر عادات مخرب باشد. در تحقیقاتی که در دانشگاه وندربیلت روی مصرف‌کنندگان ماده مخدر «ماری‌جوآنا» انجام گرفته، مشخص شده آن دسته از مصرف‌کنندگان ماری‌جوآنا که در طول 2 هفته، 10 بار به مدت 30 دقیقه پیاده‌روی کرده‌اند، مقدار مصرف خود را به نصف کاهش داده‌اند. وقتی یک پیاده‌روی ساده می‌تواند تا این حد بر اعتیاد به ماده مخدر تاثیر بگذارد، قاعدتا تاثیر بسیار بیشتری در ترک اعتیاد به غذا و خوراکی‌ها خواهد داشت.





احتمال خودکشی نویسندگان دو برابر مردم عادی است

احتمال خودکشی نویسندگان دو برابر مردم عادی است


 بنا بر نتایج پژوهشی که بر روی یک میلیون نفر در جهان صورت گرفته، خلاقیت بخشی از بیماری‌های روانی است که به ویژه نویسندگان مستعد آنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از بی بی سی ،  بر اساس پژوهشی که موسسه سوئدی کارولینسکا انجام داده، نویسندگان معمولا بیشتر از سایرین در معرض ابتلا به اختلالات روانی چون اضطراب، اختلال دو قطبی (شیدایی – افسردگی)، اسکیزوفرنیا و وابستگی به مواد اعتیادآور هستند.

احتمال خودکشی در میان نویسندگان تقریبا دو برابر مردم عادی است. پس از نویسندگان، رقصنده‌ها و عکاس‌ها در رتبه بعدی ابتلا به اختلال دو قطبی (شیدایی – افسردگی) قرار دارند.

با این حال، اگر افراد فعال در مشاغل خلاق را به صورت یک گروه فرض کنیم، آنها نسبت به گروه‌های دیگر جامعه در میزان ابتلا به اختلالات روانپزشکی تفاوت چشمگیری ندارند.

اگرچه بنابر نتایج تحقیقی که در ژورنال پژوهش‌های روانپزشکی منتشر شده احتمال آنکه این گروه از افراد به بیماریهایی چون بی اشتهایی مزمن و اوتیسم مبتلا شوند بیشتر از دیگران است.

دکتر سایمون کیاگا سرپرست این تیم تحقیقاتی می گوید که یافته های جدید می توانند نحوه نگرش به این بیماریها را تغییر دهند و به تشخیص نشانه های چنین بیماریهایی کمک کنند.

برای مثال، در خود فرورفتگی و علایق خاص یک بیمار اوتیسم یا کسی که با تکانش شیدایی (Manic Drive) ناشی از اختلال دو قطبی (شیدایی – افسردگی) مواجه شده، می تواند برای تمرکز بر خلق یک اثر یا ممارست لازم برای آفرینش یک اثر هنری ضروری تلقی شود.

به طور مشابهی ممکن است آنچه افکار پریشان و بدون قاعده در بیماران اسکیزوفرنیک نامیده می شود، در حقیقت همان جرقه های اصلی شکل دهنده یک شاهکار هنری باشد.

دکتر کیاگا می گوید: “اگر بتوان به نشانگان و خلق و خوی ویژه یک بیمار روانی از نظرگاه سودمندی آنها نگریست، آنوقت رویکردی جدیدی به درمان پدید خواهد آمد. در این صورت، بیمار و درمانگر باید بر سر آنچه قرار است ‘درمان’ شود و بهایی که در این راه باید پرداخت شود به توافق برسند.”

به گفته او رویکردهای فعلی به بیماریهای روانی معمولا به این اختلالاتT سیاه و سفید نگاه می کنند و بر اساس چنین دیدگاهی درمان عبارت است از حذف امراض و نشانگان بیماری.

بتث مورفی، رئیس بخش اطلاعات مرکز تحقیقاتی مایند (Mind) هم می گوید ویژگی های شخصیتی کسانی که اختلال دوقطبی (شیدایی – افسردگی) دارند می تواند به آنها در انتخاب شغلی که در آن شانس موفقیت بیشتری دارند کمک کند.

با این حال بتث مورفی می گوید که نباید همه کسانی که به اختلالات روانشناختی مبتلا هستند را نوابغ خلاقی که با مشکلات روحی – روانی دست و پنجه نرم می کنند تصور کرد.

به گفته این پژوهشگر آنچه اهمیت دارد این است که درمانگران و مراکز درمانی اطمینان یابند اطلاعات و خدماتی که شایسته مراجعان است به آنها ارایه دهند.




نقش گیاهان در درمان افسردگی

با توجه به اینكه مواد معطر گیاه در حالت پودر شده، بسیار سریع‌تر از پودر نشده آن تبخیر می‌شود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنید یا در صورت پودر كردن، در ظرف دربسته نگهداری كنید.
متاسفانه این پدیده به صورت خفیف، متوسط یا شدید، نه‌تنها در افراد مسن و میانسال بلکه در بسیاری از جوانان نیز دیده می‌شود. برای درمان انواع افسردگی، سالیان درازی است که از انواع داروهای ضدافسردگی شیمیایی استفاده می‌شود ولی چون درمان افسردگی گاهی چندین ماه یا چندین سال طول می‌کشد، مصرف‌کنندگان این داروها همیشه از عوارض جانبی آن ناراضی و نگران هستند؛ به همین دلیل، به‌تازگی تحقیقات وسیعی روی گیاهان دارویی ضدافسردگی و آرام‌بخش صورت گرفته و تعدادی داروی گیاهی مؤثر و دارای حداقل اثرات جانبی به بازارهای جهانی عرضه شده است؛ البته مصرف این گیاهان هم بدون عارضه نیست و خواندن این مطلب نباید باعث شود داروهایی را كه پزشك برایتان تجویز كرده، به طور ناگهانی قطع كنید اما شاید با مشورت و تحت‌نظر پزشكتان بتوانید كم‌كم آنها را جایگزین داروهای شیمیایی كنید. در این مطلب به معرفی تعدادی از این گیاهان می‌پردازیم:

سنبل الطیب

یكی از قدیمی‌ترین گیاهان دارویی است كه در ایران و جهان از آن برای مصارف گوناگون دارویی، غذایی و بهداشتی استفاده می‌شود.

این گیاه به صورت وحشی در جنگل‌های كم‌درخت در حاشیه جویبار‌ها و گودال‌ها می‌روید.

قسمت مورد استفاده این گیاه، ریشه آن است و معمولا از ریشه گیاهی كه بیش از 3سال عمر دارد، استفاده می‌شود. سنبل الطیب پس از خشك شدن به رنگ قهوه‌ای درمی‌آید و طعم آن تلخ ولی خوشبو و معطر است و عطر آن پس از خشك شدن، بیشتر می‌شود.

بوی مطبوع این گیاه به قدری است كه گربه آن را از فواصل دور هم تشخیص می‌دهد و به طرف آن می‌رود؛ به همین علت، به این گیاه علف گربه نیز می‌گویند.

تاثیر دارویی ریشه تازه این گیاه، 3برابر خشك شده آن است. سنبل الطیب باید در حرارت كم خشك شود زیرا حرارت بالا تمام اثر دارویی آن را از بین می‌برد. یكی از مهم‌ترین خواص دارویی این گیاه خاصیت آرام‌بخش بودن آن است.

سنبل الطیب با داشتن خاصیت ضدتشنج در رفع ناراحتی‌های عصبی و كاهش صرع نیز مفید است.

دلهره، تشویش و نگرانی را تا حد زیادی از بین می‌برد و جایگزین خوبی برای قرص‌ها و داروهای آرام‌بخش است.

مقدار 2تا4 گرم سنبل‌‌الطیب را- که قبلا کوبیده شده باشد- در یک لیوان آب جوش ریخته به مدت نیم ساعت باقی بگذارید تا دم بکشد سپس آن را صاف كرده و روزی 3 بار، هر بار یک فنجان میل کنید. این نوشیدنی معالج تمام حالات عصبی،سرگیجه ، ناآرامی‌های عصبی، ضدترس شبانه اطفال و آرام‌بخش بسیار خوبی برای كارهای فكری زیاد است.

زعفران

بومی ‌نواحی مختلف آسیا، به‌ویژه جنوب غرب آسیا، جنوب اروپا و جنوب اسپانیاست. قسمت مورد استفاده این گیاه- كه به نام زعفران در بازار تجارت موجود است- انتهای خامه و كلاله گل است.

زعفران حاوی مواد چرب، املاح معدنی، موسیلاژ و اسانس‌های فراوانی است. رنگ زعفران مربوط به ماده‌ای به نام كرویسن است.

مهم‌ترین خاصیت زعفران- كه از قدیم مورد توجه بوده- درمان افسردگی است.

زعفران بویی قوی و طعمی‌ تلخ دارد، باعث تحریك اعصاب شده، اثر مسكن دارد و دارای خاصیت آرام‌بخشی و خواب‌آوری است و بالاخره اگر می‌خواهید همیشه شاد و خندان باشید، زعفران بخورید.

زعفران را باید در شیشه‌های دربسته و دور از نور نگهداری كنید زیرا عطر و رنگ خود را در اثر نور از دست می‌دهد. اسانس زعفران تبخیرشدنی است و در صورت نگهداری نامناسب به مرور زمان اسانس آن تبخیر، از اثرات دارویی و طعم و مزه آن كاسته شده و مرغوبیت خود را نیز از دست می‌دهد.

با توجه به اینكه مواد معطر گیاه در حالت پودر شده، بسیار سریع‌تر از پودر نشده آن تبخیر می‌شود پس بهتر است زعفران را تا موقع مصرف پودر نكنید یا در صورت پودر كردن، در ظرف دربسته نگهداری كنید.

از مضرات زعفران این است كه روی سیستم تولید مثل اثر دارد؛ بنابراین زنان حامله باید از خوردن زیاد آن اجتناب كنند.

در ضمن خوردن زیاد زعفران برای كلیه‌ها مضر است و اشتها را نیز كم می‌كند.

علف چای

در حال حاضر، یکی از بهترین داروهای گیاهی ضدافسردگی- که خاصیت دارویی و خواص ارزنده دیگری نیز دارد- علف چای است.

قدمت مصرف این گیاه، بیش از 2 هزار سال است و نزد بیشتر اقوام و ملل جهان به عنوان بهترین داروی بیماری‌های عصبی مورد استفاده بوده است.

اكنون بیش از 50کارخانه داروسازی جهان از گیاه علف چای، داروهای مختلف ضدافسردگی تهیه می‌کنند. این گیاه در ایران با نام‌های دیگری نظیر گل‌راعی، علف هزارچشم و هوفاریقون شناخته می‌شود.

قسمت مورد استفاده این گیاه، سرشاخه گلدار گیاه تازه یا گیاه خشك‌شده و نیز گل‌های تازه گیاه است.

علف چای در درمان افسردگی‌های خفیف عصبی همچون افسردگی‌های دوران یائسگی و درمان خستگی‌های عصبی مؤثر است. خاصیت این گیاه در درمان افسردگی به اثبات رسیده است.

ماده مؤثر این گیاه هایپریسین است.این گیاه را نیز می‌توانید به صورت چای، دم ‌كرده و نوش‌جان كنید.



علوم شناختی چیست؟

سایکوفیزیک یکی از این رشته هاست که ده ها سال است وجود دارد و در حوزه روان شناختی مطرح است و کار آن مطالعه ظرفیت ها و قابلیت های ادراکی شناختی مغز به وسیله اندازه گیری پاسخ انسان و موجودات نخستین است که ما به صورت کمی این ظرفیت ها را در ارتباط با شناخت محیط و صدا و تصویر اندازه گیری و ارزیابی می کنیم.
علوم شناختی [Cognitive Science] مطالعه‌ی علمی ذهن [Mind] است. در این تعریف منظور از ذهن مجموع هر آن چه که نمودهای هوشمندی و آگاهی هستند مانند تفکر، ادراک، حافظه، احساس، استدلال و نیز تمام روندهای ناآگاهانه شناختی است. گاهی علوم شناختی را به صورت «مطالعه‌ی علمی شناخت» نیز تعریف می‌کنند و شناخت را مجموع حالت‌ها و فرآیندهای روانی مانند تفکر، استدلال، درک و تولید زبان، دریافت حواس پنجگانه، آموزش، آگاهی، احساسات و… در نظر می‌گیرند. به طور کلی پرسش‌هایی مانند این که ذهن چگونه کار می‌کند یا مغز چگونه هوشمندی [Intelligence] را ایجاد می‌کند، از جمله پرسش‌هایی هستند که در این شاخه‌ی علمی بررسی می‌شوند.

علوم شناختی ، مجموعه ای از رشته های تخصصی و حوزه وسیعی از دانش است. ده ها سال است که در دنیا در زمینه علوم شناختی تحقیقات مفصل و پر هزینه ای انجام می شود.

هدف از این علم این است که اولا قابلیت های شناختی که در موجودات زنده وجود دارد به شکل علمی تعریف و تدوین شود و بعد مکانیسم هایی که در مغز باعث به وجود آمدن چنین قابلیت هایی بوده اند، شناسایی شوند. وقتی این مکانیسم ها شناخته شدند به زبان ریاضی ترجمه و به شکل کمی مشخص می شوند و سپس این کمیات را در ماشین مدل سازی و در ابزار صنعتی مثل ربات ها پیاده سازی می کنند. با توجه به کارهایی که در این حوزه از علم انجام می شود می توان فهمید که زنجیره ای از علوم مختلف در آن دخیلند تا مکانیسم های نورونی را مطالعه کنند.

رشد انفجاری این علم در 20 سال اخیر حتی از رشد سریع علم فیزیک هم چشمگیرتر بوده است ، به طوری که نرخ رشد تولیدات علمی در این رشته از نرخ رشد تولیدات در رشته فیزیک در یک قرن قبل بیشتر بوده و سریع ترین رشد را به خود اختصاص داده است ؛ البته این مساله دلیل واضحی دارد که به پیشرفت های فناوری و به خصوص استفاده از انواع روش های غیرتهاجمی برای بررسی مغز انسان و روش های تهاجمی برای مغز نخستیان غیر انسان مثل میمون رسوس برمی گردد.

علوم شناختی پروژه‌ای در حال پیشرفت است که از دهه‌ی ۱۹۵۰ میلادی آغاز شده و نام «علوم شناختی» در سال ۱۹۷۳ به آن داده شده است. این شاخه از علم هنوز در ابتدای راه قرار دارد و افق‌های بسیاری برای گسترش و پژوهش دارد.

علوم شناختی یک «علم» است و بنابراین با روش‌ها و معیارهای علمی سرکار دارد. مهمترین اصل این علم آن است که «ذهن را می‌توان به طور علمی فهمید». همین امر سبب می‌شود که علوم شناختی یک رویکرد مادی‌گرایانه [Materialism] (مانند فیزیک، شیمی، گیاهشناسی و…) به ذهن باشد.

اگر در ایران یا افغانستان بزرگ شده باشید با توجه به پیشینه‌ی ذهنی احتمالی‌تان، با دیدن این که در علوم شناختی خیلی زود بحث «دوگانه‌انگاری» [Dualism] یعنی وجود بخشی غیرمادی (روح) که ذهن یا قسمتی از آن را در خود جای داده است یا وجود آن را سبب می‌شود، کنار گذاشته می‌شود و بحث‌ها به تمامی به‌طور پیش‌فرض بر روی مادی‌گرایی پیش می‌روند، تعجب کنید. شاید با خود بیاندیشید که چه طور ممکن است که «چیزی» که به ذهن می‌پردازد، دوگانه‌انگاری را به سادگی کنار بگذارد. اما در واقع تعجب شما از اشتباه شما حاصل می‌شود و نه از ساده‌انگاری دانشمندان علوم شناختی. چرا که همانطور که گفته شد علوم شناختی یک «علم» است و نمی‌خواهد خود را درگیر مسایلی کند که از دایره بررسی علمی خارج هستند. از این رو است که بسیاری از دانشمندان این حوزه به هیچ وجه وارد بحث درستی یا نادرستی دوگانه‌انگاری نمی‌شوند یا با استدلال‌های ساده از کنار آن می‌گذرند. (در حوزه‌ی فلسفه در طول تاریخ بحث‌های زیادی در این زمینه درگرفته است.)[ن]

علوم شناختی یک میان‌رشته [Interdisciplinary] است و شاخه‌های روانشناسی، علوم‌عصبی، علوم‌رایانه، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، فلسفه و… را دربر می‌گیرد. واضح است که این علوم در کنار ذهن به موضوع‌های دیگری نیز می‌پردازند. بنابراین آن بخش از این علوم که به نوعی به موضوع علوم شناختی بپردازند جزو علوم شناختی محسوب می‌شود. برای نمونه در مورد علوم‌رایانه پژوهشگرانی که در حوزه‌ی هوش‌مصنوعی کار می‌کنند را می‌توان دانشمندان شناختی [Cognitive Scientist] به‌شمار آورد. همچنین آوردن این نکته نیز مهم است که در منابع گوناگون از شاخه‌های گوناگونی (از علوم تربیتی گرفته تا زیست‌شناسی) به عنوان زیرشاخه‌های علوم شناختی یاد شده است.

شاید کمی عجیب به نظر برسد که چگونه چندین و چند علم مختلف به یک موضوع می‌پردازند. زنده‌یاد سنایی غزنوی داستان پیل و کورانی را تصویر می‌کند که هر یک به میزان درک خود و برپایه‌ی بخشی از بدن فیل که لمس کرده آن را به چیزی نسبت می‌دهد (گویا اصل داستان از تمثیل‌های بودا است). ما نیز در واقع همان کوران هستیم و ذهن آن فیل است. به همین سبب است که علوم مختلف هر کدام با زاویه‌ی دید خود به موضوع ذهن می‌پردازند.

برای این که بتوان یافته های علمی از مغز را به زبان ریاضی ترجمه کرد به رشته دیگری نیاز است که در کنار علوم اعصاب شناختی زاده شده و نام آن علوم اعصاب محاسباتی است.

کار چنین علمی این است که مکانیسم های عصبی نورونی را که به وسیله دانشمندان علوم اعصاب شناسایی شده اند به زبان ریاضی درآورد. وقتی این فرآیندها به زبان ریاضی ترجمه شدند، این قابلیت را دارند که در محیطهای غیرزیستی و موجود غیربیولوژیک مثل ربات یا ماشین پیاده سازی و اجرا شوند؛ بنابراین در علوم شناختی ما درباره زنجیره ای از علوم صحبت می کنیم که یک طرف آن مغز و علوم مربوط به آن است و یک طرف دیگر آن هم ریاضیدان ها، مهندسان کامپیوتر و مهندسان الکترونیک هستند و درواقع با همدیگر کار می کنند.

امروزه در مراکز تحقیقاتی عمده دنیا مجموعه ای از دانشمندان برای انتقال دانش از علوم پایه و اعصاب شناختی به صنعت و دیگر زمینه های زندگی بشر در حال تحقیق هستند و به دلیل تاثیر اقتصادی و نظامی و نیز تاثیر بر وضعیت بهداشت و سلامت جامعه ، هزینه های هنگفتی صرف آن می شود و نشان می دهد که جامعه صنعتی دریافته است که قرن آینده ، قرن علوم اعصاب و رشته های وابسته به آن است. ما معتقدیم رشد علوم اعصاب و دانش ما از مغز و قابلیت هایش که سریع تر از علم فیزیک بوده است می تواند در دهه های آینده در زندگی بشر در زمینه های مختلف نقش مهمی ایفای کند.

● دروازه ای رو به آینده

خوشبختانه کشور ما صاحب پژوهشگاهی است که بسیاری از نخبگان را دور هم جمع کرده و با دیدی رو به آینده علومی را گسترش داده که گرچه ممکن است به همین زودی و در کوتاه مدت شاهد نتیجه آن نباشیم ، اما آینده را از آن ما خواهد کرد. پژوهشگاه دانش های بنیادی (IPM) از حدود 10 سال پیش به فکر تاسیس رشته علوم اعصاب شناختی افتاد و در نهایت پژوهشکده علوم شناختی را راه اندازی کرد. برنامه های تحقیقاتی در این پژوهشکده ابعاد متفاوت و متنوعی از این دانش را مانند علوم اعصاب شناختی ، علوم اعصاب محاسباتی ، سایکوفیزیک ، گفتار و زبان ، شبکه های عصبی و هوش مصنوعی دربرمی گیرد. بسته به این که با چه تکنیکی مغز را مطالعه کنند رشته های علمی مختلفی به وجود آمده است.

سایکوفیزیک یکی از این رشته هاست که ده ها سال است وجود دارد و در حوزه روان شناختی مطرح است و کار آن مطالعه ظرفیت ها و قابلیت های ادراکی شناختی مغز به وسیله اندازه گیری پاسخ انسان و موجودات نخستین است که ما به صورت کمی این ظرفیت ها را در ارتباط با شناخت محیط و صدا و تصویر اندازه گیری و ارزیابی می کنیم. علوم اعصاب هم رشته دیگری است که در این علم کاربرد دارد و هدف آن بررسی مغز با انواع روش های تصویربرداری از آن است. این روش ها جزو انواع غیرتهاجمی بررسی مغز در شرایطی هستند که فرد در حال انجام یک آزمون شناختی است.میگنا دات آی آر.متاسفانه ما در ایران از این لحاظ دچار کمبود هستیم و به سرمایه گذاری چند میلیون دلاری و تربیت متخصص نیاز داریم. هوش مصنوعی هم در کشور ما وضع بدی ندارد و سی چهل نفر متخصص در این رشته داریم و چند نفر از آنها در پژوهشکده علوم اعصاب شناختی مشغول به کار و تحقیقند؛ البته در قسمت مدل سازی عصبی و علوم اعصاب محاسباتی در کشورمان دچار ضعف هستیم که در حال حاضر افراد نخبه ای داریم که ریشه در این آب و خاک دارند و در خارج از کشور مشغول تحصیل در این رشته اند که در صورت برگشت آنها، آغوش این پژوهشکده به روی آنها باز است.

متخصصان علوم اعصاب محاسباتی ریاضیدانانی هستند که با علوم مغز و اعصاب آشنایی دارند و در طرف دیگر قضیه هم متخصصان علوم اعصابی ایفای نقش می کنند که مقداری با زبان ریاضی آشنایی دارند و به این وسیله می توانند با انجام یک کار گروهی بین رشته ای به تبادل اطلاعات بپردازند و یکی از دلایلی که این رشته هنوز نتوانسته است در کشور ما بخوبی شکل بگیرد این است که ما به پزشکان ریاضیدان نیاز داریم ؛ البته در حال حاضر در کشور ما به صورت کمرنگ پزشکانی هستند که زمینه ریاضی خیلی قوی داشته و اغلب هم نخبه بوده اند و با خودآموزی و بهره گیری از تجارب استادان خارجی توانسته اند مقالاتی را در این زمینه چاپ کنند.

● مثال هایی با رنگ تخیل

طی سال گذشته ، در دنیا اتفاقاتی افتاد که اهمیت علوم اعصاب شناختی را پررنگ تر کرد. چاپ مقالاتی در این زمینه نقطه تحول جدی و اساسی در این زمینه بود. در 2 مورد از این مقالات ، صحبت از پیوند یک مدار الکترونیک به مغز بود. در یکی از آنها هیپوکمپ را که ساختاری در مغز ما و دیگر حیوانات است و در حافظه درازمدت نقش دارد، تخریب کردند و به جای آن یک مدار که مشابه هیپوکمپ بود و می توانست کار آن را انجام دهد در مغز قرار دادند و اعصاب را به آن وصل کردند، به طوری که حیوان تقریبا مثل یک حیوان سالم حافظه و یادگیری طبیعی خودش را داشت.

این آزمایش روی موش صحرایی انجام شد. در مورد دیگر هم که روی میمون رسوس صورت گرفت یک بخش از مغز را تخریب کردند و مدارات الکترونیکی که همان کار را انجام می داد آنجا نصب شد و بعد فرستنده هایی را در آنجا قرار دادند که به صورت بی سیم سیگنالی را به صورت امواج الکترومغناطیسی مخابره می کرد.

در جای دیگری از مغز هم گیرنده هایی را نصب کردند که آن امواج را دریافت و بخش خاصی از مغز را تحریک می کرد تا کار خاصی را که قبلا وظیفه قشر طبیعی مغز بود، انجام دهد؛ البته این موارد تازه شروع کار است و فقط این دید را به ما می دهد که در تخیل خود آینده را ترسیم کنیم ، مثلا این که در 50 سال آینده می توان قشر آسیب دیده مغز را براحتی با ادوات الکترونیکی جایگزین کرد، چون می دانیم آن قسمت از مغز چه کاری انجام می دهد و توانسته ایم آن را مدل سازی کنیم و ماشین هایی ساخته ایم که می توانند این کار را انجام دهند. مثال دیگر راه انداختن فردی بود که قطع نخاع شده بود و در مجله نیچر به چاپ رسید.

در این طرح ، فرد فلج در ذهنش تصور راه رفتن می کرد. این تصور به وسیله رایانه تحلیل می شد و عضلات توسط رایانه تحریک می شدند و به این ترتیب فرد به راه افتاد

به اعتقاد اهل علم ، کسی که به این دانش دسترسی داشته باشد در آینده خیلی بیشتر از ملت های صاحب سلاح اتمی بر دیگران مسلط خواهد بود، چون آن موقع سر و کار این ملت ها با مغز ما و کنترل آن است.

گفتنی است تا 10 سال پیش هیچکدام از این رشته ها در ایران وجود نداشت ، اما در حال حاضر می توان گفت محققان ما در زمینه علوم اعصاب شناختی در دنیا صاحب نظر هستند و تعداد قابل توجهی آزمایشگاه تحقیقاتی در این زمینه تاسیس شده است که متاسفانه فقط در پژوهشگاه دانش های بنیادی هستند و دیگر مراکز دانشگاهی ما هنوز به آن نپرداخته اند.

در حال حاضر، پژوهشکده علوم اعصاب شناختی در حال تربیت دانشجوی دکتری در این رشته است و در سال 10 ، 15 مقاله با کیفیت های متفاوت در مجلات معتبر خارجی از این پژوهشکده به چاپ می رسد. نکته حایز اهمیت در این زمینه این است که اولین مقاله تمام ایرانی در مجله بسیار معتبر نیچر توسط دکتر استکی و همکارانشان به چاپ رسیده است که روی ادراکات بینایی و شناخت چهره بررسی های جالب توجهی انجام داده بود.

● فردا دیر است

هر چند در مورد این رشته نگذاشتیم تجربه فیزیک تکرار شود، اما باز هم موانعی بر سر راه هست که اگر آنها را رفع نکنیم باز هم از دنیا و علمی که آینده را متحول خواهد کرد، عقب خواهیم ماند. به گفته یکی از محققان این پژوهشگاه ، با وجود سیر رو به رشد مقالات ما در این زمینه باز هم مشکلات بسیار زیادی بر سر راه است و تلاش گروه علوم شناختی در پژوهشکده این است که تحول ایجاد شده در این رشته را تثبیت کرده از حالت وابسته به فرد درآورد و مسیری ایجاد کند که ادامه داشته باشد. این گروه موفق شده است در کلاس یک دنیا این کار را انجام دهد. کشور ما و دنیا نیاز مبرمی به این رشته دارد چون در آینده انواع بیماری های عصبی مثل آلزایمر، اختلال حافظه مربوط به بالا رفتن سن ، پارکینسون و بسیاری دیگر که هزینه های بسیاری را بر دوش جامعه می گذارد به این طریق درمان می شود.

از طرف دیگر، سهم مکانیسم های شناختی در مغز و پیاده سازی آن در ربات می تواند تحولات صنعتی زیادی به وجود آورد که آینده اقتصاد دنیا را در دست خواهد گرفت. صنایع نظامی هم بسیار متاثر از این رشته است ، به طوری که الان در دنیا میلیاردها دلار در زمینه علوم اعصاب شناختی صرف بخش نظامی می شود.

با نگاهی به این چشم انداز به اهمیت آن پی می بریم ، بنابراین باید شرایط کار و تحقیق در این زمینه در کشور ما فراهم شود، بعلاوه این امکانات به شکل منطقی و بموقع توزیع شود تا فرار مغزها را نداشته باشیم.

متاسفانه هنوز در سطوح بالای تصمیم گیری مملکت ما افرادی نشسته اند که می گویند اصلا چرا باید مقاله چاپ کرد یا این که چرا باید این مقالات را در مجلات بین المللی ISI به چاپ رساند و با شعارهایی که ظاهر پسندیده ای دارند، جلوی این کار را می گیرند؛ مثلا بحث ISI اسلامی را مطرح می کنند. گرچه این کار اصلا کار بدی نیست ، اما باید آن را در کنار ISI اصلی مطرح کرد و نه به عنوان جایگزین آن.

بعضی مسوولان حتی می گویند محققان ما چرا باید در کنفرانس های غربی شرکت کنند، بلکه خوب است در کنفرانس هایی که در کشورهای اسلامی برگزار می شود شرکت کنند. مورد دیگری که مسوولان وزارت ما به آن ایراد می گیرند این است که تحقیقات ما جوابگوی نیازهای روز جامعه نیست که البته این حرف در جای خودش درست است و تحقیقات باید جنبه کاربری داشته باشند و کاربردهای حاضر و فوری جامعه باید در آنها لحاظ شود؛ اما این درست نیست که چشممان را ببندیم و بگوییم فقط باید معضل امروز حل شود که اگر چنین کنیم باز هم از دنیا عقب می مانیم.

کار تحقیقاتی به بسترسازی نیاز دارد و زمان می برد و باید نیروی انسانی را آموزش داد. پس نمی توان به 20 یا 30سال دیگر فکر نکرد و نیازهای آن موقع را درنظر نگرفت.

بعضی تحقیقات پایه هم گرچه ممکن است در نگاه اول نتیجه فوری به همراه نداشته باشند، اما با خود رشد فناوری می آورد و شرکت های تولیدی می توانند از یافته های آنان برای تولید محصول بهتر با بازدهی اقتصادی بالاتر استفاده کنند. به اعتقاد محققان این رشته در کشورمان ، رشته هایی که حالت بین رشته ای دارند بیشترین محرومیت را در کشورهای جهان سوم دارند، چون سازمانی نیست که به آنها توجه کند.

● علم از نوع باکیفیت

تحقیقات ما باید در عرصه نقد بین المللی و محک سختگیرترین آدم های علمی دنیا قرار گیرند. اگر نتوانیم در مجلات معتبر علمی مقاله چاپ کنیم کشورمان هیچ تکانی در علم و صنعت نخواهد خورد. متاسفانه بیشتر علمی که در کشور ما تولید می شود از نوع درجه 3 است. اگر در مقابل 4 یا 5 هزار مقاله ای که داریم فقط 20 یا 30 تا در بهترین مجلات علمی چاپ می شوند باید بدانیم مسیر درستی نرفته ایم. ما به مقالاتی نیاز داریم که بتوانند ما را به هزار سال قبل خودمان که حرف اول علم را در دنیا می زدیم برگردانند و این کار گرچه سخت است ، اما شدنی است و راه آن تاکید بر علم با کیفیت است.

●روان‌شناسی شناختی cognitive psychology
روان‌شناسی شناختی مكتبی است كه به بررسی فرایندهای درونی ذهن از قبیل حل مسئله، حافظه، ادراك، شناخت، زبان و تصمیم گیری می‌پردازد. موضوعاتی ازاین قبیل كه انسان چگونه و با چه ساختاری به درك، تشخیص و حل مسئله می‌پردازد و این كه ذهن چگونه اطلاعات دریافتی از حواس (مانند بینایی یا شنوایی) را درك می‌كند و یا اینكه حافظه انسان چگونه عمل می‌كند و چه ساختاری دارد؛ از عمده مسائل قابل توجه دانشمندان این رشته می‌باشد. محققین روان شناسی شناختی به ذهن همچون دستگاه پردازشگر اطلاعات می‌نگرند و رویكرد آنان به مطالعه مغز و ذهن برپایه تشابه عملكرد مغز با رایانه است. روان‌شناسی شناختی از دو جنبه با مكاتب روان‌شناسی قبلی تفاوت اساسی دارد:

1-برخلاف مكاتب روان‌شناسی‌ كلاسیك از قبیل روان‌شناسی فرویدی، از روش تحقیق علمی و بررسی موارد قابل مشاهده استفاده می‌كند و روشهایی چون درون نگری را به كار نمی‌برد.

2-برخلاف روان‌شناسی رفتارگرا، فرایندها و پدیده‌های ذهنی، چون باور، خواست و انگیزش را مهم دانسته ، مورد مطالعه قرار می‌دهد.

از زیر مجموعه های روان شناسی شناختی می توان رشته های نوروسایکولوژی، روان شناسی بالینی، روان شناسی تربیتی، روان شناسی قانونی، روان شناسی سازمانی و صنعتی با گرایشهای شناختی را نام برد.

●علم اعصاب شناختی cognitive neuroscience
این حوزه به بررسی مغز و فعالیت‌های آن می‌پردازد. در حالی‌كه روان‌شناسی شناختی وقایع ذهنی را مستقل از فعالیت مغزی بررسی می‌كند، رویكرد علم اعصاب شناختی بر این پایه استوار است كه فعالیتهای ذهنی برخاسته از فعالیتهای مغزی است و بدین ترتیب توضیح فرایندهای شناختی مستلزم گردآوری اطلاعات درباره مغز می‌باشد.

هدف علم اعصاب شناختی فهم ماهیت و ساختار فعالیتهای ذهنی است. رویكرد این علم به ذهن رویكردی پردازشی است به این معنی كه فعالیتهای ذهنی براساس نحوه پردازش خرده سیستمهایی توضیح داده می‌شود كه هریك مسئول انجام یك فعالیت ذهنی به‌خصوص، مثل خواندن یك كلمه یا جمله، بازشناسی بصری اشیاء یا انسانها، و یا حل مسائل ریاضی می‌باشند. این خرده سیستمهای پردازشگر براساس الگوهای فعالیت مغزی و اطلاعات ساختاری مغز تبیین می‌شوند. دانشمندان این رشته از روش‌های متنوعی برای مطالعه مغز استفاده می کنند، از قبیل بررسی تاثیر داروها و مواد شیمیایی روی مغز (نوروفارماكولوژی)، ثبت نوارهای مغزی (ERP,EEG)، ثبت تحریك سلولی، تحریك مستقیم مغز حین عمل جراحی، مداخله غیر مستقیم در عملكرد مغز (TMS) و تصویربرداری پیشرفته با استفاده از ابزارهایی مانند fMRI, PET و MEG .

این رشته كه در دهه 1990 به پیشرفتهای قابل توجهی دست یافت همچنان به رشد خود ادامه می‌دهد و علاوه بر بررسی مسائل كلی شناختی مانند حافظه،‌ توجه،  هشیاری، یادگیری و غیره، دارای زیرشاخه‌های متعددی شده است که از جمله می توان به حوزه های بین رشته ای عصب شناسی روان پزشکی، عصب شناسی زبان شناسی، عصب شناسی علوم اجتماعی، عصب شناسی اقتصاد، عصب شناسی بازاریابی، عصب شناسی زیبایی شناسی، عصب شناسی الهیات اشاره کرد.

 

●زبان‌شناسی شناختی
در زبان شناسی شناختی زبان همچون یك جزء اساسی شناخت انسان، کارکردی شناختی تلقی می‌گردد. از این منظر زبان هم محصول تفكر است و هم وسیلة تفكر.

زبان‌شناسی شناختی از ساختار ظاهری زبان فراتر رفته، و به بررسی عملیات بنیادی بسیار پیچیده‌تری می‌پردازد كه موجد دستور زبان، مفهوم سازی، سخن گفتن و تفكر است. رویكرد نظری این حوزه بر پایه مشاهدات تجربی و آزمایشهای علمی روان‌شناسی و علم اعصاب استوار است و هدف آن فهم چگونگی بازنمایی اطلاعات زبانی در ذهن، چگونگی یادگیری زبان، چگونگی درك و استفاده از آن و چگونگی  ارتباط اجزای سازنده شناخت است.

برخی از زیر شاخه‌های اختصاصی زبان شناسی شناختی عبارتند ازمعناشناسی واژگانی، رویكرد شناختی به دستور زبان و استعاره های شناختی.

●فلسفه ذهن philosophy of mind

فلسفه ذهن شاخه‌ای از فلسفه است كه به مطالعه ماهیت ذهن، فعالیتهای ذهن، خصوصیات ذهن، هشیاری و رابطه آنها با بدن مادی می‌‌پردازد. نقش فلسفه در علوم شناختی فراتر از نقشی است كه فلسفه در علوم دیگر دارد. فلسفه، در حوزه‌های مختلف معرفت بشری با پرسش سوالات اساسی و تهیه پاسخ آنها علوم مختلف را پایه ‌ریزی می کند، به طوری که پس از شکل گیری دانشی كه قادر به پاسخگویی به آن سؤالات باشد، یك قدم از آن حوزه عقب می‌نشیند.

اما فلسفه ذهن در علوم شناختی نقشی فراتر از پایه‌ریزی این علم از طریق پرسشهای اساسی دارد. بسیاری از رویكردهای بنیادی كه اكنون در علوم شناختی نقش محوری دارند محصول نظریه‌پردازی منطق‌دانان و فلاسفه می‌باشند.

البته، فلاسفه ذهن نیز به نوبه خود از پیشرفت علوم شناختی برای پیشبرد نظریه‌های خود بهره برداری می‌كنند. بدین ترتیب فلسفه ذهن نه تنها در پایه‌ریزی علوم شناختی نقش به‌ سزایی داشته است، بلكه به‌عنوان یك جزء اصلی تشكیل دهنده علوم شناختی، با سایر علوم تشكیل دهنده این حوزه رابطه متقابل و پویایی دارد.

●حوزه های کاربردی علوم شناختی

بی تردید از آنجا که حیات انسان و جامعه وابسته به کارکردهای مغزی اوست، شناخت ما از مغز و ذهن می تواند تأثیر به سزایی بر همه ابعاد حیات انسان داشته باشد. در این میان هوش مصنوعی و ساخت رایانه هایی که بتواند وظایف انسان را انجام دهند، پزشکی و جبران آسیبهای مغزی و شناختی، آموزش و پرورش، سلامت روانی و اجتماعی، سیاست و افکار عمومی، امنیت و دفاع، اقتصاد و بهزیستی، مهندسی و رابطه انسان و فناوری از اهمیت بیشتری برخوردارند. همه این حوزه ها با علوم شناختی رابطه ای تنگاتنگ دارند و به همین دلیل رشته هایی چون هوش مصنوعی، آموزش و پرورش شناختی، روان درمانی شناختی، شناخت اجتماعی و روان شناسی سیاسی، روان شناسی تحلیل اطلاعات و رسانه های گروهی، علوم دفاعی شناختی، اقتصاد شناختی، مهندسی شناختی و غیره پدید آمده اند تا با استفاده از یافته های علوم شناختی در باره مغز و ذهن انسان، زمینه استفاده بهینه از این ودیعه الهی را فراهم ساخته، کاستیهای آنرا جبران و از بروز خطاهای ذهنی انسان جلوگیری نمایند. در زیر به برخی از این حوزه های کاربردی مختصراً اشاره می شود:

●مداخله تشخیصی و درمانی

با استفاده از یافته های علوم شناختی می توان زمینه های بالقوه اختلالاتی مانند خوانش پریشی و درخودماندگی را در كودكان از طریق تصویر برداری عصبی پیش بینی كرد و با انجام مداخله به موقع عصب شناختی و تصویر برداری مجدد از آن، از ترمیم آن مطمئن گشت. اینگونه مداخلات عصب شناختی راه را برای معالجه بسیاری از كاستیهای عصبی باز می كند و فصل جدیدی را در علم اعصاب پدید خواهد آورد.

از جمله این مداخلات دستكاری ژنتیك و كاشت سلولی است. اینك به منظور تقویت عصبی و رفع كاستیها و فساد عصبی، دانشمندان در حال تجربه دستكاری ژنتیك سلولهای عصبی، كاشت آن و سلول درمانی یا پیوند عصبی هستند. یكی از دانشمندان علم اعصاب به نام مارتا فرح می گوید: "بیست سال پیش معقول به نظر نمی رسید كه دانشمندان علم اعصاب در باره نمایه های مغزی مربوط به راستی در برابر دروغ، حافظه قابل ارزیابی در برابر حافظه كاذب، احتمال ارتكاب جنایات خشونت بار در آینده، سبكهای استدلال اخلاقی، نیت همكاری و حتی محتوای خاص آگاهی، حتی پیشنهادهایی داشته باشند. امروز نیز معلوم نیست برای بیست یا پنجاه سال بعد چه خواهیم داشت".

آنچه قطعی است شروع مداخله عصبی در مورد حیوانات است كه تا به حال نتایج چشمگیری داشته است. برای مثال، محققان موسسه مطالعات زیست شناختی سالك و دانشگاه كالیفرنیا در سندیگو موفق شده اند از دست دادن حافظه را در موشها با جلوگیری از تولید نوعی پروتئین كه در ایجاد پلاكهای مغزی موثر است، كنترل كنند. یا در كشور خودمان همپای برخی از كشورهای پیشرفته تحقیق در باره كشت و كاشت سلولهای عصبی و ترمیم سلولهای فاسد شده از طریق سلول درمانی در سطح آزمایشگاهی آغاز شده است

●هوش مصنوعی artificial intelligence
هوش مصنوعی دانش ساخت رایانه‌هایی است كه بتواند كارهایی را انجام ‌دهد كه انجام آن توسط انسان نیاز به هوشمندی و شعور دارد. تحقیقات انجام شده در هوش مصنوعی عمدتاً متمرکز بر یادگیری، حل مسئله، ادراك، پردازش زبان بوده است.

با پیشرفتهایی كه در زمینة هوش مصنوعی و تولید سامانه های هوشمند به دست آمده است می توان بین شناخت طبیعی و شناخت مصنوعی پیوند بر قرار کرد. وسایل ارتباطی و واسطهایی كه امروز برای جبران كاستیهای شناختی تجربه می شود این امید را زنده ساخته است كه بتوان در آینده بخشی از این كاستیها را ترمیم كرد. از جمله استفاده از رایانه هایی است كه معلولین می توانند با امواج مغزی خود آنرا اداره كنند و مثلاً مطالب خود را بدون استفاده از انگشتان خویش بر روی آن تایپ کنند، یا رایانه هایی كه امواج مغزی فرد معلول را به كلام تبدیل می نماید. تولید دست و پای مصنوعی نیز دست آورد دیگر دانشمندان علوم شناختی است كه با اتصال به سلسله اعصاب فرد می تواند فقدان عضو او را جبران کند.

برخی از دانشمندان علوم شناختی پیش بینی می كنند كه با كمك دانشمندان هوش مصنوعی بتوانند رایانه هایی بسازند كه ایده ها را درك كند و به پردازش معنایی بپردازد، رایانه هایی كه هوشهای چندگانه را تشخیص دهند و به رفع ضعف فرد در یك هوش خاص كمك كنند، رایانه هایی كه بتوانند به معنای واقعی كلمه با انسان مكالمه كنند و درك متقابل داشته باشند. هوارد گاردنر مجموعه این مداخلات را مداخلات نرم افزاری و سخت افزاری می نامد.

با این گونه مداخلات نرم افزاری و سخت افزاری می توان آینده جالبی را تصور كرد. تصور كنید دنیای آینده چگونه خواهد بود اگر انسان بتواند با دخالت در مغز از طریق كشت و پیوند سلولهای عصبی، از طریق دستكاریهای ژنتیك، و از طریق جلوگیری از تولید پروتئینهایی كه كار مغز را مختل می كند، مغز انسان را كارامدتر سازد. بتواند با روشهای درمانی و ترمیمی عصب شناختی كاستیهای مغز را جبران كند، بتواند با روشهای شناختی یا نرم افزاری استفاده بهتر از مغز را تضمین نماید و بالاخره بتواند با استفاده از سامانه های مصنوعی كاركردهای مغز را تقویت كند.

در زیر به برخی از كاربردهای هوش مصنوعی اشاره می شود:

شناخت الگو یا ادراك حسی مانند بازشناسی بصری حروف الفبا، بازشناسی گفتار، بازشناسی صدا، بازشناسی چهره.

ارتباط مغز و رایانه (BCI)که ممکن است از طریق آن به صورت یک سویه و یا دو سویه بین رایانه و مغز اطلاعات مبادله گردد.

مطالعات BCI بیشتر بر روی ابزارهای کاشته شده در مغز حیواناتی انجام شده است که دچار نقص حرکتی، بینایی و یا شنوایی بوده اند، ولی در سالهای اخیر در مورد انسانهایی که دچار نقص بینایی، شنوایی و یا حرکتی شده اند نیز کاشت ابزار صورت گرفته است. طراحی این ابزارها بر اساس مطالعات علم اعصاب شناختی صورت می گیرد. بر این اساس، مغز با ابزاری که بتواند از نظر دریافت و ارسال سیگنالها به آن کمک کند سازگار می‌شود و بدین ترتیب، اندامهای مصنوعی از طریق ابزارهای رایانه ای به نحوی کنترل می‌شوند که گویی توسط مغز کنترل شده باشند. هدف نهایی BCI آن است که مغز به رایانه وصل شود، به طوری که بتوان قابلیتهای بیشتری را از آن انتظار داشت.

●تقویت شناختی cognitive enhancement

تقویت شناختی به معنای ارتقاء توانمندیهای مغز در زمینه کارکردهای شناختی از جمله ادراک، توجه، هشیاری، حافظه، تصمیم‌گیری، تجزیه و تحلیل، استدلال، تعادل خلقی و غیره می‌باشد. تلاش‌ محققین علوم شناختی و علم اعصاب شناختی اصالتاً متمرکز بر شناخت هرچه بیشتر کارکردهای مغزی است، ولی در عین حال یافته های آنها در دسترس شاخه‌های دیگر علوم از جمله داروسازی، برای تولید داروهای تقویت کننده توانمندی‌های فوق الذکر قرار می‌گیرد. رشته‌های دیگر از جمله علوم رایانه، مهندسی پزشکی، سلولهای بنیادی، الکترونیک، بیومکانیک، فناوری نانو و عصب شناختی رایانه ای همگی در صدد تولید مواد دارویی، وسایل و روشهایی هستند که بتواند، توانمندیهای شناختی انسان را افزایش دهد.

●تشخیص
عملكرد حوزه تشخیص در هوش مصنوعی ایجاد الگوریتمها و تكنیكهایی است كه بتواند تشخیص ‌دهد آیا رفتار یك سیستم خاص بهنجار است یا خیر. اگر سیستم به درستی كار نكند الگوریتم مذكور باید قادر به تشخیص محل دقیق اختلال و نوع اختلال باشد.

در این حوزه می‌ توان از سیستمهای خبره نام برد. این سیستمها برنامه‌هایی است كه از دانش و مهارتهای تحلیلی یك یا چند انسان صاحب تخصص در یك حوزه خاص برخوردار می‌باشد و از اطلاعات فوق برای حل مشكلات به‌وجود آمده استفاده می‌كند. به‌عنوان مثال می‌توان از سیستمهای خبره كه در تشخیص و درمان پزشكی به‌كار می‌رود یاد كرد.

●روباتها

روبات یك عامل مصنوعی الكترومكانیكی است كه ظاهر و حركاتش هدف و مقصود معینی را دنبال می‌كند. روباتها را می‌‌توان براساس عملكردشان به دو گروه صنعتی و خانگی تقسیم كرد.

●بازیهای رایانه ای

در بازیهای رایانه ای، بازیگرها طوری طراحی می‌شوند كه هوشمند به نظر می‌ آیند. نمونه برجسته استفاده از این فن‌آوری را می‌توان در شطرنج باز Deep Blue، ساخته IBM مشاهده كرد که توانست گاری كاسپاروف[43] قهرمان شطرنج جهان را در سال 1996 شکست دهد.

●آموزش و پرورش شناختی   

یافته های علوم شناختی تأثیرات عمیقی را در سالهای اخیر بر آموزش و پرورش بر جای گذاشته است به طوری که امید آن می رود که اثر بخشی این نهاد کهن روز به روز ارتقا یابد. اینک کشورهای پیشرفته پروژه های سنگینی را در زمینه کاربرد علوم شناختی در آموزش و پرورش در دست اجرا دارند و با تأسیس مدارس شناختی در حال تجربه این رویکرد در آموزش و پرورش هستند. برای مثال سازمان همكاری اقتصادی و توسعه(OECD) در سال 1999 پروژه ای مطالعاتی را آغاز كرد كه "علوم یادگیری و تحقیقات مغز" نام گرفت. این سازمان طی نشستهایی در آمریكا، كانادا و ژاپن با همفكری جمعی از دانشمندان برجسته از سایر كشورها به بررسی این موضوع پرداخت و سرانجام در سال 2002 گزارشی را تحت عنوان "شناخت مغز: به سوی علم جدید یادگیری" منتشر ساخت.    

همچنین كشورهای اروپایی در صدد برآمده اند نظام آموزشی خود را بر اساس یافته های جدید علمی بازسازی كنند و گزینه های مختلفی را به عنوان گزینه های جایگزین مطرح سازند كه موجب دگرگونی بنیانی نظام آموزش و پرورش خواهد گردید. یكی از این گزینه ها تكیه بیشتر بر آموزش انفرادی به جای آموزش جمعی با استفاده از محیطهای مجازی است.

بدین منظور سازمان همكاری اقتصادی و توسعه  از سال 1997 پروژه ای را در دست مطالعه دارد تا آینده مدارس را طی 25-15 سال بعد طراحی نماید. آنها شش گزینه را مورد توجه قرار داده اند كه در تحلیل سیاست آموزشی سال 2001 OECD، تحت عنوان "مدارس ما چه آینده ای خواهند داشت؟" منتشر شده است. در سال 2003 نیز مجمع OECD تحت عنوان "مدرسه داری برای فردا" به بررسی این شش گزینه پرداخته است.

بی تردید در جمهوری اسلامی نیز با توجه به دستاوردهای جدید روان شناسی، بازنگری جدی در نظام آموزش و پرورش ضروری است. ما نمی توانیم نسبت به دستاوردهای علمی دنیا در زمینه آموزش و پرورش بی تفاوت باشیم. از سوی دیگر امواج جهانی شدن به عنوان یك واقعیت دیر یا زود ما را نیز در بر خواهد گرفت. راه مقابله با این امواج، طراحی نظام جدید آموزشی با توجه به یافته های جدید علمی و مبتنی بر ارزشهای دینی و فرهنگی جامعه خودمان است. این تنها سدی است كه می تواند در برابر سیل جهانی شدن مقاومت كند.

●روان درمانی شناختی

رشته روان درمانی شناختی به عنوان رویکردی جدید در روان شناسی بالینی و روان پزشکی توانسته است توفیقات قابل توجهی را در درمان اختلالات رفتاری و روانی به ارمغان آورد. از جمله توفیقات روان درمانی شناختی، معالجه معتادین به مواد مخدر است، به طوری که موثر بودن این رویکرد به خوبی به اثبات رسیده است. در سایر زمینه های اختلالات روانی نیز امروزه رویکرد شناختی چه به تنهایی و چه در تلفیق با فنون رفتار درمانی یکی از شیوه های موثر روان درمانی تلقی می شود به طوری که نشان داده شده است اثر این نوع  معالجات ماندگارتر بوده، احتمال بازگشت مجدد بیماری کاهش می یابد.

●شناخت اجتماعی و روان شناسی سیاسی

علوم شناختی به تحلیل و درک رویدادهای اجتماعی و رفتارهای سیاسی نیز کمک شایان توجهی می کند. نحوه شکل گیری گروههای اجتماعی و نقش شناخت در آن، درگیریهای قومی، نژادی و مذهبی، نقش رهبران اجتماعی- سیاسی و شخصیت آنها در رفتارهای سیاسی- اجتماعی، نقش شناخت، هویت اجتماعی، هیجان و نگرش در رفتارهای اجتماعی و سیاسی، افراط گرایی و مناقشات بین المللی همگی از موضوعات مورد علاقه روان شناسی سیاسی و جامعه شناسی شناختی است.

●روان شناسی تحلیل اطلاعات و رسانه های گروهی

یکی از حوزه های کاربردی متأثر از یافته های علوم شناختی، روان شناسی تحلیل اطلاعات و رسانه های گروهی است. روان شناسی شناختی در درک خطاهای شناختی که منجر به تصمیمات نادرست می گردد و نیز طراحی بهترین شیوه تأثیر گذاری بر افکار عمومی به این حوزه کمکهای مهمی می رساند. دستگاههای اطلاعاتی یکی از کاربران یافته های علوم شناختی برای تحلیل اطلاعات هستند. رسانه های گروهی نیز برای جذب افکار عمومی و تأثیرگذاری بر آن از اصول روان شناسی شناختی بهره می برند. زبان شناسی شناختی نیز در استفاده از استعاره های مناسب به این حوزه کمک ارزشمندی انجام می دهد.

●روان شناسی تغییر ذهن

یکی از زمینه های جذاب در روابط فردی و جمعی مقوله تغییر ذهن است. چگونه ما می توانیم در روابط شخصی و اجتماعی خود بر دیگران تأثیر بگذاریم و اساساً تحول ذهنی و فکری چگونه پدید می آید. این موضوعی است که نظر دانشمندان علوم شناختی را به خود جلب کرده، به طراحی راهکارهایی برای تغییر ذهن خود و دیگران انجامیده است. روان شناسی شناختی و زبان شناسی شناختی به این حوزه نیز کمک شایان توجهی می کنند.

●علوم دفاع شناختی

یافته های علوم شناختی در قلمروی دفاعی و امور امنیتی نیز میدان فعالیت وسیعی کسب کرده است، به طوری که نیروهای مسلح کشورهای پیشرفته در کنار توسل به قدرت سخت از کاربرد قدرت نرم غافل نمانده با استفاده از یافته های علوم شناختی در جستجوی راهکارهای عملی برای تأثیر گذاری بر فکر و ذهن فرماندهان و نیروهای مسلح رقیب و انحراف افکار ایشان هستند. همچنین کاربرد دقیق سلاح، پرهیز از خطاهای شناختی و نیز استفاده از دستورالعملهای شناختی به منظور بالابردن ضریب دقت و صحت تصمیمات نظامی، به ویژه در هنگام فوریتها از زمینه هایی است که علوم شناختی می تواند کمک قابل توجهی به علوم دفاعی انجام دهد.

●اقتصاد شناختی

یکی از مسایل مهم در اقتصاد و بازرگانی مقوله تصمیم گیری و داوری است. تصمیم گیری و عوامل موثر در آن موضوع مورد علاقه علوم شناختی به ویژه روان شناسی شناختی و زبان شناسی شناختی نیز می باشد. اقتصاد شناختی در کنار نظریه های دیگر تصمیم گیری همچون انتخاب عقلانی موسع یا محدود ، نظریه بازیها، نظریه پویایی سیستمها می تواند به درک فرایند تصمیم گیری در اقتصاد و بازرگانی کمک کند.

●مهندسی شناختی

رابطه انسان و فناوری، به ویژه ماشین، موضوعی است که در مهندسی شناختی مورد مطالعه قرار می گیرد. در این زمینه راههای بهبود فناوریها و ماشین آلات به نحوی که کاربرد آنها برای انسان مطلوب تر باشد و نیز بررسی خطاها و اشتباهاتی که در هنگام استفاده از آن، به ویژه در مراکز حساسی چون نیروگاهها، برجهای فرودگاه وتاسیسات هسته ای ممکن است رخ دهد، از موضوعاتی است که مورد علاقه مهندسی شناختی است.



پدر علم روانسنجی ایران درگذشت


دکتر حیدرعلی هومن، پدر علم روانسنجی ایران، صبح امروز در پی نارسایی تنفسی در سن 80 سالگی در بیمارستان گلستان تهران درگذشت.

دکتر علی عسگری از شاگردان و همکاران نزدیک استاد در گفت‌و‌گو با ایسنا اظهار داشت: زنده یاد دکتر هومن، بنیان‌گذار علم نوین روانسنجی در ایران و مولف شمار زیادی کتاب و مقاله علمی در زمینه روان سنجی، سنجش و اندازه‌گیری، روش تحقیق و آمار بود. استاد بیش از 50 سال به امر تدریس و پژوهش در دانشگاه‌های ایران (تربیت معلم، دانشگاه تهران، شهید بهشتی، تربیت مدرس، دانشگاه‌علامه طباطبایی، دانشگاه‌های آزاد اسلامی و چندین موسسه پژوهشی و تحقیقاتی معتبر) مشغول بود.

وی خاطرنشان کرد: دکتر هومن با کسب درجه فوق دکتری در زمینه پژوهش کاربردی، دو درجه دکتری در رشته‌های روانسنجی و روانشناسی تربیتی و پنج مدرک فوق لیسانس در حوزه‌های مختلف روانشناسی (روان سنجی، زبان و ادبیات انگلیسی، فلسفه و تعلیم و تربیت) از دانشگاه‌های آمریکا علاوه بر هدایت و راهنمایی صدها پایان‌نامه تحصیلی و رساله دکتری دانشجویان، چندین تست، آزمون و پرسشنامه را در سطح ملی اجرا و استاندارد کرده بود.

عسگری تصریح کرد: استاد به پاس استاندارد کردن هوش آزمای ملی تهران – استنفورد بینه، برنده جایزه خوارزمی شده و سه کتاب ایشان (شناخت روش علمی، تحلیل داده‌های چند متغیری و آمار استنباطی) برگزیده کتاب سال شدند. ایشان علاوه بر مسوولیت نظارت و مشاوره تعداد زیادی از پژوهش‌های ملی و اخذ جایزه پژوهشگر برگزیده جشنواره ابوریحان و چندین جشنواره دیگر برای سالها رییس سازمان تحقیقات علمی و روان سنجی ارتش، انجمن اولیاء و مربیان و نیز رییس بخش پژوهش سازمان سنجش آموزش کشور و رییس بخش پژوهش مرکز آموزش مدیریت دولتی بوده و در سال 1387، از سوی دانشگاه‌ها و سایر نهادهای علمی به پاس پنجاه سال فعالیت علمی ایشان و خدمات بی‌بدیل و ارزشمندی که به جامعه علمی و پژوهشی کشور عرضه داشتند مراسم بزرگداشتی برگزار و از ایشان تقدیر به عمل آمد.



حس ترس و اضطراب تمایل به نوشتن را در انسان افزایش می دهد

حس ترس و اضطراب تمایل به نوشتن را در انسان افزایش می دهد


پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بررسی های آنان نشان داده است، نوشتن خاطرات روزانه و سرودن شعر تاثیر مثبتی بر کنترل احساسات و غلبه بر ترس، غم و اضطراب دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، محققین می گویند نه تنها دست به قلم شدن موجب کاهش ترس و اضطاب می گردد، بلکه حس ترس و اضطراب تمایل به نوشتن را در انسان افزایش می دهد .

پرفسور متیو لیبرمان از دانشگاه کالیفرنیا معتقداست، روی کاغذ آوردن خاطرات روزانه یا تجربیات شخصی فعالیت بخشی از مغز را که مسئول کنترل احساسات است بیشتر می کند.

دانشمندان آمریکایی با بررسی فعالیت مغز ۳۰ نفری که از آنها خواسته شده بود خاطرات غم انگیز خود را روی کاغذ بیاورند، متوجه شدند کیفیت نوشتن خاطرات یا اشعار سروده شده هیچ اهمیتی ندارد و آنچه مهم است تاثیر آنها بر آرام کردن انسان است.

به این ترتیب روند نوشتن با دست تاثیر درمانی بر انسان دارد.

محققان امیدوارند این کشف جالب به اصل و اساسی برای یافتن روش جدید درمانی کمک کند که با استفاده از آن بتوان افرادی را که از انواع ترس ها رنج می برند نجات داد، چون نوشتن درباره ترس ها تاثیر بسیار موثری در غلبه بر آنها دارد.

دانشمندان همچنین با اشاره به اینکه بسیاری از نویسندگان بزرگ انسان های بسیار حساسی بوده یا هستند که در اغلب موارد از ناراحتی های روحی رنج می برند این احتمال را مطرح کرده اند که حس ترس و اضطراب تمایل به نوشتن را در انسان افزایش می دهد




زنانی که در حین بارداری به افسردگی مبتلا می شوند به حمایت بیشتری نیاز دارند

زنانی که در حین بارداری به افسردگی مبتلا می شوند به حمایت بیشتری نیاز دارند


پژوهشگران علوم پزشکی می گویند بر اساس نتایج یک بررسی جدید نتیجه گرفته اند که افسردگی در حین بارداری خطر ابتلا به اختلالات روانی را تشدید می کند آنان عنوان کردند که  بیش از یک سوم از زنانی که دچار افسردگی حین بارداری می شوند به فکر خودکشی می افتند.

   افسردگی دوران بارداری، حتی از افسردگی پس از زایمان نیز شایع‌تر است و حدود یک سوم زنان باردار، درجاتی از افسردگی را تجربه می‌کنند.

در این مطالعه جدید که برای دوره ای کوتاه مدت و توسط کارشناسان کالج سلطنتی «میدوایوز اند نت مافر» انجام گرفته ۲۶۰ زن که در دوران بارداری دچار اختلال افسردگی شده بودند، حضور داشتند.

نتایج بررسی ها تایید کرد خطر ابتلا به اختلالات روانی در مادرانی که در حین بارداری افسرده بوده اند به مراتب بیشتر از زنانی است که پس از زایمان دچار افسردگی می شوند.

کارشناسان تاکید دارند زنانی که در حین بارداری به افسردگی مبتلا می شوند به حمایت بیشتری نیاز دارند.

بر اساس این مطالعه ۸۰ درصد زنانی که در طول بارداری افسرده می شوند به افسردگی پس از زایمان نیز مبتلا خواهند شد.

پزشکان تاکید دارند اگر بتوانیم این زنان را هر چه زودتر شناسایی کنیم می توانیم مانع از ابتلای آنها به اختلالات روانی شویم.

افسردگی دوران بارداری درزنان معمولاً از ۳ ماهگی با علائمی مانند غمگینی، بی‌علاقگی به انجام امور روزمره‌ی‌ زندگی و برقراری ارتباط اجتماعی،دردهای جسمانی بی‌دلیل که پزشک برای آنها توجیه فیزیکی ندارد، احساس بیماری و خستگی و ضعف مزمن، ناتوانی درکنترل خشم واحساسات منفی، بی‌نظمی درخواب وخوردن ظاهرمی‌شود.

هم عوامل محیطی وهم عوامل غیر محیطی دربروز افسردگی درزنان باردار نقش دارند.زنانی که مواردی ازابتلا به افسردگی را دربستگان نزدیک‌شان دارند ۲۵ درصد بیشتر ازدیگر زنان درمعرض خطر ابتلا به افسردگی در دوران بارداری و پس ازآن هستند.

حوادث ناخوشایند و ناگهانی در خانواده،مصرف الکل وکشیدن سیگار، درمان‌های دراز مدت واعتیاد به داروهای غیرمجاز هم ازعوامل محیطی هستند که احتمال بروز افسردگی را در مادران بالا می‌برند.

همچنین بارداری برای برخی از زنان به عنوان عامل استرس‌زا محسوب می‌شود که ممکن است خلق وخوی‌ را تغییر دهد،نبود همسر یا بی‌توجهی او، بارداری ناخواسته،شرایط نامناسب اقتصادی وسطح پایین فرهنگی خانواده، وحاملگی‌درسن‌ کم هم ممکن است ازمسبب‌های افسردگی باشند.

میزان هورمون‌محرک غده‌‌ی آدرنال دربدن هم درافسردگی تأثیرگذارمی‌باشد. زنانی که دردوران بارداری باکاهش شدید میزان این هورمون درخون مواجه می‌شوند نیز ممکن است به افسردگی دچارشوند.

علاوه براین عوامل، امکان ظهور افسردگی درزنانی که دربارداری اول دچار این افسردگی شده‌اند ۵۰ تا ۷۰درصد افزایش می‌یابد.




منابع پیشنهادی گروه روانشناسی دانشگاه تهران جهت امتحان كارشناسی ارشد روانشناسی عمومی وبالینی

منابع پیشنهادی گروه روانشناسی دانشگاه تهران

جهت امتحان كارشناسی ارشد روانشناسی عمومی وبالینی

 

نام درس

نام منبع

متون روانشناسی به زبان انگلیسی

 

1.Atkinson , R.l., Atkinson R.C.et al (2000)

Hilgard’s introduction to psychlogy (13th ed).

Forth worth : Harcourt College Publishers.

2. Eysenck , M.(2000) psychlogy : A Student

Hand’s Book. Psychlogy Ltd, Publishers. Uk.

 

آمار و روش تحقیق :

 1-    پایه های پژوهشی در علوم رفتاری دكتری حیدر علی هومن.

2-    روش های تحقیق در علوم رفتاری دكتر زهره سرمد ، دكتر عباس بازرگان و دكتر الهه حجازی

3-    استنباط آماری در پژوهش رفتاری دكتر حیدر علی هومن.

 

روانشناسی بالینی :

 1-    روانشناسی ژنتیك دكتر محمود منصور

2-    روانشناسی ژنتیك 2 دكتر محمود منصور و دكتر پریرخ دادستان

3-    روانشناسی رشد لورا ای برك ترجمه یحیی سید محمدی

4-    دیدگاه پیاژه در گسترة تحول روانی ( عنوان چهارم كتاب )دكتر محمود منصور و دكتر پریرخ دادستان

 

روانشناسی كودكان استثنایی:

1.       Davison ,G.C Neale S.M (2001) Abnormal Psychology (8th .ed) New York : John Wiley and Sons

2.      آسیب شناسی روانی (جلد 1و2) دیوید روزتهان  و مارتین سلیگمن ، ترجمه یحیی سید محمدی

3.       روانشناسی مرضی تحولی (جلد 1و2و3) دكتر پریرخ دادستان

 

روانشناسی فیزیولوژیك وانگیزش و هیجان :

 1.         روانشناسی فیزیولوژیك ( فیزیولوژی رفتار ) نیل كارلسون ، ترجمه اردشیر ارضی و همكاران

2.         روانشناسی فیزیولوژیك – دكتر محمد كریم خداپناهی

3.          انگیزش و هیجان ادوارد موری، ترجمه محمد تقی براهنی

4.          انگیزش و هیجان دكتر محمد كریم خداپناهی

 

علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلام :

 1.      علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلام - دكتر حسن احدی و دكتر شكوه السادات بنی جمالی

2.       روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی – دكتر علی اصغر احمدی

1.      علم النفس – دكتر محمود ایروانی و ناصر صبحی


 

روانشناسی بالینی :

 1.      روانشناسی بالینی جری فیرس و تیموتی ترال ، ترجمه مهرداد فیروز بخت و وحید عرفانی

2.       روانشناسی بالینی دكتر سعید شاملو

3.       روانشناسی بالینی دكتر پریرخ دادستان و دكتر محمود منصور

 

روانشناسی عمومی :

 زمینه روانشناسی (جلد 1و2) ریتا اتكیتسون و ریچارد اتكیتسون و ارنست هیلگارد ، ترجمه محمد نقی براهنی و همكاران.




اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

اگر میخواهید طلاق بگیرید بخوانید

آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟

ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟

به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.

۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.
۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.


نظر مشاور درباره مشاجره
این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.

شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.

در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟

اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است. پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.

یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.

زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست. این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.

خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.

بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.




Can ADHD Drugs Help Keep People Law-Abiding


People With ADHD Less Likely to Break Law When on Medication
By
WebMD Health News
Reviewed by Louise Chang, MD
young man sitting at desk

Nov. 21, 2012 -- People with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) who are taking medication to help control the symptoms of this illness may be less likely to commit crimes, a new Swedish study suggests.

ADHD symptoms include:

  • Impulsiveness
  • Hyperactivity
  • Difficulty paying attention

Previous research has suggested that people with ADHD may be more likely to experience difficulty in school, holding down jobs, and sustaining relationships. They are also at greater risk for alcohol or substance abuse, depression, anxiety, and may be more likely commit crimes.

But taking their ADHD medication may help keep them on the right side of the law.

Researchers tapped into a Swedish registry of more than 25,650 people with ADHD. They compared medication history with criminal records from 2006 to 2009.

During times when they were taking medication for ADHD, men were 32% less apt to commit a crime and women were 41% less likely to do so compared to when they were not taking ADHD medication.  The type of ADHD medication did not affect the results.

The majority of crimes were non-violent, with burglary being the most common.




منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی (، دانشگاه آزاد)

منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی (، دانشگاه آزاد)
 


1- منابع وزارت علوم و دانشگاه آزاد:
*توجه 1: وزارت علوم و دانشگاه آزاد برخلاف وزارت بهداشت منابع کارشناسی ارشد رشته های خود را اعلام نمی کنند، توجه کنید که لیست زیر بر اساس منابع معرفی شده بوسیله مراجع مختلف )و نه وزارت علوم یا دانشگاه آزاد(تهیه شده است. برای دسترسی به تازه ترین منابع باید از اساتید، دوستان و بخصوص کسانی که در چند سال قبل)ترجیحا 2 سال قبل( در مقطع کارشناسی ارشد قبول شده اند کمک بگیرید. هرچند که در طول چندین سال گذشته
تغییر کمی در این منابع صورت گرفته است. لیست منابع معرفی شده در زیر شامل همه منابعی که احتمالا از آنها سئوال طرح می شود نمی باشد. اما سعی شده است که در لیست زیر مهمترین کتب منبع با رعایت اختصار و صرفه جویی معرفی شوند.
توجه 2: راهنمایی‌های زیر در مورد چگونگی مطالعه، در موفقیت بیشتر شما موثر خواهد بود، بهمین خاطر آنها را با دقت بخوانید:
1- برای اینکه در مقطع کارشناسی ارشد قبول شوید نیازی به خواندن همه منابع معرفی شده در اینجا و یا هر جای دیگر ندارید! در این مورد حداقل تجربه دیگر دانشجویانی که در سالهای قبل قبول شده اند گویای این مطلب است. لازم به ذکر است که بیشتر سئوالات آزمون کارشناسی ارشد مفهومی هستند و نه مانند کنکور خطی. بدین معنی که اگر داوطلبی مفاهیم دروس رشته خود را بخوبی مطالعه کرده باشد )حال از هر کتابی که آنها را مطالعه کرده است(به آن سئوالها جواب خواهد داد، بهمین خاطر در این شرایط مطالعه کتب مختلف تاثیر اضافی و چندانی بر نتیجه نخواهد داشت. بطور مثال داوطلب در درس آسیب شناسی باید بداند که به باور غلطی که فرد به آن معتقد است و دیگران اعتقادی ندارند گفته می شود. بسیار Delusion هذیان بدیهی است که تعریف هذیان در همه کتب آسیب شناسی مشترک است و چنانچه داوطلب معنا و مفهوم این
نشانه را بداند به سوالات مربوط به آن می تواند جواب بدهد و برای جواب دادن به سئوالات مربوط به هذیان لزوما نیازی ندارد که همه کتب منبع یا منابع خاصی را مطالعه کرده باشد. البته بدیهی است که این مسئله در مورد سئوالات خطی که متن یک کتاب خاص بصورت سئوال طرح می شود به صورت دیگری است. بهمین خاطر تب مطالعه همه منابع که متاسفانه در تعدادی از دانشجویان وجود دارد بیفایده بوده و راه به‌جایی نمی برد. بجای مطالعه همه منابعی که از مراجع مختلف به دست شما می رسد (که چنین چیزی حتی عملی هم به نظر نمی رسد! )، سعی کنید همان منابع جامع و مهم را بطور دقیق، کامل و با مرور بخوانید. البته پیشنهاد ما این است که برای اینکه مطالعه شما جامع بوده و هم سئوالات مفهومی و هم خطی را در بر بگیرد، به
مطالعه منابع مهم که در اکثر منابع ذکر شده در مراجع مختلف وجود دارند اکتفا کنید و مثلا منبعی را که به وسیله فلان دانشگاه ذکر شده ولی در سایر منابع متعلق به مراجع دیگر معرفی نشده را کنار بگذارید. لازم به ذکر است که سعی شده در تهیه منابع زیر از این اصل تبعیت شود.
2- سعی کنید از هر درس حداقل یک کتاب (و چنانچه منابع آن درس پراکنده و متعدد می باشد بیشتر از یک کتاب) را بخوانید. بدین معنی که هیچ درسی را به نفع سایر دروس کنار نگذارید. لازم به ذکر است که در هر درس تعدادی از سئوالات در سطح دشواری نسبتا پایینی قرار داشته و شما با خواندن حتی یک کتاب از هر درس نیز می توانید به تعدادی از سئوالات آن درس جواب دهید.
3- یک روش مفید در مطالعه برای مقطع کارشناسی ارشد این است که در هر درس یک یا دو کتاب که مهمترین منابع آن درس را تشکیل می دهند مطالعه کنید، سپس به سراغ مهمترین منبع درس بعدی رفته و به‌همین صورت ادامه دهید تا هنگامی که مطالعه مهمترین منابع همه دروس را تمام کنید. به این‌صورت وقت شما بین دروس مختلف توزیع می شود. البته در نهایت این خود شما هستید که با توجه به تجربه قبلی‌تان در مورد اینکه کدام روش برای شما موثرتر است روش مطالعه خود را انتخاب می کنید.
4- بعضی از دروس منابع کمتری دارند مانند درس علم النفس و روانشناسی عمومی و بعضی منابع بیشتر. سعی کنید در دروسی که اکثر سئوالات آن از یک منبع طرح می شود مانند علم النفس، زمان مطالعه آن درس را بر روی همان منبع مهم و اولیه گذاشته و بجای مطالعه منابع بعدی آن درس که تعداد کمی سئوال از آن طرح می‌شود به مطالعه منابع دروسی بپردازید که سئوالات آنها از چندین منبع طرح می شوند مانند درس روانشناسی رشد و...
5- در هر درس با مهمترین منبع که بیشترین تعداد سئوال از آن می آید شروع کنید(و نه با منبعی که کمتری صفحات را دارد!) تشخیص اینکه از بین منابع معرفی شده برای هر درس در لیست زیر کدام منبع یا منابع مهمترند به عهده خود شماست. پیشنهاد ما کمک گرفتن از دانشجویان قبولی در سالهای قبل یا اساتید ( اساتیدی که در آزمون کارشناسی ارشد تدریس می کنند) است.. البته در تهیه لیست زیر نیز سعی شده ترتیب منابع معرفی شده با درجه اهمیت آنها هماهنگ باشند.
6- هرچند منابع دانشگاه دولتی و آزاد تا حد قابل ملاحضه ای با هم اشتراک دارند اما بدیهی است که مطالعه منابع مختص به هر کدام از این دانشگاه ها شانس موفقیت شما را بالا خواهد برد. البته شایان ذکر است که مطالعه منابع دولتی ممکن است به شما در آزمون دانشگاه آزاد هم کمک کند، اما برعکس آن شاید کمتر صادق باشد. در مورد منابع دانشگاه آزاد نوشته شده در اینجا باید با دیگر دوستان و اساتیدتان هم مشورت کنید.
7- تست زدن نه تنها توانایی شما را در این مهارت بالا می برد بلکه شیوه مطالعه کردن و اینکه در هر درس چه مطالبی را و به چه صورت بخوانید به شما یاد خواهد داد. در هر سال تعداد کمی از سئوالات آزمون کارشناسی ارشد از سئوالات سالهای گذشته تهیه می شوند، بهمین دلیل مطالعه سئوالات سالهای پیش وزارت علوم(و نه فقط سئوالات ساخته شده بوسیله موسسات آموزشی مختلف) روشی مقرون به‌صرفه و موثر در کسب نمره بالاتر شما خواهد بود. پیشنهاد ما این است که یکبار بعد از آشنایی مختصر با مطالب هر درس و یکبار نیز بعد از تمام کردن منابع آن درس تستها را مطالعه کنید؛ بار اول به‌منظور اینکه مطالعه خود را چطور تنظیم کنید، چه بخوانید و چطور بخوانید و بار دوم بمنظور آزمون کردن خودتان، کشف نقاط قوت و ضعف خود و دیگری بیاد سپردن تستها بمنظور جواب دادن به تستهای تکراری آزمون کارشناسی ارشد.
متون روانشناسی به زبان انگلیسی (دولتی و آزاد)
درس زبان انگلیسی منبع مشخصی ندارد، بصورت تخصصی بوده و نیازمند توانایی خوب شما در دانستن کلمات، اصطلاحات و متون تخصصی روانشناسی و توانایی در حد متوسط در ترجمه کردن و گرامر می باشد. نکات زیر در این زمینه مفید خواهد بود:
1- معادلات انگلیسی و تعریف و مفهوم اصطلاحات تخصصی روانشناسی که در پایان کتاب زمینه روانشناسی هیلگارد(در نوع دو جلدی آن در پایان جلد دو) آمده است را خوب بخوانید.
2- هنگام مطالعه سایر دروس معادل انگلیسی واژه ها، نظریات و اصطلاحات تخصصی روانشناسی که در هر کتاب بصورت زیرنویس آمده اند را حفظ کنید. بطور مثال در درس روانشناسی رشد می خوانید که معادل است و... . development : انگلیسی کلمه رشد
3- در نهایت موفقیت شما در این درس مستلزم توانایی نسبی شما در ترجمه کردن و دانستن نکات گرامری است. برای بالا بردن این توانایی ها باید به مطالعه هرچه بیشتر متون انگلیسی بخصوص متون تخصصی بپردازید. منبع معرفی شده در زیر برای این منظور مناسب خواهد بود.
- متون روانشناسی به زبان انگلیسی، کیانوش هاشمیان
4- الگوی مطالعه این درس باید متفاوت از سایر دروس باشد، بدین معنی که بجای مطالعه طولانی در یک دوره زمانی محدود به مطالعه هر روزه ولی به مدت محدود (مثلا 45 دقیقه تا یک ساعت) اقدام کنید.
5- برای فرهنگ لغت منبع این درس کتاب فرهنگ لغت روانشناسی، تالیف براهنی و همکاران پیشنهاد می شود.

1- آسیب شناسی و روانشناسی کودکان استثنایی
الف- دانشگاه دولتی:
1- روان شناسی مرضی تحولی، دادستان، جلد 1 و 2، (چنانچه وقت اضافه داشته باشید همچنین ج 3: جلد روانشناسی مرضی کودک، انتشارات سمت
2- آسیب شناسی روانی، روزنهان و سلیگمن، ترجمه یحیی سید محمدی، جلد 1 و 2، انتشارات ساوالان و ارسباران.
3- روانشناسی کودکان استثنایی، ترجمه بهروز میلانی فر
4- روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، ترجمه سیف نراقی، انتشارات ارسباران
ب- دانشگاه آزاد:
1- آسیب شناسی روانی، دکتر آزاد، جلد 1 و 2.
2- آسیب شناسی روانی، روزنهان و سلیگمن، ترجمه یحیی سید محمدی، جلد 1 و 2، انتشارات ساوالان و ارسباران.
3- روانشناسی کودکان استثنایی، میلانی‌فر.
4- بهداشت روانی و عقب ماندگی ذهنی، احدی و بنی جمالیف نشر نی.

2- آمار و روش تحقیق
نکته: مبانی امار و رو تحقیق در تمامی کتاب ها یکسان است و در صورتی که فرصت چندانی ندارید، مطالعه سایر منابع در دسترس می تواند تا حد زیادی به شما کمک نماید. همچنین توجه کنید که در این درس (در اکثر سالها)تعداد زیادی از سئوالات از روش تحقیق طرح می شود تا آمار.
الف- دانشگاه دولتی
1- مبانی نظری و عملی پژوهش، دلاور، انتشارات رشد یا روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی، دلاور، نشر ویرایش.
2- روش تحقیق در علوم رفتاری، سرمد، بازرگان و حجازی.
3- احتمالات و آمار کاربردی، دلاور، انتشارات رشد.
4- استنباط آماری در علوم رفتاری، حیدر علی هومن.
ب- دانشگاه آزاد
1- روش های آماری در علوم رفتاری، حسن پاشا شریفی و جعفر نجفی زند، انتشارات سخن.
2- روش های تحقیق در علوم رفتاری، حسن پاشا شریفی و نسترن شریفی، انتشارات سخن.

3- روانشناسی رشد
الف- دانشگاه دولتی
1- روانشناسی ژنتیک، منصور و دادستان، ج 1 و 2، انتشارات سمت
2- روانشناسی رشد، لورا ای برک، ترجمه یحیی سید محمدی، ج 1 و 2، انتشارات ارسباران
3- رشد و شخصیت کودک، ترجمه مهشید یاسایی
4- پیشگامان روانشناسی رشد، فربد فدایی
5- روانشناسی رشد، جمعی از مولفان (سوسن سیف و همکاران)
ب- دانشگاه آزاد
1- روانشناسی رشد، سوسن سیف، جمیله کدیور و همکاران(جمعی از مولفان)، انتشارات سمت.
2- روانشناسی رشد نوجوانی و جوانی، احدی و نیکچهر محسنی.
3- پیشگامان روانشناسی رشد، فربد فدایی.

4- روانشناسی بالینی(دولتی و آزاد)
1- روانشناسی بالینی، فیرس وترال، ترجمه فیروزبخت (فصول 4 تا 1.4
2- نظریه های مشاوره و رواندرمانی، تالیف شفیع آبادی و ناصری.
3- روانشناسی بالینی، حمید پورشریفی، انتشارات سنجش.
4- روانشناسی بالینی، تالیف شاملو.
5- در مورد آزمونهای روانی می توانید از تمام کتاب های آزمونهای روانی استفاده کنید، اما چنانچه وقت و انرژی کافی دارید پیشنهاد ما کتاب راهنمای سنجش روانی، مارنات، ترجمه پاشا شریفی، جلد 1 و 2(به غیر از فصل پرسشنامه کالیفرنیا است) ، در این قسمت آزمونهای وکسلر و MMPI)) مهم ترند هرچند که در سالهای مختلف ممکن است.آزمونهای متفاوتی مورد توجه طراحان سئوال باشند.
5- روانشناسی فیزیولوژیک و انگیزش و هیجان
الف- دانشگاه دولتی
1- روانشناسی فیزیولوژیک، ترجمه بیابانگرد، بخصوص ج 2
2- انگیزش و هیجان، مارشال ریو، ترجمه یحیی سید محمدی، نشر ویرایش.
3- انگیزش و هیجان، تالیف کریم خداپناهی.
ب- دانشگاه آزاد
1- انگیزش و هیجان، مارشال ریو، ترجمه یحیی سید محمدی، نشر ویرایش.
2- مبانی روانشناسی فیزیولوژیک، کارلسون، ترجمه مهرداد پژهان، نشر غزل.

6- علم النفس
الف- دانشگاه دولتی:
1- علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی، تالیف حسن احدی و شکوه بنی جمالی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی
2- روانشناسی شخصیت از دیدگاه اسلامی، علی اصغر احدی، انتشارات امیرکبیر
ب- دانشگاه آزاد:
1- علم النفس از دیدگاه دانشمندان اسلامی، تالیف حسن احدی و شکوه بنی جمالی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
2- علم النفس، دکتر کیانوش هاشمیان، انتشارات دانشگاه پیام نور.

7- روانشناسی عمومی(سراسری و آزاد)
1- زمینه روانشناسی هیلگارد، ترجمه براهنی و همکاران.

8- روانشناسی شخصیت (دانشگاه آزاد، گرایش روانشناسی شخصیت)
1- نظریه های شخصیت، شولتز، یحیی سید محمدی، نشر ویرایش
2- نظریه های شخصیت، دکتر سیاسی، انتشارات دانشگاه تهران

2- منابع کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی وزارت بهداشت:
توجه 1: فقط کسانی می توانند در آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی وزارت بهداشت شرکت کنند که مدرک کارشناسی آنها روانشناسی (کلیه گرایشها) و یا مشاوره باشد. بدیهی است رشته های دیگر حق شرکت در این آزمون را ندارند. در آزمون کارشناسی ارشدروانشناسی وزارت علوم یا دانشگاه آزاد ممنوعیتی از نظر نوع مدرک کارشناسی وجود ندارد و هر کس با هر مدرکی می تواند در این آزمونها شرکت کنند. البته باید عنوان شود که در آندسته از دانشگاههایی (وزارت علوم و آزاد) که آزمون آنها بصورت دو مرحله ای یعنی مرحله کتبی و مصاحبه برگزار می شود، ممکن است فارغ التحصیلان رشته های روانشناسی در اولویت قرار بگیرند.
توجه 2: آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی وزارت بهداشت تا سال 1386 به صورت دو مرحله ای برگزار می‌شده است. بدین صورت که 70 درصد از نمره کل داوطلب به نمره کتبی که در آزمون مرحله اول کسب می کرد و 30درصد از نمره نیز به نمره ای که داوطلب در مصاحبه کسب می کرد اختصاص داده می شد. در سال 1387 این آزمون تک مرحله ای شده و فقط نمره مرحله کتبی مورد لحاظ قرار می گیرد. اما منابع غیر رسمی حکایت از این دارند که در سالهای آتی نیز احتمالا آزمون بصورت دو مرحله ای برگزار خواهد شد.
توجه 3: لیست زیر بر اساس منابع معرفی شده وزارت بهداشت در سال 1387 و از سایت این وزارت اخذ شده است، لذا ممکن است در سالهای آینده تغییراتی در آن اعمال شود. برای دسترسی به تازه ترین منابع معرفی شده این وزارت در هر سال باید منتظر زمان ثبت نام وزارت بهداشت که منابع هر رشته را در دفترچه ثبت نام و همچنین بر روی سایت خود نمایه می کند باشید، هرچند که در طول چندین سال گذشته تغییر کمی در این منابع صورت گرفته است.
توجه 4: راهنماییهای زیر در موفقیت بیشتر شما موثر خواهد بود، بهمین خاطر آنها را با دقت بخوانید:
1- کتاب خلاصه روانپزشکی کاپلان (ترجمه رفیعی یا پورافکاری) در آزمون این وزارت بسیار مهم می باشند. ترتیب اهمیت معمولا بصورت جلد 2، جلد 1 و سپس جلد 3 می باشند.
2- از این کتاب نه تنها برای درس روانپزشکی عمومی و فرهنگی که همچنین در دروس دیگر از جمله روانشناسی رشد، بالینی و حتی آمار نیز سئوال طرح می شود. بهمین خاطر شما باید آن فصولی از این کتاب سه جلدی که مربوط به این دروس می باشند مانند فصل روان‌درمانیها که مربوط به روانشناسی بالینی و یا فصل آمار که مربوط به درس آمار و .... را مسلط باشید.
3- مطالعه فصولی که چندان مربوط به دروس جدول زیر نمی باشند مانند فصل مغز و رفتار و... ضرورتی ندارد.
4- هرچند منبع معرفی شده بوسیله وزارت بهداشت خلاصه روانپزشکی کاپلان ترجمه پورافکاری می باشد، اما ترجمه رفیعی و همکاران جدیدتر و روانتر است، بهمین خاطر ما مطالعه این ترجمه را پیشنهاد می کنیم.
5- آزمون زبان این وزارت عمومی می باشد، بهمین دلیل مطالعه همه منابع معرفی شده بوسیله این وزارت ضرورت و امکان ندارد.
6- برای آشنایی بیشتر با نحوه طرح سئوالات پیشنهاد می کنیم که تستهای چندین سال گذشته این وزارت را مطالعه کنید.
7- برای اطلاعات بیشتر می توانید به آدرس این وزارت (. www.dme.hbi.ir
) بروید.
-8 تعدای از بندهای قسمت منابع پیشنهادی آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی وزارت علوم و دانشگاه آزاد که به عنوان راهنمایی ذکر شده است همانند بند 6 قابل اطلاق به آزمون وزارت بهداشت نیزمی باشد..

 




بی‌شک و تردید زندگی کنید

اگر شکاکیت همسرتان یک مشکل جدی روانی نباشد شما می‌توانید با کمی احساس همدلی و سازگاری با خواسته‌هایش، اعتمادسازی کنید. اگر درست رفتار کنید او به مرور تغییر خواهد کرد و یاد می‌گیرد بدون نگرانی به شما اعتماد کند.میگنادات آی آر.لجبازی نکنید. اگر می‌دانید پای تلفن بی‌صبر می‌شود تا آنجا که می‌توانید سریع پاسخگویش باشید.
تقریبا هر روز در تلویزیون و روزنامه‌ها درباره آسیب‌های شکاکیت به ازدواج صحبت می‌شود. گاهی این بیماری می‌تواند آنقدر شدید شود که همسری از توهم رابطه نامشروع شریک زندگیش به او آسیب‌های جدی بزند. مهم نیست که شما چقدر زمان و هزینه کرده‌اید تا همسر شکاکتان را از این سوءظن بیرون بیاورید روابطی که دچار چنین تنشی هستند نیاز به راه‌حل‌های اساسی‌تر دارند.

آیا به همسرتان شک دارید؟

خیانت در ازواج ابن روزها بسیار زیاد است اما به این معنی نیست که هر زن یا مردی به همسرش خیانت خواهد کرد. این مساله بسیار حساس است و باید با دقت مورد بررسی قرار بگیرد. فقط به این دلیل که همسرتان شب‌ها دیر به خانه می‌آید و یا زیاد بیرون می‌رود ثابت نمی‌کند که او خائن است. پس تا وقتی همه چیز برای تان ثابت نشده است نتیجه دلخواهتان را نگیرید. بنشینید و درست فکر کنید. چه چیزی باعث شده فکر کنید همسرتان خیانت می‌کند؟ همسرتان دیر به خانه می‌آید؟ آیا این دیر آمدن نمی‌تواند به دلایل و انگیزه‌های مثبت دیگری باشد؟ اگر همه جوانب را درست بررسی کنید شاید به این نتیجه برسید که او در رفتارش هیچ خطایی نکرده است. اما اگر بازهم متقاعد نشدید باید به دنبال شواهد بیشتری باشید تا سوء ظن‌تان را اثبات کنید.

اگر همسرتان با یک زن حرف می‌زند به این معنی نیست که آن زن در زندگی شما وارد شده است. شاید او همکار همسرتان باشد و برای یک مورد کاری به او زنگ زده باشد. معمولاً کسی که شکاک است از همین مثال ساده یک بلوا درست می‌کند. حتی اگر شاهد مکالمه کاری آنها باشد همسرش را تهدید می‌کند که اصلاً چه لزومی دارد آن زن شماره تو را داشته باشد و یا مشکلش را با تو مطرح کند. برای هر رفتار به نظر مشکوکی ممکن است دلایل غیر مشکوک زیادی وجود داشته باشد. ذهنتان را باز بگذارید و هرجا که سوء تفاهمی برایتان پیش آمد به راحتی از همسرتان توضیح بخواهید.

اشتباه است که درباره سوء ظن‌هایتان با دیگران صحبت کنید. این موضوع را برای خودتان نگه دارید. مشکلات زناشویی باید بین خودتان باقی بمانند و نفر سوم تا آنجا که ممکن است باید از این مشکلات و اختلافات بی‌خبر باشد. اما متاسفانه بسیاری از زن و شوهر‌ها از مشکلات ساده و پیش پا افتاده تا مشکلات جدی را با دوستان، خانواده و آشنایانشان مطرح می‌کننداگر شما نیاز به مشورت دارید باید از یک فرد مطمئن و یک متخصص کمک بگیرید. اگر از یک مشاور خانواده کمک گرفتید و او در رفتار همسرتان هیچ نوع نشانه‌ای از خیانت پیدا نکرد باید این مساله را یک مشکل ذهنی در خودتان ببینید و برای درمان از روانشناس و رفتاردرمانگر کمک بگیرید.

شکاکیت چه تأثیری بر رابطه عاطفی شما می‌گذارد؟

اگربه شکل بیمارگونه‌ای به همسرتان شک داشته باشید برای زندگی زناشویی تان دردسر بزرگی درست می‌کنید. فرد شکاک همیشه نامطمئن است و در ذهنش سناریوی خیانت را می‌نویسد. شما برای یک اتفاق ساده و معمولی به فکرهای پوچ و باطلی می‌رسید. اگر همسرتان به تلفن جواب ندهد به خیالات و توهمات عجیب و غریبی می‌رسید. این افکار آزار دهنده زندگی شما را به هم می‌ریزند و متأسفانه این فقط شما نیستید که زندگی تان آشفته می‌شود. همسر، فرزند و حتی وابستگانتان نیز ممکن است بخاطر بیماری شما به دردسر بیفتند.

شکاکیت ویرانگر رابطه عاطفی و جنسی شما است و شما را به پایان رابطه نزدیک می‌کند. اگر درمان نشود نتیجه‌ای جز طلاق ندارد. احساس ناامنی اگر از بین نرود ممکن است درفرد وسوسه خودکشی را تشدید کند. پس اگر شما یا همسرتان دچار این بیماری هستید پیش از این که دیر شود باید به دنبال درمان باشید.

آیا همسرتان به شما شک دارد؟ چه کمکی می‌توانید به خودتان و او بکنید؟

چه چیزی باعث می‌شود که همسرتان به شما شک کند؟ آیا شما می‌توانید این شکاکیت را از بین ببرید؟

دلایل زیادی وجود دارند که باعث می‌شوند شریک زندگی تان به شما شک کند. احساس عدم امنیت، بدبینی، سوءتفاهم، حسادت و بی‌اعتمادی انگیزه‌های همسرتان را برای سوءظن بیشتر می‌کنند. زندگی ترسناکی است اگر هر روز احساس کنید یک نفر شما را زیر نظر دارد، به هر کاری که می‌کنید حساس است و اجازه نمی‌دهد هرجایی بروید. شما حق دارید از همسرتان عصبانی شوید که شماره‌های تماس، پیامک‌ها و ایمیل‌هایتان را بدون اجازه شما کنترل کند بدون اینکه هرگز در طول رابطه زناشویی تان خطایی از شما سر زده باشد. دفاع از خودتان در برابر این سو ظن و پافشاری برای اینکه ثابت کنید کاری نکرده‌اید بی‌فایده است. همسرتان باید بفهمد که اشتباه می‌کند و از شما بخواهد تا کمکش کنید از شکاکیت رها شود.

چگونه رفتار کنید؟

کار آسانی نیست که به همسرتان بفهمانید او بیش از اندازه شکاک است به ویژه اگر شما تازه ازدواج کرده باشید. بعضی از واکنش‌های خاص مثل داد و بیداد و قهر کردن در برابر پرسش‌های همسرتان مثل اینکه «کجا بودی؟ با کی بودی؟ چرا تلفنت رو جواب ندادی؟ چرا این عطر خاص رو استفاده کردی؟» بسیار ناشیانه و بی‌فایده هستند. پس اگر احساس می‌کنید همسرتان شکاک است باید به دنبال راهکارهای مفیدتری باشید:

مشکل از شما نیست

پیش از هر واکنشی مطمئن شوید همسرتان تا چه اندازه شکاک است. او ممکن است تمام روز مشغول کنترل کردن شما باشد. ایمیل‌هایتان را چک کند و با نام کاربری شما در اینترنت فعالیت کند تا از روابط شما سر دربیاورد. اما این مشکل شما نیست و فقط بخاطر بی‌اعتمادی همسرتان است. واکنش‌های آنی و دفاع از خودتان کمکی به وضعیتی که در آن هستید نمی‌کند. شما حق دارید ناراحت باشید اما حتی یک لحظه فکر نکنید شما غیرطبیعی هستید و راه و رسم برقراری یک رابطه عاطفی زناشویی را نمی‌دانید. این نکته را به راحتی می‌توانید بفهمید؛ آیا شما هم مثل همسرتان بدبین و شکاک هستید و علاقه‌ای به دخالت در امور شخصی همسرتان دارید؟

تحت تأثیر قرار نگیرید

زندگی با کسی که دوستش دارید اما او به شما اعتماد ندارد دشوار است اما شما نباید اجازه بدهید رفتار اشتباه او زندگی تان را برهم بزند، روزتان را خراب کند و غمگینتان کند. می‌توانید خودتان را کنترل کنید تا تحت تأثیر قرار نگیرید. شما مسئول احساسات تان هستید و اگر بخواهید می‌توانید شاد یا غمگین باشید. هرچند تأثیرات رفتار همسرتان انکار ناپذیرند ولی اینکه شما چقدر تأثیر پذیرید و تا کجا اجازه می‌دهید که رفتار او بر روح و روانتان سلطه داشته باشد توانایی شخصی شماست.

نیازی نیست از خودتان دفاع کنید

می‌توانید تمام روز را با همسرتان به بحث درباره اینکه چه کسی را و کجا و در چه ساعتی دیده‌اید و یا اینکه مغازه دار به شما چه گفته است و چه پوشیده‌اید تلف کنید و یا فقط شنونده ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های همسرتان باشید. جر و بحث و عصبی شدن و پرخاش برای اثبات بی‌گناهی تنها یک نتیجه دارد آن هم اینکه همسرتان بیشتر به شما مشکوک می‌شود. اگر بگویید «تو دیوانه‌ای که این فکرها رو می‌کنی»، «خب که چی...» فقط احساس تحقیر و توهین در شریک زندگی تان ایجاد می‌کند بدون اینکه مشکلی را حل کند.

شنونده باشید

به جای انتقاد یا واکنش‌های تند کمی به حرف‌ها و نگرانی‌های همسرتان گوش بدهید. او از چه رفتار شما احساس نگرانی می‌کند؟ همین که او بتواند به شما اعتماد کند تا از ترس‌ها و نگرانی‌هایش بگوید قدم مهمی برای بهبود احساس بی‌اعتمادی اش برداشته است. او می‌گوید: «نپوش، نرو، نیا، نگاه نکن» و وقتی شما پاسخ می‌دهید «به تو ربطی نداره» همه چیز در یک تنش تمام می‌شود. اما اگر بپرسید «چرا؟ از چی می‌ترسی؟ چی شد که این ترس‌ها به سراغت اومد؟ برام توضیح بده چه اتفاقی می‌افته اگه من با یه غریبه تلفنی حرف بزنم؟» همسرتان شروع به واکاوی احساساتش می‌کند و شما خوب می‌دانید که همه ما نیاز به یک شنونده بی‌طرف داریم!

در دسترس باشید

اگر شکاکیت همسرتان یک مشکل جدی روانی نباشد شما می‌توانید با کمی احساس همدلی و سازگاری با خواسته‌هایش، اعتمادسازی کنید. اگر درست رفتار کنید او به مرور تغییر خواهد کرد و یاد می‌گیرد بدون نگرانی به شما اعتماد کند.میگنادات آی آر.لجبازی نکنید. اگر می‌دانید پای تلفن بی‌صبر می‌شود تا آنجا که می‌توانید سریع پاسخگویش باشید. شب‌ها دیر به خانه نیایید. برنامه‌های کاری تان را شرح بدهید. علاوه بر این وابستگی عاطفی‌تان را به همسرتان نشان بدهید. ابراز علاقه کنید و مدام به او بگویید که هیچ کس جای او را در زندگی شما نمی‌گیرد. دوستش دارید و فکر کردن به دیگران برایتان بی‌معناست. سردی و بی‌تفاوتی نسبت به همسرتان و شواهدی مثل دیر آمدن به خانه، بی‌محلی به تلفن‌ها، سرگرم شدن با دیگران در جمع‌های خانوادگی و دوستان او را تحریک می‌کند.

روی رفتارتان کار کنید

بهانه به دست همسرتان ندهید. بعضی از رفتارهای شما ممکن است به نظر همسرتان شک‌برانگیز باشند. اگر عادت دارید در جایی خلوت با تلفن حرف بزنید یا دیر به خانه بیایید آنها را کنار بگذارید. طوری برنامه ریزی کنید که زودتر به خانه برسید و یا برای رفع سوءتفاهم‌ها در حضور همسرتان تلفنی حرف بزید. دلیلی ندارد روی گوشی موبایلتان رمز بگذارید. همه چیز را عادی کنید. برنامه‌هایتان را واضح به همسرتان توضیح بدهید. به همسرتان کمک کنید آرامش به زندگیش برگردد. این موارد نباید برای شما سخت باشد زیرا حریم شخصی شما رمز گوشی یا مکالمات خصوصی با همکارانتان نیستند. پس بی‌خود دردسربرای خودتان درست نکنید.

گفتگو کنید

اگر از تلاش برای ایجاد اعتماد در همسرتان خسته شدید باید با همسرتان درباره احساساتتان حرف بزنید. به او بفهمانید که رفتارش چه احساس ناراحت‌کننده‌ای در شما ایجاد می‌کند. به او بگویید که این روش شما را به او نزدیک نمی‌کند بلکه هر روز شما را از او دورتر می‌کند و اگر او واقعاً خواهان شماست و ترس از دست دادن شما وادارش می‌کند اینگونه رفتار کند مطمئن باشد روزی شما را از دست خواهد داد. اگر احساس می‌کنید نمی‌توانید رودر رو احساساتتان را بیان کنید و یا نگران واکنش‌های تند همسرتان هستید نامه بنویسید و به او هشدار بدهید این روند تنها انگیزه شما را برای پایان رابطه قوی‌تر می‌کند.

با این حال اگر بعد از تمام تلاش‌های شما برای اعتماد سازی در همسرتان ناکام ماند هنوز یک فرصت مهم دیگر دارید. این تنها راه باقی مانده کمک از متخصصان است. یک مشاور یا روان درمانگر نه تنها می‌تواند علت شکاکیت در همسرتان را تشخیص بدهد بلکه می‌تواند راهکارهایی را برای رابطه و مشکل خاص شما پیشنهاد بدهد.گاهی رفتارهای حسادت‌آمیز همسرتان صرفا بخاطر احساس ناامنی نیست بلکه ممکن است همسرتان شخصیت ناسازگاری داشته باشد و تربیت غلط ذهنیت او را نسبت به روابط تخریب کرده باشد و این مساله‌ای نیست که شما خودتان بدون کمک از یک متخصص آن را حل کنید.

منبع: اطلاعات



آنچه سرنوشت زندگی ما را تعیین می کند تصمیم ماست، نه شرایـط...

آنچه سرنوشت زندگی ما را تعیین می کند تصمیم ماست، نه شرایـط...    


اضطراب زمینه‌ساز خشم، پرخاشگری و عصبانیت در جامعه

 دبیر انجمن روانپزشکان ایران در گفت‌وگو با «مردم‌سالاری» عنوان کرد:
 اضطراب زمینه‌ساز خشم، پرخاشگری و عصبانیت در جامعه 

نویسنده : سعید تهرانی
 بیماری روانی برای اکثر افراد پر رمز و راز و گیج کننده است. آیا فشاری که موجب بی‌خوابی شما می‌شود نتیجه افسردگی است؟ آیا نگرانی‌های شما طبیعی است و یا اینکه شما به یک اختلال اضطرابی مبتلا هستید؟

بعضی از این اختلافات، به این دلیل است که مرز جدا کننده‌ای بین سلامتی روانی و سلامتی جسمی وجود ندارد.

سلامتی جسمی و روانی دو جزو مرتبط با یکدیگرند. هر تعریفی که از سلامتی روانی در نظر گرفته شود، تا حدود زیادی منعکس کننده فرهنگ و محیط است. فرهنگ‌های مختلف، روش‌های متفاوتی برای سازگار شدن با استرس و شرایط دشوار زندگی دارند. رفتاری که در یک فرهنگ، غیرطبیعی محسوب می‌شود، ممکن است در فرهنگ دیگر کاملا پذیرفته شده باشد.

به طور کلی، سلامتی روانی به عملکرد طبیعی روانی اطلاق می‌شود که موجب خلاقیت، توسعه روابط اجتماعی، سازگاری؛ تغییرات و مقابله با شرایط دشوار زندگی می‌شود. بیماری روانی به معنی تغییر در تفکر، خلق یا رفتار است که باعث ایجاد پریشانی و اختلال در عملکرد شخص، در زمینه‌های گوناگون می‌شود.

شخصی که از بیماری روانی رنج می‌برد، با درجات متفاوتی، از انجام فعالیت‌های روزانه، مسوولیت‌های خانواده، روابط، کاریا مدرسه، عاجز است. همانند بیماری‌های دیگر، بیماری‌های روانی از نظر شدت به نوع خفیف تا شدید تقسیم‌بندی می‌شوند. علایم به شکل خفیف مثل افزایش تحریک‌پذیری بوده و یا شدید باشد مانند حالتی که شخص در تمام طول روز، در بستر می‌ماند. بعضی از بیماری‌های روانی فقط یک مدت کوتاهی طول می‌کشند و سپس بهبودی حاصل می‌شود. مابقی بیماری‌ها، در تمام طول زندگی وجود دارند و به درمان درازمدت احتیاج دارند. بیماری‌های روانی پایه بیولوژیکی دارند و تحت تاثیر استرس‌های اجتماعی و روانی قرار می‌گیرند. حوادث پراسترس زندگی، آسیب‌پذیری شخص را به بیماری روانی افزایش می‌دهد. برای اینکه استرس، افسردگی و بیماری روانی را بهتر بشناسیم گفت‌وگویی را با دکتر پرویزمظاهری روانپزشک و دبیرانجمن روانپزشکان ایران انجام دادیم که بدین شرح است:

استرس چه تاثیری روی سیستم ایمنی بدن می‌گذارد؟

استرس باعث کاهش سیستم سلول‌های لنفوسیتی که نقش دفاع از بدن را در مقابل تهاجمات میکروبی دارند می‌شود در نتیجه مقاومت بدن کم می‌شود. در 20 سال گذشته به این نتیجه رسیدند که یکی از عوامل تشدید و افزایش میزان سرطان‌ها در تمام دنیا افزایش استرس و اضطراب در بین افراد است و از نظر علمی کاملا به اثبات رسیده است.

استرس کدامیک از بیماری‌های عفونی را می‌تواند تشدید کند؟

شایعترین بیماری ایدز است. ابتلای افراد به ویروس اچ آی وی در اثر روابط جنسی ناسالم و در اثر انتقال خون و خالکوبی و غیره ایجاد می‌شود و چون استرس‌ها این لنفوسیت‌ها، سلول‌های تی را کم می‌کند باعث تشدید این بیماری می‌شود.

استرس و اضطراب ارتباط با سیستم اعصاب مرکزی دارند و سیستم اعصاب مرکزی در تمامی بخش‌های بدن از مغز تا نوک پا رشته‌های عصبی وجود دارد در نتیجه اضطراب در تمامی اختلالات مثل زخم معده، بیماری‌های قلبی – عروقی، بیماری‌های تنفسی، بیماری‌های کلیوی، بیماری‌های مربوط به اسکلت و بیماری‌های مغز نقش دارد.

آیا چیزی به نام استرس خوب هم داریم؟

استرس خوب نداریم ما راجع به اضطراب دو تعریف داریم، اضطراب طبیعی و اضطراب بیمارگونه.

استرس طبیعی بخشی از آن دل نگرانی‌های مردم است که در برهه‌هایی از زندگی با آن سر و کار دارند که باعث می‌شود از مکانیسم‌های مقابله ای استفاده کنند و زندگیشان را ارتقا بدهند. برای مثال دانش آموزی که برای امتحان دچار اضطراب می‌شود باعث می‌شود با درس خواندن بیشتر مشکلش را حل کند. اما اضطراب طبیعی متناسب با دقیقا نوع محرک و شدت محرک و علائمی که شخص نشان می‌دهد است . اگر این شدت محرک متناسب با میزان محرک نباشد اضطراب بیمارگونه نامیده می‌شود. استرس در حقیقت با اضطراب ارتباط دارد.

علائم و نشانه‌های استرس از لحاظ جسمی، روانی و رفتاری کدامند؟

دو دسته علائم مهم داریم، علائم جسمی و علائم روانی رفتاری که باهم نام می‌برم. اضطراب درعلائم جسمی، مثلا علائم قلبی- عروقی، تپش قلب، احساس درد در قفسه سینه. اضطراب در علائم تنفسی،مثل احساس خفگی و افزایش نیاز به هوا که شخص دارد و افزایش تعداد تنفس در افراد مضطرب و افرادی که استرس زیاد دارند که در نتیجه تعداد تنفس زیاد می‌شود و شخص احساس می‌کند هوا کم است.

دسته سوم اضطراب در علائم گوارشی است به خصوص مثل مالش رفتن سر دل مثل احساس درد، حالت تهوع ، اسهال، استفراغ. علائم کلیوی، تکرر ادرار . اضطراب در علائم اسکلتال مثل سرخ شدن، سفید شدن صورت، گر گرفتگی پیدا کردن و رنگ پریده شدن، احساس درد در قفسه سینه و خستگی.

علائم روانی اضطراب، اختلال در تمرکز، بیقراری، احساس نگرانی، احساس لرزش در بدن، و علائم رفتاری که بیشتر بیقراری است. اصولا می‌گویند یک آدم مضطرب اگر در یک جامعه ساکن قرار بگیرد و همه آرام باشند، بیقراری او می‌تواند یک جمع را مبتلا کند به همین دلیل همیشه می‌گویم اضطراب جزو بیماری‌های مسری روانپزشکی است یعنی خیلی راحت به دیگران تسری پیدا می‌کند.

آیا علائم روانی- رفتاری از لحاظ اهمیت طبقه‌بندی می‌شوند؟

بله، مهمترین آنها به ترتیب اختلال‌ در تمرکز، بیقراری، تحریک‌پذیری (افراد مستعد تحریک پذیری بالایی دارند و خیلی زود عصبانی می‌‌شوند).

ناگفته نماند که یکی از دلایل خشم، پرخاشگری و عصبانیت در جامعه اضطراب است.

در مورد خودکشی توضیح دهید و اینکه آیا آماری دارید؟

متاسفانه آماری از خودکشی نداریم چون کار تحقیقی انجام نشده است؛ ولی می‌توان گفت در بعضی از شهرها و استان‌ها آمار نسبتا بالا است مثلا در استان ایلام بحث خودکشی از طریق خودسوزی بین خانم‌‌ها رایج و شایع‌تر است ولی کار تحقیقی انجام نشده است.

در مورد خودکشی باید بگویم هر کسی که به مرز ناامیدی برسد، فشار و افسردگی در او زیاد باشد به نوعی می‌خواهد رشته حیات خود را پاره کند که به آن خودکشی می‌گوییم.

خودکشی در سه مرحله است، یک گروه هستند که فکر خودکشی دارند و درصدی از بیماران افسرده فکری از خودکشی دارند ولی به دلیل اینکه خودکشی در فرهنگ و مذهب ما مردود است و گناه محسوب می‌شود یا این که فکر خودکشی را دارند ولی اقدام به آن نمی‌کنند. گروه دوم افرادی هستند که فکر خودکشی آنها تبدیل به اقدام به خودکشی می‌شود یعنی با خوردن قرص و روش‌های دیگر سعی می‌کنند که این کار را انجام دهند و گروه سوم خودکشی موفق است یعنی فرد فکر خودکشی را دارد و اقدام می‌کند و کاملا هم موفق می‌شود.

علائم و نشانه‌هایی که می‌توان احتمال داد که کودک به بیماری روانی مبتلا است کدامند؟

وقتی که کودک رفتارش متناسب با دیگر همسالانش نباشد یعنی کودک مبتلا به یکی از اختلالات روانپزشکی است که می‌تواند اضطراب باشد، افسردگی باشد، اختلال عقب‌ماندگی ذهن باشد، اختلال بیش فعال باشد.

ما همیشه باید کودک را با بچه‌‌های هم‌سن خود در خانواده، فامیل و جامعه مقایسه کنیم و اگر دیدیم که رفتارش متناسب با آنها نیست باید نگران شویم و حتما او را برای مشاوره نزد یک مشاور ببریم.

چه عواملی می‌توانند در ایجاد بیماری روانی نقش داشته باشند؟

سه دسته از عوامل هستند، عوامل بیولوژیک یا زیستی که شامل ژن است، شامل مسائل بیولوژیک یعنی اختلال در تعادل و بالانس بعضی از ناقل‌های عصبی مثل اپی‌نفرین، آدرنالین و سروتونین که اینها جزو عوامل زیستی است.

دسته دوم عوامل روانی مربوط به وضعیت روانی و رفتاری خود فرد و تعاملش با محیط اطرافش است و دسته سوم عوامل اجتماعی مربوط به اجتماع است و تاثیری که فرهنگ و اقتصاد می‌تواند روی زندگی فرد داشته باشد.

رابطه افسردگی را با سایر بیماری‌های روانی بیان کنید؟

افسردگی و اضطراب را به عنوان یک علامت برای سایر اختلالات روانی داریم و بیماری افسردگی در خیلی از اختلالات روانپزشکی دیده می‌شود و در عین حال اختلال افسردگی هم وجود دارد و نیز اضطراب هم به همین ترتیب است.

رابطه دیگری که وجود دارد این است که وقتی فرد مبتلا به اختلالات دیگر روانپزشکی است در آن زمان افسردگی هم می‌آید و در کنار آن اختلال اولیه و یا سوار بر آن اختلال اولیه می‌شود به عنوان مثال فردی که دچار اضطراب طولانی مدت است و یا دچار مشکلات رفتاری و اختلال خواب است ،ممکن است بیماری اش منجر به افسردگی هم شود ولیکن ما افسردگی را در خیلی از اختلالات به عنوان یک علامت در نظر می‌گیریم.

چگونه می‌شود بر اضطراب غلبه کرد؟

با برنامه‌ریزی صحیح در زندگی، با تغذیه خوب و کافی، خواب کافی و ورزش. این 5 عوامل می‌تواند به افراد در کاهش اضطراب و استرس کمک کند.

در زنان ایرانی شایع‌ترین علائم افسردگی چیست؟

علائم در زنان ایرانی با زنان غیر ایرانی هیچ فرقی با هم ندارد اما تفاوت در افسردگی میان زنان و مردان است.

مثلا گریه کردن در مردان جزو علائمی است که کمتر دیده می‌شود ولی در زنان به دلیل رقت احساسات گریه کردن بیشتر است.

آیا خانمی که گریه می‌کند افسردگی دارد؟

بله قطعا همین‌طور است. البته ما گریه شوق هم داریم. خیلی‌ها از شوق گریه می‌کنند ولی اگر گریه به عنوان بیماری باشد قطعا جزو علائم افسردگی است. شایع‌ترین آن کاهش لذت از زندگی است مثلا خانم خانه‌داری که همیشه خانه را تمیز می‌کرده، غذا می‌پخته، و از آمدن همسر و فرزندانش به خانه لذت می‌برده است، وقتی دچار افسردگی می‌شود دیگر از این کارها لذت نمی‌برد، با بی‌حوصلگی کارها را انجام می‌دهد، کارهای خانه را سرهم بندی می‌کند. بی‌حوصلگی و احساس عدم لذت از زندگی جزو علائم شایع افسردگی، و در کنار آن علائم بی‌خوابی و بی‌اشتهایی و کاهش عملکرد دیگر علائم شایع افسردگی است.

افسردگی در افراد تحصیلکرده به چه صورت بروز می‌کند؟

باز هم شخص عملکردش کاهش پیدا می‌کند دیگر احساس لذت سابق از زندگی را نمی‌برد. مثلا یک پزشک یا مهندس وقتی که به طور عادی کارش را انجام می‌دهد و هیچ‌وقت هم نگاه به ساعت نمی‌کند که وقت تمام شود و زود به خانه برود وقتی احساس می‌کند زمان برای او دیر می‌گذرد و بی‌حوصله است و حوصله انجام کارهای روزمره‌اش را ندارد به طبع این علائم از علائم افسردگی است.

چگونه یک شخص متوجه می‌شود که افسرده است؟

شخص خودش می‌فهمد که نسبت به یک هفته پیش یا یک ماه پیشش تغییر کرده است، روش و عملکردی که قبلا داشته را دیگر ندارد. به او تذکر می‌دهند، در خودش فرو می‌رود، با کسی ارتباط برقرار نمی‌کند، سعی می‌کند بخوابد اما خوابش نمی‌برد، میل به غذا خوردن ندارد، سر غذا با غذا بازی می‌کند، همه اینها جزو مجموعه علائم افسردگی است.

علائم هشدار دهنده افسردگی در بزرگسالان کدامند؟

مهمترین علامت آن عدم احساس لذت از زندگی است که شخص آن احساس لذتی که باید از زندگی روزمره‌اش داشته باشد را ندارد، دیگر علائم هشدارکننده افسردگی کاهش عملکرد، علائم بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، بی‌حوصلگی و گریه کردن.

اختلال بیش فعالی در بزرگسالان به چه شکل بروز می‌کند؟

همه با بیش‌فعالی در کودکی آشنا هستند ولی اطلاع ندارند که اگر 50 تا 70درصد روند درمانی بیش‌فعالی در دوران کودکی درمان نشود 50 درصد این بیماری به سنین بزرگسالی انتقال پیدا می‌کند که علائم آن در بزرگسالان حواسپرتی، بی‌قراری و زیاد صحبت کردن است.

اسکیزوفرنی چیست؟

اسکیزوفرنی یک اختلال در تفکر فرد است به طوری که فرد دچار یکسری باورهای غلط و غیرمنطقی می‌شود که به آن می‌گوییم هذیان باورهای غلط و غیرمنطقی که این هذیان‌ها می‌تواند هذیان بزرگ‌منشی باشد، می‌تواند هذیان بدبینی باشد، هذیان سوء‌ظن، خیانت، پوچی، ولی شایع‌ترین هذیان‌هایی که دیده می‌شود هذیان بدبینی و سوء‌ظن است. حتی احساس توهماتی در کنار هذیان وجود دارد مثلا توهم دارد که کسی او را تعقیب می‌کند. شخصی که توهم دارد به این صورت است که مثلا من الان دارم با شما صحبت می‌کنم و شما می‌شنوید پس یک محرکی وجود دارد که گوش شما می‌شنود. گاهی ممکن است محرک وجود نداشته باشد مثلا شخص در یک جایی تنها نشسته صدایی می‌شنود این توهم است و یا کسی را می‌بینید پس توهم است، این دو علامت هذیان و توهم در کنار بعضی دیگر از علائم از علائم بارز اسکیزوفرنی است.

داروهای مکمل غذایی، گیاهی برای درمان افسردگی کدامند؟

داروها دو دسته هستند داروهای شیمیایی و غیرشیمیایی. در بحث مکمل‌های غذایی باید متخصص مربوطه صحبت کند که مدعی هستند که ویتامین‌های خاص، املاح خاص در این مواد وجود دارد که می‌تواند به افسردگی کمک کند؛ ولی بهترین درمان این است که شخص بتواند از مواد طبیعی استفاده کند.

وقتی می‌شود از میوه و سبزیجات به طور طبیعی استفاده کرد دلیلی ندارد که شخص از عصاره آن به صورت شربت یا قرص استفاده کند.

نوردرمانی در درمان افسردگی چگونه درمانی است؟

ما چنین چیزی نداریم، نوردرمانی فقط درمانی است که در بچه‌های نوزاد مبتلا به زردی استفاده می‌شود که آنها را زیر نور خاص قرار می‌دهند یا بعضی از بیماری‌های ستون فقرات که بیماران را زیر نور ماوراءبنفش قرار می‌دهند.

نوردرمانی در روانپزشکی جزو درمان‌های روانپزشکی نیست. ولی باید این نکته را متذکر شوم چون بعضی‌ها این اشتباه را می‌کنند که مثلا کسی که افسرده است دوست دارد در یک جای تاریک باشد و در را ببندد، به طبع وقتی بیاید در یک فضای روشن قرار بگیرد بیماریش بهتر می‌شود ولی ما این را جزو نوردرمانی استفاده نمی‌کنیم.

چند درصد مردم در طول عمر خود به بیماری‌های روانپزشکی دچار می‌شوند؟

22 تا 25 درصد جمعیت کشور در طول عمر به بیماری‌های روانپزشکی از جمله وسواس، سردردهای هیجانی، اضطراب، افسردگی و استرس مبتلا می‌شوند و نباید بیماری روانپزشکی را یک «انگ» بد و زشت دانست زیرا این بیماری نیز مانند بیماری‌های قلبی و کلیوی تعریف می‌شود.

البته این «انگ» بیماری‌های روانپزشکی نسبت به 20سال گذشته شرایط بهتری پیدا کرده است، یعنی مردم با فراغ بهتری به روانپزشکان مراجعه می‌کنند. مردم باید بدانند که بیماری‌های روانپزشکی شامل بسیاری از معضلات وسواس، سردردهای هیجانی، اضطراب و افسردگی است و فکر نکنند بیمار روانپزشکی فقط کسی است که آب از دهانش بیرون می‌آید و لباس‌هایش را پاره می‌کند و به دیگران حمله می‌کند که این مساله صحیح نیست.

خوشبختانه وزارت بهداشت در ماه‌های اخیر توجه بیشتری به موضوع سلامت روان کرده است ولی بیشتر مشکل بیماران روانپزشکی به فقدان ارائه خدمات مناسب و ضعف پوشش بیمه‌ای مربوط می‌شود و حتی برای اینکه خدمات بیماران روانشناسی تحت پوشش بیمه قرار گیرد در برخی مواقع این بیماران را در قالب بیمارهای اورژانسی باید معرفی کرد ولی در مجموع روند نگاه به «انگ» بیماری‌های روانپزشکی نسبت به 10 تا 25 سال گذشته بهتر شده است.

اوتیسم چیست و چگونه بروز پیدا می‌کند؟

اوتیسم را جزو گروه اختلال نافذ مربوط به رشد تقسیم‌بندی می‌کنیم. بیماری است که از بدو تولد شروع می‌شود و تا بزرگسالی ادامه پیدا می‌کند. این بیماران در دنیای خودشان زندگی می‌‌کنند، نمی‌توانند زیاد ارتباط برقرار کنند، علی‌‌رغم اینکه ممکن است از هوش خوبی بهره‌مند باشند باید در مراکز خاص، در آموزشگاه‌های خاص آموزش بگیرند.

آیا اوتیسم علاج‌پذیر است؟

به آن صورت که کاملا خوب شوند خیر. ولی می‌شود کنترل کرد و در خانواده پدر و مادر باید به آن شخص توجه کنند.




استفاده از دست‌ها برای کنترل خشم

  "خشم پدیده‌ای طبیعی و مانند سایر احساسات نشانه سلامت، تندرستی و عواطف انسانی است، اما هنگامی که از کنترل خارج شود، می‌تواند به حسی ویرانگر تبدیل شود و پیامدهای ناگواری در روابط شخصی و در تمامی عرصه‌های زندگی به وجود آورد. هیچ‌کس نمی‌تواند از خشم خلاص شود یا از آن دوری کند، زیرا همیشه پدیده‌ها یا افرادی هستند که شما را خشمگین می‌کنند اما می‌توانید یاد بگیرید که چگونه رفتارهای خود را کنترل کنید و خشمتان را کاهش و آن را به شکل مناسبی نشان دهید.

افراد خشمگین چه کسانی هستند؟


به گزارش سلامت نیوز، بیشتر افراد، خشم را در زندگی تجربه کرده‌اند. خشم می‌تواند به دلیل رویدادهای بیرونی یا تغییرات درونی باشد. طبق پژوهش‌ها، افراد خشمگین، افرادی هستند که از کنترل نفس پایین‌تری برخوردارند. این افراد اغلب در کنترل خشم و احساسات منفی خود با مشکل مواجه می‌شوند. نتیجه این حالت این است که هیچ‌کس یاد نمی‌گیرد چگونه به درستی بتواند خشم خود را کنترل و مدیریت کند؛ چنانکه گاهی اوقات زمانی که افراد عصبانی شده، حتی نمی‌توانند متوجه شوند که عصبانی هستند.

برخی دیگر هم آن‌قدر عصبانیت خود را پنهان می‌کنند، تا سرانجام یک مرتبه از طریق لغات و کارهای اهانت‌آمیز آن را بروز می‌دهند.

علل خشم

برخی از عوامل ایجادکننده خشم عبارتند از تحقیرشدن یا مورد تبعیض قرار گرفتن، مورد پیش‌داوری یا بی‌مهری قرار گرفتن، مورد فریب یا عهدشکنی قرار گرفتن، تحقیر شدن احساسات، ارزش‌ها یا اقتدار واقعی فرد از سوی دیگران، بدرفتاری و توجهی از سوی افراد، صدمه‌دیدن در نتیجه بی‌توجهی نسبت به خود، مورد خشونت بدنی یا کلامی قرار گرفتن و قربانی شدن.

روش‌های غلبه بر خشم

گاهی اوقات در میان گذاشتن این مطلب که چرا ناراحت هستیم، در ما آرامش ایجاد می‌کند، به‌ویژه اگر دلیل ناراحتی خود را به فرد مقابل بگوییم. روان‌شناسان بر این باورند که احساس آرامشی که در چنین شرایطی به ما دست می‌دهد، به دلیل تخلیه شدن نیست، بلکه به این خاطر است که احساسات خود را شناسایی کرده‌ایم، آنها را مخاطب قرار داده و برای یافتن راه‌حل روی آنها کار کرده‌ایم. همچنین نفس عمیق کشیدن کمک زیادی به شما می‌کند تا عصبانیت خود را فرو کش کنید، زیرا هنگامی که عصبانی می‌شوید، بدن شما منقبض می‌شود و کشیدن نفس عمیق به شما کمک می‌کند تا استرس از شما دور شود.

یکی دیگر از بهترین شیوه‌هایی که به واسطه آن می‌توانید خشم خود را از میان بردارید، این است که برای مدت پنج دقیقه در هوای آزاد راه بروید. گاهی اوقات ابراز احساسات بهترین شیوه مقابله با خشم است. در شرایط خشم با حالت غیر تدافعی به طرف مقابل بقبولانید که عصبانی هستید و خیلی رک و راست به او بگویید که چه چیزی عصبانی‌تان می‌کند.

یکی دیگر از روش‌های ساده برای فروکش‌شدن خشم، نوشیدن یک لیوان آب است که می‌توانید این بار که خشمگین شدید آن را امتحان کنید. یک لیوان آب برای خود بریزید و بسیار به آرامی بنوشید. آگاهی از موقعیت‌های خشم کمک بسزایی در پیشگیری از خشم دارد. وقتی فهمیدید که چه چیزی به خشمتان منجر می‌شود درصدد جلوگیری از ایجاد چنین موقعیت‌هایی برآمده یا یاد بگیرید که چطور با این موقعیت‌ها کنار بیایید. همچنین سعی کنید احترام خود را حفظ کنید و برای این کار لازم است هیچ‌گاه به دیگران بی‌احترامی نکنید؛ حتی اگر حق با شما باشد و در نهایت اینکه برای طغیان‌های عصبی خود عذرخواهی کنید.

اگر عصبانیت‌تان باعث شده که که به کسی بی‌احترامی کنید، از او معذرت‌ بخواهید. لزومی ندارد برای عصبانیت خود توضیحی بیاورید. فقط گفتن «من رفتار بدی داشته‌ام و عذر می‌خواهم» کافیست تا همه سوء رفتارها را از بین ببرد.

یک پژوهش جالب


یافته‌های یک پژوهش جالب حاکی از آن است، افرادی که بسیار در موقعیت خشم قرار می‌گیرند، می‌توانند بدون استفاده از دارو و تنها با تمرینات خاصی بر خشم خود فائق آیند. به گفته «توماس دنسون» از دانشگاه «نیوساوث‌ولز»، در این تمرینات، افراد راست دست باید برای کارهایی مانند گرفتن ماوس رایانه، هم زدن نوشیدنی یا باز کردن در، از دست چپ خود استفاده کنند و افراد چپ‌دست نیز خلاف آن را به کار ببرند. تنها دو هفته انجام این تمرینات می‌تواند تمایل به رفتار انگیزشی را کاهش دهد.

وی در مطالعات خود نشان داد افرادی که بر استفاده از دست غیر غالب خود برای دو هفته تلاش کرده‌اند، توانسته‌اند بر خشم خود تا حد زیادی غلبه کنند. طبق این پژوهش، تنها کنترل نفس می‌تواند انسان را از کارهای عصبی دور نگه دارد و افراد خشمگین اغلب افرادی هستند که از کنترل نفس پایین‌تری برخوردارند. به گفته محققان این افراد به دلیل اینکه نمی‌توانند این کار را به خوبی انجام دهند، پرخاشگری بیشتری دارند. در حقیقت اگر افراد را در دستگاه اسکن مغزی قرار دهیم و فعالیت مغزی آنها را در زمان توهین به این افراد مشاهده کنیم، بخش‌های مرتبط با کنترل نفس در افراد با پرخاشگری بیشتر از فعالیت کمتری برخوردار است.



چنان زندگی کن که انگار برای بار دوم است که زندگی میکنی،

چنان زندگی کن که انگار برای بار دوم است که 

زندگی میکنی،

و انگار برای بار دوم همان اشتباهی را میکنی که 

اکنون قرار است بکنی.



ویکتور فرانکل



تاثیر موسیقی در بهبود بیماران آلزایمری

محققان دریافتند:
تاثیر موسیقی در بهبود بیماران آلزایمری


 مطالعات نشان می دهد که گوش دادن به موسیقی می تواند به آن هایی که آلزایمر دارند به شکل های مختلفی کمک کند. به عنوان مثال موسیقی می تواند استرس را کم کند، افسردگی و اضطراب را بهبود بخشد و هم چنین از آشفتگی فرد بکاهد. بدین ترتیب موسیقی می تواند به فرد آلزایمری به ویژه فردی که ارتباطات خود را با دیگر افراد از دست داده است کمک کند.
به گزارش سلامت نیوز درمورد موسیقی دلخواه کسی که دوستش دارید فکر کنید و سعی کنید موسیقی دلخواه او را برای او پخش کنید
اگر می خواهید مود او را بالا ببرید از موسیقی هایی استفاده کنید که ریتم تندتری دارند چرا که این ها معمولا افراد را شادتر می کنند
زمانی که موسیقی پخش می شود از سرو صدای زیاد خودداری کنید سعی کنید در را ببندید، تلویزیون را خاموش کنید و ...
به عکس العمل های او توجه کنید. ببینید اگر موسیقی ای را بیشتر دوست دارد آن را چند بار پخش کنید. اگر از موسیقی ای بدش می آید سعی کنید که آن را عوض کنید.
یادتان باشد که قرار نیست موسیقی حتما مستقیما در زندگی کسی که شما دوست دارید و دچار آلزایمر است تاثیر بگذارد و کیفیت زندگی او را بهبود بخشد. چرا که نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه است.








  • تعداد صفحات :69
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
www.tarhebartar.ir Dashboard Clock مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Locations of visitors to this page

كد تقویم

كد تقویم

/v4ex/sidebar.js">
free counters