تبلیغات
روانشناسی بالینی


q               

                    وسوایهای فكری و وسواسهای عملی چه چیزهایی هستند؟

اختلال وسواس فكری عملی اغلب موضوع لطیفه ها، بذله گویی ها و شوخی ها بوده است. بر خلاف الگوهای كلیشه ای، اختلال و سواس فكری عملی واقعی موضوعی خنده دار نیست. وسواس یك اختلال اضطرابی دارای پایه زیست شناختی است كه اغلب از كودكی شروع می شود و ممكن است الگوی خانوادگی داشته باشد. اختلال وسواس فكری – علمی با وسواسهای فكری، رفتارهای اجباری و یا هر دو آنها مشخص می گردد. وسواسهای فكری افكار یا تجسم های نا خوانده ای هستند كه به صورت مكرر وارد آگاهی می گردند. در حالی كه رفتارهای اجباری، در ظاهر امر رفتارها و عادات مكرر غیر قابل توقف هستند كه شخص باهدف كاهش ناراحتی و اضطراب خود آنها را انجام می دهد. هم افكار وسواسی و هم رفتارهای اجباری معمولاً توسط خود مبتلایان به آنها غیر واقع گرایانه و غیر منطقی ارزیابی می شوند، امّا مبتلایان، خود را ناتوان از متوقف كردن آنها می دانند.

       نشانه های وسواس

گرچه انواع افكار و رفتارها در اغلب موارد از شخصی به شخص دیگر فرق می كند، بعضی از الگوها مشترك هستند. به عنوان مثال، مبتلایان به وسواس امكان دارد در "وارسی های" مكرر درگیر گردند. این عمل ممكن است بصورت وارسی درها و كلیدها جهت كسب اطمینان، خاموش كردن همه وسایل، قرار دادن كلیدها در مكان (خاصی) و از قبیل آنها باشد. بعضی از مردم ممكن است بصورت افراطی از طریق دست شستن و تمیز كردن مكرر از میكروبها اجتناب نمایند. بعضی از مردم ممكن است تشریفات رفتاری ویژه ای در مورد فعالیتهای روزمره داشته باشند، از قبیل: پوشیدن یا در آوردن لباس به شیوه و نظم خاص، وارد شدن یا ترك كردن خانه یا اتاق به شیوه ای معین، سعی در تكرار (یا اجتناب از تكرار) یك عمل یا فكر خاصی به تعداد مشخص جهت بدست آوردن خوشبختی و غیره. در بعضی موارد رفتارهای مرتبط با سایر اختلالها، ازقبیل بی اشتهایی عصبی، پر اشتهایی و جنون موكندن (كندن موها، كندن مژه ها) می توانند كیفیت وسواس به خود بگیرند.

خیلی مهم است كه به این نكته توجه داشته باشید كه بسیاری از مردم بعضی از الگوهای رفتاری و فكری فوق را در دوره ای از زندگی خود تجربه می كنند، بدون اینكه به اختلال وسواس فكری – عملی مبتلا باشند. به عنوان مثال، وارسی درها جهت ایجاد امنیت بیشتر و یا شستن دستها بعد از مواجه شدن با میكروبها امری طبیعی است.

نشان دادن درجاتی از پاكیزگی و توجه به جزئیات متناسب به نظر می رسد و حتی به هنگام رشد و بالغ شدن به عنوان نشانه هایی از بلوغ در كودكان در نظر گرفته می شود. همین طور، هر كسی یك شیوه و اسلوب برای انجام كارهای خود دارد. فقط زمانی كه افكار و رفتارها به طور افراطی مكرر بود، و یا به جای كمك، در فعالیتهای روزمره زندگی تداخل كرد، باید به اختلال وسواس مظنون بود. بنابراین، افراد دارای اختلال وسواس زمان زیادی را صرف انجام تشریفات یا اجتناب از رفتارهای (خاص) می كنند، طوری كه مسائل مهم زندگی شان مورد غفلت قرار می گیرد. آنها آنقدر زمان صرف بهداشت شخصی خود می‌كنند كه از كلاس جا می مانند. آنها ممكن است آنقدر نگران میكروب و آلودگی باشند كه از صرف غذا در سالن غذا خوری و به همراه دوستانشان خودداری نمایند. آنها همچنین ممكن است به خاطر ترس و شرمندگی از فاش شدن نشانه های وسواسی شان در پیش دیگران از فعالیتهای اجتماعی خودداری كنند.

       دریافت كمك

اگر شما فكر می كنید كه خودتان و یا كسی كه شما می شناسید، از اختلال وسواس رنج می‌برد (می‌برید) با یك متخصص بهداشت روانی مشاوره نمایید. اختلال وسواس فكری ـ عملی،  اختلالی است كه می توان به آن از طریق مشاوره، رفتار درمانی و یا دارو درمانی كمك كرد. دفتر مشاوره از همكاری متخصصینی در حوزه بهداشت روان بهره مند است كه می توانند به افراد مبتلا به وسواس، در غلبه بر آن كمك های تخصصی قابل ملاحظه ای ارائه دهند. (در صورت احساس نیاز و یا مظنون بودن به وجود وسواس در خودتان با دفتر مشاوره تماس حاصل نمایید.)

   


نظرات()  

روش های ساده برای مقابله با استرس در محل كار و زندگی


استرس، فی نفسه خطرناك نیست، هر كس در زندگی اهداف، فعالیت ها و فراز و نشیب هایی دارد. اما وقتی اینها از حد بگذرند، خطرآفرین می شوند. شما می توانید استرس غیرقابل كنترل را تشخیص دهید و از راه های رفع آن مطلع شوید.

شناخت استرس

استرس، نقطه شروع ابتلا به افسردگی  است كه می تواند بر سلامت جسم و روح شما تأثیر بگذارد. از این رو شناخت عوامل استرس زا و آنچه را كه برای كاهش این عوامل می توانید انجام دهید،  دارای اهمیت است.

اگر احساس می كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفس آرام بكشید تا آرامش خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد.

هرگونه واقعه ای نظیر مرگ عزیزی، طلاق  ، یا جدایی، بیرون رفتن فرزند از خانه درست مانند داشتن بیماری های طولانی مدت یا نقص عضو موجب استرس می شود. اما وقایعی هم نظیر ازدواج، خانه عوض كردن، پیداكردن شغل جدید و رفتن به تعطیلات تقریباً استرس زیادی ایجاد می كنند. نگرانی درباره سررسیدها، موفق نبودن در رقابت در انجام یك كار خاص نیز ممكن است موجب بروز علائم استرس، مثل كم طاقتی، تنش، احساس خستگی و اشكال در خوابیدن  شوند.


برخی از نشانه های استرس عبارتند از:

1- بی حوصلگی شدید

2- حساسیت شدید نسبت به انتقاد

3- بروز اختلال در خواب

4- علایم تنش نظیر جویدن ناخن

5- افزایش مصرف سیگار و الكل

6- سوء هاضمه

7- نداشتن تمركز 

اقدام در كاستن استرس های زیان بار قبل از آن كه بر سلامت شما تأثیر بگذارند، بسیار مهم است. اگر احساس می كنید كه كارهایتان زیاد است و دارید كلافه می شوید، دست از كار بكشید و چند نفس آرام بكشید تا آرامش  خود را بازیابید. به مدت یك روز از كارهای روزانه و امور خانه و خانوادگی و هرچه كه بر شما فشار وارد می كند، دست بكشید. این روز را فقط به انجام كارهایی اختصاص دهید كه موجب آرامش شما می شود و احساس خوبی را برایتان فراهم می آورد. این كار می تواند موجب كاهش خطری شود كه سلامت شما را تهدید می كند.

استرس پیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور كنید.


رفع استرس

معنی و مفهوم پوشیده استرس ، همان پیامی است كه به شما می گوید كه باید مواظب خود باشید و تا حد ممكن عوامل استرس زا را از زندگی خود دور كنید.برخی از راه های غلبه بر استرس به قرار زیر است:

1- در یك زمان فقط یك كار را انجام دهید تا فشارهای وارد بر خود را كاهش دهید.

2- پیشنهادهای دیگران در كمك به خود را بپذیرید.

3- توانایی های خود را بشناسید و بیش از حد از خود انتظار نداشته باشید.

4- با یك نفر صحبت كنید. كارهایی را انجام دهید كه برایتان لذت بخش و شادی آفرینند.

5- نیروی خشم خود را خالی كنید، مثلاً با فریاد زدن، جیغ كشیدن یا مشت زدن بر بالش.

6- از موقعیت های پر استرس دوری كنید.

7- سعی كنید اوقات خود را با كسانی بگذرانید كه مصاحبت با آنها برایتان لذت بخش باشد و نه با كسانی كه انتقاد كننده و خرده گیرند.

8- آرام نفس بكشید، به طوری كه قسمت پائینی شـُش های خود را به تحرك وادارید.

9- تكنیك های آرامش بخش را به كار برید.

10- یك واكنش نسبت به استرس، خشمگین شدن است. درباره نحوه غلبه بر خشم خود بیشتر بیاموزید.


استرس در محیط كار

استرسی كه در محیط كار به شما دست می دهد، دومین و بزرگترین مشكل شغلی است كه سلامت شما را تهدید می كند. در یك تحقیق انجام شده، نیم میلیون از افراد شاغل در انگلستان اظهار داشتند كه دچار مسایلی از قبیل  اضطراب  و  افسردگی  هستند. از آنجا كه هنوز هم بر چنین مسایلی برچسب مشكلات روحی- روانی می زنند، اغلب افراد شاغل از درخواست كمك از دیگران روی گردانند، زیرا غالباً آنها را افرادی ناتوان تلقی می كنند.در محیط كاری، موقعیت های زیادی هستند كه موجب استرس فرد می شوند، نظیر:

1- خویشاوند بودن با برخی از همكاران

2- حمایت نكردن مسئولین از كاركنان خود

3- نبود مشاوره و ارتباطات

4- دخالت های زیادی در مسایل شخصی، اجتماعی و زندگی خانوادگی

5- حجم زیاد كارها یا بیش از اندازه كم بودن كار

6- فشار بیش از حد ناشی از غیرواقعی بودن مهلت انجام كارها

7- انجام كارهایی كه بسیار مشكل اند و یا لزوم چندانی به انجام آنها نیست

8- نداشتن مهارت كافی در نحوه انجام كار

9- شرایط نامطلوب كاری

10- داشتن شغلی كه متناسب با شما نباشد

11- نداشتن امنیت شغلی و ترس از بیكار شدن

وقتی مردم در محیط كاری خود در فشار غیرقابل تحمل قرار گیرند، تمایل به سخت كار كردن در آنها ایجاد می شود تا بدین وسیله فاصله آنچه را كه به دست می آورند با آنچه كه تصور می كنند باید به دست بیاورند، كم كنند. آنان از استفاده اوقات استراحت كاری خود صرف نظر می كنند و در نتیجه از نیازهای شخصی خود غافل می شوند.

روش های زیر می تواند در حل این مشكلات به شما كمك كند:

1- با كسی كه امین شماست، چه در محیط كار و چه در بیرون از آن، درباره آنچه كه موجب استرس شما می شود صحبت كنید.

2- نتایج مشاوره یا حمایت هایی را كه از شما می شود، به كار بندید.

3- ساعات مقرر كاری را به كار پردازید و از اوقات استراحت و روزهای تعطیل كه حق شما است، استفاده كنید.

4- اگر مشغله كاری شما زیاد است، یك روز یا تعطیلات پایان هفته را به استراحت بپردازید.

5- برای پرهیز از گرفتاری های ساعات پر رفت و آمد یا برای این كه اوقات بیشتری را با خانواده و فرزندان خود باشید، از ساعات مناسب برای این كارها استفاده كنید.

6- با ورزش و رژیم غذایی  مناسب، از خود مراقبت كنید.

7- تكنیك های آرامش بخش  را به كار بندید.

8- مصرف سیگار و سایر داروهای مخدر را ترك كنید.


رفع استرس در محیط كار

1- محیط كار خود را راحت و متناسب با نیازهایتان درست كنید.

2-  اعتماد به نفس خود را تقویت كنید . این كار به شما كمك خواهد كرد تا خود را از تقاضاهای غیرمعقولانه ای كه از شما می شود، حفظ كنید.

3- درباره مشكلات كاری خود با سرپرست بخش یا رئیس خود صحبت كنید. اگر مشكلات شما حل نشد، با قسمت كارگزینی، نماینده صنفی خود یا دیگر مسئولینی كه به نوعی با مسایل كاركنان مربوطند، صحبت كنید.

4 - با همكاران خود محترمانه رفتار كنید، همان گونه كه انتظار دارید دیگران با شما رفتار كنند.

5 - از سیاست های اداره خود درباره نحوه برخورد با ایجاد مزاحمت، زورگویی و یا تبعیض، آگاهی داشته باشید. در این صورت خواهید دانست كه چگونه با رفتارهای غیرمعقولانه برخورد كنید و یا چه حمایتی از شما خواهد شد.

   


نظرات()  

مهمترین ابزارهای همدلی عبارتند از:
1. شناختن مخاطب خود و پذیرفتن او
همان طور كه هست؛
2. شناختن زبان ارتباطی؛
3. گوش دادن فعال؛
4. پرسیدن این سؤال از خود كه “اگر
من چنین وضعیتی را تجربه
می كردم، چه احساسی داشتم؟”

   


نظرات()  

آیا رویاها واقعا معنا دارند؟   

در طول تاریخ فرهنگ­های مختلف روش­هایی برای تعبیر رویاها تدوین کرده­اند، در دوران مدرنتیه نیز رویکرد روان­تحلیلگری  در تعبیر رویا به طور برجسته­ای مورد توجه بود. اما امروزه، بسیاری از مردم تصور می­کنند این سوال دیگر کاربردی ندارد و رویاها فقط سیگنال­های تصادفی فرستاده شده از نواحی مختلف مغزی است که چیزی را نشان نمی­دهد و تعبیر رویا خرافات است.

محققان سال­ها از روش­های کیفی تحلیلی برای مطالعه محتوای رویاها استفاده کرده اند. یافته­های آن­ها نشان داده است رویا نه تنها نویزهای بی­معنا نیست بلکه سیگنال­های منسجم و پیچیده­ای هستند.

افزون بر این، پیشرفت­های اخیر در فناوری دیجیتال این امکان را فراهم می­سازد تا با استخراج داده از رویا به الگوهای رویا بینی افراد پی ببریم.

اولین مطالعات انجام شده کیفی روی محتوای رویا به حدود 1 قرن پیش توسط ماری وایتون کالینز برمی­گردد. مقاله وی در سال 1893 با نام "آمار رویاها" یکی از اولین آزمایش­های علمی روی محتوای خواب است.

کالینز 375 گزارش از رویا گردآوری کرد. او هریک از رویاها را در محتواهای مختلف تحلیل و کدگذاری کرد و سپس تعیین کرد که کدام مؤلفه­ها بیشتر تکرار می­شوند. او دریافت محتوای این رویاها حاوی شرایط واقعی، شخصیت­های آشنا، هیجانات منفی بیشتر، تفکرات منطقی زیاد و تصورات دیداری غالب در مقایسه با ادراکات حسی دیگر است.

کالینز از ابزار ساده و داده­های کم برای شناسایی الگوهای محتوای رویا استفاده کرد اما مطالعات بعدی نتایج او را تأیید کرد و گسترش داد. برای مثال، ما اکنون می­دانیم هنرمندان بیشتر از سایر افراد کابوس می­بینند، کودکان بیشتر از بزرگسالان حیوانات را در خواب می­بینند، افراد جوان بیشتر از سالمندان رویاهای شفاف (رویاهایی که فرد در حین دیدن آن­ها به رویا بودن آن آگاه است) می­بینند.

اکنون با پدیداری فناوری مدرن جستجوی دیجیتالی این سوالات پیش آمده که آیا میتوان کدگذاری­ها و طبقه­بندی­های کالینز را با انتقال به رایانه و بررسی توسط الگوریتم­هایی که هزاران و میلیون­ها رویا را تحلیل می­کنند بررسی کرد؟ الگوهای جدید و ابعاد جزئی­تر معناهایی که خواهیم شناخت چیست؟

در گام نخست، فایل الکترونیک گزارش رویاها به برنامه رایانه­ای طراحی شده برای مطالعه حاضر منتقل شد. در این برنامه الگوهای مربوط به ادارکات، هیجان­ها، شخصیت­ها و سایر مشخصه­های متداول در  محتوای رویا قابل جستجو کردن بود.

در هر طبقه فراوانی کلمات به کار برده شده در رویاهای هر فرد با محتوای رویای مطالعات قبلی مقایسه شد، میزان فراوانی­های زیاد یا کم مورد توجه قرار گرفت زیرا نشانگر بار معنایی بودند. سپس درباره مسائل، فعالیت­ها و ارتباطات فرد در زندگی روزانه و هنگام بیداری وی برداشت­ها و حدس­های زده شد.  این فرضیه ها درباره افراد برای تأیید یا رد به رویابینندگان داده شد.

با استفاده از این روش مشخص شد بسیاری از حدس­های یافت شده از محتوای رویاها درست بوده است. برای مثال، در مطالعات انجام شده از سال2010 تا 2012 که در مجله Dreaming به چاپ رسیده است، بر اساس فراوانی­های غیرمعمول طبقه­بندی­های مشخص شده در محتوای رویا، مشخص شد یکی از شرکت­کنندگان گزارشگر روزنامه بود که زندگی جنسی فعال و یک سگ خانگی داشت و فرد دیگر دانشجوی آشفته حالی بود که فوتبال بازی می­کرد و درباره خانواده­اش نگرانی­هایی داشت.

این استنتاج­ها هوشمندانه نبود زیرا پیش­گویی­هایی مشخص است که می­توان با استفاده از نتایج آماری به آن­ها دست یافت. در حقیقت حدس­های محققان در اکثر موارد درست بود که نشانگر معنادار بودن رویا است، به طوریکه با استفاده از روش­های دیجیتالی ساده می­توان آن­ها را شناسایی کرد. سوال بعدی این است که دیگر چه چیزهایی می­توان از رویا آموخت؟ فناوری تا چه حد تحلیل رویاها در اندازه بزرگ را میسر خواهد کرد تا بتوانیم از زندگی مردم بیشتر بیاموزیم؟

برای اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.nytimes.com/2013/10/20/opinion/sunday/data-mining-our-dreams.html


October 18, 2013

Data-Mining Our Dreams


By KELLY BULKELEY


ARE dreams really meaningful?

Virtually every culture throughout history has developed methods to interpret dreams - most notably, in the modern era, the psychoanalytic approach. But today many people assume that this quest has failed. Science, they say, has proved that dreams are just random signals sent from primitive regions of the brain, signifying nothing, and that dream interpretation is a
kind of superstition.

This conclusion is premature. For many years, researchers (including me) have been using quantitative methods of analysis to study the content of dreams. The findings from these studies provide compelling evidence that dreaming is not meaningless "noise" but rather a coherent and sophisticate mode of psychological functioning.


Furthermore, recent advances in digital technology are expanding this approach, potentially boosting by many orders of magnitude our ability to understand the statistically recurring patterns in people's dreams. You could say that we are learning how to data-mine dreaming.

The earliest work in the quantitative study of dream content goes back more than a century, to a Wellesley psychologist named Mary Whiton Calkins. Her 1893 article "Statistics of Dreams" described one of the first scientific experiments devoted to dream content.


Calkins and a colleague kept journals of their dreams, recording each one upon awakening. She collected a total of 375 dream reports, each of which she analyzed and "coded" for several categories of content and then tabulated to determine which elements appeared most often. She found, for example, that the content of these dreams was routinely characterized by realistic settings, lots of familiar characters ("the dream world is well peopled"), mostly negative emotions, a surprisingly high proportion of rational thought and a "very striking" preponderance of visual imagery compared with other sense perceptions.


Calkins used fairly simple tools and a small data set to identify patterns
in dream content, but later studies have largely confirmed these insights
and extended them to new groups of people. For example, we now know that
artists are more likely than non-artists to have nightmares; that children
have more animals in their dreams than do adults; and that younger people
are more likely than older people to have "lucid" dreams - those in which
self-awareness is experienced within the dream state.



The emergence of modern digital-search technology has raised the intriguing
possibility of pushing Calkins's rather slow and labor-intensive approach to
new levels of speed and sophistication. What if the coding categories she
and others have used could be transformed into computer algorithms that
automatically analyze not just hundreds but thousands or even millions of
dreams? What new patterns and subtler dimensions of meaning might we
identify?

To take the first step in exploring that possibility I have conducted
several experiments in "blind analysis," a technique developed with the help
of the psychologist G. William Domhoff at the University of California,
Santa Cruz.

Here's how it works. Professor Domhoff sends me an electronic file of dream
reports from a participant whose identity is hidden from me. Without reading
the narratives of the dreams, I upload the file into a computer program (and
database) designed for this purpose. The program enables the use of a
word-search template to analyze the reports. The template includes
categories for perceptions, emotions, characters and many other common
features of dream content.

 
For each category I compare the word-usage frequencies of an individual's
dreams with those from previous studies of dream content, looking for
unusually high or low frequencies that might signal a meaningful connection.
Then I make inferences about the person's concerns, activities and
relationships in waking life and send them to Professor Domhoff. He forwards
them to the participant, who confirms or disconfirms my conjectures.


This is hardly a perfect method, but the results have been encouraging. For
example, in studies in 2010 and 2012 that were published in the journal
Dreaming, I inferred correctly, based on nothing but the unusual frequencies
of certain categories of dream content, that one participant was a newspaper
reporter with an active sex life and a pet dog, and that another was an
emotionally troubled student who played soccer and was worried about her
family.


These were not especially clever inferences. On the contrary, they seemed
the most obvious predictions that you could make given the statistical
results. But this is precisely the point: the fact that my conjectures were
mostly right suggests that genuinely meaningful aspects of dreaming can be
objectively identified using fairly simple digital methods.


We have plenty of evidence to accept the solid working hypothesis that
dreams are meaningful to a considerable degree. The question then becomes,
what else can we learn? How much more might a technologically enhanced
system of "big data" dream analysis teach us about people's lives?

From the American Indian ritual of the vision quest to the Muslim prayer and
dream-incubation practice of istikhara, there have been cultural traditions
of enhancing people's awareness of their dreams and deriving insights from
them. Modern researchers can learn from such practices and combine them with
today's technologies, using new tools to fulfill an ancient pursuit.


Kelly Bulkeley, former president of the International Association for the
Study of Dreams, is the author of "Dreaming in the World's Religions: A
Comparative History."

 

   


نظرات()  

تفاوت همدلی با هم احساسی
همدلی، هم حسی كردن نیست . همدلی فقط درك
كردن احساس و هیجانهای مخاطب است . یعنی شما
زمانی كه با كسی همدلی می كنید فقط اجازه ابراز
احساسات به او می دهید تا فضای حسی او را درك كنید
اما خودتان اسیر همان عواطف و احساسات نم یشوید.
همدلی از همزبانی بهتر است

   


نظرات()  

سخت کار نکنید - هوشمندانه کار کنید

   


نظرات()  


22رفتار طلائی

برخی از رفتارهایی که والدین باید در مورد فرزندان خود به آن‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشند:

1- به کودک خود برچسب نزنند.
 2- او را با کودکان دیگر مقایسه نکنند.
3- بیش از حد توان او از او انتظار نداشته باشند.-
4- طبیعت کودک خود را (درون‌گرا و برون‌گرا) ، نفی نکنند.
5- از حمایت بیش ازحد کودک خود بپرهیزند.
6- به جای او تصمیم نگیرند و به جای او مشکلاتش را حل نکنند.
7-از احساس دل‌سوزی، ترحم و مداخله‌ی حمایت‌گرانه پرهیز کنند.
8- از محکوم کردن او در نزد دیگران به ویژه همسالان اجتناب کنند.
9- همه‌ی خواسته‌ها و توقعات فرزند خود را برآورده نکنند.
10- تا حد امکان او را تنبیه بدنی نکنند.
11- از کلمات توهین‌آمیز و سبک پرهیز کنند.
12- حس انتقام و کینه‌توزی را به او القا نکنند.
13- قوانین و مقررات مدرسه را در نزد کودک به تمسخر نگیرند.
14- مشکلات عاطفی کودک را در نزد او بیان نکنند.
15- از پاداش‌هایی که جنبه‌ی رشوه و باج‌خواهی دارد، پرهیز کنند.
16- از آموزش‌های زودرس و یا دیررس، به ویژه در مسائل جنسی، به کودکان پرهیز کنند.
17- از سرکوب نیازهای کودکان خودداری کنند.
18- با همه‌ی فرزندان خود با روش یکسان برخورد نکنند و انتظار یکسان نیز نداشته باشند.
19- در برابر کودک از نزاع و درگیری بین خود و همسرشان خودداری کنند.
20- از یاری کردن دائمی کودک در انجام تکالیف درسی او خودداری کنند.
21- از جهت دادن و برجسته کردن استعدادهای خاص او زودتر از موعد خودداری کنند.
 
22- سوالات و کنجکاوی‌های مربوط به مسائل جنسی او را سرکوب نکنند.

   


نظرات()  

سیستم نوبتكاری 

عبارت است از دوره های زمانی كه در 24 ساعت شبانه روز، افراد به كار مشغول هستند، یعنی دو شیفت 12 ساعته. این سیستم در بخش عملیات و در جاهایی كه نظام تولیدی پیوسته است، مانند پالایشگاهها و صنایع پتروشیمی هم به كار می رود .

شیفت های كاری بصورت چرخشی است و كاركنان اقماری یك هفته روزكار و در هفته دوم شب كار می باشند. محدودیت ها و اقتضائات خاص نوبتكاری اقماری، مدیران را بر آن داشته تا در مورد بهبود وضعیت و شرایط شغلی افراد به فكر فرو رفته و راهكارهائی ارائه دهند. در این سیستم نوبتكاری خستگی، واماندگی، كسالت، انزوا، امراض روحی و روانی و بیماریهای جسمی و بسیاری مسائل دیگر شایع و رایج است .

هر چند سیستم اقماری به استفاده هر چه بیشتر و بهتر از ماشین آلات و تولید بیشتر می انجامد، اما نباید فراموش كرد كه معایب و مضراتی هم دارد كه بطور خلاصه می توان: به هم خوردن ریتم شبانه روزی، تنش، عوارض بهداشتی و ایمنی و كم خوابی را نام برد . به هر حال در هر نوع از نوبتكاری معایب و مزایایی است و سرپرستان باید براساس تصمیم گیری صحیح و اتخاذ تدابیر لازم آن را مرتفع گردانند .

عوامل بوجود آورنده فشار عصبی و تنش در كار

عوامل تنش زا تقریبا" در زندگی همه افراد وجود دارد. محیط كاری نیز بنا به شرایط خود بی بهره از چنین عواملی نیست لذا ضروری است مدیران بویژه در نظامهای نوبتكاری اقماری، این عوامل و منابع استرس را شناخته و آنها را رفع یا كنترل كنند .

عوامل تنش زایی مانند صدا، دمای بیش از حد پایین و لرزشهای شدید موتورها، جسمی و فیزیكی محسوب شده و خستگی، عدم تنوع در كار، عدم رضایت شغلی، ابهام در مسئولیت، انزوا و ... از عوامل تنش زای سازمانی می باشد . اگر بخواهیم بصورت خلاصه عوارض و تبعات ناشی از تنش در بین كاركنان را برشماریم می توان گفت: بیماریهای قلبی، فشار خون بالا، امراض گوارشی، اختلالات عصبی و روانی، عدم تعادل در برقراری ارتباطات سودمند، غیبت و جابجایی، افزایش ضایعات و تصادفات در كار و بسیاری موارد دیگر نمونه هایی هستند كه مانع از تحقق اهداف سازمان و افراد می شوند .

در رابطه با استرس كاری چند نكته قابل توجه است :

الف . عوامل وعلل تسهیل كننده، محل بروز وشدت عوامل تنش زا .

ب . در شناخت و تشخیص تنش شغلی به شاخص هایی چون میزان بیماری، مرخصی های پزشكی، نرخ جابجائی، گزارشهای بخش ایمنی و بهداشت باید توجه كرد .

ج . همكاری مدیران و كاركنان در كنار هم برای از بین بردن مشكلات لازم و ضروری است .

د . لازمست هرچند ماه یكبار ارزیابی دقیقی از وضعیت پرسنل نوبتكاری و مشكلات ایشان به عمل آید .

حال سئوال اینجاست كه باتوجه به عوامل تنش زای طرح اقماری، چه راهكارها و پیشنهادهایی برای مدیران در رابطه با بر طرف كردن یا كاهش تنش در سیستم نوبتكاری می توان داشت كه از طریق آنها نه تنها شرایط شغلی ارتقاء و بهبود یابد، بلكه رضایت شغلی كاركنان بخش عملیاتی و نوبتكاری بالا رود .

ارائه توصیه و پیشنهاد به مدیران و سرپرستان

1.      وضعیت و شرایط نور، غذاخوری و تفریح و سرگرمی افراد بهبود یابد .

2.   تقسیم روزهای مرخصی و تعطیلی بین شیفت ها، یعنی از جمع كردن روزهای مرخصی بپرهیزید زیرا احتمال حوادث و تصادفات در ایام كاری متوالی افزایش می یابد .

3.      اجازه استراحت، تفریح وارتباط با كاركنان دیگر را به افراد بدهید .

4.   كاركنان را در ابتدای امر نسبت به عوارض احتمالی طرح اقماری مطلع سازید و موارد سبك زندگی خاص اقماری را اعم از وعده های غذایی، شیوه خواب، ورزش و ... به آنها آموزش دهید .

5.      برای نوبتكاران بویژه كسانی كه شبها كار می كنند محیطی را فراهم سازید كه به فعالیت و نرمش و ورزش بپردازند .

6.      معاینات سالانه دقیق از كاركنان

7.      تشكیل گروههای ایمنی بمنظور بررسی مسائل شیفت های مختلف .

8.      مواد آموزشی نوبتكاران را افزایش دهید .

9.      ارائه پاداش به افرادی كه یك فصل را بدون غیبت در كار حضور یافته اند .

10. اجازه دهید افراد شیفت های خود را با هم جابجا و یا معامله كنند .

11. كاركنان را در تصمیم گیری ها دخالت دهید .

12. از چرخش شغلی بین نوبتكاران برای افزایش تنوع، كارایی و رضایت شغلی استفاده كنید .

 

ارائه توصیه و پیشنهاد به كاركنان طرح اقماری

1.      در هفته شب كاری به ورزش و تمرینات بدنی روزانه توجه بیشتری داشته باشید .

2.      از رژیم غذایی منظم كه در اردوگاهها اعمال می شود پیروی نموده و همیشه ازمیوه های تازه استفاده كنید .

3.   در سركار برای خود تنوع ایجاد كنید، مثلا" گاهی قدم بزنید، گاهی به صورت خود آبی بزنید و نفسی تازه كنید به نوار یا رادیو گوش دهید .

4.      با خانواده خود آخر هفته ها به مسافرت و گردش رفته و كمبود ارتباطات را جبران كنید .

5.      بعد از شیفت شبانه بلافاصله به رانندگی نپردازید .

6.      كمتر از قرص های خواب آور استفاده كنید، به عبارت بهتر خود را به آنها عادت ندهید .

7.      تا حد امكان از اضافه كاری بلافاصله بعد از شیفت بپرهیزید .

   


نظرات()  

نگران رابطه خود با همسرتان هستید؟ این قرص را مصرف کنید

یافته های دانشمندان آلمانی و چینی حاکی از آن است که اوکسیتوسین که هورمون عشق بین مادر و فرزند خوانده می شود، هورمون پیوند بین زن و شوهر نیز هست.


دکتر "رنه هورلمان" پزشک ارشد بخش روانشناسی و روان درمانی مرکز پزشکی دانشگاه بون، گروهی از دانشمندان دانشگاه بون و دانشگاه روهر بوخوم در آلمان و دانشگاه چنگدو در چین، تاثیرات هورمون اوکسیتوسین را در زوجین بررسی کردند.

هورلمان می گوید: مدتهای طولانی دانشمندان تلاش کرده اند تا نیروهای ناشناخته ای را که موجب بروز عشق وفادارانه بین زوجین می شود کشف کنند.

وی افزود: یک نقش مهم در پیوند بین زن و شوهرها، ناشی از ترشح هورمون اوکسیتوسین در مغز است.

پژوهشگران در این بررسی تصاویری از همسر و همکاران زن را به مردان نشان دادند. آنها نخست یک دوز اوکسیتوسین در قالب اسپری بینی به این مردان داده و سپس در یک روز دیگر به آنها دارو نما دادند. دانشمندان فعالیت مغزی این داوطلبان را با کمک اسکن توموگرافی مشاهده کردند.

وقتی مردان به جای دارونما، اوکسیتوسین، دریافت و به عکس همسرشان نگاه می کردند، سیستم پاداش در مغزشان بسیار فعال بود و همسر خود را بسیار جذاب تر از زنان دیگر می دیدند.

در یک سری آزمایش دیگر، محققان بررسی کردند که آیا اوکسیتوسین فعال سازی سیستم پاداش را فقط وقتی که مرد به تصویر همسرش می نگرد ارتقا می دهد یا خیر و آیا تاثیر مشابهی وجود دارد وقتی که این مرد به تصویر دوستان و آشنایان و همکاران زن که سابقه آشنایی طولانی با آنها وجود دارد.

این پژوهشگران اعلام کردند: فعال سازی سیستم پاداش با تماشای تصویر همسر با کمک اوکسیتوسین تاثیر بسیار انتخابی داشت ما این تاثیر را با تصاویر دوستان و آشنایان قدیمی تشخیص ندادیم.

بر اساس این یافته ها دانشمندان می گویند آشنایی های ساده کافی نیست برای تحریک تاثیر پیوند، زن و مرد باید زوج عاشق باشند.

این مطالعه که نتایج آن در نشریه مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم آمریکا منتشر شده، دریافته است اوکسیتوسین سیستم پاداش را در مغز فعال می کند از این رو پیوند بین همسران را حفظ کرده و وضعیت همسر داری را ارتقا می دهد.

این سازوکار زیستی در یک رابطه همسری بسیار شبیه مواد مخدر است. آنهایی که عاشق هستند و آنهایی که مواد مخدر مصرف می کنند به شدت مشتاق تحریک سیستم پاداش در مغز خود هستند. همین امر می تواند توضیح دهد چرا افراد پس از شکست های عاطفی دچار افسردگی می شوند. محققان می گویند افسردگی در این افراد ناشی از توقف ترشح اوکسیتوسین است و عدم تحریک سیستم پاداش در مغز آنهاست.

 

   


نظرات()  

  اری اری زندگی زیباست. ...

   


نظرات()  

به كودك ستاره ندهیم درخشیدن را بیاموزیم


ما قوانین‌ را می‌ سازیم‌ و كودكان‌ آن‌ را می‌ شكنند

همه‌ پدر و مادرها دوست‌ دارند به‌ كودكانشان‌ یاد بدهند كه‌ چگونه‌ رفتاری‌ خوب‌ و مناسب‌ داشته‌ باشند. اگر شما به‌ كودكی‌ كه‌ كار خوبی‌ انجام‌ داده، یك‌ ستاره‌ یا عكس‌ برگردان‌ داده‌ باشید، متوجه‌ شده‌ اید كه‌ جایزه‌ها محرك های‌ بزرگی‌ هستند؛ اما مهم‌ نیست‌ كه‌ ما چطور كودكان‌ را تشویق‌ كنیم‌ كه‌ خوب‌ باشند، به‌ هر حال‌ آنها در پیروی‌ از مقررات‌ به‌ كمك‌ ما نیاز دارند. وادار كردن‌ بچه‌ ها به‌ پیروی‌ از مقررات‌ می ‌تواند كار سختی‌ باشد، به‌ خصوص‌ اگر خود ما از آنها پیروی‌ نكنیم. گاهی‌ بزرگترها در برخورد با كودكان‌ دچار مشكلات‌ بزرگی‌ می‌ شوند. همه‌ ما دوست‌ داریم‌ در خانه‌ یا محل‌ كار قوانینی‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ همه‌ به‌ آن‌ احترام‌ بگذارند و آن‌ را اجرا كنند تا همیشه‌ نظم‌ برقرار باشد. برای‌ تهیه‌ این‌ مقررات‌ به‌ آگاهی‌ نیاز داریم. هنگامی‌ كه‌ والدین‌ مقررات‌ را می ‌سازند و پای‌ آن‌ می ‌ایستند، بچه‌ ها احساس‌ امنیت‌ بیشتری‌ می ‌كنند. البته‌ آنها اغلب‌ بر سر اجرای‌ مقررات‌ با والدین‌ می‌ جنگند، اما این‌ رفتار در واقع‌ راهی‌ است‌ بر ای‌ این كه‌ مقررات‌ را یاد بگیرند.

تا آنجا كه‌ امكان‌ دارد به‌ كودكان‌ كمك‌ كنید تا خودشان‌ وارد عمل‌ شوند. اگر بیشتر نقش‌ مربی‌ را ایفا كنید تا یك‌ داور، آنها یادگیری‌ بیشتری‌ خواهند داشت. وقتی‌ مطمئن‌ نیستید كه‌ بایستی‌ محكم‌ باشید یا چشم ‌پوشی‌ كنید، به‌ كودك‌ بگویید لازم‌ است‌ فكر كنید و با فرد دیگری‌ (مشاور یا دوستان) مشورت‌ كنید.

هنگامی‌ كه‌ شما سعی‌ دارید مقررات‌ خود را رعایت کنید، كودكان‌ ممكن‌ است‌ شما را دوست‌ نداشته‌ باشند؛ اما اشكالی‌ ندارد. در این‌ زمان‌ از زندگی، آنها بیشتر احتیاج‌ به‌ یك‌ پدر یا مادر خوب‌ دارند تا یك‌ دوست. ساختن‌ مقررات‌ بخش‌ مهمی‌ از دوست‌ داشتن‌ شماست. وقتی‌ قوانین‌ ساختهِ شما عملی‌ شود، شما به‌ بچه‌ ها احساس‌ امنیت، عشق‌ و توانایی‌ همراهی‌ با دیگران‌ را هدیه‌ كرده‌ اید. كودكان‌ ممكن‌ است‌ طوری‌ رفتار كنند كه‌ گویی می‌ خواهند مسئولیت‌ را خود به‌ عهده‌ بگیرند، اما در واقع‌ آنها احتیاج‌ دارند كه‌ بزرگترها مسئول‌ آنها و اعمالشان‌ باشند. برای‌ این كه‌ بتوان‌ قوانین‌ خوبی‌ ساخت‌ یا كودكان‌ را وادار به‌ انجام‌ آنها كرد، نیاز به‌ زمان‌ و صبر و حوصله‌ است. مسلماً در پایان‌ یك‌ روز كاری، پیدا كردن‌ وقت‌ و انرژی‌ برای‌ چنین‌ كاری‌ بسیار دشوار است. پدر و مادر خوب‌ باید برنامهِ زمانی‌ مناسبی‌ برای‌ تربیت‌ فرزندانشان‌ داشته‌ باشند.


چگونه‌ می ‌توانیم‌ قوانین‌ و مقررات‌ مناسب‌ و خوب‌ بسازیم‌

ابتدا باید سعی‌ كرد كارهای‌ خوب‌ و مورد انتظار را برای‌ كودكان‌ شرح‌ داد؛ نه‌ فقط‌ كارهایی‌ را كه‌ نباید انجام‌ دهند. برای‌ موفقیت‌ بیشتر باید از لحنی‌ مؤدبانه‌ و آرام‌ به‌ جای‌ صدای‌ بلند و فریاد استفاده‌ كرد. این‌ توضیحات‌ باید ساده، واضح‌ و در حد درك‌ و فهم‌ كودك‌ باشد. هنگامی‌ كه‌ بچه‌ ها مقررات‌ را بدانند، واضح‌ است‌ كه‌ شما از آنها چه‌ می‌ خواهید تا انجام‌ دهند. كودكان‌ بیشتر با مقرراتی‌ همراه‌ خواهند شد كه‌ دلایلی‌ برای‌ انجام‌ آن‌ ببینند، حتی‌ اگر آن‌ دلیل‌ را دوست‌ نداشته‌ باشند یا آن‌ را نفهمند. البته‌ باید سعی‌ كرد دلایلی‌ ساده‌ برایشان‌ آورد؛ مثلاً می ‌توان‌ چنین‌ گفت: «لطفاً اینجا ندو، من‌ نمی‌ خواهم‌ كه‌ شما صدمه‌ ببینی» یا «كتك‌ نزن، هیچ‌ كس‌ در خانواده‌ ما نباید به‌ كسی‌ صدمه‌ بزند» و یا «باید كمربند ایمنی ‌ات‌ را ببندی، چون‌ این‌ یك‌ قانون‌ است

برای‌ ساخت‌ قوانین‌ خوب‌ باید با كودكان‌ همكاری‌ كرد و آنها را در این‌ امر مشاركت‌ داد. سپس‌ به‌ آنها در به‌ یاد آوردن‌ این‌ قوانین‌ كمك‌ كرد. برای‌ این‌ منظور می‌ توان‌ جلسه‌ بحث‌ و گفتگویی‌ تدارك‌ دید درباره‌ این كه‌ چه‌ كارهایی‌ خوب‌ است‌ انجام‌ شود. سپس‌ نتایج‌ جلسه‌ را نوشت‌ و آن‌ را در جایی‌ نصب‌ كرد كه‌ جلوی‌ دید همه‌ باشد. نوشتن‌ مقررات‌ به‌ بچه‌ ها كمك‌ می ‌كند تا آنها را به‌ خاطر بسپارند و بدانند كه‌ این‌ قوانین‌ مهم‌ اند؛ حتی‌ كودكانی‌ كه‌ قادر به‌ خواندن‌ نیستند.

برای‌ ساخت‌ قوانین‌ خوب‌ باید با كودكان‌ همكاری‌ كرد و آنها را در این‌ امر مشاركت‌ داد. سپس‌ به‌ آنها در به‌ یاد آوردن‌ این‌ قوانین‌ كمك‌ كرد. برای‌ این‌ منظور می‌ توان‌ جلسه‌ بحث‌ و گفتگویی‌ تدارك‌ دید درباره‌ این كه‌ چه‌ كارهایی‌ خوب‌ است‌ انجام‌ شود. سپس‌ نتایج‌ جلسه‌ را نوشت‌ و آن‌ را در جایی‌ نصب‌ كرد كه‌ جلوی‌ دید همه‌ باشد. نوشتن‌ مقررات‌ به‌ بچه‌ ها كمك‌ می ‌كند تا آنها را به‌ خاطر بسپارند و بدانند كه‌ این‌ قوانین‌ مهم‌ اند؛ حتی‌ كودكانی‌ كه‌ قادر به‌ خواندن‌ نیستند.

توجه‌ داشته‌ باشید كه‌ تعداد محدودی‌ از قوانینی‌ را كه‌ واقعاً مهم‌ هستند انتخاب‌ كنید، نه‌ یك‌ دسته‌ از قوانین‌ ریز را؛ مواردی‌ را انتخاب‌ كنید كه‌ برای‌ همه‌ اهمیت‌ دارند و به‌ مسائلی‌ چون‌ احترام‌ به‌ خود، دیگران، محیط‌ و امنیت‌ می‌ پردازند. به ‌علاوه حتماً به‌ خاطر داشته‌ باشید كه‌ كودكان‌ حتی اگر مقررات را بدانند، آنها را خواهند آزمود.

بایستی‌ قوانینی‌ خلق‌ كرد كه‌ برای‌ خودمان‌ هم‌ الگو قرار گیرند و نیز بدانیم‌ هدف‌ از این‌ مقررات‌ چیست‌ و چطور باید آنها را تعلیم‌ داد. كودكان‌ حساس‌اند كه‌ ببینند آیا ما در اِعمال‌ قوانین‌، اعتماد به‌ نفس‌ لازم‌ را داریم‌ یا خیر؟ به‌ بچه‌ها نشان‌ دهیم‌ كه‌ به‌ مقررات‌ اهمیت‌ می‌دهیم. هنگامی‌ كه‌ چیزی‌ مهم‌ است، كودك‌ آن‌ را در صدای‌ محكم‌ (نه‌ فریاد) و چهره‌ ما می‌ فهمد.


چطور می‌ توانیم‌ بهتر كودكان‌ را واداریم‌ تا از مقررات‌ پیروی‌ كنند؟

به‌ جای‌ این كه‌ پیاپی‌ به‌ بچه‌ها ستاره‌ بدهید، سعی‌ كنید زمینه‌ ای‌ فراهم‌ كنید تا خودشان‌ بدرخشند. كودكان‌ با راهنمایی های‌ شما خیلی‌ بهتر یاد می ‌گیرند كه‌ چه‌ كاری‌ بكنند و چطور آن‌ را انجام‌ دهند. در این‌ زمینه‌ تشویق‌ اثری‌ فوق‌ العاده‌ دارد، ضمن‌ این كه‌ بایستی‌ توجه‌ داشت‌ هیچ‌ كس‌ انتقاد را دوست‌ ندارد. بنابراین‌ هر بار كه‌ كودك‌ كار خوبی‌ انجام‌ می‌ دهد، با كلمات‌ محبت ‌آمیز او را تشویق‌ كنید. سعی‌ كنید كلماتی‌ به‌ كار ببرید كه‌ هم‌ محبت ‌آمیز باشند و هم‌ محرك‌ فعالیت های‌ بعدی‌ وی؛ بسیار ساده‌ و روشن‌ برای‌ او توضیح‌ دهید كه‌ اگر كودك‌ مقررات‌ را رعایت‌ نكند چه‌ اتفاقی‌ خواهد افتاد ؛ مثلاً می ‌توان‌ گفت: «نباید كسی‌ را بزنی، در غیر این‌ صورت‌ باید به‌ اتاقت‌ بروی‌ و آنجا بمانی» و یا «اگر اسباب‌بازی هایت‌ را بیندازی‌ و بشكنی، آنها را به‌ شخص‌ دیگری‌ خواهم‌ داد».

در عین‌ این كه‌ آرام‌ و متین‌ هستید، در اجرای‌ قوانین‌ محكم‌ و استوار بایستید.

شما می ‌توانید محكم‌ باشید، ضمن‌ این كه‌ سخن تان‌ همراه‌ با آرامش‌ است. به ‌علاوه، پیروی‌ شما از مقررات‌ به‌ كودكان‌ نشان‌ می ‌دهد كه‌ واقعاً در اجرای‌ آنها محكم‌ هستید. هنگامی‌ كه‌ احساس‌ می‌ كنید فرزندتان‌ آماده‌ است‌ تا مقررات‌ را زیر پا بگذارد، ابتدا به‌ طرفش‌ بروید، رو به ‌روی‌ او بنشینید و با وی‌ آرام‌ و شمرده‌ صحبت‌ كنید. این‌ عمل‌ به‌ كودك‌ كمك‌ می‌كند تا خوب‌ گوش‌ كند، نه‌ این كه‌ تسلیم‌ شود. البته‌ هنگامی‌ كه‌ كودكی‌ بسیار ناراحت‌ است، نمی‌ تواند خوب‌ گوش‌ دهد. بنابراین‌ ابتدا باید او را آرام‌ كرد، سپس‌ به‌ صحبت‌ پرداخت. در پایان، از او بخواهید كه‌ مقررات‌ تذكر داده‌شده‌ را تكرار كند.

اگر كودك‌ مقررات‌ را بشكند و هیچ‌ واكنشی‌ نبیند، تصور می‌ كند كه‌ مقررات‌ اهمیت‌ چندانی‌ ندارند. بنابراین‌ ممكن‌ است‌ به‌ عمل‌ خود ادامه‌ دهد. البته‌ گاهی‌ لازم‌ است‌ چشم پوشی‌ كرد. در چنین‌ مواقعی‌ باید گفت: «فقط‌ برای‌ همین‌ دفعه‌ قانون‌ را عوض‌ می ‌كنیم.» در ضمن‌ به‌ بچه‌ ها نشان‌ دهید كه‌ احساساتشان‌ را درك‌ می ‌كنید؛ هنگامی‌ كه‌ كودكان‌ بفهمند به‌ احساس‌ آنها اهمیت‌ داده‌ می‌شود و آنها را درك‌ می‌كنیم، خود را بهتر كنترل‌ خواهند كرد. به‌ بچه‌ها اجازه‌ دهید كه‌ بدانند اشكالی‌ ندارد كه‌ مقررات‌ را دوست‌ نداشته‌ باشند، ولی‌ خوب، بایستی‌ آنها را رعایت‌ كنند. مثلاً می ‌توان‌ گفت: «می‌دانم‌ كه‌ دوست‌ داری‌ تا دیروقت‌ بیدار باشی‌ و خیلی‌ از بچه‌ها این‌ كار را می‌كنند، ولی‌ الان‌ وقت‌ خواب‌ شماست» و یا «می‌دانم‌ خیلی‌ عصبانی‌ هستی، چون‌ آن‌ اسباب‌ بازی‌ را می‌خواهی، ولی‌ آن‌ مال‌ شما نیست».

تا آنجا كه‌ امكان‌ دارد به‌ كودكان‌ كمك‌ كنید تا خودشان‌ وارد عمل‌ شوند. اگر بیشتر نقش‌ مربی‌ را ایفا كنید تا یك‌ داور، آنها یادگیری‌ بیشتری‌ خواهند داشت. وقتی‌ مطمئن‌ نیستید كه‌ بایستی‌ محكم‌ باشید یا چشم ‌پوشی‌ كنید، به‌ كودك‌ بگویید لازم‌ است‌ فكر كنید و با فرد دیگری‌ (مثل‌ معلم‌ یا اعضای‌ خانواده‌ یا یكی‌ از دوستان) مشورت‌ كنید. گاهی‌ این‌ كار كمك‌ بزرگی‌ خواهد بود. هنگام‌ خستگی‌ نمی ‌توان‌ مقررات‌ را رعایت‌ كرد و روی‌ آن‌ محكم‌ بود. بنابراین‌ برای‌ داشتن‌ اوقات‌ خوب‌ با كودكان‌ باید طرح‌ و نقشه‌ بكشیم و همیشه‌ به‌ یاد داشته باشیم‌ كه‌ پدر و مادر خوبی‌ باشیم، حتی‌ اگر بچه ها برایمان مشکل و دردسر درست‌ كنند.


 

   


نظرات()  

انرژی مثبت در صحبت کردن

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

   


نظرات()  

بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد میده.
بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره.
بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه،
حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه.
و مهم‌تر از همه بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اون قدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده.

   


نظرات()  

زندگی . آرامش و دیگر هیچ ...........

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید.
2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. اگر برایتان امکان دارد دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.
3- افراد آرام به خود می ‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می ‌برند.
4- وقتی احساس می ‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاک کنید.
5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.

   


نظرات()  

قالبی از زمینه‌های امنیت و تدافع برای خود بسازیم/ قصور در بیان نیازمان باعث ایجاد آثار منفی می‌شود


جرات و قدرت ترجمه افکار و احساسات خود به صورت گفتار؛ به طوری‌که دیگران بتوانند شما را بشناسند و شما بتوانید خود را بشناسید؛ یکی از راه‌های قدرتمند و هیجان انگیز ایجاد ارتباط است. این مطلب درباره توانایی بیان حرف دل یا منظور اصلی خود و اهمیت آن در رسیدن شما به نیازهای مهمتان است. قبل از بحث درباره فوائد و خطرات این روش بیایید به روش‌های معمول ایجاد ارتباط با دیگران برای رسیدن به نیازهای خودمان نگاهی بیاندازیم.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از برنا ؛ ما به طور معمول می‌پنداریم با دیگران به صورتی باز و صادقانه حرف می‌زنیم؛ مگر این‌که قصداً و عمداً بخواهیم آن‌ها را گول بزنیم. اما در حقیقت برای بیشتر ما ایجاد ارتباط روشن و صادقانه با دیگران چیزی غیر معمول است. ما بیشتر مایلیم با مردم از طریق نقش هایمان ارتباط برقرار کنیم، نه حقیقت وجودیمان.در تمام طول زندگی، به ما آموخته ‌اند که باید خود حقیقی‌مان، افکار، احساسات و عقایدمان را پنهان سازیم. از نخستین سال‌های زندگی این پیام بارها و بارها در گوش ما طنین انداخته است که برای نشان دادن خود به دیگران راه‌های قابل قبول و غیر قابل قبول وجود دارد. باید خود را طوری تربیت کنیم که برای دیگران قابل قبول باشیم. از این طریق به آرامی اما به صورتی مطمئن برای خود قالبی از زمینه‌های امنیت و تدافع ساخته و خود را از پشت آن قالب طوری به مردم نشان داده‌ایم که اصلاً ربطی به خود واقعی ما نداشته است.

فوائد بیان منظور خود (حرف دل را زدن)
مهمترین فایده حرف دل را به دیگران زدن این است که شما را قادر می‌سازد که با خودتان خواسته‌ها، عقاید و نظراتتان در ارتباط نزدیک باشید. روال در میان گذاشتن یک نظریه با دیگران کاملاً با روال فکر کردن در مورد آن متفاوت است. وقتی مطلبی را با صدای بلند ادا می کنید، شکل آن تغییر می‌کند. شاید شما هم با این تجربه که مساله‌ای را در ذهن خود بارها و بارها تکرار می‌کنید تا آنجا که مرتباً بزرگ و بزرگتر شده و خیلی بدتر به نظر می‌رسد روبه رو شده باشید. در ذهن موضوع را تصور کرده و عکس العمل دیگران را به نظر آورده‌اید. بعداً وقتی مساله را برای دیگران گفته‌اید، نتیجه‌اش به کلی فرق کرده است. از طریق تجربه حرف دل را به زبان آوردن، فوراً خودتان را می‌شناسید و بعداً با صحت بیشتری می‌توانید در مورد چگونگی احساس خودتان فکر کنید و از آن طریق موقعیت بهتری برای گسترش امکانات وجودی خودتان از راه‌های تازه و هیجان انگیز پیدا می‌کنید.

وقتی همیشه احساس خود را بیان کنید، یکی از فایده‌های جانبی‌اش این است که همیشه در حال زندگی می‌کنید، وقتی بتوانید دائماً با خودتان در ارتباطی نزدیک باقی بمایند می‌توانید به نیازهای فعلی و جاریتان برسید. شکست در ایجاد ارتباط فی‌البداهه باعث می‌شود که یا در گذشته زندگی کنید و یا در آینده. در درونتان با افکار، احساسات و نیازهای برآورده نشده‌تان کشمکش دارید و نمی‌توانید با آنها کنار بیائید. از آن گذشته بیان حرف دلتان بیشتر امکان استفاده از کمک دیگران را در زمان نیاز به شما می‌دهد. وقتی دیگران بدانند شما چه می‌خواهید، بیشتر می‌توانید برای رسیدن به خواسته‌هایتان با شما همکاری یا کمک کنند. اغلب ما دچار این اشتباه می‌شویم که خیال می‌کنیم دیگران آن‌قدر ما را خوب می‌شناسند که می‌دانند چه احساسی داریم یا چه می‌خواهیم و لازم نیست خودمان به آن‌ها بگوئیم. در رابطه‌های نزدیک، قصور در بیان نیازهای خودمان ممکن است به‌وجود آورنده آثار منفی ماندگار شود.

بیان حرف دل خود، از طرف دیگر باعث می‌شود شما آدم جالب‌تری باشید. تظاهر و پوشش‌هایی که مردم برای خود به‌وجود می‌آورند، بسیار کمتر از خود واقعیتشان جالب هستند. وقتی ما در بیان صادقانه حالات و عقاید مشخص و اختصاصی خودمان شکست می‌خوریم، هویت خود را انکار کرده‌ایم. برخوردهای ما یکنواخت و سطحی می‌شود و هیجان افکار، احساسات و تجربیاتمان در فیلتر جا می‌ماند. یکی دیگر از فوائد حرف دل را زدن افزوده شدن به اعتماد به نفس است. اگر شما جرات باز بودن و صادق بودن با دیگران را داشته باشید، به صورت غیر قابل تصوری درباره خودتان احساس بهتری خواهید داشت؛ مخصوصاً در مورد عقاید و مواردی که برایتان اهمیت زیادی دارد. با کاربرد مداوم بیان حرف دلتان و رسیدن به موفقیت هایی که در نتیجه آن حاصل می‌شود اعتماد به نفس و عزت نفس شما هم متداوماً بیشتر می‌شود و این کار هر بار برایتان آسانتر می‌شود.

تحقیقات بسیار نشان می‌دهد که صداقت و بیان حرف دل عملی متقابل است وقتی شما مشتاقید که آنچه را که حس می‌کنید بگوئید به دیگران هم این جرات را می‌دهید که صادق باشند. بسیاری از روابط شما عمیق‌تر می‌شوند. بسیاری از سوتفاهم‌ها روشن می‌شوند و از سوء تفاهم‌های آینده پیش گیری به عمل می‌آید. رنچش‌ها و به بن بست رسیدن‌ها نقصان می‌یابند. وقتی شما علائق متقابلی را که برایتان تازگی دارند کشف می‌کنید، ابعاد دوستی ها و فعالیت های شما فزونی می یابند. وقتی دیگران با صداقت بیشتری حرف می زنند به خودشان نزدیکتر شده و رفته رفته برای زندگی خودشان و رسیدن به نیازهای مهمشان مسئولیت بیشتری می پذیرند.


خطرات بیان حرف دل
بیان احساس واقعی ممکن است عدم توافق ها و اختلافات را به سطح بیاورد. اینها همان مخالفت‌های و سوءتفاهم هایی هستند که شما در گذشته با حرف نزدن درباره آنها برویشان سرپوش می گذاشتید. وقتی شما به شهامت بیان آنچه به آن اعتقاد دارید یا چگونگی احساستان در موارد به‌خصوص می رسید دیگر جایی برای شک باقی نمی‌گذارید. آن وقت ممکن است بعضی ها نتوانند حرفهایتان را تحمل کنند و حتی شما را طرد کنند.

به این ترتیب این خطر وجود دارد که بعضی از رابطه‌های شما تغییر یابد یا به پایان برسد. اشتیاق و جرات شما در بیان آنچه که واقعاً حس می کنید، مخصوصاً در مواردی که در گذشته بی‌تفاوت از آن گذشته اید، ممکن است باعث تغییراتی شود که شما انتظارش را نداشته یا آماده روبه‌رویی با آن نباشید. معمولاً صادقانه حرف زدن لحظه حقیقت در رابطه است. مخصوصاً وقتی قبلاً کمتر رابطه متقابل صادقانه ای وجود داشته است. وقتی یک نفر بالاخره جرات بیان احساسات صادقانه اش را می یابد، تمام تظاهرات گذشته از میان می رود و رابطه نمی تواند به موجودیت خود ادامه دهد.

کاملاً واضح است، قبل از اینکه بخواهید احساسات و نیازهایتان را با دیگران در میان بگذارید باید به آن‌ها اعتماد داشته باشید. مسلماً دوست ندارید دلتان را جلوی مردمی بگشائید که احتمال دارد به شما بخندند، انتقاد کنند، بی‌محلی کنند یا آنچه را در مورد خودتان به آن‌ها گفته اید بازگو نمایند. اما وقتی به کسی اعتماد می کنید روی تعهد او به ارتباط حساب می کنید، به تدریج که اعتقادتان مستحکم تر می شود رابطه تان هم رشد می یابد. به یاد داشته باشید موفقیت شما در وادار کردن دیگری به گوش دادن به شما و کمک به رسیدن شما به خواسته تان از این طریق، نه تنها بستگی به قدرت شما در بیان روش و صادقانه افکار خودتان دارد، بلکه وابسته به خواست و قدرت شما در گوش دادن به دیگران و دادن موقعیت ابراز عقیده به آن‌ها است.


   


نظرات()  

ژان ژورس: نباید هیچ حسرتی برای گذشته ها خورد، هیچ دلنگرانی نسبت به حال به خود راه داد و نسبت به آینده اعتمادی شکست ناپذیر  داشت.

   


نظرات()  

بیماری‌های روانی همراه با نرخ تورم افزایش می‌یابد

همراه نرخ تورم كه هر روز پله جدیدی را می‌پیماید آمار دیگری هم بالا می‌رود. همچنان كه وضع اقتصادی هر روز عرصه را بر مردم تنگ‌تر می‌كند نرخ بیماری‌های روانی نیز در كشور بالاتر و بالاتر می‌رود. این آمار آن‌قدر بالا رفته است كه چندی پیش مسئولان اعلام كردند نرخ رشد بیماری‌های روانی در كشور به 35 درصد رسیده است. این در حالی است كه كارشناسان معتقدند میان این دو فاكتور رابطه مستقیمی وجود دارد. یعنی هرچقدر فشارهای اقتصادی و مالی بر مردم بیش‌تر می‌شود آمار بیماری‌های روانی نیز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود.

 

در پی همین نتیجه‌گیری بود كه چند روز پیش مدیركل سلامت روان وزارت بهداشت خواستار كاهش هزینه مسكن برای جلوگیری از بیماری‌های روانی شد.  غلامعباس ناصحی در این زمینه افزود: بیماری‌های روانی نخستین‌بار بیماری‌ها در بین زنان و دومین بار بیماری در بین مردان كشور را داراست و به علت دخالت عوامل مختلف در بروز این بیماری‌ها، وزارت بهداشت به تنهایی نمی‌تواند سلامت روان مردم را تامین كند.

 

وی درباره برنامه‌ریزی برای كاهش آمار این بیماری‌ها و عوارض آن در سطح كشور از تدوین سند ملی ارتقای سلامت روان در وزارت بهداشت خبر داد و ادامه داد: سند ارتقای سلامت روان ایرانیان یك سند مفصل است كه تقریبا از تمام دستگاه‌های دولتی انتظاراتی مطرح شده است و در این سند بیش‌تر به عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر سلامت روان مردم توجه شده است.

 

برای كاهش بار بیماری‌های روانی از هر یك از وزارتخانه‌ها درخواستی مطرح شده است از جمله از وزارت مسكن تامین مسكن بیماران روانی و اعمال مدیریت برای جلوگیری از افزایش بی‌رویه اجاره و رهن مسكن درخواست شده است. جعفر بوالهری، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران نیز وضع سلامت و نشاط اجتماعی را تحت‌تاثیر عوامل مختلف استرس‌زا مانند مشكلات اقتصادی، شغلی و آلودگی‌ها نگران‌كننده توصیف كرده بود و با اشاره به شرایط جامعه می‌افزاید:

 

به‌طور واضح میزان استرس و اضطراب در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی بالاست و عوامل تهدیدكننده اجتماعی از قبیل مشكلات شغلی، مشكلات اقتصادی، مشكلات حمل و نقل، آلودگی‌ها و غیره به‌طور روزمره با مردم در تماس هستند و میزان نگرانی‌های آنان را افزایش می‌دهند.

 

 

تاثیر فقر اقتصادی بر بیماری‌های روانی

سیدمهدی موسوی‌اصل، پژوهشگر در زمینه تاثیر فقر و مشكلات اقتصادی بر مشكلات مختلف روانی می‌گوید: مشكلات اقتصادی و فقر می‌تواند سرمنشأ بیماری‌ها و مشكلات روانی مختلفی باشد كه كاهش عزت نفس، اضطراب و اختلالات روانی برخی از این تاثیرات است.  وی می‌افزاید: فقیر از جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار نیست و همواره مورد تحقیر قرار می‌گیرد. احتمالا بتوان گفت كه بیش‌ترین آثار روانی فقر از نگرش منفی مردم نسبت به آن نشأت می‌گیرد.

 

مردم با فقرا به شیوه‌ای كاملا متفاوت از ثروتمندان رفتار می‌كنند. این نگرش منفی و تحقیرآمیز درباره مستضعفان را در مدرسه، فروشگاه، مطب پزشك، بیمارستان، بانك و مراكز اجتماعی دیگر می‌توان مشاهده كرد. ونسان دكلژاك معتقد است كه در اجتماع مادی امروزی، كسانی كه احساس می‌كنند پایین‌تر یا بی‌لیاقت‌تر از دیگرانند یا حتی احساس می‌كنند كه محكوم شده‌اند، در همه موارد زندگی احساس شرمساری و خجالت می‌كنند. انسان فقیر احساس می‌كند كه بینوا، فقیر، بی‌دست و پا، بی‌لیاقت و كمتر از همه است.


او باور می‌كند كه همین هویت را دارد. قبول تحقیر دیگران به تدریج درونی می‌شود و فرد را به این نتیجه می‌رساند كه خود را تحقیر كند و عزت‌نفس و اعتماد‌ به ‌نفسش را از دست بدهد و این تصور در وی ایجاد شود كه مسبب اصلی همه بدبختی‌ها و ناشایستگی‌ها، تنها خود اوست.

 

موسوی‌اصل ادامه می‌دهد: فقیر به دلیل عدم برخورداری از جایگاه شایسته در میان جامعه، عزت‌نفس خود را از دست می‌دهد و به همین دلیل در معرض ابتلا به انواع اختلالات روانی قرار می‌گیرد. خودكشی ارتباط و همبستگی بسیار نیرومندی با طبقه‌ اجتماعی و محرومیت دارد. همچنین خودكشی با الكلیسم و اعتیاد كه در میان كارگران غیر‌ماهر، بیكاران و بی‌خانمان‌ها رواج بیش‌تری دارد، مرتبط است.

 

همچنین افسردگی كه شاید به لحاظ تعداد افرادی كه به آن مبتلا هستند متداول‌ترین شكل بیماری روانی باشد، همبستگی و ارتباط بسیار شدیدی با طبقه‌ اجتماعی دارد؛ هر‌قدر فقیرتر باشد، احتمال ابتلا به افسردگی در وی بیش‌تر خواهد بود. رفتار خودآزارانه‌ شدید نیز كه دست‌كم 10 برابر بیش‌تر از خودكشی رواج دارد و در‌واقع پیش‌درآمدی برای آن است، همین الگوی ارتباط با طبقه‌ اجتماعی را نشان می‌دهد. وی همچنین درباره تاثیر مشكلات اقتصادی بر افزایش اضطراب و تشویش می‌گوید:

 

لازمه‌ وجود آرامش در زندگی، تامین‌شدن حداقل امكانات معیشتی است. بدون وجود این امكانات، فرد دچار اضطراب و نگرانی می‌شود و زمینه ابتلا به بیماری روانی شدیدتر ایجاد می‌شود. وی اختلالات روانی رابخش دیگری از عوارض مشكلات اقتصادی و فقر ناشی از آن می‌داند و ادامه می‌دهد: تحقیقات تجربی ارتباط نزدیك وضع اقتصادی فرد و بهداشت روانی وی را تایید می‌كند.

 

معلوم نیست كه آیا وضع اقتصادی نامناسب، فرد را در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار می‌دهد یا ابتلا به اختلالات روانی موجب وضع بد اقتصادی می‌شود، اما با وجود این، روشن است كه قرارگرفتن در شرایط بد اقتصادی، افراد را مستعد بروز مشكلات بهداشت روانی می‌كند. علاوه بر این، شرایط اقتصادی نامناسب، رهایی از بیماری روانی و بازیابی سلامت را بسیار دشوار می‌كند. این در مقایسه با افرادی است كه در شرایط بهتر و مطلوب اقتصادی قرار دارند.

 

موسوی اصل تاكید می‌كند: وضع اجتماعی‌ـ ‌اقتصادی پایین (از نظر درآمد، تحصیلات و شغل) ارتباط نیرومندی با بیماران روانی دارد. چندین دهه است كه مشخص شده است افراد طبقه‌ اجتماعی‌ـ‌ اقتصادی پایین‌تر، حدود دوو‌نیم برابر بیش‌تر از طبقات بالاتر احتمال ابتلا به اختلال روانی دارند. دلایل این ارتباط كاملاً روشن نیست، اما ممكن است وجود استرس بیشتر در زندگی فقرا و آسیب‌پذیری بیشتر آنان در برابر انواع عوامل استرس‌زا در مجموع، منجر به برخی اختلالات روانی نظیر افسردگی شود.

 

فقر فرهنگی و مشكلات روانی

عباسعلی ناصحی، مدیركل سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت همچنین درباره تاثیر فقر فرهنگی بر مشكلات روانی می‌گوید: مسئله مهم این است سطح سواد مردم درباره سلامت روان در كشور بسیار پایین است و بسیاری از افراد كه دچار اختلالات روانی هستند از بیماری خود اطلاع ندارند و اگر خبر دارند هم نمی‌دانند كه این اختلالات قابل درمان است و نمی‌دانند كه باید به كجا مراجعه كنند.

 

ناصحی ادامه می‌دهد: مسئله نگران‌كننده دیگر این است كه هنوز عده زیادی از مردم تصور می‌كنند كه اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب و وسواس حاصل تاثیر جن و دعاست و اعتقاد به این خرافات متاسفانه در تعداد قابل توجهی از مردم وجود دارد. به همین علت عده زیادی از افراد كه به اختلالات روانی مبتلا می‌شوند برای درمان نزد فالگیر، دعانویس و جن‌گیر می‌روند و با مراجعه به این افراد بی‌صلاحیت بیش از پیش سلامت خود را به خطر می‌اندازند در حالی كه اختلالات روانی عمدتا ناشی از مشكلات جسمی در فرد است و باید درمان پزشكی شود.

 

مدیركل سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت افزایش سطح آگاهی مردم در این زمینه را كار مهم رسانه‌ها دانسته و می‌افزاید: این وظیفه‌ای است كه نه فقط وزارت بهداشت بلكه به عهده دستگاه‌های متعدد مرتبط در كشور از جمله صدا و سیما و مطبوعات است. البته برای ارتقای سطح سواد سلامت روان مردم به‌زودی كمیته سلامت روان، آموزش و رسانه در وزارت بهداشت تشكیل می‌شود كه سیاستگذاری و برنامه‌ریزی در این زمینه را عهده‌دار می‌شود.
منبع:روزنامه ملت ما

   


نظرات()  

یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!
محققان دانشگاه میشیگان می گویند افراد معمولاً برای بیان اطلاعات حساسی که گفتنشان به صورت مستقیم راحت نیست به پیامک متوسل می شوند. ولی در اینجا شما را با ۵ چیز که هرگز نباید با پیامک بیان شوند آشنا می کنیم.
 
۱."فکر می کنم به درد هم نمی خوریم"
شاید خود شما هم طعم این تجربه تلخ را چشیده باشید و بدانید که چقدر سخت است وقتی کسی با ارسال یک پیامک و بدون گفتن دلیل، خواهان پایان یک رابطه عاطفی می شود. جدایی با پیامک ایده جالبی نیست پس همیشه این مسئله را رو در رو مطرح کنید.


۲. "بین خودمان باشد…"
یادتان باشد که این یک قانون است. اگر پیامکتان با این جمله شروع شده اصلا دکمه ارسال را فشار ندهید. رازها را باید رو در رو گفت تا طرف مقابل نتواند آن را برای نفر بعد ارسال کند!


۳. "من باردارم"
فکر می کنید پیامک روش خوبی برای دادن چنین خبر خوب وقشنگی باشد؟ مسلما نه. بهتر است این خبر خوب را رو در ور به همسرتان بگویید تا از دیدن برق شادی در چشم های او محروم نشوید!


۴. "دوستت دارم"
اگر می خواهید این جمله فراموش نشدنی را برای اولین بار به زبان بیاورید، لطفا اصلا از پیامک استفاده نکنید، چون از دیدن واکنش او محروم خواهید شد. علاوه بر این، تصور کنید که اگر در جواب چنین اعتراف بزرگی تنها یک ” :) ” دریافت کنید چه احساسی به شما دست خواهد داد.

۵...
لحظه ای خودتان را جای طرف مقابل بگذارید. اگر از چیزی رنجیده باشید و به جای معذرت خواهی تنها یک علامت (که درجه واقعی بودنش معلوم نیست) دریافت کنید، او را خواهید بخشید؟ اگر موضوع آن قدر بزرگ هست که احساس ناراحتی کنید، رو در رو یا دست کم تلفنی معذرت خواهی کنید. نکته بسیار مهم اینکه هیچ گاه از طریق پیامک بحث و جدل نکنید چون در این صورت کلمات ناخوشایندی که بیان کرده اید مدت ها در جایی ثبت خواهد شد و فراموش کردنشان آسان نخواهد بود.

منبع: ایران ویج

   


نظرات()  

انها كه چرایی زندگی را بیابند با هر گونه چگونگی خواهند ساخت......... نیچه

   


نظرات()  

۴۹ درصد زنان روستایی کشور دچار بیماری روانی هستند


 رئیس انجمن روانپزشکان ایران گفت: «تفکر مردم درخصوص بیماری روانی نادرست است در واقع بیماری روانی به شکل طیف وسیعی از بیماری‌ها نظیر اضطراب، افسردگی، بد اخلاقی، استرس و دردهای جسمی خود را نشان می‌دهد.»

دکتر احمد جلیلی در گفتگو با خبرنگار سینانیوز با اشاره به اینکه بسیاری از افراد جامعه از بیماری خود اطلاعی ندارند بیان کرد: «بیماران روانی موضوعی است که در بین افراد جامعه و حتی مسئولان حساسیت ایجاد می‌کند و اکثر افراد این تفکر را دارند که این موضوع خطرناک است.»
وی ادامه داد: «به طور متوسط ۲۵ درصد از افراد جامعه دچار بیماری روانی هستند البته این آمار در کشورهای مختلف بسته به زمان‌های مختلف متفاوت است برای مثال بحران اقتصادی، تهدید، تغییر و تحولات سریع اجتماعی در جامعه و سایر مشکلات بالطبع این آمار‌ها را افزایش می‌دهد.»
دکتر جلیلی با اشاره به اینکه تفکر نادرستی درباره بیماران روانی وجود دارد گفت: «اکثر افراد فکر می‌کنند بیمار روانی حالت‌های بسیار بدی دارد و کارهای عجیب و غریب انجام می‌دهد در صورتی که این طور نیست در واقع بیماری روانی به صورت طیف وسیعی از بیماری‌ها را نظیر اضطراب، افسردگی، بد اخلاقی، استرس و دردهای جسمی خود را نشان می‌دهد بنابراین عجیب نیست که بگوییم ۳۵ درصد از افراد جامعه دچار بیماریهای روانی هستند.»
روانپزشک تاکید کرد: «در بررسی انجام شده در روستاهای کشور ۴۹ درصد زنان دچار بیماری روانی هستند ولی در کل این آمار حدود ۳۵ درصد عنوان شده است.»
رئیس انجمن روانپزشکان ایران گفت :«با این شرایط مردم به دلیل انگ روانی بودن به روانپزشک مراجعه نمی کنند که این عامل باعث افزایش آمار بیماران روانی خواهد بود از طرفی این موضوع باعث خود درمانی شده و افراد به راحتی از داروخانه ها داروی آرام بخش تهیه می کنند که این موضوع می تواند باعث تشدید بیماری و حتی عدم بهبود فرد شود بنابراین باید با فرهنگ سازی درست مردم را تشویق به مراجعه روانپزشک کنیم.»


   


نظرات()  

روانشناسی بالینی

از آهسته رفتن مترس ، از بی حرکت ایستادن بترس