پرخاشگری چیست؟

پرخاشگری چیست؟

پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی نوعی از اعمال خشونت بار علیه دیگران است که می تواند باعث آسیب یا صدمه به دیگران شود. بیشتر کارشناسان پرخاشگری کودکان را به شکل پرخاشگری آشکار دربردارنده پرخاشگری جسمانی مانند زدن ، هل دادن ، لگد زدن ، پرتاب اشیاء و تهدید به انجام این اعمال همراه با حملات عمدی بیزار کننده و آزاردهنده برای قربانی ؛ و پرخاشگری رابطه ای که موجب حذف دیگران از جمع می شوند ، تعریف کرده اند. در پسران بیشتر پرخاشگری جسمانی و در دختران پرخاشگری رابطه ای بیشتر گزارش شده است.

عوامل زمینه ساز در پرخاشگری کودکان

خشونت پدیده ای پیچیده است که در آن خصوصیات ارثی ، عوامل زیستی و هورمونی ، نیرو های روانشناختی و شاخص های فرهنگی و اجتماعی می توانند با هم در تعامل باشند.

خانواده می تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتند از:

  • شیوه های نامناسب فرزند پروری والدین: برخی شیوه های فرزند پروری و استفاده نامناسب از تنبیه و تشویق موجب تقویت خشم و پرخاشگری در فرزندان می شوند.
  • الگوهای نا مناسب رفتاری در خانواده: نشان دادن رفتارهای پرخاشگرانه از سوی یکی از اعضای خانواده موجب الگوسازی این رفتار توسط کودک می شود.
  • تاثیر پذیری از رفتار پرخاشگرانه مشاهده شده در محیط و در رسانه ها
  • تشویق رفتار پرخاشگرانه
  • آزار جسمی و جنسی

خشونت در رسانه ها

رسانه ها عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار می باشند ؛ تحقیقات مربوط به تأثیر رسانه ها بر کودکان و نوجوانان ، نشان داده اند که این کودکان:

  • ترس از خشونت ندارند؛
  • به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است؛
  • به تقلید خشونت می پردازند؛
  • ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند.

مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند.

اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.

توصیه هائی برای والدین در برخورد با خشونت ناشی از رسانه ها:

والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند.

  • به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید.
  • زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود.
  • به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.
  • هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد.
  • در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است.
  • تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید.
  • مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد.

دکتر جواد محمودی قرائی

فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روانشناسی بالینی کودک، روانشناسی سلامت، روان شناسی رشد، روانشناسی کودکان استثنایی،     | نظرات()

GPS بدن کجاست؟

GPS بدن کجاست؟

پژوهشگران آمریکایی با تائید بر اینکه تمام افراد دارای یک GPS داخلی هستند نشان دادند که توانایی جهت یابی در یک محیط ناشناخته در DNA انسان نوشته شده است.



سندروم ویلیام نوعی بیماری ژنتیکی است که از هر 7 هزار و 500 کودک به یک کودک آسیب می رساند. این بیماری به دلیل فقدان برخی از ژنها بر روی یک کروموزوم بروز می یابد.

فقدان این ژنها موجب می شود که کودک در انجام عملکردهای ساده ای مثل چیدن یک پازل و یا جهت یابی دچار مشکل شود.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور با بررسی گروهی از افراد متاثر از این سندروم دریافتند که توانایی جهت یابی در محیطهای ناشناس بر روی DNA نوشته شده است.

این محققان برای این گروه از بیماران برخی از تمرینات ساده را تجویز کردند که در این تمرینات افراد باید اشیای مخفی شده در یک اتاق را پیدا می کردند. این افراد باید به مدت 10 ثانیه با کمک یک نوار در اتاق حرکت می کردند و آن را می شناختند.

به محض اینکه نوار از دست این افراد گرفته می شد آنها نمی توانستند اشیاء را پیدا کنند. به این ترتیب مشخص شد که این بیماران در کسب آگاهی از عناصر هندسی ابتدایی بر پایه GPS داخلی بدن خود ناتوان هستند.

براساس گزارش یونایتد پرس اینترنشنال، این محققان در این خصوص توضیح دادند: "هر چند ما هنوز باید بفهمیم که ژنهای مرتبط با سندروم ویلیام دقیقاً چگونه کار می کنند اما واضح است که این ژنها بر روی مغز اثر می گذارند. این اولین بار است که ما دریافتیم که نقص در سیستم جهت یابی و تعیین مسیر با فاکتورهای ژنتیکی ارتباط دارد."

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی فیزیولوژیک، آسیب شناسی روانی، روانشناسی سلامت،     | نظرات()

تیک یا اختلال حرکتی

 

حرکات کریفورم یا رقص آسا (choreiform movements) ، به حرکات بدنی تصادفی غیر منظم و نامکرری دلالت می‌کند که شبیه رقص هستند.

 

 

 

مقدمه

مشخصه اصلی اختلالاتی که زیر این عنوان طبقه بندی شده‌اند، نوعی ناهنجاری در حرکات کلی قسمتی از بدن است که تیک نامیده می‌شود. تیک به عنوان نوعی حرکت سریع و غیر ارادی گروهی از عضلات تشکیل دهنده اسکلت بدن تعریف می‌شود. در مورد حرکت غیر ارادی عضلات حاکم بر تولید صداها یا کلمات ، نفس ایجاد صداها یا ادای کلمات به صورتی غیر ارادی تیک محسوب می‌شود. تیکها باید به عنوان علائم اصلی اختلالات حرکات بدنی باید از دیگر حرکات غیر عادی تشخیص داده شوند.


حرکات کریفورم یا رقص آسا (choreiform movements) ، به حرکات بدنی تصادفی غیر منظم و نامکرری دلالت می‌کند که شبیه رقص هستند. حرکات دیستونیک (Dystonic Movements) ، حرکات کندتر و همراه با پیچ و خمی هستند که حالات انقباض عضلانی طولانی بین آنها فاصله باشد. حرکات اتتوئید ، حرکاتی کند ، نا مرتب و یا پیچ و تاب هستند که بیشتر در انگشتان دستها و پاها بروز می‌کنند. حرکات میوکلونیک (Myoclonic Movements) ، انقباضهای عضلانی کوتاه و شوک مانندی هستند که ممکن است در قسمتی یا همه جای یک عضله ظهور کنند ولی گروه کاملی از عضلات را در برنمی‌گیرند.



مشخصه اصلی این بیماری بروز تیکها یا حرکات غیر ارادی ، سریع ، مکرر و عود کننده در قسمتی از عضلات بدن است. رایج‌ترین این تیکها در عضلات صورت یا چشمها مثلا چشمک زدن غیر ارادی دیده می‌شود، ولی ممکن است کل عضلات سر ، تنه یا دستها و پاها را نیز شامل شود. تیکها ممکن است عضلات دستگاه تکلم و ایجاد صدا را هم دربرمی‌گیرند. فرد ممکن است فقط یک تیک داشته باشد یا چند تیک مختلف. در صورت اخیر ، تیکهای مختلف ممکن است همزمان باهم ، به صورتی متوالی ، یا مجزا و مستقل از هم بروز کنند.




شروع در دوره کودکی یا نوجوانی

وجود تیکها یا حرکات بدنی سریع ، غیر ارادی ، بدون قصد و هدف ، مکرر و عود کننده.

توانایی فرد برای جلوگیری از حرکات غیر ارادی خود برای چند دقیقه یا چند ساعت.

تغییر شدت علائم بیماری در طول هفته ها یا ماهها

ادامه علائم اختلال به مدت حداقل یک ماه ولی نه بیشتر از یکسال


اختلال تیک حرکتی مزمن

مشخصات اصلی این اختلال وجود تیکهایی است که در هر زمان بیش از سه گروه از عضلات بدن را شامل نشود و درجه شدت این حرکات در طی هفته‌ها یا ماهها ثابت مانده و حداقل به مدت یکسال ادامه یافته باشد. تیکهای مربوط به دستگاه تکلم در این اختلال کمتر دیده می‌شوند و هرگاه دیده شوند چندان بلند ، شدید یا چشمگیر نخواهند بود. تیکهای صداداری که در این اختلال مشاهده می‌شوند غالبا صداهای خرخر مانندی هستند که بر اثر انقباض عضلات قفسه سینه یا شکم ایجاد شده‌اند. سن شروع این بیماری یا در کودکی و یا پس از سن چهل سالگی است. در صورت بروز در سنین بزرگسالی تیک معمولا فقط در گروه واحدی از عضلات دیده می‌شود.


بروز تیکها یا حرکات سریع ، غیر ارادی ، بدون قصد و هدف ، مکرر و عود کننده که در هر زمان بیش از سه گروه از عضلات را در نمی‌گیرد.

ثبات و عدم تغییر درجه شدت تیکها در طی هفته‌ها یا ماهها
ناتوانایی فرد برای جلوگیری ارادی از بروز تیکها برای چند هفته یا چند ساعت
ادمه علائم بیماری حداقل برای یکسال


اختلال تورت

مشخصه عمده این اختلال تیکهای شدید ، از جمله در دستگاههای صوتی مریض است. این تیکها را مریض می‌تواند بطور ارادی برای چند دقیقه یا چند ساعت سرکوب کند. شدت ، فراوانی و محل بروز علائم بیماری ممکن است در هفته‌ها یا ماههای مختلف فرق کند. این تیکها معمولا در ناحیه سر بروز می‌کنند ولی غالبا قسمتهای دیگر بدنه از قبیل تنه و بازوها و پاها را نیز در بر می‌گیرند.
تیکهای صوتی شامل ایجاد صداهای گوناگونی از قبیل خرخر کردن ، قورت دادن ، پارس کردن ، دماغ کشیدن ، سرفه کردن و ... می‌باشد. و نیز تمایل غیر قابل مقاومت به ادای کلمات مستهجن یا فحش آمیز که اصطلاحا کورولالیا نامیده می‌شود، در ۶۰ درصد موارد دیده می‌شود. تمام علائم این بیماری بر اثر فشار و ناراحتی تشدید می‌شوند ولی به هنگام خواب از بین می‌روند و اگر مریض به فعالیت جالبی مشغول شود تخفیف پیدا می‌کند.





 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علت تورت چیست؟
از آنجائی که افزایش شیوع اختلال تورت ، در وابستگاه درجه یک افراد مبتلا به این اختلال وجود دارد، یک عامل ارثی ، در سبب شناسی پیشنهاد شده است. در یک مطالعه معلوم شد که وابستگان درجه اول بیماران مبتلا به اختلال تورت ، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اختلال تورت ، اختلال تیک حرکتی مزمن و اختلال وسواس- اجبار قرار دارند. جالب است که احتمال خطر با جنسیت رابطه داشت. احتمال خطر برای وابستگان درجه اول مذکر برای هر گونه تیک ۵۰ درصد و برای افراد مونث ۳۱ درصد بوده است.
درمان تورت
داروها ، مثل هالوپریدول ، غالبا برای اختلال تورت تجویز می‌شوند و ۸۰-۷۰% بیماران تا حدودی نفع می‌برند. به علت عوارض جانبی نامطلوب ، فقط ۳۰-۲۰% برای دوره‌ای طولانی دارو مصرف می‌کنند. اما در مقادیر کمتر ، بیماران ممکن است بهبودی علائم را تجربه کنند و واکنشهای جانبی کمتری ظاهر سازند. برنامه‌های کنترل رفتاری و آموزش مهارتهای خودآگاهی ، ممکن است به بعضی از بیماران تورت کمک کند.
معیارهای تشخیص اختلال تورت
سن شروع بین ۲ و ۱۵ سالگی
وجود حرکات بدنی غیر ارادی سریع ، مکرر ، بدون هدف و رجوع کننده که گروههای عضلانی متعددی را در بر می‌گیرند.
تیکهای صدادار چند گونه
توانایی مریض برای سرکوب کردن حرکات غیر ارادی خود به مدت چند دقیقه تا چند ساعت
تغییر در شدت علائم در طی هفته‌ها یا ماهها
مداومت این علائم به مدت بیش از یکسال
زمان بروز اختلال تورت
این اختلال معمولا در اوایل زندگی گاهی ۲ سالگی و تقریبا همیشه قبل از ۱۳ سالگی بروز می‌کند و غالبا برای بقیه زندگی ادامه می‌یابد. در بعضی موارد ممکن است علائم بیماری برای مدتهای کوتاه از بین برود و بعد مجددا بروز کند. گاهی هم فرد قبل از رسیدن به بزرگسالی کاملا شفا پیدا می‌کند. تقریبا در نصف موارد ، اولین علامت بیماری یک تیک منفرد ، بیشتر به صورت چشمک زدن می‌باشد. علائم اولیه بیماری همچنین شامل در آوردن زبان ، چهار زانو نشستن ، بوکشیدن جست و خیز کردن پاک کردن گلو ، یا لکنت زبان ، ادای صداها یا کلمات و... می‌باشد.
دیگر علایم
از علائم دیگری که گاهی در این افراد دیده می شود، اکوکینزی ، پالی لالیا ، کوپرولالیای ذهنی ، شک وسواس آمیز و تمایل اجبار گونه یا وسواس برای دست زدن به اشیا مختلف یا انجام حرکات بدنی پیچیده از قبیل چهار زانو نشستن ، خم کردن کامل زانو ، گام زدن به طرف عقب و چرخ دادن تن به هنگام راه یافتن می‌باشد.
معیارهای تشخیص اختلال تیک حرکتی مزمن
معیارهای تشخیص اختلال تیک گذرا
شدت بروز تیکها در هفته‌ها یا ماههای مختلف می‌تواند تغییر کند. ناراحتی‌های دیگر یا انتظار تیک ممکن است باعث تشدید آن شود. به هنگام خواب تیکها از بین می‌روند و اگر فرد به کار جالبی ، سرگرم شود، دفعات و شدت بروز تیکهای او تقلیل می‌یابد. شروع تیکها معمولا در دوره کودکی یا نوجوانی است. برای تشخیص اختلال تیک گذرا ، حرکات غیر ارادی فرد باید حداقل به مدت یک ساعت ادامه یافته باشد. مطالعات نشان می‌دهد که بین ۱۲ تا ۲۴ درصد کودکان ممکن است برای مدتی دچار تیک بوده باشند. نرخ بروز این اختلال در میان پسر بچه‌ها سه برابر دختر بچه‌ها گزارزش شده است.
اختلال تیک گذرا یا ناپایدار
اسپاسم نیمرخی (Hemifacial Spasm) ، به جهشهای نامنظم ، مکرر و یک طرفه عضلات صورت اطلاق می‌شود. سینکنزی به حرکات گوشه دهان هنگامی که فرد می‌خواهد چشمهایش را ببندد و عکس آن دلالت می‌کند. به علت اهمیتی که وجود تیک برای تشخیص این گروه از اختلالات دارد، از آنها به عنوان اختلالات تیک هم نام برده می‌شود.
تیکها

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی بالینی، آسیب شناسی روانی، روان شناسی فیزیولوژیک، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی کودک،     | نظرات()

تیک


تیک (TIC) به حرکات و یا اصوات ناگهانی، تکراری، متناوب، قالبی و کلیشه ای، بدون ریتم (غیر موزون) و غیر ارادی اطلاق میشود. تیک ممکن است برای ناظر غیر قابل رویت باشد مانند سفت کردن عضلات شکم و یا تکان دادن انگشتان پا.

تقسیم بندی تیک:

1- تیک های حرکتی ساده(SIMPLE MOTOR TICS): حرکات بی معنی، ناگهانی و کوتاه میباشند. مانند: چشمک زدن، بالا انداختن شانه، بالا بردن بینی، حرکت دادن دستها و پاها.

2-تیک های آوایی ساده(SIMPLE PHONIC TICS): اصوات غیر ارادی ای که از بینی، گلو و دهان خارج میگردند. مانند: سرفه کردن، صاف کردن گلو، بالا کشیدن بینی، خرخر کردن، آروغ زدن، تقلید اصوات حیوانات.

3- تیک های حرکتی پیچیده(COMPLEX MOTOR TICS): حرکاتی که بیشتر هدفمند بوده و چندین عضله بطور هماهنگ در ایجاد آنها دخالت دارند. مانند: کشیدن لباس، لمس کردن دیگران، لمس کردن اشیاء، شکلک درآوردن، نیشگون گرفتن، بوسیدن خود و یا دیگران، آب دهان انداختن، خاراندن، شانه زدن موها، ضربه با نوک انگشت، پریدن و لی لی رفتن، زبان درازی، لمس کردن بینی، بوییدن اشیاء و افراد، حرکات پرتابی، پژواک کرداری (ECHOPRAXIA) (تکرار و تقلید غیر ارادی حرکات دیگران)، کوپروپراکسیا (COPROPRAXIA) (انجام حرکات و ژستهای قبیح، زننده، و ناپسند نزد جامعه)

4- تیک های آوایی پیچیده(COMPLEX PHONIC TICS): آواهای هدفمند تر و طولانی تر. مانند: پژواک گویی (ECHOLALIA) (تکرار غیر ارادی کلمات و جملات دیگران)، مکررگویی(PALILALIA) (تکرار غیر ارادی کلمات و جملات خود)، مکررخوانی(LEXILALIA)(تکرار غیر ارادی کلماتی که خوانده میشوند)، کوپرولالیا و یا بد دهنی (COPROLALIA)(بیان واژه ها و الفاظ رکیک، قبیح و ممنوعه)،صحبت کردن با خود، تغییر دادن مکرر لحن گفتار، سوت زدن، خندیدن و فریاد کشیدن های ناگهانی.

انواع تیک بر حسب مدت پایداری:

1-تیک های گذرا: کمتر از 12 ماه تداوم می یابند (نیازی به درمان خاصی ندارند).

2-تیک های مزمن: بیش از 12 ماه تداوم می یابند (نیاز به مراجعه به پزشک و درمان دارویی دارند).

نکاتی درباره تیک ها:

1-تیک ها با افزایش استرس، خستگی، هیجانات مثبت و منفی، و گرما، تشدید و افزایش می یابند.

2-هر چه بیشتر حواس فرد مبتلا به تیک معطوف شود، تیک نیز افزایش می یابد.

3-هنگامی که فرد کاملا غرق انجام فعالیتی گردد بطوری که تمام حواس خود را متمرکز آن فعالیت خاص میکند،،تیک نیز کاهش یافته و یا کاملا ناپدید میشود.

4-تیک ها کاملا غیر ارادی نیستند و فرد میتواند برای مدت کوتاهی جلوی آنها را بگیرد.اما پس از مدتی دیگر مقابله با تیک غیر ممکن گردیده  و فرد ناچار به تسلیم خواهد شد.تیک راهی است برای تخلیه فشار ها و تنشهای روانی و جسمی در فرد مبتلا،بنابراین سرکوب آن استرس زا میباشد.

5-معمولاً 25 درصد کودکان دچار تیک شده که در این میان سهم پسران 4 برابر دختران است.

6-اغلب تیک ها با افزایش سن کودکان محو و برطرف میشوند، اما در مواردی نیز ممکن است تیک در بزرگسالی نیز تداوم داشته باشد.

علت ایجاد تیک:

علت آن ناشناخته است. اما نقش وراثت در ایجاد آن به اثبات رسیده است. اشکال در عملکرد عقده‌های قاعده ای مغز (BASAL GANGLIA)(عقده های قاعده ای بخشی از مغز هستند که در تنظیم حرکات هماهنگ عضلات دخالت دارند)، و متابولیسم غیر طبیعی نوروترانسمیترهای دوپامین و سروتونین در ایجاد تیک دخیل می باشند.

درمان تیک:

1-تیک های زود گذر نیازی به درمان ندارند.

2-تیک های مزمن که ممکن است علامت نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME) باشد، باید تحت نظر پزشک درمان گردد.

3-درمان دارویی شامل آرام بخشها، ضد افسردگی ها، آنتی سایکوتیک ها و بلوک کننده های دوپامین میباشند.(CLONAZEPAM-CLONIDINE-FLUXETINE-PIMOZIDE-RISPERIDONE-Haloperidol)

4- هیچگاه کودک را بخاطر تیک هایش مورد سرزنش قرارندهید و به وی اطمینان خاطر دهید که وی نباید بواسطه آن دچار خجالتزدگی شود.

5- سعی کنید مشکلات و استرسهای زندگی کودک خود را به حداقل برسانید.

6- خواب کافی از خستگی کودک کاسته و شدت و تناوب تیک را کاهش میدهد.

چه وقت بایستی به پزشک مراجعه کرد:

1-تیکهایی که بیش از یک سال ادامه می یابند.

2-در صورتی که تیک ها بسیار شدید و تکرار شونده میباشند.

3-تیک ها در فعالیت های روزمره فرد تداخل ایجاد کرده و یا در کودک ایجاد خجالتزدگی و مشکلات احساسی شدید میکنند.

4-هنگامی که تیک های آوایی و حرکتی توام با یکدیگر میباشند (نشانگان تورت).

آزمایشات تشخیصی تیک:

نیازی به آزمایش خاصی نبوده و با مشاهدات و معاینات بالینی تشخیص داده میشود.

نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME):

یک اختلال موروثی و نورولوژیک میباشد که سن آغاز آن قبل از سن 18 سالگی است. مشخصه بارز نشانگان تورت تیک های متعدد و مزمن حرکتی و آوایی می باشد. ناگفته نماند که افراد مبتلا به نشانگان تورت  از هوش طبیعی برخوردار میباشند. این اختلال عموماً پس از افزایش سن برطرف و یا تخفیف می یابد. علت اصلی این اختلال ناشناخته است اما عوامل ژنتیکی و محیطی هر دو در ایجاد آن دخیل میباشند. متابولیسم غیر طبیعی نوروترانسمیترهای دوپامین و سروتونین در ایجاد آن نقش دارند.

نکته: نشانگان تورت معمولا با اختلال وسواس-اجبار، بیش فعالی-کم توجهی، و مشکلات رفتاری دیگر همراه میباشد.

افتراق تیک های نشانگان تورت با تیک های دیگر:

1-هر دو نوع تیک آوایی و حرکتی در فرد مشاهده میشود (اما الزاما همیشه با هم توام نیستند).

2-تیک ها در طی روز چندین مرتبه تکرار میشوند.

3-تیک ها بیش از یک سال تداوم می یابند.

4-تیک ها از لحاظ تعداد، فرکانس، تیپ، محل بطور دوره ای دستخوش تغییر میگردند. شدت تیک ها مدام کاهش و افزایش می یابد و حتی ممکن است تیک ها به مدت چند ماه (نه بیش از 3 ماه) کاملا ناپدید شوند.

اختلالاتی که ممکن است با تیک اشتباه گرفته شوند:

1-اختلال کُره (CHOREA): اختلال حرکتی ناهنجار و غیر ارادی است که علامت مشخصه آن انقباضات نامنظم و کوتاه و فاقد ریتم میباشد (حرکات تکراری نمیباشند). مانند حرکات سریع و ناگهانی و بدون هدف عضلات صورت، گردن، دستها و پاها.این اختلال حرکتی در پی عفونت باکتریایی استرپتوکوکی و همراه با تب روماتیسمی بروز می یابد.

2- اختلال دیستونی(DYSTONIA): به انقباضات غیر ارادی ،شدید،دردناک و پایدار عضلات اطلاق میشود. که ممکن است همه عضلات بدن و یا بخشی از آن را درگیر کند. علت اصلی آن ناشناخته است. اما عوامل ژنتیکی، عدم تعادل مواد شیمیایی بدن، آسیب به مغز و مصرف برخی داروها در ایجاد آن دخیل میباشند. مانند: دیستونی گردنی که در آن عضلات گردن ناگهان به یک سمت چرخیده و گردن ثابت می ماند.

3-میوکلونوس(MYOCLONUS): گرفتگی ماهیچه به پرش و انقباضات سریع و غیر ارادی عضلات گفته میشود.سکسکه کردن یک نوع طبیعی آن است که عضله دیافراگم در آن درگیر میشود.این اختلال معمولا در افراد مبتلا به صرع حساس به نور ایجاد میشود. که میتواند باعث ایجاد حرکات ناهنجار همزمان در دو سمت بدن شود.

نکته:افراد مبتلا به بیماری اوتیسم(AUTISM) نیز ممکن است حرکاتی مشابه تیک از خود بروز دهند.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی بالینی، آسیب شناسی روانی، روان شناسی فیزیولوژیک، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی کودک، روانشناسی کودکان استثنایی، روان شناسی رشد، روان شناسی عمومی،     | نظرات()

نام اختلال : ۱ - تیك TIC


نام اختلال :  ۱ - تیك   TIC  

 

تاریخچه : نخستین بار در سال 1885 ژرژ ژیل دلاتوره وقتی درفرانسه باژان مارتین شارکوکارمی کرد بیماری را توصیف کرد که بعد ها به نام اختلال توره شناخته شد. او متوجه سندرومی در بین چند تن از بیماران شد که شامل تیک های متعدد حرکتی  بد دهنی و پژواک کلام بود.

تیك ها انقباض های شدید عضلانی – تكراری و سریع هستند كه به حركات منجر می گردد كه غیر ارادی تجربه می شوند . تیك ها معمولا در خواب از بین می روند .

در تیك رفتار های كودكان و نوجوانان یا :

پس از محرك ویا در پاسخ به یك میل درونی ظاهر می شود . تیك ممكن است با گذشت زمان كاهش یا افزایش یابد .هر چند ارادی نیست ولی در بعضی افراد به طور دوره ای مهار می شود .

مشهور ترین و شدید ترین تیك  سندرم دولاتوره یا اختلال توره است .

 

مطابق تعریف DSM  IV   :

*      اختلال تیك صوتی

*      اختلال تیك حركتی مزمن

*      اختلال تیك گذرا

*      اختلال تیك های دیگر

 

تیك های صوتی و حركتی مزمن خود یه ساده و مركب تقسیم می شوند .

 

*      اختلال تیك صوتی

      ساده :  (SIMPLE PHONIC TICS) سرفه – پاك كردن گلو – غرغر كردن – پاك كردن بینی – در آوردن صدای حیوانات

      مركب : COMPLEX PHONIC) TICS) تكرار واژه ها و عبارات خارج از متن – هرزه گویی ( كلمات مستهجن ) پالی لایا (تكرار واژه های خود) مكررگویی(PALILALIA) (تكرار غیر ارادی كلمات و جملات خود)، مكررخوانی(LEXILALIA)(تكرار غیر ارادی كلماتی كه خوانده میشوند)، كوپرولالیا و یا بد دهنی (COPROLALIA)(بیان واژه ها و الفاظ ركیك، قبیح و ممنوعه)،صحبت كردن با خود، تغییر دادن مكرر لحن گفتار، سوت زدن، خندیدن و فریاد كشیدن های ناگهانی. پژواك كلام  (ECHOLALIA)  تكرار واژه های آخر طرف مقابل .

 

*      اختلال تیك حركتی

      ساده : ( SIMPLE MOTOR TICS ) انقباض سریع تكراری گروه های عضلانی: چشمك زدن – حركت ناگهانی گردن – بالا انداختن شانه ها

      درهم كشیدن صورت  

      مركب : ( COMPLEX MOTOR TICS)  هدف دارتر و تشریفاتی تر : حركات آرایشی – بوییدن اشیا – جهش – رفتار های لمسی – پژواك رفتار

     ( تقلید رفتار های مشاهده شده ) حركات زشت و ناشایست .

 

اختلال توره : تیك های متعدد حركتی + یك یا چند حركت صوتی

شرایط : بیش از یك سال – هر روز به دفعات ( موجب ناراحتی و تخریب قابل ملاحظه در زمینه های عملكرد فرد )

قبل از 18 سالگی شروع می شود . ( از مصرف مواد و دارو به وجود نمی آید .)

 همه گیری شناسی:

در كودكان ( 5 تا 30 در 10000نفر ) تخمین زده شده  و در بزرگسالان ( 1 تا 2 در 10000نفر )

شروع در 7 سالگی ( جزء حركتی ) در 11 سالگی ( جزء صوتی )

در پسرها 3 برابر دخترها است .

 

سبب شناسی:

عوامل ژنتیكی : در دو قلوهای یك تخمكی بیش از دو تخمكی شایع است .

چون در چند نفر ازافراد خانواده هم دیده شده علت ژنتیكی تشخیص داده شده .

پسران مادران توره در معرض بیشتری از خطر ابتلا هستند .

اختلال توره از طریق اتوزومی غالب انتقال می یابد .

رابطه بین اختلال توره و ADHD 50 درصد است .

رابطه بین اختلال توره واختلال وسواسی – جبری تا 40 درصد است .

بستگان درجه یك احتمال زیادی به ابتلا دارند .

عوامل نوروشیمیایی و نورو آناتونیك :

داروهای آنتاگونیست دوپامین – هالوپریدول – فلوفنازین – پیموزاید در كاهش تیك مؤثرند .

متیل فندیت  - آمفتامین 0 پمولین – كوكایین میل به تشدید تیك دارند.

مواد افیونی در پیدایش تیك و اختلال وسواسی – جبری سهیم هستند .

  عوامل ایمنی شناختی و پس از عفونت :

یك فرایند خود ایمنی پس از عفونت های استرپتوكوكی است ( احتمالا ) 

تشخیص و ویژگی های بالینی :

در تشخیص توره ابتدا باید پزشك با بررسی سابقه تیك های حركتی و حداقل یك تیك صوتی در مقطعی اختلال را تشخیص دهد . طبق تیك ها باید بارها در روز و تقریبا در روز به مدت بیش از یكسال دوام داشته باشند .

سن متوسط شروع 7 سالگی است ( اما گاه از 2 سالگی هم دیده شده.) شروع حتما باید قبل از 18 سالگی باشد .

در اختلال توره تیك های اولیه در ناحیه صورت و گردن است و با گذشت زمان پیشرفت نزولی به طرف پاها نشان

می دهد .

شایع ترین تیك ها:

صورت و سر – شكلك در آوردن – چین دادن به پیشانی – بالا بردن ابروها – باز و بسته كردن پلك هر دو چشم

در هم كشیدن بینی – بالا انداختن شانه ها – غنچه كردن دهان – نشان دادن دندان ها – گاز گرفتن لب ها بیرون آوردن زبان – جلو آوردن فك – نگاه كردن به طرفین – چرخش سر و دست و بازو  .

معمولا علائم رفتاری مقدماتی نظیر تحریك پذیری مسائل مربوط به توجه و عدم تحمل ناكافی قبل یا هم زمان با تیك شروع می شود .

در بیش از 25% مبتلایان قبل از آن كه تشخیص اختلال توره دریافت نمایند تشخیص بیش فعالی داده می شود .

شایع ترین تیك اولیه چشمك زدن است كه  در پی آنیك تیك سر یا ادا اطوار با عضلات صورت همراه است .

اكثر علائم حركتی و صوتی پیچیده سالها  پس از شروع علائم اولیه ظاهر می شود .

هرزه گویی در اوایل نوجوانی شروع می شود .به هنگام یك فكر یا یك كلمه زشت و نامقبول اجتماعی در ذهن خطور می كند .

 

آسیب شناسی و ارزیابی آزمایشگاهی :

تشخیص افتراقی:

۱ -  تیك ها را باید از سایر اختلالات حركتی :

  • دیستونیك   
  • كره ای نرم
  • آتتووید        
  • میوكلونیك
  • همی بالیستسك

بیماری های عصبی :

  • كره هانتینگتون
  • پاركینسون
  • كره سیدنهایم
  • ویلسون            تفكیك نمود .

۲-  اختلالات حركات كلیشه ای از جمله عقب و جلو بردن تنه – زل زدن به دست و سایر حركات تحریكی بر خلاف تیك های ارادی بوده و احساس راحتی به فرد می دهد .

۳ -  گاهی اختلالات تیك با چندین اختلال رفتاری و خلقی تؤام است .

۴ -  هر چه شدت تیك بیشتر باشد احتمال علائم پرخاشگری و افسردگی در كودكان بیشتر است .

۵ -  كودكان اتیستیك و عقب مانده هم علائمی مشابه نشان می دهند .

سیر و پیش آگهی :

اگر بدون اختلال توره باشد با یك بیماری مزمن همراه است .

بیمارانی كه به نوع شدید مبتلا هستند ممكن است به مسائل هیجانی جدی از جمله افسردگی مبتلا باشند .

درمان :

۱ - آموزش خانواده ( نحوه برخورد با فرد مبتلا به تیك )

۲ -  درمان دارویی  : هالوپریدول -  تری فلئوپرازین -  پیموزاید -  كلویندین برای در مان اختلال توره

ادامه :

اختلال تیك صوتی یا حركتی مزمن :

میزان ابتلا تیك صوتی یا حركتی بیش از توره است . همچنین تعداد پسر ها بیش از دختران می باشد .

تشخیص افتراقی :

تیك های حركتی مزمن باید از انواع تیك های دیگر من جمله حركات كره ای نرم تفكیك شود .

ادا های صوتی غیر ارادی در بعضی اختلالات عصبی نظیر پاركینسون و هانتینگتون دیده میشود .

درمان :

بستگی به شدت  اختلال دارد . روان درمانی  مهم تر از دارو است .

اختلال تیك گذرا :      

DSM IV وجود یك یا چند تیك صوتی یا حركتی یا هر دو آن ها را تؤاما تعریف می كند .

 تیك های هر روزه به مدت ۴ هفته (‌اما نه بیشتر از ۱۲ ماه )

همه گیر شناسی :

 حركات عادی گذرا یا پیچش های عضلانی عصبی در دوران كودكی شایع است .

مبتلایان بین 5 تا 24% كودكان در سنین مدرسه هستند .

سبب شناسی :

  • تیك های گذرا به سبب علل روانی
  • تیك های عضوی بیشتر احتمال دارد كه به توره منجر شوند .
  • تیك های روان زا بیشتر احتمال دارد كه خود به خود از بین روند .

تشخیص و ویژگی های بالینی :

ملاك های تشخیص تیك گذرا :

  • تیك های واحد یا متعدد حركتی یا صوتی
  • بیمار سابقه اختلال توره ندارد
  • قبل از ۱۸ سالگی

فقط با  مشاهده پیشرفت علائم در طول زمان تفكیك می شود .

سیر بالینی و پیش آگهی  :

اكثر افراد مبتلا به تیک گذرا به تیك های جدی تر دچار نمی شوند .

تیك گذرا یا از بین می رود یا فقط در زمان های خاص بروز می كند .

درمان :

درمان بستگی به معاینات پزشك دارد.

درمان دارویی توصیه نمی شود .

روش های رفتاری بخصوص درمان های برگشت عادت .

منابع :  كتاب خلاصه روانپزشكی كاپلان -  سادوك  جلد ۳

 


نكات برگرفته از اینترنت :

تیک های عادتی در بیش از ۲۵٪ از کودکان دیده می شود .تیک های عادتی معمولاً با فواصل زمانی مختلف و با تناوب های خاص تکرار می شوند و اختلالات کلامی خاص نیز همراه آن دیده نمی شود.

در سندرم توره، تیک های عضلانی صورت به همراه تیک های صوتی از جمله خرخر کردن، بالا کشیدن بینی، بازدم صدادار و یا کلامی که قابل کنترل نباشد دیده می شود.
این اختلالات به طور کلی حدوداً در هفت سالگی به همراه پرش چشم و عضلات صورت و یا حرکات گردن دیده می شود.
کودک ممکن است علائمی همچون سرفه، خرخر و یا تنفس صدادار هم همراه داشته باشد. تیک های صوتی ممکن است ماهها و یا حتی سالها نیز دیده شود. حرکات تکراری و رفتارهای ضداجتماعی این کودکان ممکن است با یک فرد مبتلا به اسکیزوفرنی اشتباه شود.
بهبود ناگهانی رایج است و تیک ها به ندرت تا زمان پس از بلوغ باقی می مانند.
 ۱- اختلال كُره (
CHOREA): اختلال حركتی ناهنجار و غیر ارادی است كه علامت مشخصه آن انقباضات نامنظم و كوتاه و فاقد ریتم می باشد (حركات تكراری نمی باشند). مانند حركات سریع و ناگهانی و بدون هدف عضلات صورت، گردن، دستها و پاها.این اختلال حركتی در پی عفونت باكتریایی استرپتوكوكی و همراه با تب روماتیسمی بروز می یابد.

۲ - اختلال دیستونی(DYSTONIA): به انقباضات غیر ارادی ،شدید،دردناك و پایدار عضلات اطلاق میشود. كه ممكن است همه عضلات بدن و یا بخشی از آن را درگیر كند. علت اصلی آن ناشناخته است. اما عوامل ژنتیكی، عدم تعادل مواد شیمیایی بدن، آسیب به مغز و مصرف برخی داروها در ایجاد آن دخیل میباشند. مانند: دیستونی گردنی كه در آن عضلات گردن ناگهان به یك سمت چرخیده و گردن ثابت می ماند.

۳ - میوكلونوس(MYOCLONUS): گرفتگی ماهیچه به پرش و انقباضات سریع و غیر ارادی عضلات گفته میشود.سكسكه كردن یك نوع طبیعی آن است كه عضله دیافراگم در آن درگیر میشود.این اختلال معمولا در افراد مبتلا به صرع حساس به نور ایجاد میشود. كه میتواند باعث ایجاد حركات ناهنجار همزمان در دو سمت بدن شود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی بالینی، روان شناسی فیزیولوژیک، آسیب شناسی روانی، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی کودک، روان شناسی رشد،     | نظرات()

نگاهی به تیک و درمان های آن

نگاهی به تیک و درمان های آن 

 نگاهی به تیک و درمان های آن
حتما تا به حال با افرادی مواجه شده اید که مرتب چشمک می زنند یا حرکتهای شکلک گونه انجام می دهند یا در صحبت کردن ، مدام از کلمات یا واژه های بیجا و تکراری استفاده می کنند. ممکن است به نظر نرسد اما بسیاری از افراد این حالتها را در زندگی خود تجربه کرده اند. بسیاری از والدین از حرکات شکلک گونه ، تکان دادن غیر ارادی پا ، بازی کردن و کندن موهای سر و صورت یا تکیه کلامهای تکراری فرزندانشان شکایت دارند.این حرکات که به اصطلاح تیک نامیده می شود عامل مراجعه بسیاری از خانواده ها به پزشک است.
 
تیک نوعی پرش ناگهانی یا انقباض غیرارادی عصبی است که می تواند به صورت مزمن یا زودگذر در کلام یا رفتار ظاهر شود. شدت تیکها در طول زمان ممکن است ثابت باشد، یا به طور متناوب نوسان داشته باشد. برخی افراد قادرند تیکهای خود برای چند دقیقه یا حتی چند ساعت سرکوب کنند ، اما بیشتر مبتلایان از وجود تیک خود آگاهی ندارند یا قادر به مقاومت در برابر آن نیستند. تیکها با افزایش استرس ، خستگی ، هیجانات مثبت و منفی و گرما تشدید می شوند و هر چه بیشتر حواس فرد مبتلا به تیک معطوف شود، تیک نیز افزایش می یابد. هنگامی که فرد کاملا غرق انجام فعالیتی شود، به طوری که تمام حواس خود را متمرکز آن فعالیت خاص می کند، تیک نیز کاهش می یابد و یا کاملا ناپدید می شود. معمولا 25درصد کودکان دچار تیک می شوند که در این میان سهم پسران 4 برابر دختران است. اغلب تیکها با افزایش سن کودکان محو و برطرف می شوند اما در مواردی نیز ممکن است تیک در بزرگسالی نیز تداوم داشته باشد.

کلامی و رفتاری

به طور کلی تیک در 2 شکل تیک کلامی و رفتاری دیده می شود. در هر دو نوع آن با انواع ساده و مرکب روبه رو هستیم که مشخصه اصلی آن تکراری ، کلیشه ای و ناموزون بودن آن است.تیک ساده مدت کوتاهی به طول می انجامد و بندرت بیشتر از یک ثانیه تداوم می یابد که در بیشتر موارد پس از چند هفته یا چند ماه خود به خود از میان می رود.تیکهای حرکتی در نوع ساده شامل : چشمک زدن ، حرکات پرتابی کردن ، بالا انداختن شانه و حرکتهای شکلک گونه ناحیه صورت است.تیکهای حرکتی مرکب چندین گروه عضلانی را شامل می شوند و به اشکالی مانند رفتارهای نظافتی ، بوییدن اشیا ، تقلید حرکات و رفتار بالاپریدن ، لمس کردن ، پا به زمین کوبیدن ، رفتارهای آرایشی ، خودزنی و گاز گرفتن خود مشاهده شده است.تیکهای آوایی هم در نوع ساده آن می تواند شامل صاف کردن گلو، سرفه ، بالا کشیدن بینی ، خرناس و در نوع پیچیده شامل بیان یک جمله یا یک تکیه کلام یا یک ناسزا باشد.به کار بردن مکرر واژه هایی مانند چیز، مثلا، به قول معروف ، در واقع ، به اصطلاح و... را می توان از جمله مواردی ذکر کرد که بارها در گفتگوهای افراد شنیده می شود. به کار بردن تکراری واژه ها در برخی موارد موجب واکنش های منفی افراد می شود اما بیشتر موارد، طرف گفتگو توجه چندانی به آن نمی کند.

اختلالات شایع

رفتارهای تیک گونه بیشتر در میان کودکان شایع است و یکی از شایع ترین مشکلات روان پزشکی کودک و نوجوان هستند. شیوع مجموع اختلالات تیک چندان مشخص نیست ، ولی تخمین زده می شود که میان 5 تا 25 درصد کودکان سنین مدرسه نوعی از اختلال تیک را تجربه کرده باشند. تفاوت واضحی نیز در شیوع این اختلال بین پسرها و دخترها دیده نشده است.بررسی های انجام شده از سوی انجمن روان شناسان امریکا نشان می دهد تقریبا 13 درصد پسران و 11 درصد دختران به این عارضه دچار می شوند. بر این اساس کودکان در سنین 7 تا 11 سالگی بیشترین میزان تیک را از خود نشان می دهند و این حالت ممکن است تا سنین میانسالی ادامه یابد. این اختلال حتما پیش از 18 سالگی شروع می شود. البته معمولا تیکهای حرکتی تا سن 7 سالگی و تیکهای صوتی تا 11 سالگی خود را نشان می دهند.

علت چیست؟

تصور بیشتر افراد این است که تیکها نشانه ای از اضطراب و ناراحتی عصبی کودک هستند و حتی بروز تیکها را به وجود ناملایمات و ناراحتی هایی در خانواده یا مدرسه و محیط کودک نسبت می دهند. اما واقعیت این است که باوجود این که تیکها ممکن است در موقعیت های اضطراب آور و پر استرس تشدید شوند ، برای آنها بیشتر علل زیست شناختی مطرح است.اگرچه هنوز عواملی از قبیل نژاد، وضعیت اجتماعی و اقتصادی ، در بروز و تشدید تیک ثابت نشده است ولی بعضی از محققان معتقدند این اختلال در نژاد قفقازی و شرقی شایع تر است.در مواردی دیده شده که بعضی مبتلایان ، دارای سابقه خانوادگی و یا فامیلی هستند. این موضوع نشان دهنده آن است که احتمالا یک عامل ژنتیک یا زیستی می تواند در بروز آن دخیل باشد. همچنین واسطه های شیمیایی مختلفی به عنوان عوامل دخیل در بروز تیکها شناسایی شده اند. حتی مشاهده شده است که برخی از انواع تیکها به دنبال عفونت های خاصی ظاهر می شوند که دلیلی برای دخالت سیستم ایمنی بدن در بروز تیکهاست.
عوامل محیطی ، عاطفی و هیجانی نیز از جمله مواردی شناخته شده اند که در تشدید تیک موثرند. به این شکل که افرادی که دارای تیک هستند، در مواجهه با موقعیت های استرس زا و مشکلات اضطراب آور، پرش عصبی آنها تشدید شده و بعکس در مواقعی که محیط آرام است و ترس ، وحشت و نگرانی وجود ندارد، این عمل به حداقل می رسد.به هر حال ، آنچه مشخص است این است که هر چند عوامل روان شناختی در تشدید تیکها موثرند، این عوامل زیست شناختی هستند که نقش مهمتری در پیدایش این اختلال دارند و شواهدی از این که استرس یا اضطراب باعث به وجود آمدن تیکها شوند، وجود ندارد.

تیک حرکتی و صوتی

نوع خاصی از اختلالات تیک موسوم به اختلال توره است که شامل بروز هر دو نوع تیک حرکتی و صوتی در یک کودک در دوره ای بیش از یک سال است.در این اختلال ، معمولا تیکهای اولیه حرکتی در ناحیه صورت و گردن شروع می شود و با گذشت زمان به نواحی پایین تر بدن گسترش می یابد و پس از چند سال نیز تیکهای صوتی ظاهر می شوند. این اختلال ، اختلالی نادر است و میان بروز آن و اختلال نقص توجه / بیش فعالی وسواس های فکری و عملی ارتباطاتی مشاهده شده است.

تیک یا ادا؟

نکته بسیار مهم در اختلالات تیک ، افتراق آن از بعضی حرکات قالبی و تکراری کودکان مثل کوبیدن سر، تاب دادن بدن یا ناخن جویدن است.در چنین حالاتی حرکات معمولا ارادی است و باعث تسکین و آرامش کودک می شوند، در حالی که تیکها ماهیتی غیرارادی دارند و با ایجاد آرامش در کودک نیز همراه نیستند و حتی به درجاتی نیز باعث ایجاد تنش و اضطراب می شوند. تیکها ممکن است در موقعیت های اضطراب آوری مثل سر جلسات امتحان تشدید شوند و در مقابل در موقعیت های آرامش بخش تخفیف یابند. این حرکات یا اصوات اغلب ولی نه همیشه هنگام خواب از میان می روند.

درمان می شود

بیشتر تیکهایی که تازه آغاز شده اند، مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی تری پیش نمی روند و حداکثر در طی دوره های استرس آور عود می کنند. اما معدودی از تیکها نیز بیش از یک سال طول کشیده و یا ندرتا به سمت اختلال توره پیشرفت می کنند.تیکهایی که بتازگی آغاز شده اند، اغلب نیاز به درمان ندارند. توصیه مناسب به والدین و اطرافیان کودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیکها نداشته باشند، چرا که تمرکز روی تیک ، باعث تشدید آن می شود. به اطرافیان باید این موضوع را گوشزد کرد که انتظارت بیش از حد و فشار آوردن روی فرد برای ترک یا کاهش این رفتارها نه تنها مفید نیست ، بلکه نتیجه عکس می دهد و باعث تشدید آن می شود.لازم است والدین در جریان تربیت فرزندان خود، سن و ظرفیت آنها را بدقت در نظر بگیرند و از شیوه تربیتی مبتنی بر تشویق به جای تنبیه استفاده کنند. یعنی در مواقعی که کودک تیک ندارد به وی بیشتر توجه و نگاه کنند و بیشتر با او صبحت و یا او را مورد نوازش قرار دهند و بعکس در مواقعی که حالتهای تیک را از خود نشان می دهد، بی اعتنایی کنند و وانمود کنند که این حرکات او را نمی بینند. وجود این عارضه گاهی مواقع از چند هفته تا چند ماه به طول می انجامد ودر مواردی هم به چند سال می رسد. از جهت دیگر امکان دارد حالت پرش گونه پیدا کند و ازنقطه ای به نقطه دیگر منتقل شود.توجه داشته باشید اگر همین تیکها نیز با ایجاد اختلال در عملکرد معمول تحصیلی یا ارتباطی کودک همراه باشد یا باعث ناراحتی های هیجانی در کودک شده باشند، نیاز به ارزیابی و معاینات عصبی دقیق و انجام مداخلات دارویی و غیر دارویی مقتضی از سوی پزشک متخصص دارند.در مواردی که تیکها بیش از یک سال طول کشیده باشند، شدت و تواتر تیک زیاد شده باشد، اختلال عملکرد تحصیلی و ارتباطی کودک ایجاد شود یا مشکلات اجتماعی برای فرد ایجاد شود باید به پزشک مراجعه کرد و نیاز به مداخلات دارویی و غیر دارویی تخصصی است.

باورهای غلط

در مجموع تیکها از اختلالات نسبتا شایع روان پزشکی کودک و نوجوان هستند و با توجه به نگرشهای غلط و تصورات اشتباهی که عموم مردم بخصوص در مورد علت این اختلال دارند ، شاید خانواده ها چندان تمایلی به مراجعه برای درمان این اختلال در کودک خود نداشته باشند و ضروری است که همه به ابعاد زیست شناختی این اختلال آشنا باشند تا با مراجعه سریع و شروع به موقع مداخلات درمانی لازم ، از ایجاد مشکلات عملکردی و هیجانی مهمتر در کودکان و نوجوانان مبتلا پیشگیری شود.

نوشته شده در تاریخ جمعه 16 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: آسیب شناسی روانی، روان شناسی بالینی، روان شناسی فیزیولوژیک، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی کودک، روانشناسی کودکان استثنایی،     | نظرات()

آشنایی با اختلال شخصیت خود شیفته

آشنایی با اختلال شخصیت خود شیفته

مهران مرد ۲۶ ساله ای است که سخت تلاش کرده است تاهنرپیشه موفقی شود. با این حال او فقط چند نقش جزیی داشته و مجبور بوده است برای تامین زندگی خودش به عنوان خدمتکار یک رستوران کار کند. او به رغم عدم موفقیت، برای دیگران لا ف می زند که همه نقش ها را رد کرده است،زیرا به اندازه کافی برای او مناسب نبوده اند. وی برای اینکه هنرپیشه شود، به صورت خود خواهانه هر کسی را که می تواند تبدیل به نردبان می کند و از او بالا می کشد و بدین وسیله با استثمار دیگران به اهدافش می رسد. او از آشنایانی که نقش های هنرپیشگی کسب کرده اند به شدت دلخور است و با این اظهار که آن ها فقط «خوش شانس» هستند، موفقیتشان را کوچک می شمارد. مهران که از دید دیگران بی اندازه مغرور به نظر می رسد، دررستوران با سرپرستش جر و بحث های مکرر دارد، زیرا معتقد است او یک آدم «حرفه ای» است و شایسته نیست که خود را با شستن ظرف های کثیف کوچک کند. او دیگران را آزرده می سازد، زیرا همیشه توقع دارد وی را برای لباس ها، مو، هوش و بذله گویی اش تحسین کنند. مهران آنچنان به خود مشغول است که به سختی می تواند به دیگران توجه کند و شدیدا نسبت به نیازها و مشکلا ت آن ها بی اعتنا است.
● ویژگی های شخصیت های خود شیفته
بی شک همه انسان ها جهت تحکیم عزت نفس خویش، و فرار از سگ های هار افسردگی، تا اندازه ای خود شیفته اند، چرا که خود شیفتگی سالم و دوست بودن با خویشتن خویش سنگ بنای اول رشد شخصیت است.
ولی افراد مبتلا به اختلال شخصیت خود شیفته (bisorber personality narcissistic) بیش از اندازه با خویشتن خود در صلح به سر می برند. افراد مبتلا به این اختلال درک غیر واقع بینانه، کاذب و مضحکی از اهمیت خود دارند، گویی که در غروری غیر طبیعی غرق اند، صفتی که به خود بزرگ بینی معروف است. نام این اختلال از افسانه یونانی نارسیسوس، جوانی که عاشق انعکاس تصویر خودش در برکه شد، گرفته شده است. گر چه افراد مبتلا به این اختلال از دیگران توقع دارند آن ها را تحسین نموده و همه آرزوها و در خواست های آن ها را برآورده کنند، ولی به نیازهای دیگران اعتنایی ندارند. این عده فکر می کنند شخصیت منحصر به فردی هستند و باید دیگران به طرز خاصی با آن ها تا کنند. از آنجا که خود را خیلی استثنایی می دانند، احساس می کند که فقط افراد عالی مقام، متشخص و منحصر به فرد قادر به درک آن ها و مشکلا تشان هستند. خود شیفته ها که احساس استحقاق و برتری آن ها چشمگیر است، تاب تحمل انتقاد را ندارند چرا که آن را عاملی خطرناک برای تزلزل حس برتری خود قلمداد می کنند. وقتی کسی از خود شیفته ها انتقاد کند، حتی انتقادی سازنده - معمولا به دو شیوه واکنش نشان می دهند: یا فوق العاده عصبانی می شوند و پرخاش می کنند که در این حالت پرخاشگری در حکم سپر بلا در برابر حس خود شیفتگی ناسالم آن هاست; یا ممکن است کاملا از خود بی اعتنایی نشان دهند. آن ها نمی توانند همدلی از خود نشان دهند و تنها برای دست یابی به اهداف خود خواهانه خودشان، تظاهر به همدردی می کنند. روابط با دیگران، خواه اجتماعی، شغلی یا رمانتیک باشند، با نگریستن به دیگران به عنوان وسایلی برای ارضای شخصی تعریف می شوند. افراد خود شیفته نمی توانند پیری را تاب بیاورند، چون زیبایی، قدرت و مزایای جوانی برایشان مهم است و آنها دو دستی به این قبیل امور چسبیده اند. به همین دلیل در برابر بحران های میانسالی به ویژه ابتلا به افسردگی آسیب پذیرتر از دیگران اند.
مهران، که در ابتدای بحث به شرح حالش اشاره شد مبتلا به اختلال شخصیت خود شیفته بود. به صورت خلا صه و فهرست وار این اختلا ل با نشانه های زیر شناخته می شود:
۱) احساس خود بزرگ بینی، به صورت مهم پنداشتن خود(مثلا اغراق کردن در موفقیت ها و استعدادها و انتظار تحسین و توجه دایم از جانب دیگران بی آنکه فرد به موفقیت شایسته ای دست یافته باشد).
۲) مشغولیت ذهنی و «خیالپردازی های بی پایان» پیرامون موفقیت ، قدرت، ذکاوت، زیبایی و ...
۳) احساس محق بودن (entitlement)، به این معنی که به گونه ای نامعقول انتظار داشته باشد برخوردی رضایت بخش و اختصاصی با او صورت بگیرد یا افراد خود بخود تسلیم خواسته هایش شوند.
۴) فاقد حس همدلی (empathy) بودن، یعنی تمایلی به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.
۵) اغلب به دیگران حسودی کند یا معتقد باشد که دیگران به او حسادت می کنند.
۶) استثمارگری درروابط بین فردی و رفتارها و نگرش های تکبرآمیز و پرافاده.
● انواع تیپ های خودشیفتگی
میلون (۲۰۰۰) از پژوهشگران مطرح در زمینه اختلالا ت شخصیت چند تیپ فرعی را مطرح کرده است:
۱) خود شیفته نخبه گرا:
این عده احساس افتخار و قدرت می کنند و تمایل دارند مقام و موفقیت های خود را به رخ دیگران بکشند. نخبه گرا معمولا در حال ترقی است و شدیدا به ارتقای درجه خود مشغول است و می کوشد از هر فرصتی برای مشهور شدن استفاده کند.
۲) خودشیفته عاشق پیشه:
تمایل دارد اغواگر باشد، با این حال از صمیمیت واقعی اجتناب می کند. اینگونه افراد خیلی دوست دارند افراد ساده لوح و از لحاظ هیجانی نیازمند را وسوسه کنند و آنها را طوری به بازی بگیرند که به طور فریبنده ای نشان دهند دوست دارند با آنها رابطه نزدیکی داشته باشند، با این حال تنها علا قه واقعی آنها این است که به طور موقت از دیگران بهره کشی کنند.
۳) خودشیفته های غیراخلاقی:
این دسته بی وجدان، فریبکار، خودپسند و استثمارگراند. حتی وقتی که معلوم می شود آنها به خاطر انجام دادن رفتار غیرقانونی گناهکار هستند، نگرش بی اعتنایی دارند و به گونه ای عمل می کنند که انگار قربانی را باید به خاطر توجه نداشتن به آنچه روی داده است، سرزنش کرد!
۴) خود شیفته های جبرانی:
این گروه منفی گرا و لجبازند و می خواهند احساسات عمیق حقارتشان را خنثی کنند; در نتیجه می کوشند خود را برتر و استثنایی جلوه دهند.
● واقعیت های افراد خودشیفته
فردی که در دوران کودکی- دورانی که بیش از همه وقت و پیش از هر چیز نیازمند توجه هستیم- مورد بی توجهی، طرد، تحقیر و توهین والدین و اطرافیان واقع می شود، لا جرم در بزرگسالی دیواری نامرئی به دور خود می پیچد و از این جهان سراسر آشوب به خویشتن خویش پناه میآورد و شیفته خویش می شود، چرا که دیگر تاب تحمل طرد و تحقیر و انتقاد را ندارد.
هر کودکی نیاز دارد که والدین موفقیت ها و دستاوردهای او را تایید کنند و به آنها پاسخ های مثبت بدهند.
کودک بدون اینها ناایمن می شود. این ناایمنی به طرز اسرارآمیزی در «خود والا بینی کاذب» جلوه گر می شود که می توان آن را از تلاش فرد برای جبران کردن آنچه قبلا از زندگی اش حذف شده، برداشت کرد. این افراد که از شالوده محکمی برای خود سالم بی بهره اند، خودکاذبی را به وجود می آورند که به طور متزلزلی بر عقاید خود بزرگ بینی و غیرواقع بینانه در مورد شایستگی و جذابیت آنها استوار است.
بنابراین اختلال شخصیت خود شیفته را می توان به صورت ابراز این ناامنی و نیاز به توجه کودکی در فرد بزرگسال تلقی کرد.
خود شیفته ها معمولا به دو دلیل فاقد حس همدلی و همدردی نسبت به دیگران هستند: یکی اینکه در کودکی والدینشان بیشتر در پی ارضای تمایلات و نیازهای خود بوده اند تا فرزندانشان و بدین صورت چنین طرز فکری را در کودک به ودیعه می گذارند که تشفی خاطر خود مهم تر از توجه به نیازها و مشکلات دیگران است.
دوم اینکه یک فرد خود شیفته اساسا توانایی دیدن جهان از دریچه ذهن مخاطب را ندارد و این در حالی است که همدلی مستلزم دیدن دنیا از دریچه لنزهای ذهن دیگران است; شاید به همین دلیل نیز باشد که افراد خود شیفته از «تاثیر رفتار خود بر دیگران» آگاهی ندارند.
یک شخصیت خود شیفته به ظاهر نسبت به دیگران و انتقادها بی تفاوت است، به ظاهر خیلی مغرور و مستقل به نظر می رسد و از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است; ولی واقعیت امر این است که فوق العاده دارای عزت نفس ضعیف و متزلزلی است و دقیقا برای دفاع از عزت نفس شکننده خود است که به خودشیفتگی، خود بزرگ بینی و رفتارهای متکبرانه روی می آورد.
به راستی به یک فرد خودشیفته چه می توان گفت؟ به انسان مغرور، یعنی کسی که در استنباط اینکه «کسی هست» دچار سو»تفاهم شده است چه می توان گفت؟ کلام شاملو در «آخر بازی» بی شک نافذترین کلام است:
تو را چه سود فخر به فلک بر فروختن
هنگامی که هر غبار راه لعنت شده نفرینت می کند؟
تو را چه سود از باغ و درخت؟
که با یاس ها به داس سخن گفته ای
آنجا که قدم نهاده باشی
گیاه از رستن تن می زند
چرا که تو تقوای خاک و آب را هرگز باور نداشتی...

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: نظریه های شخصیت، آسیب شناسی روانی، روان شناسی بالینی، روانشناسی سلامت،     | نظرات()

حرکت

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()

آیا می دانید اختلال تجزیه‌ی هویت چیست؟

آیا می دانید اختلال تجزیه‌ی هویت چیست؟

اختلال تجزیه هویت(هویت پریشی)، که اختلال شخصیت چندگانه نیز نامیده می شود ، عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می کنند.معمولا هر شخصیت نام و سن و مجموعه خاصی از خاطرات و رفتارهای ویژه ی خود دارد.در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی شخص وجود دارد که منفعل ، وابسته و افسرده است.هویتهای جانشین نوعا دارای ویژگیهایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند: مثلا خصمانه ، کنترل کننده ، و خود ویرانگرند.در بعضی موارد ، این شخصیتها ممکن است حتی در ویژگیهایی مثل دستخط ، استعدادهای هنری و ورزشی ، و آشنایی به زبان خارجی با هم تفاوت داشته باشند.هویت اصلی معمولا از تجربه های هویتهای دیگر آگاهی ندارد.دوره هایی از یادزدودگی بدون علت ، از قبیل زوال حافظه برای چند ساعت یا چند روز در هفته ، می تواند نشانه ی وجود اختلال تجزیه ی هویت باشد.
یکی از مشهورترین موارد شخصیت چند گانه ، کریس سایزمور (chris sizemore) است که شخصیتهای مختلف وی _ایو وایت ، ایو بلک،و جین _ در فیلم سه چره ی ایو به تصویر کشیده شده است و بعدها به تفصیل در زندگی نامه ی وی تحت عنوان من ایو هستم توصیف شده است.
نمونه ی دیگری از شخصیت چند گانه که به تفصیل بررسی شده ، مورد پسر۱۷ ساله اس به نام یونا((jonah است که به خاطر سر دردهای شدید ، که غالبا فراموشی در پی داشت ، در بیمارستان بستری شده بود.کارکنان بیمارستان متوجه شدند که در روزهای مختلف تغییرات چشمگیری در شخصیت وی پدید می آید ، و روانپزشک مسئول نیز سه هویت فرعی مجزا در وی تشخیص داد.
ساختارهای شخصیتی نسبتا پایداری که در وی ظاهر می شد به شرح زیر است:
▪ یونا:
شخصیت اصلی . خجالتی ، گوشه گیر ، مودب ، و بسیار سنتی.او مبادی آداب معرفی شده است.گاهی در جریان مصاحبه هراسان و دستپاچه می شود.یونا از وجود شخصیتهای دیگر اطلاعی ندارد.
▪ سامی:
خاطراتش بسیار کامل و دست نخورده است.می تواند با یونا همزیستی داشته باشد ، یا یونا را کنار بگذارد و جانشین او شود.مدعی است که هر زمان یونا به مشاوره ی حقوقی نیازمند باشد یا دچار دردسر شود برای کمک به او آماده است.او میانجی معرفی شده است.سامی پدیدار شدنش را در سن ۶ سالگی به یاد می آورد .در آن زمان مادر یونا ناپدری او را با چاقو زخمی کرد و سامی از والدین خود خواست که دیگر در مقابل کودکان با هم دعوا نکنند.
▪ کینگ یانگ:
او هنگامی که یونا شش یا هفت ساله بود ظاهر شد تا هویت جنسی یونا را تثبیت کند، چون مادر یونا گاهی در خانه لباس دخترانه به او می پوشانید و خودش در مدرسه اسم دخترها و پسرها را با هم اشتباه می کرد.از آن به بعد کینگ یانگ مواظب علایق جنسی یونا بوده ، و به همین دلیل نیز عاشق پیشه معرفی شده است.او به طور مبهمی از وجود سایر شخصیتها آگاه است.
▪ یوسف عبدالله:
شخصی بی عاطفه،پرخاشگر و تندخوست.در برابر درد، بسیار مقاوم است.وظیفه دارد از یونا مواظبت و مراقبت کند و به همین سبب وی جنگجو معرفی شده است.یوسف در سن ۹ یا ۱۰ سالگی ظاهر شد ، همان زمان کهگروهی پسربچه ی سفیدپوست یونا را بدون هیچ دلیلی کتک زدند.یونا درمانده شده بود ، که یوسف فرا رسید و کینه توزانه با مهاجمان جنگید.او نیز آگاهی مبهمی از سایر شخصیتها دارد.
این چهار شخصیت در تمام شاخصهایی که با موضوعهای هیجانی سر و کار داشت، کاملا با هم متفاوت بودند، اما در آزمونهایی که چندان ارتباطی با هیجان یا تعارضهای شخصی نداشت ، مثل آزمون هوش یا آزمون واژگان ، نمره های کم و بیش یکسانی داشتند.
اختلال تجزیه هویت حاکی از ناتوانی در یکپارچه سازی جنبه های گوناگون هویت ، حافظه و هشیاری است.تجزیه ی هشیاری چنان کامل است که گویی چند شخصیت مختلف در یک بدن زندگی میکنند.
ناظران گزارش کرده اند که تغییر از شخصیتی به شخصیت دیگر غالبا با تغییرات ظریفی در وضع اندامی و لحن صدا همراه است.شخصیت جدید به طرز متفاوتی حرف می زند ، راه می رود و سر و دست تکان می دهد.حتی ممکن است تغییراتی در فرایندهای فیزیولوژیایی را از قبیل فشار خون و فعالیت مغزی صورت پذیرد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: آسیب شناسی روانی، روان شناسی بالینی، روانشناسی سلامت، نظریه های شخصیت، نظریه های روان درمانی و مشاوره،     | نظرات()

زار و نوبان در سواحل جنوبی ایران


زار و نوبان در سواحل جنوبی ایران

محمد بشارتی
sound & music01(zaar)..jpg

مقدمه:
متن حاضر، نوشتار به اختصار و گزارش گونه مبتنی بر مشاهدات عینی و شخصی و حضور در مراسم متعدد مربوط به «اهل هوا یا باد» است. دامنه این مراسم، طیف گسترده‌ای را از مراسم گواتی بلوچستان، تا زارونوبان هرمزگان، زارو وشیخ فرج بوشهر و زارو نوبان خوزستان به شکل‌های گوناگون

مقدمه:
متن حاضر، نوشتار به اختصار و گزارش گونه مبتنی بر مشاهدات عینی و شخصی و حضور در مراسم متعدد مربوط به «اهل هوا یا باد» است. دامنه این مراسم، طیف گسترده‌ای را از مراسم گواتی بلوچستان، تا زارونوبان هرمزگان، زارو وشیخ فرج بوشهر و زارو نوبان خوزستان به شکل‌های گوناگونبا آواها و موسیقی‌های متفاوت و سازهای مربوط به هر منطقه را پوشش می‌دهد. با این حال اساس و بنیان مراسم مبتنی بر اعتقادی اساطیری- مذهبی کلیت همسان و هم سسنخی را بنانهاده است که اگر چه در ظاهر تفاوت‌ها محسوس و قابل روایت است، اما اصل و اساس همه آنها بر یک مدار می‌چرخد. همین امر آنها را بادر نظر گرفتن خصوصیات بومی- قومی و جغرافیایی هر منطقه به‌عنوان بخش اختصاصی، به یک کلیت ییکپارچه مبدل می‌سازد. بی تردید موسیقی درمانی عنوان چندان مناسبی برای آنچه در مراسم اتفاق می‌افتد، نخواهد بود. این نوشتار مختصر که از مشاهدات و گزارشهای غلامحسین ساعدی و فوزیه مجد هم بهره برده، در جهت شناخت کلی و ارتباط حسی- درونی با موسیقی مراسم نگاشته شده و از تحلیل موسیقی دوری شده است.

اهل هوا در جنوب ایران:
در حاشیه سواحل خلیج فارس، مردمانی زندگی می‌کنند که بسیاری معتقدند از سواحل شرقی آفریقا به ایران آمده‌اند. اصطلاح و عناوینی همچون «زار، نوبان و مشایخ» این مردمان را به هم پیوند می‌دهد و آنان اعتقاد دارند اینها «باد» هستند. در این اعتقاد اساطیری، تمام موجودات خیالی و افسانه‌ای (همچون جن، پری، دیو و...) «باد یاهوا» هستند که آدم‌ها را اسیر و در بند می‌سازند. «اهل هوا» یا «اهل زار» و «زاری» مجموعه‌ای پراکنده و گسترده از انسان‌های هر منطقه را پوششمی‌دهد و آنها را بواسطه همین «بادها» به هم متصل و به عبارتی خویشاوند می‌سازد.
«آنچه در سواحل جنوب ایران وجود دارد انواع زارها، مشایخ، نوبان، لیوا و باد جین و غیره است. تمام این اشباح و اجنه، یا بادها، قدمتی بیشتر از فرهنگ اسلامی دارند. ولی انتشار آن در کشور‌های اسلامی بخصوص آنهایی که از نظر اقتصادی و اجتماعی آمادگی پذیرش بیشتری داشته‌اند ، توسط فرهنگ اسلامی شیوع پیدا کرده است.»(1)

دوگانه خیر و شر یا مسلمان و کافر:
 دوگانگی خیر و شر و اعتقاد به خوبی و بدی بر پایه ایمان مذهبی و اسلامی که دو جناح یا جبهه مسلمان- کافر را شکل دادهاست، در بادها و مراسم «زار یانوبان» یا هر مراسم مشابه دیگری در ایران نمود عینی دارد.
برداشت عمومی‌تر و رایج‌تر مبتنی بر تقسیم دوگانه بادهای شر و اشباح شرور یعنی «زارها» و بادهای خیر و خوب یا مسلمان که برخی «نوبان» و در برخی نقاط «مشایخ» می‌خوانند، است.
این نگاه با تغییرات‌ اندک اما بر پایه همین اعتقاد دوگانه کافر- مسلمان در سواحل جنوبی از بلوچستان تا خوزستان جریان دارد. علی ریاحی مؤلف زار و باد بلوچ می‌نویسد: «... در مدت پنج سالی که با آنان و در میان آنان زیستم، حتی یک نفر بلوچ و سیاه را نیافتم که لا‌اقل یکبار به دام این موجودات نامرئی نیفتاده باشند و اگر خود توانسته از این بلا برهد حداقل‌اند ک‌اند وخته و هستی اش را- که گاه از یک ردس بز تجاوز نمی‌کند- برای رهایی خویش به پای این ارواح قربانی نکرده باشد...».
ارواح را بر حسب شکل و نحوه عمل و شدت عمل و سایر خصوصیات به پنج نوع تقسیم‌می نمایند که عبارتند از: زارها، بادها، جن‌ها، دیو‌ها و مشایخ.»
غلامحسین ساعدی در کتاب اهل هوا چنین گزارش می‌دهد:
«زار را یک نوع باد یا هوا (خارج از شمایل مادی و در بعضی جاها به شکل حیوان یا هیولا (صاحب شمایل مادی) تصور می‌کنند. زارها در ایران همه مضراتی و کافر هستند. بدین ترتیب در مجلس بازی مطلقاً نباید نامی از خدا و رسول و ائمه برده شود. سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده‌است. هر کدام با یک افسانه و سابقه تاریخی، ، حتی محل و ماوا و ملیت (عربی، هندی، سواحلی) آنها برای مبتلایان شناخته شده‌است. اغلب سیاهان و جاشوان و فقرا گرفتار می‌شوند.»(2)
این خود از پیچیدگی‌ها و شگفتی‌های زار و نوبان است که به ظاهر دامن فقرا و اقشار ضعیف جامعه را می‌گیرد و «اهل هوا» یا «اهل باد» و «زاری‌ها» از میان مردم محروم و مشاغل پست ظهور می‌کنند. نکته جالب توجه دیگر موروثی بودن و انتقال از نسلی به نسلی دیگر در میاناین جماعت است.

زارونوبان:
خوزیه مجد که در دهه پنجاه شاهد مراسم بوده و در اجرای نبان وزار «با باد رویش و ماماحنیفه» حضور داشته می‌نویسد: «بادهای زار و خیم و خطرناک‌اند و حتی کافر محسوب می‌شوند و بسیار آزار دهنده. با باد رویش تعداد آنها را بیش از هفتاد می‌دانست و هر کدام، ظاهراً با آهنگی ویژه تحت تأثیر قرار می‌گیرند و برخی از آوازها خطاب به آنهاست...
موسیقی نوبان متن و تشکیلات سازی متفاوتی دارد. این بادها مسلمانند، آرام ترند و وخامت بادهای زار را ندارند و با ذکر اسامی خدا و پیغمبر «زیر» می‌شوند. برخی از آوازها در بر گیرنده اسامی مقدس‌اند، مانند سلام‌علیکم یا رسول‌الله، یا نبی‌الله یا بنی.»(3)
آوازها توسط «بابا یا ماما» خوانده شده و جمعی که در مراسم حضور دارند (و در نتیجه اهل هوا می‌بایست باشند) آنها راتکرار می‌کنند. در مراسم «زار» دو ساز کوبه‌ای به نام‌های کسر و دهل (Kaser&Doholl) به همراه آواز نواخته می‌شود که گاه از تعداد بیشتر سازهای کوبه ای (معمولاً یک کسر و دو دهل) استفاده می‌شود و آنها را با دست و انگشت می‌نوازند.
«کسر» که در روایت‌های عامیانه به معنای ساز کوتاه شده یا کسر شده از دهل است، ظاهری شبیه دهل دارد که دو طرف را پوست کشیده اما از یک طرف آن و توسط هر دو دست نواخته می‌شود.
ضمن آن‌که کسر وظیفه شکستن ریستم و تغییرات ریتمیک و بازی با ریتم را برعهده دارد. (در هرمزگان ترکیب سازهای کوبه‌ای در اغلب مراسم‌ها دهل، کسر و پیپه است که هر سه از خانواده دهل و در‌اند ازه‌های مختلف با وظیفه اجرای متفاوت اما مرتبط با هم تعریف شده‌اند.)
در مراسم «نوبان» برای همراهی آواز از دهلی که با چوب نواخته می‌شود و یک ساز مقدس به نام «تنبیره نوبان» استفاده می‌کنند. فوزیه مجد چنین گزارش می‌دهد: «از مشخصات آواز نوبان، استفاده از تمبیره است، تنبیره نیز گفته می‌شود. سازی زهی وز خمه‌ای با کاسه‌ای گرد با طنینی بم و وسعتی محدود با مضراب بزرگ و درون تهی ساخته شده از شاخن گاو. به صدا در می‌آید.»(4)
این ساز مقدس شمرده شده و سپردن آن به دیگران اغلب موروثی و با مراسم ویژه همراه است. باوجود شکل کلی و همسانی در اعتقاد برای اجرای مراسم، هر منطقه و ناحیه‌ای بافت ویژه و متناسب خود را مبتنی بر حضور «بابا یامامای» مراسم و طرز تلقی او از مباد و هوا» و نحوه به‌کارگیری ابزار، مواد و سازها یا موسیقی مرتبط با مراسم شکل داده است.

مراسم زار در میناب:
در اطراف میناب (روستای گرازوئیه) مراسم بر پایه اعتقاد زارو مشایخ (کافر و مسلمان) اجرا می‌شود. از این رو خواندن مولودی و اذکار مذهبی در مدح ائمه و اولیای مربوط به بادهای مسلمان رواج دارد. غلام‌مارگیری با بیش از هفتاد سال سن در منطقه به «بابای زار» شهرت دارد.
او با ساز «سما» که نوعی دف است به خواندن مولودی و اشعار مذهبی و ابیات زار می‌پردازد. ضمن آ» که «مولودی خوانین خود سنتی دیرینه در منطقه محسوب می‌شود.‌ «سما» همان دف یا دایره است که در مراسم زار به کار می‌رود و علاوه بر بابای زار، همراهان مراسم که به ذکرها و آوازها جواب هم می‌دهند به نواختنسما می‌پردازند (گاه تا پنج و حتی بیشتر از ساز سما استفاده می‌شود). در جزیره قشم گاه ساز سما را برای همراهی با عود نیز به کار می‌برند.
الحان و نغمات مورد استفاده در مراسم مزار یانوبان»، حالت‌ها و لحن‌هایی از موسیقی عرب را در خود دارد؛ ضمن آن‌که الحان از موسیقی هندی و آفریقایی نیز قابل بررسی است. هر باد نام وسابقه و خاص خود را دارد و تأثیرات متفاوت و مخصوص به خود را بر افراد می‌گذارد. هر ذکر و لحن نیز با اشعار و ابیات و اوراد خاص مخصوص همه «باد» است.
این بیماری ناشناخته، لاعلاج که ریشه روحی-‌روانی دارد و با علم پزشکی نیز به ظاهر قابل معالجه نیست، در افراد بومی جنوب ایران با مراجعه به «بابا‌ یا ماما» و انجام مراسم قابل درمان و بر طرف ساختن آن روح یا باد و هوا (و یا هر عنوان دیگری) است.

درمان اهل هوا:
 فوزیه مجد که خود شاهده اجرای مراسم و نحوه درمان بیمار یا «اهل‌هوا» توسط «بابا و ماما» بوده است، چنین می‌نویسد: «این بادها شخصیت‌های گوناگون دارند، و بیماری و افسردگی و روان پریشی شخص تسخیر شده را موجب می‌شوند. اما درمان، امکان پذیر است. نخست بیمار در مکانی جدا نگهداری می‌شود و در طول چند روز با داروهایی ویژه و روغن‌های مالیدنی، تحتنظر قرار می‌گیرد. سپس، اهل محل توسط یک خیز رانی، کسی که ایفا گر یکی از نقش‌های مراسم در مان است و چوب ویژه خیزران را در دست دارد، خبر دار می‌شوند. مراسمی بپا می‌شود که مخارج آن توسط بیمار تقبل می‌شود. از بدو مداوای بیمار تا پایان، کل مراسم توسط یک بابا یا ماما هدایت می‌شود، که کار آنها و شگردهای آنها، اکنون نوعی «جادو پزشکین تلقی می‌شود. اما مهم‌تر، شاید، آوازی است که می‌خوانند و سازهایی است که نواخته می‌شود، چون این بادها با موسیقی به مهر می‌آیند و بابا یا ماما به‌تدریج به هویت باد پی می‌برند و باد نامخود را فاش می‌کند. مراحل بعدی درمان از این پس امکان‌پذیر می‌شود. در صورتی‌که خواسته‌های باد بر آورده شود، باد «زیر» شده و بیما را آزار نخواهد داد. اما «مرکب» خود را که همان بیمار باشد کاملاً رها نمی‌کند.»(5) به عبارتی درمان در مراسم موقتی است و کسی که به جرگه «اهل هوا» می‌پیوندد در طول عمر خویش به دفعات گرفتار «بادها» شده و نیاز به «بابا یا ماما» و اجرای مراسم دارد. هر باد آوا و ذکر مخصوص به خود را دارد و شخص گرفتار در زمان اجرا پس از شنیدن ذکر مخصوص به نوع بادی که گرفتار شده واکنش نشان می‌دهد. در اجرای مراسم معمولاً رسم بر این است که ابتدا بادهای مسلمان (مشایخ و مولودی) اجرا شده و سپس بهاجرای بادهای کافر می‌پردازد.

پی‌نوشت:
1 و 2: غلامحسین ساعدی، اهل هوا، انتشارات امیر کبیر (از متن آلبوم آوازها زار. نشر ماهور)
3و 4 و 5: فوزیه مجد (از متن آلبوم موسیقی نوبان وزار- نشر ماهور)

-این مقاله نخستین بار سال 1387در کتابچه همایش مرثیه ایرانی که به اجراهای پژوهشی بخشی از موسیقی اقوام ایرانی در فرهنگسرای ارسباران اختصاص داشت،منتشر شده  و برای انتشار مجدد به انسان شناسی و فرهنگ ارائه شده است.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی بالینی، آسیب شناسی روانی، روانشناسی سلامت، نظریه های روان درمانی و مشاوره، روان شناسی اجتماعی، هنر درمانی، بهداشت روان، عمومی،     | نظرات()

سر کودکان داد نزنید!

 سر کودکان داد نزنید!




بسیاری از والدین از خود می‌پرسند که تا چه حد داد و فریاد کشیدن سرکودکان به آن‌ها آسیب می‌رساند. در جواب باید گفت که این صدمه بستگی به کودک، خانواده و کلماتی دارد که زده‌ می‌شود. اما به طورکلی می‌توان گفت که اگر کلماتی که با فریاد ادا می‌شود به احساسات کودک آسیب برساند، او را بترساند و یا به گونه‌ای مضطرب کند که قادر به بازی یا یادگیری نباشد می‌تواند بسیار زیان‌بار و حتی خطرناک باشد. بنابراین والدین باید به این مهم توجه کنند که چقدر این کار را می‌کنند، در هنگام دادزدن چه کلماتی به زبان می‌آورند و شرایط مرتبط دیگر در زندگی چگونه است.

نیازهای کودک
کودک دارای نیازهایی است: او نیاز دارد که دوست داشته‌شود و احساس امنیت کند، احساس کند که باارزش است، احساس کند که می‌تواند در برخی امور موفق شود، احساس کند که می‌تواند مفید باشد و به دیگران از جمله والدین خود کمک کند. هم‌چنین کودک نیاز دارد فرصت کافی برای کاوش در محیط زندگی و انجام کارهای تازه را داشته باشد.

صحبت با کودکان به گونه‌ای که هر یک از نیازهای بالا را در معرض خطر قراردهد می‌تواند به رشد هیجانی آن‌ها آسیب برساند.

تاثیر خانواده
برخی خانواده‌ها پرسروصدا هستند. یعنی الگوی ارتباطی خانواده به‌گونه ای است که افراد با صدای بلند حرف می‌زنند و زیاد داد وفریاد می‌کنند. طبیعتاً کودک هم درهمین فضا بزرگ شده و به این همه صدا عادت کرده است و احتمالاً از آن آسیب نمی‌بیند مگر این‌که فریادزدن، ترسناک باشد یا موجب حقارت و کاهش اعتماد‌به نفس کودک شود. گاهی کودکان چنین خانواده‌هایی در مدرسه دچار مشکل می‌شوند چرا که آن‌ها یاد نگرفته‌اند که به دستورات و توصیه‌هایی که با ملایمت به آن‌ها گفته ‌شود توجه وعمل کنند.

اگر والدین به علت خشم و عصبانیت سر کودکان خود داد بزنند، کودک خشم آن‌ها را احساس کرده و خواهد ترسید.

اگر والدین سر یکدیگر داد بزنند کودکان کوچک‌تر ممکن است این‌طور درک کنند که آن‌ها در خطرند و در نتیجه بترسند. به‌خصوص اگر یکی از والدین خانه را ترک کند یا خیلی ناراحت باشد. در چنین شرایطی کودک اصلاً احساس راحتی و امنیت نخواهد کرد. چرا که اعتماد او به افرادی که مسئول مراقبت از او هستند سلب شده‌است.

اگر والدین در حضور کودکان دائماً از یکدیگر انتقاد کنند، احساس امنیت کودک در معرض خطر قرار می‌گیرد و به اعتماد به‌نفس او لطمه وارد می‌شود زیرا هر یک از والدین بخشی از وجود او هستند.

اگر خانواده‌ای همواره عادت به فریاد کشیدن و جیغ زدن داشته باشد و افراد همواره کلام یکدیگر را قطع کنند و به همدیگر گوش ندهند، کودکان نمی‌توانند بیاموزند که شنونده‌های خوبی باشند و به دیگران فرصت حرف زدن بدهند.

کودکان
توانایی کودکان برای کنارآمدن با صدا و فریاد کشیدن متفاوت است. به نظر می‌رسد برخی از کودکان به این موضوع چندان توجهی ندارند، درحالی‌که برخی دیگر با شنیدن صدای بلند یکه می‌خورند و آشکارا ناراحت می‌شوند. اگر فریاد بلند باشد این دسته از کودکان خواهندترسید.

معمولاً بسیاری از نوزادان و کودکان کوچک‌تر از شنیدن صدای بلند و داد و فریاد می‌ترسند به‌خصوص از صدای مردانی که خیلی بلند و بم است.

در این زمینه والدین بایستی به واکنش کودک خود توجه کرده و در صورتی‌ که می‌بینند این امر موجب ترس یا احساس عدم امنیت او می‌شود به آن ادامه ندهند.

محتوای داد وفریاد
صدا و احساسات خشم‌آلود که غالباً با فریادزدن همراه است خود به تنهایی می‌تواند موجب ترس و عدم احساس امنیت کودک شود. اما مهم‌ترین عامل در این میان، حرف‌هایی است که زده می‌شود.
هر حرف و سخنی که به اعتماد‌به‌نفس کودک لطمه بزند می‌تواند زیان‌بار باشد.

اگر والدین خود تحت فشارند و پیش‌بین آن هستند که در مواقعی بخواهند چیزی بگویند و احساسات خود را ابراز کنند، بهتر و مفیدتراست که پیشاپیش فکر کنند و جمله یا جملاتی را برای چنین مواردی تدارک ببینند. به این ترتیب آن‌ها حداقل مطمئن خواهند بود که در چنین شرایطی سخنشان به کودک آسیبی نمی‌رساند. مثلاً «من روز خیلی بدی داشتم و نیاز دارم که کمی استراحت کنم یا با خودم باشم». این جمله به کودک خیلی کمتر صدمه می‌زند تا این جمله «تو همیشه روز منو خراب می‌کنی».

کودکان به‌خصوص کوچک‌ترها درباره خود به وسیله دیدگاه‌های والدین نسبت به خودشان قضاوت می‌کنند. بنابراین معنای کلمات برای خود کودکان بسیار حیاتی هستند. مقایسه کردن کودک با کودکان دیگر نیز به او صدمه می‌زند.

به کاربردن کلماتی که احساس امنیت و سلامت کودک را به خطر می‌اندازد نیز به او آسیب می‌رساند.

برخی کلمات و جملات زیانبار
تهدید «اگر دوباره از این کارا بکنی، تو را ترک می‌کنم...»

کلماتی که مبنی بر این است که زندگی بدون وجود کودک بهتر بود «اگر به خاطر بچه‌ها نبود، ما می‌توانستیم یک ماشین نو بخریم...» یا «نمی‌توانم حتی یک لحظه هم تو را تحمل کنم...»

مقایسه کردن «چرا نمی‌توانی مثل خواهرت تمیز باشی؟» یا «دیدی دوستت چقدر قشنگ می‌نوشت»

برچسب‌زدن «تو کثیف، شلخته، تنبل، احمق، لوس، دست‌وپاچلفتی، چاق، خجالتی، بدبخت،... هستی»
سرزنش «تو منو خسته می‌کنی، مریض می‌کنی، دیوانه می‌کنی...»

تحقیرکردن «من خودم این کارو می‌کنم تو خیلی آروم کار می‌کنی» یا «این چه‌طرز نوشتنه، خجالت بکش»

دلسردکردن «نمی‌دونم چرا تو همیشه بد توپ می‌اندازی» یا «چرا همیشه کارو اشتباه انجام می‌دهی»

چه می‌توان کرد؟
1- اگر شما به طور طبیعی با صدای بلند حرف می‌زنید یا زیاد فریاد می‌کشید به کودکتان توضیح دهید که این، شیوه حرف‌زدن و عادت شماست و تصریح کنید که از دست او عصبانی نیستید.

2- اگر با همسرتان یا کسانی که با شما زندگی می‌کنند عصبانی هستید بهتر است در خلوت موضوع را حل‌وفصل کند نه درحضور کودکان.

3- اگر از دست بچه‌ها عصبانی هستید قبل از هر عمل یا حرفی صبر کنید، می‌توانید در این فاصله یک استکان چای بخورید، کمی قدم بزنید، یک کار کوچک در خانه انجام دهید و یا هر چیزی که شما را آرام می‌کند.

4- اگر فریاد می‌زنید اطمینان حاصل کنید که چیزی نمی‌گویید که به کودکتان صدمه بزند یا اعتماد‌به‌نفس او را جریحه‌دار کند.

5- اگر شما جیغ می‌زنید کودک شما هم جیغ خواهد زد. توجه کنید که او از شما تقلید می‌کند نه این‌که جواب شما را پس دهد.

6- سعی کنید بیشتر درباره آن‌چه دوست دارید حرف بزنید نه این‌‌که به سرزنش و تهدید بپردازید. مثلاً «من دوست دارم که تو به من کمک کنی اسباب‌بازی‌ها را جمع کنیم» نه این‌که‌ «تو منو خسته کردی از این همه جمع‌و جورکردن»

7- اگر فشار زیادی روی خود احساس می کنید و بیشتر اوقات عصبانی و ناراحت هستید در جست‌وجوی کمک باشید و از همسر، والدین، دوست صمیمی، یا یک مشاور کمک بگیرید.

8- به دفعات و به مناسبت‌های مختلف به کودکتان بگویید که او را دوست دارید، به او افتخار می‌کنید و برای کمک او ارزش قائلید. این امر می‌تواند تا حدی شدت تاثیر سخنان زیان‌بار گاه‌‌به‌گاه شما را کاهش دهد.

سرانجام به خاطر داشته باشید که اگر شما بیشتر اوقات رابطه خوبی با فرزندان خود دارید و فقط گاهی در این زمینه اشتباهی رخ می‌دهد نگران نباشید و احساس گناه نکنید، به کودکتان آسیبی نخواهد رسید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روانشناسی بالینی کودک،     | نظرات()

زوج‌هایی که دعوا می‌کنند، عمر بیشتری دارند!

زوج‌هایی که دعوا می‌کنند، عمر بیشتری دارند!


نتایج مقدماتی بررسی گروهی از زن و شوهرها حاکی از آن است که زوج‌هایی که خشم خود را نگه می‌دارند - در مقایسه با آن‌هایی که خشم خود را ابراز می‌کنند- زودتر می‌میرند.

پروفسور «ارنست هاربرگ» از دانشکده روان‌شناسی و سلامت عمومی دانشگاه میشیگان و یکی از محققانی که این نظرسنجی را انجام داده است، در این رابطه می‌گوید: «یکی از اصلی‌ترین وظایف زوج‌ها، برطرف کردن تعارضات موجود است. اما آن‌ها در اغلب موارد توجهی نسبت به فرآیند آشتی و بر طرف کردن تعارضات نمی‌کنند». در حالی که وقوع تعارض در کانون خانواده غیر قابل اجتناب است، نکته اساسی شیوه‌ای است که زوج‌ها به حل و فصل این تعارضات می‌پردازند.

پروفسور هاربرگ می‌افزاید: «نکته اصلی آن است که زمانی که تعارض رخ می‌دهد، چگونه آن را حل می‌کنید؟ اگر آن را حل نکنید و یا خشم خود را فروخورید و یا تلاشی برای حل مشکل نکنید، اینجاست که مشکل اصلی ایجاد می‌شود».

هاربرگ و دستیارانش، 192 زوج 35 تا 69 ساله را در طول یک دوره 17 ساله مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند. نتایجی که در طول این بررسی‌ها به دست آمد، بسیار جالب توجه بود. دانشمندان در طول این بررسی متوجه شدند زوج‌هایی که سعی می‌کنند خشم خود را سرکوب کنند، زودتر از سایرین می میرند.

نتایج یافته‌های جدید محققان با نتایجی که آزمایش‌های گذشته به دست داده بود، هماهنگی و انطباق دارد. پیش‌تر و در جریان تحقیقی دیگر، محققان به این نتیجه رسیده بودند که آزاد کردن خشم می‌تواند برای سلامت افراد مفید باشد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 9 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی اجتماعی، روانشناسی سلامت، روان شناسی بالینی، نظریه های روان درمانی و مشاوره، عمومی،     | نظرات()

خوابها از 7 سالگی رنگی می شوند!

خوابها از 7 سالگی رنگی می شوند!

پژوهشگران آمریکایی دریافتند که حتی رویا دیدن نیز آموخته می شود به طوری که کودکان از سن پنج سالگی خواب دیدن را یاد می گیرند.



 محققان دانشگاه ویکونسین در مدیسون در تحقیقاتی که درباره ماهیت رویاها انجام دادند کشف کردند که قبل از پردازش صحنه های غنی از حرکات، رنگها، تعاملات و احساسات در خواب، یک کودک باید توانایی شناختی و تصورات خود را توسعه دهد. این پدیده در حدود 7 سالگی به تکامل می رسد.

یک روانشناس آمریکایی در دهه های 80 و 90 برای درک پدیده خواب دیدن، کودکان را تمام شب در لابراتوار خود بیدار کرده و حرکات چشم آنها را کنترل می کرد. نتایج بررسیهای وی نشان داد در حالی که بزرگسالان اگر در مدت REM (حرکات سریع چشم) از خواب بیدار شوند می توانند صحنه های عجیبی را که در خواب دیده اند به یاد آورند تنها 20 درصد از کودکان می توانند خواب خود را تعریف کنند.

اکنون محققان آمریکایی در تحقیقات جدید خود نشان دادند که کودکان تا قبل از سن مدرسه به سختی می توانند حرکت و یا چرخش اجسامی را که در خواب دیده اند به یاد آورند و با توسعه ناقص تصورات به خصوص تصورات دیداری و فضایی مواجهند.

براساس گزارش لارپوبلیکا، به گفته این دانشمندان رویاها همراه با کودکان رشد می کنند. تا 5 سالگی صحنه ها و شخصیتها بی حرکت و ثابت هستند. در رویا یک حیوان و یا آرزوی خوردن یک غذا دیده می شود. احساسات خاموشند و تعاملات میان افراد وجود ندارد. خاطرات روزانه در طول خواب تکرار نمی شوند و کودکان هرگز صحنه های خشن، موقعیتهای ناخوشایند، ترس و دیگر احساسات را در رویاهای خود نمی بینند.

از سن 5 سالگی به بعد، رویاها شروع به بافته شدن می کنند اما هنوز بسیار خام هستند. شخصیتها حرکت کرده و چند کلمه نیز میان خود مبادله می کنند اما بسامد وقوع صحنه های خواب بسیار پایین است. ولی از 7 سالگی به بعد کودکان نیز همانند بزرگسالان در خواب خود قادر به درک احساسات، ترس، لذت بردن و حرکت کردن شده و صحنه های خوابهای آنها رنگی می شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی فیزیولوژیک، روانشناسی سلامت، روانشناسی بالینی کودک،     | نظرات()

معیارهایی برای ازدواج

معیارهایی برای ازدواج


آیا تا به حال از خود یا فرزندانتان سؤال كرده‌اید كه معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یك زندگی واقعی چیست؟ یا زندگی ایده‌آل و لذت بخش چگونه شكل می‌گیرد؟

اغلب پدر و مادرهای ایرانی علاقه بسیار وافری به فرزندان خود و آینده آنها دارند و به همین جهت تمامی تلاش خود را از همان دوران كودكی برای رشد و تربیت فرزندان به كار می‌گیرند. آنها فرزندان خود را تحت شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی رشد می‌دهند و از مدارس پیشرفته و توانمند برای تحصیلات بدون نقص آنها بهره می‌برند. بهترین كلاس‌های آموزش هنر، تكنولوژی، زبان و ورزش را برای آمادگی همه‌جانبه عزیزانشان مهیا می‌كنند و همه اینها مستلزم زحمات و مشكلات متعددی است كه والدین برای تربیت بی‌نظیر فرزندانشان با آغوش باز متحمل می‌شوند.

اما برخی از پدر و مادرها به‌رغم اینكه حساسیت فوق‌العاده‌ای به تربیت صحیح فرزندان خود دارند، بازهم مهم‌ترین قسمت زندگی آنها را نادیده می‌گیرند یا دست كم آن طور كه باید مورد توجه قرار نمی‌دهند. آنها فراموش می‌كنند كه ازدواج و شروع زندگی مشترك فرزندانشان بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و نیازمند آموزش و انتقال تجربه است.

ازدواج و شروع یك زندگی مشترك از مواردی است كه به‌علت استمرار و پیوستگی ممتد در زندگی افراد موجب می‌شود تا زن و شوهر به‌صورت مشترك هر موضوعی را با هم تجربه كنند. انواع مشكلات، موفقیت‌ها، شادی، غم و قصه‌ها، حوادث و اتفاقات خوشایند یا تأسف‌بار و اختلافات و تفاهم‌ها. این تغییر وضعیت در طول یك زندگی مشترك مستلزم قابلیت‌ها و تفكرات مشتركی بین زن و مرد است تا از برخورد موج شدید این ناهمواری‌ها با پایه‌های زندگی، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.

اهمیت دوران پیش از ازدواج(نامزدی)

زندگی زناشویی متشكل از تجاربی است كه با آزمون و خطا صورت می‌گیرد اما این آزمون و خطا تاریخ و مهلت مشخصی دارند كه اگر از زمان آنها بگذرد تبدیل به نفاق و درگیری و درنهایت جدایی خواهد شد.زمان به موقع این آزمون و خطاها قبل از شروع زندگی مشترك و در دوره آشنایی یا نامزدی است كه هر دوطرف با در نظر گرفتن عقاید و آداب مرسوم خانوادگی ارتباط كنترل شده‌ای را با یكدیگر آغاز می‌كنند.

در اصل این رابطه تنها برای شناخت خصوصیات و رفتارهای دو طرف نسبت به یكدیگر است و هرگز نباید این باور را به‌وجود بیاورد كه این دوره، مرحله مقدماتی ازدواج است و خواسته و ناخواسته باید ادامه راه به همین منوال صورت پذیرد. باید پذیرفت كه این دوره فقط برای آشنایی، شناخت و محك یكدیگر است نه بیشتر؛ به زبانی ساده‌تر، یعنی هر جا كه دو طرف احساس كردند كه واقعا شكاف و اختلافات اساسی بین آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداری كنند و بر عقاید و باورهای غلط خود و خانواده كه مبنی بر بی‌آبرویی یا نگون‌بختی دختر و ضربه روحی هر دوطرف است یا مایه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند زیرا این بهانه‌ها تنها یك باور غلط است كه وجود منطقی و خارجی ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اینكه تحمل چند وقت ناراحتی روحی و شكست عشقی خیلی راحت تر، معقولانه‌تر و واقع بینانه‌تر از یك عمر زندگی اشتباه و نابجا‌ با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.

اشتباه بزرگ

پدر و مادری كه یك عمر زندگی خود را وقف تربیت صحیح و آموزش موفق فرزند خود كرده‌اند نباید به خاطر باورهای غلط و عقاید اشتباه خود هرچه رشته‌اند را پنبه كنند. بله دوران نامزدی هزینه دارد، جشن و میهمانی دارد، دلبستگی دارد و خیلی موضوعات دیگر اما اینها به هیچ عنوان دلیل خوبی برای ادامه راهی نیست كه عاقبت خوشی ندارد. درست است كه باید به فرزندان آموخت كه سنگ صبور مشكلات باشند و با هر اتفاقی كه به‌نظرشان ناخوشایند می‌آید، شانه خالی نكنند اما اختلافات عمیق، عقاید متضاد، عدم‌علاقه قلبی به یكدیگر و مواردی از این قبیل مشكلات كوچكی نیستند كه با گذشت زمان مرتفع شوند یا در زندگی‌های امروز نادیده گرفته شوند. باید این واقعیت را پذیرفت كه فرزندان ما در شرایط و روزگازی غیر از ما زندگی می‌كنند و بین ما و آنها دست كم چندین دهه فاصله است.

معیارهای ناگفته ازدواج

ابتدا باید به فرزندان آموخت كه معیارهای مهم و اساسی زندگی مشترك خود را دریابند. البته به این علت كه فرزندان قبلا تجربه اینچنینی نداشته و اطلاعات و آگاهی كافی در این زمینه ندارند، نمی‌توانند وجوه مختلف یك زندگی ایده آل را بشناسند و اهمیت یك به یك آنها را درك كنند، به همین خاطر لازم است تا والدین هركدام در جای خود نكات مهم و اساسی یك زندگی مشترك را صادقانه، صریح و بدون كاستی برای آنها متذكر و مزایا و معایب هركدام را به روشنی یادآور شوند تا فرزندشان با آگاهی نسبی بتواند معیارهای خود را تقویت و هدایت كند.

برخی از نكاتی كه در زندگی زناشویی زمینه‌ساز یك زندگی ایده‌آل و لذت بخش است و باید مورد توجه قرار بگیرد و بهتر است كه جوانان به آن نظری داشته باشند، از این قرار است:
-‌عدم‌اختلاف در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی
-‌تراز تحصیلی و شغلی(بستگی به سلایق زن و شوهر دارد ولی باید مورد توجه قرار بگیرد) البته در این مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعالیت‌های اجتماعی و شغلی خود در زندگی مشترك آگاه شوند و در آن زمینه به توافق قطعی برسند.

-‌ تمایل داشتن به علاقه‌مندی‌های یكدیگر و پذیرفتن آنها
- ‌شخصیت و فرهنگ خانوادگی و نحوه تفكر و نگرش والدین همسر
-‌ انطباق برنامه‌های آینده و توافق در اجرای اهداف طرفین و تحمل عواقب آن. مثلا شاید دختری بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل دارد و همسر او در دوران نامزدی با این موضوع موافقت می‌كند اما با شروع زندگی مشترك، شروط و محدودیت‌هایی را برای تحقق این موضوع قائل می‌شود؛ مانند اینكه از تحصیل او در شهرهای دیگر یا دانشكده‌های خاص جلوگیری می‌كند و یا از پرداخت هزینه آن خودداری می‌كند.

- توافق در موعد فرزندداری
- توقعات و خواسته‌های شخصی از یكدیگر
-‌ محدودیت‌ها و آزادی‌هایی كه برای یكدیگر قائل می‌شوند.
-‌ چگونگی كنترل بحران و وضعیت‌های دشوار توسط طرف مقابل(كه نیاز به بررسی و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)

- ‌میزان عصبانیت و چگونگی كنترل آن و اینكه عصبانیت وی منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد.
-‌ عدالت و انصاف در رفتار و اعمال
- ‌رعایت قوانین و حقوق دیگران
-‌ میزان رعایت نكات اجتماعی و فرهنگی
-‌ میزان انعطاف پذیری و از خود‌گذشتگی
-‌ میزان ظرفیت انتقاد‌پذیری و تغییر پذیری
-‌ میزان توجه و حرف شنوی از پیشنهاد و خواسته‌های طرف مقابل
- ‌پرستیژ و شخصیت رفتاری و گفتاری
-‌ میزان منطق و درك قضایا
- ‌اهمیت به نظافت و پاكیزگی شخصی و عمومی
-‌ میزان اهمیت به وضعیت و پوشش ظاهری و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن
-‌ میزان صبر و تحمل و بردباری
- ‌نوع تصور و چگونگی رفتار در رابطه با خانواده همسر
- ‌میزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده
- ‌میزان تفاهم در مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی

-‌ اهمیت به نحوه زندگی پدر و مادر وی. به این علت كه فرزندان در زندگی زناشویی اغلب پدر و مادر و نزدیكان خود را الگو قرار می‌دهند توجه به زندگی نزدیكان وی خالی از لطف نیست.
چگونگی برخورد با مشكلات، میزان سازگاری و تصور در مورد طلاق و یا ادامه زندگی و دیدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتی است كه ذهنیت فرد را تحت‌تأثیر خود قرار می‌دهد و لازم است كه از آنها شناخت كافی به دست آورد.

-‌میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف كه این هم می‌تواند تحت‌تأثیر رفتار خانوادگی قرار بگیرد.

- ‌میزان شرم و حیا و احترام به دیگران
-‌ میزان حسادت،  خساست و تفكر اقتصادی و مدیریت بحران و آینده نگری هم از نكات مهم و قابل توجهی هستند كه باید مورد بررسی قرار بگیرند.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی اجتماعی، روان شناسی تفاوت های فردی، روان شناسی عمومی،     | نظرات()

راه‌های مهار كردن عواطف

راه‌های مهار كردن عواطف


درك و مهار كردن هیجانات‌تان برای حفظ سلامتی جسمی شما مهم است.

این توصیه‌ها به شما كمك می‌كند عواطف‌تان را كنترل كنید:

  • احساسات‌تان را بیان كنید،‌ اما این كار را به شیوه‌ای مناسب انجام دهید.
  • عواطف‌تان را سركوب نكنید. با یك دوست یا خویشاوند نزدیك در مورد چیزی كه شما را ناراحت می‌كند، صحبت كنید.
  • قبل از اینكه هیجانات‌تان را برون‌ریزی كنید، آماده شوید. صرفا با خشم، ‌ناكامی یا اندوه‌تان همه چیز را به باد اننقاد نگیرید، و گرنه ممكن است به خاطر چیزهایی كه می‌گویید پشیمان شوید.
  • تعادل سالمی را میان كار،‌ بازی  و استراحت برقرار كنید، و یادتان باشد كه در همه موقعیت‌ها به دنبال جنبه مثبت باشید.
  • از  آنجایی كه سلامت جسمی شما بر عواطف شما نیز تاثیر می‌گذارد، رژیم غذایی سالمی را مصرف كنید، از داروهای روانگردان غیرمچاز دوری كنید، و  مرتبا به ورزش بپردازید.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    |    | نظرات()

آیا مکمل‌های اومگا- 3 بر خلق و خو موثرند؟

آیا مکمل‌های اومگا- 3 بر خلق و خو موثرند؟


مکمل‌های اومگا-3 ممکن است هم برای ذهن شما و هم برای بدن شما خوب باشند.

روغن ماهی منبع اصلی دو اسید چرب چنداشباع‌نشده ،‌اسید ایکوزاپنتانوئیک (EPA) و اسید دکوزاهگزانوئیگ (DHA) است. بررسی‌های اپیدمیولوژیک نشان داده‌اند که رابطه معکوس قابل‌توجهی میان مصرف سالانه ماهی و شیوع افسردگی عمده وجود دارد: هر چه بیشتر ماهی بخورید،‌ میزان افسردگی‌ بالینی جدی کاهش می‌یابد.

 پژوهشگران نشان داده‌اند که بیماران افسرده نسبت به افراد غیرافسرده به طور متوسط میزان کمتری از اومگا-3 در خون‌شان دارند؛ به علاوه آنها شواهدی را نشان داده‌اند که شدت افسردگی با میزان پایین‌تر اومگا-3 ارتباط دارد.

 شماری از بررسی‌های کاملا کنترل‌شده درباره درمان افسردگی، منافع درمانی مصرف مکمل‌های اومگا-3 را در این بیماران نشان داده‌اند.

 اسیدهای چرب اومگا-3 همچنین برای بیماران قلبی-عروقی سودمند هستند،  ورابطه‌ای کاملا شناخته‌شده میان افسردگی و بیماری قلبی وجود دارد که ممکن است نشاندهنده یک عامل مشترک موثر بر آن دو باشد: کمبود اسید‌های چرب اومگا-3.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 4 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی فیزیولوژیک، روانشناسی سلامت، آسیب شناسی روانی، روان شناسی بالینی،     | نظرات()

مجاورت با محیط‌های سبز از افسردگی جلوگیری می‌کند

مجاورت با محیط‌های سبز از افسردگی جلوگیری می‌کند


ساکنان شهرهایی که نزدیک پارک و مناطق سبز زندگی می‌‌کنند، از سلامتی بهتر و دوره‌های کمتر افسردگی نسبت به آنهایی که با سیمان و آسفالت احاطه شده‌اند، برخوردارند

به گزارش خبرگزاری فرانسه بر اساس بررسی که نتایج آن در نشریه‌ همه‌‌گیرشناسی و بهداشت اجتماعی منتشر شده است، مجاورت خانه با تراکم بالای درختان، گل‌ها و گیاهان بیشترین اثر را را از این لحاظ دارد.

 این بررسی نشان داد که در مناطق شهری که 90 درصد منطقه به فضای سبز اختصاص داده شده است، میزان بروز اختلالات اضطرابی یا افسردگی 18 در هزار نفر است.

 در مقابل مناطقی که تنها ده درصد مساحت‌شان را فضای سبز تشکیل می‌دهد، میزان بروز این اختلالات روانی 26 درصد است که تقاوتی 44 درصدی را نشان می‌دهد.

 به علاوه میزان میزان سالانه چندین بیماری دیگر، از جمله اختلالات قلبی-عروقی، تنفسی، عصبی، گوارشی و روانی، نیز در مناطق سبز پایین‌تر بود.

این یافته‌ها بر اساس سوابق بهداشتی در هلند 350000 نفری که با 195 دکتر خانواده در سراسر این کشور مرتبط شده بودند، به دست آمده است.

در این بررسی طبقه اجتماعی افراد مورد توجه قرار گرفته بود، تا نتایج تاثیری نگذارد.

 اثر سلامت‌بخش فضای سبز به خصوص در افرادی بیشترین ظهور را داشت که مدت زمان زیادی را در این محلات پر از گل و گیاه می‌گذرانند، به خصوص کودکان و اشخاصی که تحصیلات و درآمد کمی داشتند. افراد بین 45 تا 65 سال نیز بیشترین سود را از محیط سبز برده بودند.

پژوهشگران نتیجه می‌گیرند: "این بررسی نشان می‌دهد که نقش فضای سبز در محیط زندگی را نباید دست کم گرفت."

 علل احتمالی این تاثیر شامل بهبود کیفیت هوا، به دست آوردن فرصت برای آرامش‌یافتن و اختلاط اجتماعی، و انگیزه پیدا کردن برای ورزش است.

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: بهداشت روان، روانشناسی سلامت،     | نظرات()

افسردگی پاییزی

افسردگی پاییزی
افسردگی یكی از اختلالات خلقی است و متاسفانه 4تا5 درصد از جمعیت جهان از آن رنج می‌برند

 كه باید از درمان‌های روانپزشكی برخوردار شوند اما افسردگی خفیف معمولا با كمبود اعتمادبه نفس و احساس ناامیدی توام است و بی‌توجهی به درمان باعث تشدید آن می‌شود و ممكن است در نهایت، فرد را به ورطه خودكشی بكشاند.

در این میان، زنان درصد بیشتری از افسردگی را به خود اختصاص می‌دهند و این وضع به ویژه زمانی تشدید می‌شود كه آنان در دوران‌های خاصی مانند قبل از‌ قاعدگی،  بارداری یا بعد از زایمان  قرار داشته باشندیا‌ بر اثر كار‌زیاد‌‌ یا جدایی و تنهایی، متحمل فشار‌های روانی شوند. برای مثال زنان معمولا در دوران قبل از شروع قاعدگی، به دلیل كم شدن هورمون استروژن و به طور كلی كم و زیاد شدن میزان هورمون‌های جنسی و ضعیف شدن، اغلب حالتی از افسردگی، كم تحملی، ناراحتی و زودرنجی پیدا می‌كنند كه گاه با تجویز بعضی داروها و ویتامین‌ها این مشكل اندكی تعدیل می‌شود ولی به طور كلی این نوع افسردگی‌های جزئی معمولا در زنان دیده می‌شود.

به علاوه آنها در دوران حاملگی نیز به دلیل مواجه شدن با تجربه‌ای جدید و قرارگرفتن در موقعیتی خاص از لحاظ روحی ‌ اغلب كمی ضعیف می‌شوند كه این وضع ممكن است در بعضی افراد با حالت خفیفی از افسردگی مشاهده ‌شود.

در این هنگام، بهترین راه مبارزه با این حالت كمك گرفتن از مشاور و مراجعه به پزشك و كمك و همراهی اطرافیان است. البته در این میان مادر جوان بیش از هركس به همراهی همسرش نیاز دارد تا بتواند موقعیت جدید را بهتر تحمل كند. پس از زایمان نیز بسیاری از مادران با حالتی از افسردگی مواجه می‌شوند. در این هنگام نیز باتوجه به موقعیت خاص مادر باید بسیار به او كمك كرد تا این دوران افسردگی هرچه كوتاه‌تر باشد زیرا در این هنگام فرزند تازه متولد شده هم بیش از هرچیز به مادری قوی و سالم احتیاج دارد.

كاهش قوا و نیروی بدنی، كاهش اشتها، كاهش وزن‌ و كاهش خواب از جمله عوارض افسردگی است و برای درمان این افراد مراجعه به پزشك توصیه می‌شود.

وجود سابقه بیماری خانوادگی، تجربه مرگ والدین قبل از 10سالگی، گذراندن دوران كودكی در محیط خانوادگی آشفته و وجود جو عاطفی منفی در خانواده از دلایل بروز افسردگی است.

شایان ذكر است كه افراد درون‌گرا بیشتر دچار حالت افسردگی می‌شوند. برخی دلایل فیزیولوژیكی نیز ممكن است باعث بروز بیماری افسردگی شود؛ به طوری كه عوامل « نور و شیمیایی»  در انتقال‌دهنده‌های عصبی ایجاد می‌كنند. امروزه مطالعه نشان داده است كه سطح كورتیزول خون افراد افسرده با افراد سالم یكسان نیست. كورتیزول هورمونی است كه از غده فوق كلیوی ترشح می‌شود. میزان این هورمون در خون افراد عادی هنگام صبح بالا می‌رود و هنگام عصر پایین می‌آید. در حالی كه میزان كورتیزول خون افرادی كه به افسردگی مبتلا هستند برعكس افراد عادی است.

بنابراین، این اختلاف موجب بروز افسردگی در افراد می‌شود. از تغییرات فصلی نیز می‌توان به عنوان عامل ایجاد افسردگی نام برد.

با فرا رسیدن فصل پاییز كه طول ساعات روشنایی روز كاهش پیدا می‌كند، میزان ابتلا به بیماری افسردگی نیز بیشتر می‌شود. البته برخی آن را به عنوان یك عارضه جدی تلقی  نمی‌كنند، در حالی‌كه به دلیل تغییرات آب‌وهوا و كمبود نور خورشید، ساعات بیولوژیكی بدن تغییر می‌كند و می‌تواند منجر به افسردگی در افراد شود.

به علاوه روانشناسان معتقدند از خشم‌های فروخورده یا سركوب شده نیز می‌توان به عنوان عوامل بروز افسردگی نام برد.

توصیه‌هایی كه روانشناسان به بیماران افسرده می‌كنند این است كه حتی‌المقدور به تحرك و فعالیت‌های فیزیكی اقدام كنند. مثلا پیاده‌روی در روزهای آفتابی در فصل پاییز و زمستان می‌تواند تاثیر مطلوبی در كاهش میزان افسردگی داشته باشد. علاوه بر این مصرف مواد نشاسته‌ای مانند سیب‌زمینی خصوصا به صورت چیپس هم در برخی موارد توصیه می‌شود.
امروزه محققان ثابت كرده‌اند كه تمرینات یوگا هم اعم از تمرین‌های تنفسی و حركات ساده نرمشی‌ بسیار موثر است.

به این افراد توصیه می‌شود سعی كنند خود را ببخشند، احساس گناه نكنند، به خودشان احترام بگذارند و میزان اعتمادبه نفس خود را نیز افزایش دهند و سعی كنند از داشته‌های خود خرسند و سپاسگزار باشند تا كمتر احساس پوچی و بیهودگی كنند. بهتر است برای درمان افراد افسرده، باورهای ذهنی آنها تشخیص داده شود زیرا همین باورهای غلط منشا بیماری آنهاست. بنابراین باید با تمرین‌های مناسب، افراد را قانع كرد تا در روند ذهنی خود تغییر ایجاد كنند. فرد افسرده به دلیل اینكه بعضی از اهدافش عملی نشده است، فكر می‌كند كه فرد بدشانسی است و خود را شكست خورده می‌داند و دچار باورهای غلط می‌شود. همین باورهای غلط هم منشا بیماری این افراد است.

بنابراین باید با تمرین‌های مناسب، افراد را قانع كرد تا در روند ذهنی خود تغییر ایجاد كنند. فرد افسرده به دلیل اینكه بعضی از اهدافش عملی نشده است، فكر می‌كند كه بدشانس است و خود را شكست خورده می‌داند و در باورهای ذهنی خود، خودش را در تمام موارد بدشانس و ناموفق می‌داند. بنابراین به خانواده‌ها توصیه می‌شود كه فرد افسرده را تحت درمان روانپزشك قرار دهند زیرا در جریان بیماری، پند و اندرز و توصیه‌های خانواده در جهت
مثبت اندیشی و امیدواری، به تنهایی نتیجه بخش نخواهد بود و این افراد باید حتما تحت درمان قرار بگیرند.

نوشته شده در تاریخ جمعه 2 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روان شناسی بالینی، روانشناسی سلامت، روان شناسی فیزیولوژیک،     | نظرات()

خودكشی و افسردگی در مردان ایرانی دو برابر زنان است

خودكشی و افسردگی در مردان ایرانی دو برابر زنان است

عمومی- گروه سلامت - سمیه شرافتی:
«میزان افسردگی در زنان دو‌برابر مردان است.»

مطابق آنچه در همه كتاب‌های روانپزشكی ذكر شده، افسردگی و متعاقب آن آمار «اقدام به‌خودكشی» در زنان در تمام نقاط دنیا بالاتر از مردان است. این خبری است كه كارشناسان نیز در حال حاضر به آن تاكید دارند.

اما نتایج یك مطالعه در بیمارستان لقمان تهران كه نتایج آن چند وقت پیش در نشریه علمی پزشكی قانونی به چاپ رسیده، نشان می‌دهد این میزان در مردان ایرانی در سال‌های گذشته رو به افزایش گذاشته و حتی از آمار زنان، بیشتر شده است.

نتایج این بررسی كه روی مسمومان دارویی مراجعه‌كننده به بیمارستان لقمان انجام شده، نشان می‌دهد بر خلاف سال‌های نه چندان دور كه زنان به‌دلیل افسردگی و مصرف بیش از حد دارو به قصد خودكشی، بیشترین تعداد مراجعان به بخش مسمومان این بیمارستان را تشكیل می‌دادند، در سال‌های اخیر این وضعیت كاملا معكوس شده، به‌طوری كه تعداد مردانی كه اقدام به‌خودكشی با داروها كرده‌اند، نسبت به زنان، در حال افزایش است.

به گفته محققان، در سال 1370 از 2 هزار و 930 مورد بستری بیماران در بخش مسمومان دارویی بیمارستان لقمان، 5/37 درصد آنها مرد بودند (481 مورد) كه از این تعداد، 19 مورد مرگ و میر گزارش شد.

ولی در مطالعه اخیر (سال 1383) از 11هزار و456 مورد بستری، 51 درصد (5 هزار و 518 مورد) مرد بوده‌اند و آمار افراد فوت‌شده 272‌نفر بوده است.اما علت تغییر این نسبت در ایران چیست؟ دكتر ‌محمدعلی شهركی، روانپزشك، در گفت‌وگو با همشهری، به نقش سوء‌مصرف مواد در خودكشی مردان اشاره می‌كند و می‌گوید: در خیلی از موارد این مواد زمینه‌ساز مسمومیت‌هایی هستند كه گاهی با خودكشی اشتباه گرفته می‌شود، به این ترتیب كه در خیلی از موارد معلوم نیست كه فرد برای احساس لذت دارو مصرف كرده‌ و یا به قصد خودكشی.

وی ادامه می‌دهد: با این حال، شاید دلیل افزایش انتخاب دارو به قصد خودكشی در مردان این باشد كه آنها ترجیح می‌دهند در حالت خماری همراه با لذت به زندگی خود خاتمه دهند.

قربانیان اعتیاد ایرانی

گر‌چه به‌نظر می‌رسد میزان دسترسی مردان به داروهای مخدر در كشورهای دیگر هم در حال افزایش باشد ولی چرا وضعیت خودكشی مردان و زنان در كشورهای دیگر این‌طور نشده است؟

دكتر آذرخش مكری، روانپزشك و رئیس مركز مطالعات و تحقیقات اعتیاد در این باره به همشهری توضیح می‌دهد: در حال حاضر میزان معتادان مرد در كشور ما نسبت به زنان معتاد 95 درصد است و این افراد هم كسانی هستند كه بیشتر با مواد‌مخدر و شیمیایی اقدام به‌خودكشی می‌كنند؛ برای همین است كه الگوی مصرف این مواد در ایران نسبت به سایر كشورهای دنیا عوض شده است.

تمارض یا خودكشی؟

به‌نظر می‌رسد آنچه كارشناسان بر آن متفق‌القولند، این است كه علت افزایش آمار مسمومیت دارویی در مردان، رواج بیشتر سوء مصرف دارو در سال‌های اخیر است و از قضا در همین قشر، خودكشی بیشتر رواج دارد.

دكتر شاهین شادنیا، رئیس بخش مسمومان بیمارستان لقمان در این باره معتقد است: در گذشته مسمومیت در زنان جنبه تمارضی داشت، یعنی آنها برای جلب توجه و یا رسیدن به هدفی خاص اقدام به مصرف دارو می‌كردند، برای همین میزان مسمومیت در زنان بیشتر بود.

او اضافه می‌كند: در حال حاضر هم اغلب این مسمومیت‌ها در زنان با همین هدف است ولی امروزه میزان مسمومیت در مردها به قصد خودكشی بیشتر از مسمومیت به قصد تمارض است.

رئیس بخش مسمومان بیمارستان لقمان در ادامه با اشاره به اینكه تا سال 2003 میزان مسمومیت مردها و زنان به قصد تمارض یكسان بود، خاطرنشان می‌كند: در مردان مواد‌مخدر یا همان مواد شیمیایی كه مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند، بیشتر باعث مسمومیت می‌شود، علاوه بر این زنان بیشتر از داروهای دسته‌ آنتی‌بیوتیك‌ها، داروهای اعصاب و روان مثل داروهای ضد‌صرع و ضد‌افسردگی و كدئین‌ها استفاده می‌كنند و هدف واقعی در مصرف آنها، پایان حیات نیست، درحالی‌كه مردها بیشتر از متادون، ترامادول یا دیگر داروهای ترك اعتیاد یا افیونی برای خودكشی استفاده می‌كنند.

به این ترتیب در شرایطی كه اكثر روانپزشكان بر افزایش مسمومیت و خودكشی با دارو طی سال‌های اخیر در میان مردان اتفاق نظر دارند، برخی كارشناسان معتقدند نمی‌توان با انجام یك تحقیق چنین نتیجه‌گیری كرد. آنچه مسلم است این است كه در مورد علت تغییر الگوی خودكشی در ایران، باید مطالعات بیشتری صورت گیرد.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 بهمن 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: روانشناسی سلامت، روان شناسی بالینی، آسیب شناسی روانی، روان شناسی فیزیولوژیک، روان شناسی اجتماعی،     | نظرات()

تفکر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 30 دی 1388    | توسط: بابک رهبری    | طبقه بندی: عمومی،     | نظرات()