تبلیغات
روانشناسی بالینی

از آهسته رفتن مترس ، از بی حرکت ایستادن بترس

مدل رفتاری دیسك (DISC)

مدل رفتاری دیسك  (DISC)

 

دیسک چهار ربع مدل رفتاری بر اساس کار دكتر ویلیام مالتون مارستون (1893-1947) William Moulton   Marston  است كه به بررسی رفتار افراد در محیط خود و یا در موقعیت های خاص می پردازد.تمركز دیسك روی سبك ها و رجحان هایی از رفتار است.این سیستم از ابعاد رفتار قابل مشاهده  به عنوان زبان جهانی رفتار شناخته شده است. تحقیقات نشان داده است که ویژگی های رفتاری را می توان "به چهار سبك اصلی گروه بندی نمود. همه افراد دارای هر چهار ویژگی هستند ولی گستردگی این خصیصه ها از فردی به فرد دیگر متفاوت است. این مدل توسط دكتر  جان گِیِر  John Geier از دانشگاه  مینسوتا   Minnesota  به روز شده است.

ارزیابی چهار طبقه بندی از جنبه های رفتار با آزمون رجحان های شخصی تداعی كلمات(مقایسه با شاخص تیپ مایرز-بریگز  MBTI) انجام می گیرد. دیسك  (DISC)  مخفف چهار كلمه زیر است:

 Dominance

     تسلط یا نفوذ:  مربوط به کنترل ، قدرت و جرات

Influence

مربوط به موقعیت های اجتماعی و ارتباطی       تاثیر:     

Steadiness

پیوستگی، ثبات ،كوشش: مربوط به شكیبایی، صبوری، ایستادگی، تفكری، مطیع و تسلیم زمان

Conscientiousness

با وجدان: ملاحظه كار، مربوط به ساختار و سازمان، رعایت زمان

 

این چهار بعد شخصیتی را می توان بصورت یك ماتریكس به شرح ذیل توضیح داد:

 

 

1-    ردیف بالا بصورت افقی  (D,I)   بطور مشترك نشاندهنده جنبه های برونگرایی شخصیت است.

2-    ردیف پایین بصورت افقی (C,S)  بطور مشترك نشاندهنده جنبه های درونگرایی شخصیت است.

3-    دو ویژگی سمت چپ بطور عمودی (D,C)  جنبه های متمركز بر وظیفه است.

4-    دو ویژگی سمت راست بطور عمودی (I,S)  نشاندهنده جنبه های اجتماعی هستند.

در این ماتریكس بعد عمودی بیانگر عاملی از منفعل در مقابل  عامل بودن و بعد افقی بیانگر باز بودن در مقابل بسته بودن (حالت دفاعی داشتن) است.

ویژگی افراد با شخصیت، تسلط یا نفوذ (Dominance) :

الف) داشتن نمرات بالا در مقیاس D :  در برخورد با مشكلات وچالش ها بسیار فعال هستند،افرادی قوی(موثر)، خود رای، خود مدار، جاه طلب، پرخاشگر، پیشقدم، اداره كننده، تعیین كننده و با اراده هستند.

ب) داشتن نمرات پایین در مقیاس D :قبل از تصمیم گیری بیشتر تحقیق می كنند، افرادی محافظه كار، مشاركت كننده، به آهستگی قدم برمی دارند، حسابگر، هوشیار و مواظب، ملایم، سازگار، و صلح طلب هستند.

 

ویژگی افراد با شخصیت، تاثیر گذار (Influence) :

الف) داشتن نمرات بالا در مقیاس I : از طریق صحبت كردن، فعالیت، و تمایل به هیجانی بودن بر دیگران تاثیر می گذارند.آنهارا می توان به عنوان افرادی قانع كننده، متقاعد كننده، مشتاق، گرم، نمایشی، جذاب، معتمد و خوشبین توصیف كرد.

 ب) داشتن نمرات پایین در مقیاس I :بیشتر از طریق داده ها و حقایق تاًثیر گذارند نه از طریق احساسات.افرادی با ویژگی واقع بینی، حسابگر، شكاك، بدبین، بازتاب دهنده، انتقادی، و مبتنی بر حقایق هستند.

ویژگی افراد با شخصیت، ثابت (Steadiness) :

الف) داشتن نمرات بالا در مقیاس S :  دارای شیوه كاری یكنواخت،تغییرات ناگهانی را دوست ندارند،آرام، ریلكس،شكیبا، قابل پیش بینی، متعمق، باثبات، پیوستگی در رفتار، بی هیجان.

ب) داشتن نمرات پایین در مقیاس S : علاقه به تغییر و تنوع، بی قرار، اثبات كننده، نا شكیبا، مشتاق، و رفتارهای تكانشی.

 ویژگی افراد با شخصیت، با وجدان (Conscientiousness) :

الف) داشتن نمرات بالا در مقیاسC:  افرادی وفادار به قواعد، مقررات و ساختار، توجه به كیفیت كار، وقت شناس، با دقت، هوشیار، سختگیر، تمیز، منظم، دقیق و با نزاكت هستند.

 

دیسک توصیف رفتار است ،آنچه شما می گویید و انجام دهید ، بیان بیرونی و قابل مشاهده از زندگی شماست.
دیسک دارای كاربرد های بسیاری از جمله موارد ذیل می باشد:

·         ارتباط موثرتر

·         بهبود همکاری و کاهش تعارض

·         ساخت تیم های با عملکرد بالا

·         تبدیل شدن به یک رهبر موثر

·         افزایش فروش و موفقیت خدمات

مدل دیسك دارای دو نوع پروفایل است: پروفایل سنتی كه دارای 29 آیتم بوده و بصورت نمودار  بررسی و تحلیل می شود ، و پروفایل جدید كه دارای 79 آیتم بوده و بصورت نمودار دایره ای نمایش داده می شود.

 

 

مدل دیسك می تواند در محیط های شغلی، سبك های مدیریتی، فروش،و شیوه رهبری موثر ، مفید باشد.

 

** نكته مورد توجه  این است كه آیا كاربرد این مدل در جامعه  ایران بررسی شده است ؟ و آیا پرسشنامه و مقیاس ارزیابی استاندارد شده ؟ و آیا پروفایل  تعبیروتفسیر دارای روایی و اعتبار مناسب است یاخیر؟

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بررسی ارتباط آموزش مهارتهای زندگی با سلامت روان

از آنجا كه همه افراد برای داشتن یك زندگی خالی از كشمكش، اختلال، درگیری و یا در خود فرو رفتگی نیازمند به بهره مندی از سلامت و بهداشت روانی هستند لذا برای تحقق آن باید دست به تلاشهای فروان بزنند كه یكی از آن  تلاشها مهارت پیدا كردن در چگونه زندگی كردن است چرا كه مهارت در زندگی مجموعه ای است از  مهارت در خود آگاهی، روابط بین فردی، ارتباط موثر، تفكر نقادانه، تفكر خلاق، تصمیم گیری، حل مساله، مقابله با فشار یا نه گفتن، مقابله با هیجان ناخوشایند و همدلی  و اهمیت آن در حدی است كه پروتكل آموزش این مهارت ها در سال ۱۹۹۳ به منظور ارتقای سطح بهداشت روان و پیشگیری از آسیب های روانی و اجتماعی از سوی سازمان جهانی بهداشت طراحی شده  و از آن زمان تا كنون بطور مرتب مورد تحقیق و بررسی می باشد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اعتقادات غیرمنطقی..... بابک رهبری

اعتقادات غیرمنطقی[1]

 اعتقادات به اینکه ضروری است همه افراد جامعه او را دوست بدارند و تعظیم و تکریمش کنند.

اعتقاد به اینکه لازمه احساس ارزشمندی، وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.

اعتقاد به اینکه گروهی از مردم ذاتاً بد و شرور هستند و یا باید به شدت تنبیه و مذمت شوند. 

اعتقاد به اینکه اگر وقایع آن طوری که او می خواهد نباشد،فاجعه آمیز خواهد بود. 

اعتقاد به اینکه بدبختی و عدم خشنودی او بوسیله عوامل بیرونی به وجود آمده است. 

اعتقاد فرد به اینکه چیزهای خطرناک و ترس آور، موجب نهایت نگرانی می شوند و فرد همواره باید کوشا باشد تا امکان به وقوع پیوستن آنها را به تأخیر اندازد. 

اعتقاد به اینکه اجتناب و دوری از برخی مشکلات بهتر از روبرو شدن با آنها است. 

 اعتقاد فرد به اینکه باید متکی به دیگران باشد و بر انسان قویتر دیگری تکیه کند. 

اعتقاد فرد به اینکه تجارب و وقایع گذشته تعیین کننده مطلق رفتار کنونی هستند و اثر گذشته را در تعیین رفتار کنونی به هیچ وجه نمی توان نادیده انگاشت. 

اعتقاد فرد به اینکه انسان باید در مقابل مشکلات و اختلالات رفتاری دیگران کاملاً برآشفته و محزون شود(کوری،2003؛ ترجمه بهاری و همکاران، 1382).

اعتقاد فرد به اینکه برای هر مشکلی همیشه یک راه حل درست وجود دارد و اگر انسان به آن دست نیابد، بسیار وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.



[1] Irrational belief




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشقی که شکیبایی و مهربانی در آن جای داشته باشد شما را قطعا سالم نگه خواهد داشت.

عشقی که شکیبایی و مهربانی در آن جای داشته باشد شما را قطعا  سالم نگه خواهد داشت.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر ( Allen & Meyer's Organizational Commitment Questionnaire)

پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر  ( Allen & Meyer's Organizational Commitment Questionnaire)

1- خیلی خوشحال می شوم که مابقی دوره خدمتم را در این سازمان بگذرانم.
2-  از این که درباره سازمان محل کارم با افراد خارج از سازمان صحبت کنم. لذت می برم.
3-  واقعا احساس می کنم که مشکلات این سازمان مشکل خود من است.
4- فکر کنم به سادگی می توانم به همان اندازه ای که به این سازمان علاقه دارم، به سازمان دیگری نیز دلبستگی پیدا کنم.
5-  در سازمان محل کارم خود را عضوی از خانواده احساس نمی کنم.
6- از لحاظ عاطفی علاقه چندانی به این سازمان ندارم.

7-  این سازمان برای من معنی و مفهوم شخصی بسیار زیادی دارد.
8- احساس تعلق زیادی نسبت به سازمان محل کار خود ندارم.
9-  از عواقب ترک کردن کار فعلی خود بدون دسترسی داشتن به کار دیگر، ترسی به دل راه نمی دهم.
10-  در حال حاضر ترک کردن محل کار برایم دشوار است . هر چند ممکن است به این کار نیز تمایل داشته باشم.
11-  اگر هم اکنون تصمیم به ترک سازمان محل کارم بگیرم زندگیم به شدت از هم گسیخته می شود.
12- ممکن است هم اکنون ترک سازمان برایم بسیار پر هزینه و زیانبار باشد.
13-  در حال حاضر، باقی ماندن در سازمان محل کارم به همان اندازه که ناشی از ضرورت است، ناشی از تمایل شخصی خودم نیز می باشد.
14-  احساس می کنم احتمال پیدا کردن کار دیگر کمتر از آن است که فکر ترک کردن این سازمان را در سر بپرورانم.
15-  یکی از عواقب جدی ترک کردن این سازمان کمبودکارهای موجود دیگر است.
16-  یکی از دلایل اساسی ادامه کارم در این سازمان این است که ترک کردن آن؛ مستلزم از خود گذشتگی قابل ملاحظه ای است. چون ممکن است سازمان دیگر همه منافعی را که در این جا وجود دارد؛ تامین نکند.
17-  فکر می کنم امروزه مردم بیش از حد سازمان یا محل کار خود را تغییر می دهند.
18-  اعتقاد ندارم که شخص باید همیشه به محل کارش وفادار بماند.
19-  به نظر من تغییر سازمان محل کار به هیچ وجه کاری غیر اخلاقی نیست.
20-  یکی از دلایل اصلی ادامه کارم با این سازمان آن است که به اعتقاد من وفاداری مهم می باشد. بنابراین خود را ملزم می دانم در این سازمان باقی بمانم.
21- در صورتی که در جای دیگر کار بهتری به من پیشنهاد شود، ترک کردن سازمان محل کارم را صحیح می دانم.
22- اعتقاد به ارزش اخلاقی و وفادار ماندن به یک سازمان به من آموخته شده است.
23- روزگاری که مردم بیشترین مدت زندگی شغلی خود را در یک سازمان می ماندند؛ اوضاع بهتر بود.
24- دیگر معقول نیست که فردی بخواهد به عنوان طرفدار پروپا قرص سازمان معروف باشد.


ساعتچی؛ محمود . کامکاری؛کامبیز . عسکریان؛ مهناز . آزمونهای روان شناختی . نشر ویرایش . 1389




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخن

دریا باش تا اگر سنگی به سویت پرتاب کنند سنگ را غرق کنی نه انکه خود متلاطم شوی..

محمدرسول تاجیک




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونگی شکست دادن افکار مزاحم:

چگونگی شکست دادن افکار مزاحم:

 

تحقیقات نشان داده است که سرکوب تفکرات، کارآیی ندارد. پس چگونه می توان افکار مزاحم تکراری را متوقف کرد؟

چگونگی شکست دادن افکار مزاحم و تکراری

هنگامی که افکار مزاحم در ذهن انسان گیر می کند باعث ناراحتی او می گردد. این امر می تواند از یک اشتباه در کار باشد یا هر چیز دیگری که باعث اضطراب، نگرانی و ترس شود. شهودی ترین روش برای مقابله با افکار مزاحم؛ سرکوب آنهاست که ما با استفاده از فشار، سعی در بیرون راندن آنها از ذهن خود داریم
متاسفانه؛ بسیاری از مطالعات علمی ثابت کرده اند که روش سرکوب افکار نه تنها کارآیی ندارد، بلکه باعث بازگشت آنها با شدت بیشتری نیز می گردد. برای انسان؛ تکرار تجربیات بیهوده و بی نتیجه، بسیار کسل کننده و رنج آور است.

پس چه گزینه های دیگری برای رهایی از افکار مزاحم وجود دارد؟
متخصص سرکوب اندیشه، آقای دانیل وگنر، در یک مقاله برای روانشناسان امریکایی چندین روش نیرومند را برای مقابله با افکار ناخواسته تکراری پیشنهاد می دهد که در اینجا هشت روش را برای شما بازگو می کنیم:

تمرکز بروی حواس پرتی:
 
گرایش طبیعی انسان در هنگام تلاش برای خاموش کردن ذهن و تمرکز بروی یک موضوع خاص، این است که بروی موضوعات دیگر فکر می کند یا بقول معروف؛ حواس انسان پرت می شود. ذهن در اطراف و به صورت سرگردان به دنبال موارد جدیدی است که بروی آنها متمرکز شود و نه آنچه که مورد نیاز در آن لحظه است. پرت اندیشی کارآیی ندارد، با این حال؛ مطالعات نشان داده اند که اگر بروی یک چیز منحرف شوید بهتر از آن است که ذهن شما سرگردان باشد، زیرا که سرگردانی بی هدف ذهنی با ناخشنودی همراه خواهد شد. پس بهتر است که بروی یک موضوع تمرکز کنید، مثلا؛ یک قطعه موسیقی یا یک برنامه جالب تلویزیونی.

جلوگیری از استرس:
یکی دیگر از روش های شهودی برای اجتناب از افکار ناخواسته تکراری، تحت فشار قرار دادن خودمان است. در اینجا ایده این است که؛ شتاب و عجله مقدار کمی انرژی روحی برای رهایی از افکار مزاحم صرف می کند. تحقیقات علمی نشان می دهد که این رویکرد نادرست است. در واقع؛ مانند حواس پرتی، استرس نیز باعث بازگشت قوی تر افکار مزاحم می شود. بنابراین، از این روش برای جلوگیری از افکار ناخوشایند نباید استفاده کرد

به تاخیر انداختن اندیشه برای بعد:
در حالی که تلاش مداوم برای سرکوب اندیشه های مزاحم باعث بازگشت شدیدتر آنها می شود، پژوهشگران در تحقیقات خود از کسانی که افکار مضطرب دارند، خواستند که نگرانی خود را به مدت نیم ساعت به تعویق اندازند. برخی مطالعات نشان دهنده آن است که افراد این کار را به عنوان مرحله جانبی سرکوب اندیشه های مزاحم می شناسند
بنابراین، نگرانی خود را برای مدت معینی به تاخیر اندازید و احتمالا این روش به راحت شدن ذهن شما در این مدت کمک خواهد کرد

درمان متناقض:
به جای تلاش برای سرکوب افکار مزاحم، می توان مستقیما بسراغ آنها رفت و بروی آنها متمرکز شد. به نظر می رسد که تناقض در تفکر؛ کمک به از بین رفتن آن می کند، ولی برخی تحقیقات ثابت کرده اند که این کار می تواند تنها به از بین بردن افکار مزاحم انجامد. این نظریه بر اساس «نمایش درمانی» در زمان طولانی شکل گرفته است. برای مثال؛ درمان ترس از عنکبوت با نمایش عنکبوت به بیمار و بطور آهسته و آرام و با لمس آن انجام می گیرد. این روش برای افراد کم جرات کارآیی ندارد، ولی در زمانی که افراد مجبور به مقابله با افکار و رفتار همراه با وسواس خود باشند، می تواند مفید واقع گردد

پذیرش:
این روش هم می تواند مشابه روش های دیگر، کارآیی داشته باشد. شواهدی موجود است که اثبات می کند؛ پذیرش افکار مزاحم، به جای جنگیدن با آنها، می تواند مفید باشد. این دستورالعمل در یک مطالعه، نشان دهنده کاهش ناراحتی و فشار بر شرکت کنندگان است: «مبارزه با اندیشه مزاحم، مانند تقلا کردن در باتلاق است. افکار خود را مشاهده کنید. تصور کنید که آنها از گوش شما بیرون می آیند و از ذهن شما خارج می شوند. با علائم و نشانه ها مبارزه نکنید. از آنها اجتناب کنید و یا آنها را مجبور به دور شدن از ذهنتان کنید. تنها مشاهده گر باشید» 

مراقبه:
مشابه روش پذیرش، مراقبه به ترویج شفقت و نگرش بدون قضاوت می انجامد و کمک می کند که افکار مزاحم به مکان دیگری، بغیر از ذهن شما، نقل مکان کنند. این نیز روش مفیدی برای مقابله با افکار مزاحم و تکراری است و همچنین، به بهبود تمرکز حواس شما کمک می کند. تصدیق خود:---- خود تصدیقی یک درمان روحی برای همگان است. این امر شامل تفکر در مورد صفات و باورهای مثبت برای افزایش اعتماد به نفس در اجتماع و کنترل خود می گردد و مزایای دیگری نیز دارد. این روش، همچنان که در آزمایشات علمی ثابت شده است، ممکن است که کمک زیادی برای مقابله با افکار مزاحم کند.

نوشتن:
در مورد تصدیق و تاکید بر خود و عمیق ترین افکار و احساسات خود بنویسید. آزمایشات علمی ثابت کرده اند که نوشتن، سلامت جسمی و روانی بسیار گسترده ای را به ارمغان می آورد. نوشتن در مورد عواطف می تواند برای مقابله با افکار مزاحم و تکراری بسیار مفید باشد

http://axgig.com/images/90090926843118499157.jpg


ترجمه: فرشاد سجادی

منبع
http://www.spring.org.uk/2012/10/setting-free-the-bears.php

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

با افسردگی این طوری کنار بیایید ....

هنگامی که بسیار موشکافانه به عمق یک مساله یا مشکل می روید توان مبارزه با افسردگی را از دست خواهید داد. با تمرکز کردن روی مشکلاتی که آزارتان می دهند، فقط تصویر آن را در ذهن خود بزرگ تر می کنید و این روند شما را بیشتر به سمت ناراحتی و افسردگی سوق می دهند.
هنگامی که حس افسردگی دارید، هیچ چیز نمی تواند حالتان را خوب کند. دنیا تاریک و روابط بیهوده به نظر می رسند. گویا حتی خنده ها نیز همه ظاهری هستند و حالی برای تلاش برای خوب هم ندارید. اما برای خارج شدن از این کسالت روانی چند راهکار برایتان داریم که بد نیست امتحان کنید. با این خودتراپی می توانید تا اندازه‌ی زیادی خود را از کسالت و بی حوصلگی و افسردگی خارج کنید.

بارهای مغزی خود را همین جا خالی کنید و به سوی آینده پیش بروید. روزهای شاد و روشن همیشه انرژی مضاعفی دارند که موجب بهبود روحیه تان می شوند. برای افزایش این روزها در زندگی خود از افسردگی دوری کنید.

1. گذشته را در گذشته جا بگذارید

گذشته ها گذشته است. فراموش کنید. این را درک و باور کنید که نمی توانید گذشته ها را تغییر دهید، پس چرا دایم خاطرات گذشته را شخم می زنید؟ چه سودی برای شما دارد؟ هیچ. پس در حال حاضر زندگی کنید. حال و آینده را در نظر گرفتن بسیار بهتر از گیر کردن در گذشته است. البته زمان زیادی را نیز برای آینده صرف نکنید. از لحظه های کنونی خود لذت ببرید و در همین زمان زندگی کنید تا هرگز حسرت از دست رفتن آنها را نخورید.

2. مسایل را برای خود بزرگ نکنید

از اینکه هر مشکل کوچکی که برایتان پیش می آید را خیلی بزرگ جلوه دهید، دست بردارید. برای هر مشکل و مساله ای در زندگی یک راهکار وجود دارد. اگر از چیزی رضایت خاطر ندارید، برای بهبود آن تلاش کنید. هنگامی که زیادی به مسایل و مشکلات فکر کنید و آنها را در ذهن خود بزرگ و مهم تصور کنید، فرصت های زندگی را از دست می دهید. در این حالت نمی توانید از دام افسردگی فرار کنید و به آزادی ذهنی دست پیدا کنید. زندگی بسیار کوتاه است، سخت نگیرید و با شادی آن را سپری کنید. سعی کنید منطقی و واقعی به زندگی نگاه کنید تا افکار منفی شما را احاطه نکنند.

3. مسایل را خیلی تحلیل و موشکافی نکنید

هنگامی که بسیار موشکافانه به عمق یک مساله یا مشکل می روید توان مبارزه با افسردگی را از دست خواهید داد. با تمرکز کردن روی مشکلاتی که آزارتان می دهند، فقط تصویر آن را در ذهن خود بزرگ تر می کنید و این روند شما را بیشتر به سمت ناراحتی و افسردگی سوق می دهند. باید از عادت تحلیل و موشکافی زیاد مسایل دست برداید. بسیار مهم است که زندگی را با کیفیت عالی زندگی کنید. پس برای بهبود حال خودتان هم شده است از این کار دست بردارید.

4. به مسایل مثبت فکر کنید

وقتی آدم افسرده است، فکر کردن به مسایل مثبت برایش کمی دشوار است. اما ناممکن نیست. سعی کنید با نوشتن لحظه های شاد و مثبت زندگی خود، شادی های زندگی را در ذهن خود پرررنگ تر کنید. هر چه بیشتر به خوبی های کوچک و بزرگ فکر کنید، ذهنتان بیشتر از تاریکی خارج می شود. روحیه تان عوض می شود و می توانید زندگی معمولی و شاد را دوباره تجربه کنید. با خوبی کردن به دیگران، مهربانی، کمک یا حتی یک تماس تلفنی ساده که موجب خوشحالی اطرافیان می شود، برای خود لحظه های شاد و مثبت ایجاد کنید. ورزش کردن نیز در این امر بی تاثیر نیست.
 
5. تظاهر کنید

این گزینه شاید برایتان عجیب باشد. همیشه همه می گویند باید نقاب های ظاهری را بردارید و خودتان باشید و هرگز به چیزی که نیستید، تظاهر نکنید. اما می گوییم تظاهر کنید؛ گاهی خنده های مصنوعی هم می تواند حس خوبی را به مغز شما منتقل کند. برای گول زدن تیرگی های درونی برای آنها فیلم آدم های شاد و خوشحال را بازی کنید. این مساله باعث می شود تا مغزتان باور کند آدم شادی هستید و به تدریج از حالت خمودگی و کسالت روحی خارج خواهید شد.

6. طبق برنامه ریزی زندگی کنید

شادی برایتان سخت باشد که برای زندگی خود برنامه ریزی دقیق و دایمی داشته باشید و به همه بندهای آن نیز عمل کنید. اما اگر برای روزهای خود برنامه داشته باشید، مغزتان درگیر اجرایی کردن آنها می شود و تا حد بسیاری از افسردگی و افکار بیهوده و تیره دور می شوید. صبح ها زودتر بیدار شوید. وعده های غذایی خود را به 5 وعده کوچک و اسنک‌طوری در طول روز افزایش دهید. این موجب می شود تا شب خواب راحت تری داشته باشید. افرادی که از افسردگی رنج می برند اصولا دچار اضافه یا کاهش وزن های غیرطبیعی هستند. به همین دلیل، بسیار مهم است برای زندگی خود برنامه ریزی درست و دقیق داشته باشید.

7. به طور کلی از فاز منفی‌گرایی بیرون بیایید

افراد افسرده همه مسایل دنیا را سیاه یا سفید می بینند. یا خوب هستند یا بد هستند و گویا هیچ حد وسطی در زندگی آنها تعریف نشده است. اما این قالب فکری منفی و مضر است. باید آن را تغییر دهید. این قالب ذهنی باعث می شود تا کمتر به شادی های زندگی فکر کنید. به طور مثال، به جای اینکه با خود بگویید «بودن یا نبودن من برای کسی اهمیتی ندارد.» دایم با خود تکرار کنید که: «همه مرا دوست دارند». بدون شک انسان های مختلفی در زندگی هستند که شما را دوست دارند. به آنها فکر کنید و از این فاز منفی خارج شوید.

8. خود را از جمع جدا نکنید

انسان های افسرده اصولا حوصله ای برای بودن در جمع ندارند. ترجیح می دهند در سکوت تنهایی خود باشند تا اینکه بخواهند با دیگران تعامل داشته باشند. از اینکه در مورد مشکلات و مسایل ناراحت کننده خود با اعضای خانواده یا دوستان حرف بزنید، هراسی نداشته باشید. این باعث می شود تا راحت تر با افسردگی مبارزه کنید. اجازه ندهید حرف ها در دلتان انبار شوند. با دوستان قابل اعتماد حرف بزنید و خود را تخلیه کنید.

9. باور کنید که قربانی نیستید

هنگامی که مساله ای درست پیش نمی رود خود یا دیگران را برای آن سرزنش نکنید. این شما هستید که انتخاب می کنید با مشکلات و مسایل چطور برخورد کنید. شما همیشه فرصت تحقق آرزوها و اهداف خود را دارید. اما این مهم به نوع انتخاب شما نیز بستگی دارد. شما تصمیم می گیرید که نقش قربانی و شکست خورده را بازی کنید، یا فردی باشید که مشکلات او را قوی تر می کنند و بیشتر به سوی موفقیت پیش می رود.

میلیون ها نفر در دنیا با مشکل افسردگی دست و پنجه نرم می کند و بسیاری از آنها ترجیح می دهند تا دارودرمانی کنند. مراجعه به روانپزشک خبره و مصرف داروهای تجویزیِ او هیچ اشکالی ندارد، اما بهتر است افسردگی را به صورت طبیعی درمان کنید.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرخ دنیا....

 

گورستان ها پر از افرادی است که روزی گمان می کردند که چرخ دنیا بدون آنها نمی چرخد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند....

 

باران که میبارد همه پرندها به دنبال سر پناهند اماعقاب برای اجتناب از خیس شدن بالاتراز ابرها پرواز میکند این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به شخصیت خود بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید....

 

به شخصیت خود بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید. زیرا شخصیت شما جوهر وجود شماست و آبرویتان تصورات دیگران نسبت به شما است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رابطه هوش هیجانی با جنسیت و زندگی زناشویی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

رها کردن یعنی پذیرش ......

رها کردن یعنی پذیرش ......

اولین قدم در درمان اعتیاد و هرگونه وابستگی بیمارگونه

رها کردن یعنی آزادی و مسئولیت به خود و انسان دیگر دادن !
از دستورالعمل های زیر کمک بگیرید :

1- رها کردن این نیست که محبت وتوجه خود را از دیگری دریغ کنیم ، رها کردن به این معنی است که ما نمی توانیم به جای دیگری زندگی کنیم .

2- رها کردن بریدن از دیگران نیست ، این است که بپذیریم که قدرتی نداریم و آنچه بر دیگری خواهد گذشت در کنترل ما نیست و نخواهد بود ، پذیرش این واقعیت است که من توان کنترل دیگران را ندارم !

3- رها کردن این نیست که ما به دیگری کمک کنیم که زندگی خود را نابود کند ، بلکه آن است که بگذاریم پس آمد رفتارها و اشتباهات خود را تجربه کند.

4- رها کردن این نیست که سعی کنیم دیگری را سرزنش کنیم یا تغییر دهیم . ما تنها به تغییر خود توانائیم !

5- رها کردن این است که دیگری را قضاوت نکنیم و بگذاریم که آزاد باشد.

6- رها کردن این است که دیگری را حمایت کنیم ، تنها از طریق فراهم آوردن ابزارهای رهایی و پیروزی .

7- رها کردن این است که دیگری را زیر زره بین نگذارید ، جیب هایش را نگردید ، تلفنهایش را کنترل نکنید و بگذارید نتایج رفتارهای خود را تجربه کند.

8- رها کردن این نیست که به روی خود نیاوریم ، رها کردن یعنی پذیرش !

9- رها کردن این است که به زندگی خود بنگرید و آن را بسازید و از لحظه های آن لذت ببرید علیرغم آنکه دیگران برای زندگی خود طرح دیگری دارند .

10- رها کردن این است که امروز را فدای دیروز نکنیم . هدف داشتن به معنای امروز را فدای فردا کردن نیست . تجربه دیروز را بیاد آوریم، برای فردا برنامه ریزی کنیم و امروز به بهترین وجه ممکن زندگی کنیم .

11- رها کردن یعنی نگرانی و هراس کمتر ، عشق و شادمانی بیشتر !

این توصیه ها ضرورتهایی است برای آزادی ! این توصیه ها برای رهایی خود شماست نه ضرورتا" کسی که رهایش می کنید ( که طبعا" به او نیز کمک کرده اید ! ) .

شاید شما می خواهید از غمی که سالها بر دل کشیده اید رها شوید ، شاید فرزند عصیانگری است که باید رهایش کنید ، شاید عادت زننده ای است که باید رها شود و ......

این لیست را بارها بخوانید ، با دوست نزدیک خود در میان بگذارید و آنها را به کار ببندید . کم کم خواهید دید که رنج ها شما را رها خواهند کرد و روح دردمند شما آزاد خواهد شد و آفتاب شادمانی از پس کوههای دلتنگی بر خواهد آمد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی

اری اری زندگی زیباست  ...



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وسوایهای فكری و وسواسهای عملی چه چیزهایی هستند؟


q               

                    وسوایهای فكری و وسواسهای عملی چه چیزهایی هستند؟

اختلال وسواس فكری عملی اغلب موضوع لطیفه ها، بذله گویی ها و شوخی ها بوده است. بر خلاف الگوهای كلیشه ای، اختلال و سواس فكری عملی واقعی موضوعی خنده دار نیست. وسواس یك اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است كه اغلب از كودكی شروع می شود و ممكن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فكری – علمی با وسواسهای فكری، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می گردد. وسواسهای فكری افكار یا تجسم های نا خوانده ای هستند كه به صورت مكرر وارد آگاهی می گردند. در حالی كه رفتارهای اجباری، در ظاهر امر رفتارها و عادات مكرر غیر قابل توقف هستند كه شخص باهدف كاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می دهد. هم افكار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولاً توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می شوند، امّا مبتلایان، خود را ناتوان از متوقف كردن آنها می دانند.

       نشانه های وسواس

گرچه انواع افكار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می كند، بعضی از الگوها مشترك هستند. به عنوان مثال، مبتلایان به وسواس امكان دارد در "وارسی های" مكرر درگیر گردند. این عمل ممكن است بصورت وارسی درها و كلیدها جهت كسب اطمینان، خاموش كردن همه وسایل، قرار دادن كلیدها در مكان (خاصی) و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممكن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز كردن مكرر از میكروبها اجتناب نمایند. بعضی از مردم ممكن است تشریفات رفتاری ویژه ای در مورد فعالیتهای روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص، وارد شدن یا ترك كردن خانه یا اتاق به شیوه ای معین، سعی در تكرار (یا اجتناب از تكرار) یك عمل یا فكر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلالها، ازقبیل بی اشتهایی عصبی، پر اشتهایی و جنون موكندن (كندن موها، كندن مژه ها) می توانند كیفیت وسواس به خود بگیرند.

خیلی مهم است كه به این نكته توجه داشته باشید كه بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فكری فوق را در دوره ای از زندگی خود تجربه می كنند، بدون اینكه به اختلال وسواس فكری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دستها بعد از مواجه شدن با میكروبها امری طبیعی است.

نشان دادن درجاتی از پاكیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه هایی از بلوغ در كودكان در نظر گرفته می شود. همین طور، هر كسی یك شیوه و اسلوب برای انجام كارهای خود دارد. فقط زمانی كه افكار و رفتارها به طور افراطی مكرر بود، و یا به جای كمك، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل كرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می كنند، طوری كه مسائل مهم زندگی شان مورد غفلت قرار می گیرد. آنها آنقدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌كنند كه از كلاس جا می مانند. آنها ممكن است آنقدر نگران میكروب و آلودگی باشند كه از صرف غذا در سالن غذا خوری و به همراه دوستانشان خودداری نمایند. آنها همچنین ممكن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواسی شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری كنند.

       دریافت كمك

اگر شما فكر می كنید كه خودتان و یا كسی كه شما می شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد (می‌برید) با یك متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فكری ـ عملی،  اختلالی است كه می توان به آن از طریق مشاوره، رفتار درمانی و یا دارو درمانی كمك كرد. دفتر مشاوره از همكاری متخصصینی در حوزه بهداشت روان بهره مند است كه می توانند به افراد مبتلا به وسواس، در غلبه بر آن كمك های تخصصی قابل ملاحظه ای ارائه دهند. (در صورت احساس نیاز و یا مظنون بودن به وجود وسواس در خودتان با دفتر مشاوره تماس حاصل نمایید.)




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روش های ساده برای مقابله با استرس در محل كار و زندگی

روش های ساده برای مقابله با استرس در محل كار و زندگی


استرس، فی نفسه خطرناك نیست، هر كس در زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند، خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل كنترل را تشخیص دهید و از راه های رفع آن مطلع شوید.

شناخت استرس

استرس، نقطه شروع ابتلا به افسردگی  است كه می تواند بر سلامت جسم و روح شما تأثیر بگذارد. از این رو شناخت عوامل استرس زا و آنچه را كه برای كاهش این عوامل می توانید انجام دهید،  دارای اهمیت است.

اگر احساس می كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفس آرام بكشید تا آرامش خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد.

هرگونه واقعه ای نظیر مرگ عزیزی، طلاق  ، یا جدایی، بیرون رفتن فرزند از خانه درست مانند داشتن بیماری های طولانی مدت یا نقص عضو موجب استرس می شود. اما وقایعی هم نظیر ازدواج، خانه عوض كردن، پیداكردن شغل جدید و رفتن به تعطیلات تقریباً استرس زیادی ایجاد می كنند. نگرانی درباره سررسیدها، موفق نبودن در رقابت در انجام یك كار خاص نیز ممكن است موجب بروز علائم استرس، مثل كم طاقتی، تنش، احساس خستگی و اشكال در خوابیدن  شوند.


برخی از نشانه های استرس عبارتند از:

1- بی حوصلگی شدید

2- حساسیت شدید نسبت به انتقاد

3- بروز اختلال در خواب

4- علایم تنش نظیر جویدن ناخن

5- افزایش مصرف سیگار و الكل

6- سوء هاضمه

7- نداشتن تمركز 

اقدام در كاستن استرس های زیان بار قبل از آن كه بر سلامت شما تأثیر بگذارند، بسیار مهم است. اگر احساس می كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفس آرام بكشید تا آرامش  خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد. این كار می تواند موجب كاهش خطری شود كه سلامت شما را تهدید می كند.

استرس پیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور كنید.


رفع استرس

معنی و مفهوم پوشیده استرس ، همان پیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور كنید.برخی از راه های غلبه بر استرس به قرار زیر است:

1- در یك زمان فقط یك كار را انجام دهید تا فشارهای وارد بر خود را كاهش دهید.

2- پیشنهادهای دیگران در كمك به خود را بپذیرید.

3- توانایی های خود را بشناسید و بیش از حد از خود انتظار نداشته باشید.

4- با یك نفر صحبت كنید. كارهایی را انجام دهید كه برایتان لذت بخش و شادی آفرینند.

5- نیروی خشم خود را خالی كنید، مثلاً با فریاد زدن، جیغ كشیدن یا مشت زدن بر بالش.

6- از موقعیت های پر استرس دوری كنید.

7- سعی كنید اوقات خود را با كسانی بگذرانید كه مصاحبت با آنها برایتان لذت بخش باشد و نه با كسانی كه انتقاد كننده و خرده گیرند.

8- آرام نفس بكشید، به طوری كه قسمت پائینی شـُش های خود را به تحرك وادارید.

9- تكنیك های آرامش بخش را به كار برید.

10- یك واكنش نسبت به استرس، خشمگین شدن است. درباره نحوه غلبه بر خشم خود بیشتر بیاموزید.


استرس در محیط كار

استرسی كه در محیط كار به شما دست می دهد، دومین و بزرگترین مشكل شغلی است كه سلامت شما را تهدید می كند. در یك تحقیق انجام شده، نیم میلیون از افراد شاغل در انگلستان اظهار داشتند كه دچار مسایلی از قبیل  اضطراب  و  افسردگی  هستند. از آنجا كه هنوز هم بر چنین مسایلی برچسب مشكلات روحی- روانی می زنند، اغلب افراد شاغل از درخواست كمك از دیگران روی گردانند، زیرا غالباً آنها را افرادی ناتوان تلقی می كنند.در محیط كاری، موقعیت های زیادی هستند كه موجب استرس فرد می شوند، نظیر:

1- خویشاوند بودن با برخی از همكاران

2- حمایت نكردن مسئولین از كاركنان خود

3- نبود مشاوره و ارتباطات

4- دخالت های زیادی در مسایل شخصی، اجتماعی و زندگی خانوادگی

5- حجم زیاد كارها یا بیش از اندازه كم بودن كار

6- فشار بیش از حد ناشی از غیرواقعی بودن مهلت انجام كارها

7- انجام كارهایی كه بسیار مشكل اند و یا لزوم چندانی به انجام آنها نیست

8- نداشتن مهارت كافی در نحوه انجام كار

9- شرایط نامطلوب كاری

10- داشتن شغلی كه متناسب با شما نباشد

11- نداشتن امنیت شغلی و ترس از بیكار شدن

وقتی مردم در محیط كاری خود در فشار غیرقابل تحمل قرار گیرند، تمایل به سخت كار كردن در آنها ایجاد می شود تا بدین وسیله فاصله آنچه را كه به دست می آورند با آنچه كه تصور می كنند باید به دست بیاورند، كم كنند. آنان از استفاده اوقات استراحت كاری خود صرف نظر می كنند و در نتیجه از نیازهای شخصی خود غافل می شوند.

روش های زیر می تواند در حل این مشكلات به شما كمك كند:

1- با كسی كه امین شماست، چه در محیط كار و چه در بیرون از آن، درباره آنچه كه موجب استرس شما می شود صحبت كنید.

2- نتایج مشاوره یا حمایت هایی را كه از شما می شود، به كار بندید.

3- ساعات مقرر كاری را به كار پردازید و از اوقات استراحت و روزهای تعطیل كه حق شما است، استفاده كنید.

4- اگر مشغله كاری شما زیاد است، یك روز یا تعطیلات پایان هفته را به استراحت بپردازید.

5- برای پرهیز از گرفتاری های ساعات پر رفت و آمد یا برای این كه اوقات بیشتری را با خانواده و فرزندان خود باشید، از ساعات مناسب برای این كارها استفاده كنید.

6- با ورزش و رژیم غذایی  مناسب، از خود مراقبت كنید.

7- تكنیك های آرامش بخش  را به كار بندید.

8- مصرف سیگار و سایر داروهای مخدر را ترك كنید.


رفع استرس در محیط كار

1- محیط كار خود را راحت و متناسب با نیازهایتان درست كنید.

2-  اعتماد به نفس خود را تقویت كنید . این كار به شما كمك خواهد كرد تا خود را از تقاضاهای غیرمعقولانه ای كه از شما می شود، حفظ كنید.

3- درباره مشكلات كاری خود با سرپرست بخش یا رئیس خود صحبت كنید. اگر مشكلات شما حل نشد، با قسمت كارگزینی، نماینده صنفی خود یا دیگر مسئولینی كه به نوعی با مسایل كاركنان مربوطند، صحبت كنید.

4 - با همكاران خود محترمانه رفتار كنید، همان گونه كه انتظار دارید دیگران با شما رفتار كنند.

5 - از سیاست های اداره خود درباره نحوه برخورد با ایجاد مزاحمت، زورگویی و یا تبعیض، آگاهی داشته باشید. در این صورت خواهید دانست كه چگونه با رفتارهای غیرمعقولانه برخورد كنید و یا چه حمایتی از شما خواهد شد.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مهمترین ابزارهای همدلی عبارتند از:

مهمترین ابزارهای همدلی عبارتند از:
1. شناختن مخاطب خود و پذیرفتن او
همان طور كه هست؛
2. شناختن زبان ارتباطی؛
3. گوش دادن فعال؛
4. پرسیدن این سؤال از خود كه “اگر
من چنین وضعیتی را تجربه
می كردم، چه احساسی داشتم؟”



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آیا رویاها واقعا معنا دارند؟

آیا رویاها واقعا معنا دارند؟   

در طول تاریخ فرهنگ­های مختلف روش­هایی برای تعبیر رویاها تدوین کرده­اند، در دوران مدرنتیه نیز رویکرد روان­تحلیلگری  در تعبیر رویا به طور برجسته­ای مورد توجه بود. اما امروزه، بسیاری از مردم تصور می­کنند این سوال دیگر کاربردی ندارد و رویاها فقط سیگنال­های تصادفی فرستاده شده از نواحی مختلف مغزی است که چیزی را نشان نمی­دهد و تعبیر رویا خرافات است.

محققان سال­ها از روش­های کیفی تحلیلی برای مطالعه محتوای رویاها استفاده کرده اند. یافته­های آن­ها نشان داده است رویا نه تنها نویزهای بی­معنا نیست بلکه سیگنال­های منسجم و پیچیده­ای هستند.

افزون بر این، پیشرفت­های اخیر در فناوری دیجیتال این امکان را فراهم می­سازد تا با استخراج داده از رویا به الگوهای رویا بینی افراد پی ببریم.

اولین مطالعات انجام شده کیفی روی محتوای رویا به حدود 1 قرن پیش توسط ماری وایتون کالینز برمی­گردد. مقاله وی در سال 1893 با نام "آمار رویاها" یکی از اولین آزمایش­های علمی روی محتوای خواب است.

کالینز 375 گزارش از رویا گردآوری کرد. او هریک از رویاها را در محتواهای مختلف تحلیل و کدگذاری کرد و سپس تعیین کرد که کدام مؤلفه­ها بیشتر تکرار می­شوند. او دریافت محتوای این رویاها حاوی شرایط واقعی، شخصیت­های آشنا، هیجانات منفی بیشتر، تفکرات منطقی زیاد و تصورات دیداری غالب در مقایسه با ادراکات حسی دیگر است.

کالینز از ابزار ساده و داده­های کم برای شناسایی الگوهای محتوای رویا استفاده کرد اما مطالعات بعدی نتایج او را تأیید کرد و گسترش داد. برای مثال، ما اکنون می­دانیم هنرمندان بیشتر از سایر افراد کابوس می­بینند، کودکان بیشتر از بزرگسالان حیوانات را در خواب می­بینند، افراد جوان بیشتر از سالمندان رویاهای شفاف (رویاهایی که فرد در حین دیدن آن­ها به رویا بودن آن آگاه است) می­بینند.

اکنون با پدیداری فناوری مدرن جستجوی دیجیتالی این سوالات پیش آمده که آیا میتوان کدگذاری­ها و طبقه­بندی­های کالینز را با انتقال به رایانه و بررسی توسط الگوریتم­هایی که هزاران و میلیون­ها رویا را تحلیل می­کنند بررسی کرد؟ الگوهای جدید و ابعاد جزئی­تر معناهایی که خواهیم شناخت چیست؟

در گام نخست، فایل الکترونیک گزارش رویاها به برنامه رایانه­ای طراحی شده برای مطالعه حاضر منتقل شد. در این برنامه الگوهای مربوط به ادارکات، هیجان­ها، شخصیت­ها و سایر مشخصه­های متداول در  محتوای رویا قابل جستجو کردن بود.

در هر طبقه فراوانی کلمات به کار برده شده در رویاهای هر فرد با محتوای رویای مطالعات قبلی مقایسه شد، میزان فراوانی­های زیاد یا کم مورد توجه قرار گرفت زیرا نشانگر بار معنایی بودند. سپس درباره مسائل، فعالیت­ها و ارتباطات فرد در زندگی روزانه و هنگام بیداری وی برداشت­ها و حدس­های زده شد.  این فرضیه ها درباره افراد برای تأیید یا رد به رویابینندگان داده شد.

با استفاده از این روش مشخص شد بسیاری از حدس­های یافت شده از محتوای رویاها درست بوده است. برای مثال، در مطالعات انجام شده از سال2010 تا 2012 که در مجله Dreaming به چاپ رسیده است، بر اساس فراوانی­های غیرمعمول طبقه­بندی­های مشخص شده در محتوای رویا، مشخص شد یکی از شرکت­کنندگان گزارشگر روزنامه بود که زندگی جنسی فعال و یک سگ خانگی داشت و فرد دیگر دانشجوی آشفته حالی بود که فوتبال بازی می­کرد و درباره خانواده­اش نگرانی­هایی داشت.

این استنتاج­ها هوشمندانه نبود زیرا پیش­گویی­هایی مشخص است که می­توان با استفاده از نتایج آماری به آن­ها دست یافت. در حقیقت حدس­های محققان در اکثر موارد درست بود که نشانگر معنادار بودن رویا است، به طوریکه با استفاده از روش­های دیجیتالی ساده می­توان آن­ها را شناسایی کرد. سوال بعدی این است که دیگر چه چیزهایی می­توان از رویا آموخت؟ فناوری تا چه حد تحلیل رویاها در اندازه بزرگ را میسر خواهد کرد تا بتوانیم از زندگی مردم بیشتر بیاموزیم؟

برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.nytimes.com/2013/10/20/opinion/sunday/data-mining-our-dreams.html


October 18, 2013

Data-Mining Our Dreams


By KELLY BULKELEY


ARE dreams really meaningful?

Virtually every culture throughout history has developed methods to interpret dreams - most notably, in the modern era, the psychoanalytic approach. But today many people assume that this quest has failed. Science, they say, has proved that dreams are just random signals sent from primitive regions of the brain, signifying nothing, and that dream interpretation is a
kind of superstition.

This conclusion is premature. For many years, researchers (including me) have been using quantitative methods of analysis to study the content of dreams. The findings from these studies provide compelling evidence that dreaming is not meaningless "noise" but rather a coherent and sophisticate mode of psychological functioning.


Furthermore, recent advances in digital technology are expanding this approach, potentially boosting by many orders of magnitude our ability to understand the statistically recurring patterns in people's dreams. You could say that we are learning how to data-mine dreaming.

The earliest work in the quantitative study of dream content goes back more than a century, to a Wellesley psychologist named Mary Whiton Calkins. Her 1893 article "Statistics of Dreams" described one of the first scientific experiments devoted to dream content.


Calkins and a colleague kept journals of their dreams, recording each one upon awakening. She collected a total of 375 dream reports, each of which she analyzed and "coded" for several categories of content and then tabulated to determine which elements appeared most often. She found, for example, that the content of these dreams was routinely characterized by realistic settings, lots of familiar characters ("the dream world is well peopled"), mostly negative emotions, a surprisingly high proportion of rational thought and a "very striking" preponderance of visual imagery compared with other sense perceptions.


Calkins used fairly simple tools and a small data set to identify patterns
in dream content, but later studies have largely confirmed these insights
and extended them to new groups of people. For example, we now know that
artists are more likely than non-artists to have nightmares; that children
have more animals in their dreams than do adults; and that younger people
are more likely than older people to have "lucid" dreams - those in which
self-awareness is experienced within the dream state.



The emergence of modern digital-search technology has raised the intriguing
possibility of pushing Calkins's rather slow and labor-intensive approach to
new levels of speed and sophistication. What if the coding categories she
and others have used could be transformed into computer algorithms that
automatically analyze not just hundreds but thousands or even millions of
dreams? What new patterns and subtler dimensions of meaning might we
identify?

To take the first step in exploring that possibility I have conducted
several experiments in "blind analysis," a technique developed with the help
of the psychologist G. William Domhoff at the University of California,
Santa Cruz.

Here's how it works. Professor Domhoff sends me an electronic file of dream
reports from a participant whose identity is hidden from me. Without reading
the narratives of the dreams, I upload the file into a computer program (and
database) designed for this purpose. The program enables the use of a
word-search template to analyze the reports. The template includes
categories for perceptions, emotions, characters and many other common
features of dream content.

 
For each category I compare the word-usage frequencies of an individual's
dreams with those from previous studies of dream content, looking for
unusually high or low frequencies that might signal a meaningful connection.
Then I make inferences about the person's concerns, activities and
relationships in waking life and send them to Professor Domhoff. He forwards
them to the participant, who confirms or disconfirms my conjectures.


This is hardly a perfect method, but the results have been encouraging. For
example, in studies in 2010 and 2012 that were published in the journal
Dreaming, I inferred correctly, based on nothing but the unusual frequencies
of certain categories of dream content, that one participant was a newspaper
reporter with an active sex life and a pet dog, and that another was an
emotionally troubled student who played soccer and was worried about her
family.


These were not especially clever inferences. On the contrary, they seemed
the most obvious predictions that you could make given the statistical
results. But this is precisely the point: the fact that my conjectures were
mostly right suggests that genuinely meaningful aspects of dreaming can be
objectively identified using fairly simple digital methods.


We have plenty of evidence to accept the solid working hypothesis that
dreams are meaningful to a considerable degree. The question then becomes,
what else can we learn? How much more might a technologically enhanced
system of "big data" dream analysis teach us about people's lives?

From the American Indian ritual of the vision quest to the Muslim prayer and
dream-incubation practice of istikhara, there have been cultural traditions
of enhancing people's awareness of their dreams and deriving insights from
them. Modern researchers can learn from such practices and combine them with
today's technologies, using new tools to fulfill an ancient pursuit.


Kelly Bulkeley, former president of the International Association for the
Study of Dreams, is the author of "Dreaming in the World's Religions: A
Comparative History."

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تفاوت همدلی با هم احساسی

تفاوت همدلی با هم احساسی
همدلی، هم حسی كردن نیست . همدلی فقط درك
كردن احساس و هیجانهای مخاطب است . یعنی شما
زمانی كه با كسی همدلی می كنید فقط اجازه ابراز
احساسات به او می دهید تا فضای حسی او را درك كنید
اما خودتان اسیر همان عواطف و احساسات نم یشوید.
همدلی از همزبانی بهتر است



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سخت کار نکنید - هوشمندانه کار کنید

سخت کار نکنید - هوشمندانه کار کنید




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :66
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
www.tarhebartar.ir Dashboard Clock مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Locations of visitors to this page

كد تقویم

كد تقویم

/v4ex/sidebar.js">
free counters