جمعه 5 تیر 1388

اعتیاد چه چیزهائی نیست؟ بابک رهبری

• نوع مطلب: روان شناسی اعتیاد ،
• نوشته شده توسط: بابک رهبری

 

اعتیاد چه چیزهائی نیست ؟!

1- اعتیاد یک اتفاق نیست یک روند زندگی است که حتی شاید از کودکی در درون یک فرد شکل می گیرد .

2- اعتیاد گناه کسی نیست، مشکلات زندگی، رفیق بد ، سرنوشت ، مهاجرت یا طلاق مسئول ایجاد اعتیاد نیستند.

3- اعتیاد یک مشکل اخلاقی نیست

4- اعتیاد منحصر به محدوده ی مواد مخدر نیست ، اعتیاد می تواند به غذا ، به قمار، به سکس ، به کار، به کامپیوتر، یا حتی به کلاس های معروف به خود سازی باشد .

5- اعتیاد محصول بی اراده گی نیست

6- اعتیاد ربطی به سن ، مذهب، تحصیلات و تجربیات ندارد.

7- اعتیاد با ترک مواد مخدر و یا رفتارهای مربوط به آن از بدن ما بیرون نمی رود.


نظرات()

پنجشنبه 4 تیر 1388

نگاه داشتن خرده حسابهای گذشته در ذهن

• نوع مطلب: روان شناسی عمومی ،
• نوشته شده توسط: بابک رهبری

   

Keeping the Grudges
 

نگاه داشتن خرده حسابهای گذشته در ذهن

انسان با خرده حساب هایی که از دیگران در دل نگه داشته رابطه پیچیده ای دارد. در طول زمان ما به آن حساسیت و وسواس پیدا می کنیم. آنچه که مشکل ایجاد می کند این است که تمایلی به مدفون کردن و دور ریختن آنها نشان نمی دهیم.

خرده حساب های عزیز ما در نهایت همه افرادی را که با آن در ارتباط هستند می آزارد. تمایل به حفظ و نگهداری هر بی انصافی و بی عدالتی که در مورد شخصی صورت گرفته معمولاً به نام " کلکسیون نامردی " نامگذاری شده و این افراد به محض برخورد با هر ناگواری دیگری صندوق نامردی ها را باز می کنند و شروع به ابراز خشم و نمایش نامردمی های گذشته می کنند. گاه افراد از وجود این بایگانی نتیجه می گیرند که " هیچ فایده ای ندارد ، به هیچ کس نباید اعتماد کرد. " و این خشم و ناامیدی به وجود می آورد، و به زودی دنیای این آدم ها پر از انسان- های نارو و خلافکار و غیر قابل اعتماد خواهد شد.

از ابتدای تاریخ افراد برای حمایت از خویشتن و در روند تنازع بقا به این نکته حساس شدند که چه کسانی قابل اعتماد هستند و چه کسانی غیر قابل اعتماد ؟ کم کم انتخاب پیش آمد و بر علیه آنهایی که قابل اعتماد نیستند پرونده سازی آغاز گردید و این روند کماکان در سرشت انسان ها ادامه یافت. آنچه طبیعت انسان ترجیح می دهد این است که اشتباهی آدم خوبی را از کلبه خودمان بیرون کنیم تا اینکه به آدم بدی اعتماد کنیم که سرمان کلاه بگذارد . متأسفانه این نحوه تفکر نگران کننده است چرا که روند تکامل نیاز به همکاری و اعتماد به یکدیگر دارد به این دلیل انسان ها اخلاقیات را وارد صحنه کردند و با کمک به نیازمندان و غذای خود را با دیگری شریک شدن و ... مرحله دیگری از تکامل بشر آغاز گردید . بخش انسانی ، گذشت و فداکاری و مهربانی ، انسان را از بقیه حیوانات مجزا کرد.

متاسفانه امروز ما به مرحله ای رسیده ایم که در حالت برگشت هستیم . بسیاری در لباس مهربانی و انسان دوستی سر دیگران کلاه می گذارند و این مانعی است در مقابل گذشت و رها کردن خرده حساب های گذشته .

در کتاب Moral mind (مغز نیک اندیش) نوشته مارک هاوزر می خوانیم که مشکل افرادی که خرده حساب جمع می کنند تنها خشم به افراد ناباب و متجاوز نیست این ها به یک میزان بزرگتری خشم به اصل و اساس کائنات دارند. مثلا زلزله را محصول خشمی می دانند که از طرف کائنات بر سر مردم وارد می شود.

آنها که بی عدالتی جمع می کنند اغلب خود را از زیر بار مسئولیت بیرون می کشند و زخمهایی را که قابل جبران نیست مرتبا" تازه می کنند تا توجه و دلسوزی دیگران را نیز دریافت کنند .

چطور از دست این بیماری نجات پیدا کنیم :

1- یک لیست بلند بالایی از همه آدم ها و مسائلی که شما را آزار می دهند تهیه کنید. این لیست را به دو بخش موارد قابل اصلاح و موارد غیر قابل اصلاح تقسیم کنید و بخش قابل اصلاح را با درجه اهمیتی که دارند جزء برنامه های اصلاحی خود بگذارید .

2- با این تفکر که قانون همه یا هیچ به این مسائل حکم نمی کند از خود بپرسید آیا این ناگواری ها باید تمامی عمر ما را در اختیار داشته باشند یا این بی انصافی است که عمر مان را هم فدای آن ها کنیم!

3- از خود بپرسید آیا علیرغم همه این ناگواری ها و ناعدالتی ها من می توانم برای خودم زندگی بسازم؟

4- از خود بپرسید آیا روزهای بسیاری که نشسته و ناسزا گفته اید ، در صدی از این بی عدالتی ها را سامان داده اید؟

5- سعی کنید به جای لغت هایی چون بی انصافی ، غیر انسانی یا بی عدالتی در مقابل اتفاقاتی که افتاده آنها را در سطح ناپسند ، نفرت انگیز ، بی ارزش و ... پایین بیاورید.

6- خود را برای واکنش منصفانه برای خودتان آماده کنید که دیگری نتواند شما را آزار ندهد.

7- به مسائل زندگی در سطح کلی نگاه کنید که طبعاً آنها را کوچک خواهید دید.


نظرات()

چهارشنبه 3 تیر 1388

تازه های روانپزشکی

• نوع مطلب: روان شناسی بالینی ،
• نوشته شده توسط: بابک رهبری

تازه های روانپزشکی

داروی ضد افسردگی غیر خوراکی :  قابل توجه افسردگانی که خوردن قرص های ضد افسردگی را دوست ندارند.
در درمان افسردگی ها و بیماری ها ی اضطرابی یکی از موثرترین گروه داروها ، داروهای MAOI یا گروه داروهایی بوده اند که مونوآمین ها را در بدن افزایش می دادند، یا در واقع از سوخت این مواد در بدن جلوگیری می کردند، و این نکته را سالها است که میدانستیم. مشکل این بود که این داروها با بعضی از مواد غذایی تخمیرشده مانند پنیر، آّب جو، شراب، شکلات و غیره ناسازگاری داشتند و ترکیب آنها سبب افزایش فشار خون و خطرات وابسته می شد.

دانشمندان برای جلوگیری از این مشکل، داروئی به نام Selegilin را که از جمله گروه MAOI می باشد تحت عنوان EMSAM  به صورت Patch جلدی تهیه کردند که با چسباندن این Patch به پوست بازو یا ران ، داروی ضد افسردگی مستقیماً بدون گذر کردن از دستگاه گوارش وارد گردش خون بیمار می شود. به همین دلیل رژیم غذائی از واجبا ت شروع این درمان نیست خصوصا" برای کسانی که داروهای ضدافسردگی موجود در بازار را تحمل نکرده اند، این دارو بسیار مناسب است. البته که این نوع درمان نیز مثل بقیه درمان های داروئی باید زیر نظر  روانپزشک انجام شود.

 

محققینی که در زوریخ روی ارتباط بین آسم و چاقی مطالعه کرده اند به این نتیجه رسیدند که میزان چاقی در افرادی که در 20 سالگی به آسم مبتلا بودند در 40 سالگی 3 برابر بقیه افراد است. عکس این قضیه به ثبوت نرسیده یعنی کسانی که در 20 سالگی چاق بوده اند لزوما" شانس بیشتری برای ابتلا به آسم در 40 سالگی نشان ندادند. پس چاقی سبب بروز آسم نمی شود اما آسم خطر بروز چاقی را افزایش می دهد.

                                                        
جدید ترین تحقیقات علمی درباره بیماری اسکیزوفرنیا یا بیماری جنون جوانی:

این بیماری بطور ارثی انتقال پیدا می کند. گرچه هنوز ژن خاصی را برای انتقال این بیماری پیدا نکرده اند، اما مشخص شده است که بستگان درجه یک شخص مبتلا به این بیماری 10 برابر افراد دیگر خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را دارند. ابتلا کودکان به سرخک و تولد درفصل زمستان خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را افزایش می دهد. هنوز هم داروی Clozaril بهترین و موثرترین داروی موجود برای این بیماری است. مطالعات نشان می دهد که 40% مبتلایان به این بیماری گرفتار اعتیاد نیزهستند.

 

یکی از مشکلات مبارزه با الکلیسم یا اعتیاد به الکل این است که بیماران اغلب درمان های داروئی خود را بعد از مدت کوتاهی متوقف می کنند . مطالعات علمی ثابت کرده که دارویی به نام نالتروکسون اگر روزانه مصرف شود علاقه به مصرف الکل کاهش خواهد داد. این دارو بنام Revla 50mg سالها است در اختیار پزشکان است  ولی بیماران الکلی از خوردن روزانه قرص همیشه ناراحت بوده و شایعاً درمان اعتیاد به الکل از این راه سرانجام به عدم موفقیت منجر می شده است .
امسال دارویی به نام Vivitzol 380mg به وسیله FDA برای درمان الکلیسم مورد تائید قرار گرفت . تزریق یک آمپول کوچک در عضله بیمار به مدت یک ماه مادّه تالتروکسون را در خون بیمار نگاه می دارد.این داروباید ماهیانه و به وسیله پزشک برای بیمار الکلی تجویز و تزریق شودکه مقاومت بیمار را در مقابل وسوسه نوشیدن الکل افزایش می دهد .


Manic Depression

تشخیص بیماری نوسان خلق Bipolar disorder  در نوجوانان بسیار مشکل است زیرا علائم بیماری به صورت دوره های شیدایی و افسردگی یکی پس از دیگری ظاهر نمی شوند و اغلب علائم بیماری را به خلق و خوی دوران بلوغ منسوب می کنند. دانشمندان توانستند با بررسی های دقیق Neuro Imaging در این بیماران (عکسبرداری های دقیق از بخش های کورتیکال مغز )، به اختلالات قابل رویت در ضخامت ماده سفید مغز و حلقه ارتباطی آن با تالاموس آگاهی پیدا کنند .
 American College &  Neuro Psychopharmacology
در گردهم آیی سالیانه اش نتیجه این مطالعات را اعلام کرد و علائم بیماری نوسان خلق نوجوانان را از این قرار دانستند:

نوجوانان مبتلا به بیماری Bipolar Disorder   یا Manic Depression در دوران شیدایی افکار خود بزرگ بینی دارند، اغلب کم خواب هستند، زیاد حرف می زنند، افکار در ذهن آنها اغلب از یکدیگر سبقت می گیرند، به کارهای احمقانه و خطرناک دست می زنند و بیقرار و پرانرژی هستند. از طرف دیگر در دوران افسردگی بیحوصله اند، زیاد می خوابند، زیاد حرف نمی زنند مگر اعتراض آمیز ، بهانه گیری می کنند، همه چیز در چشم آنها غیرمنصفانه است ، ناامید هستند و گاه افکار خودکشی درآنها تظاهر می کند.
امیدواریم که بتوانیم این بیماری را هر چه زودتر در نوجوانی تشخیص دهیم و با درمان به موقع از عواقب خطرناک آن جلوگیری کنیم.

نظرات()

سه شنبه 2 تیر 1388

شب ادراری

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

Enuresis     شب ادراری   

شب ادراری یکی از ناگوارترین بیماری های دوران کودکی از دیدگاه خردسالان است. این کودکان گاه تا 14 سالگی حداقل 3 بار در هفته در طول شب ، بستر خود را خیس می کنند. این بیماری ضربه مهلکی به اعتماد به نفس کودکان وارد خواهد کرد. این کودکان از ترس آبرو ریزی هرگز حاضر نیستند در منزل دوستان یا فامیل بخوابند ، از رفتن به سفرهای تفریحی با دیگر کودکان خود داری می کنند و از خویشتن خود شرمنده اند .

در تاریخچه رشد کودکی ، اغلب این کودکان تاخیر در کنترل ادرار و مدفوع در حالت بیداری هم نشان می دهند و گاه تاخیر در تکلم و یا راه افتادن طفل مشهود است.

این بیماری اغلب در یکی از والدین کودک مبتلا وجود داشته و تجربه نشان می دهد که هر دو در سن خاصی بهبودی پیدا می کنند.

در تشخیص و درمان این کودکان باید به استرس های موجود در محیط خانواده، تجاوزهای جنسی مشکلات ارتباطی والدین و رابطه کودک با سایر افراد خانواده توجه کرد.معاینه فیزیکی طفل بوسیله پزشک کودکان باید شامل معاینات حلق و گلو، شکم و دستگاه ادراری باشد چرا که گاه دلایل جسمانی سبب شب ادراری است.

علل فیزیکی شب ادراری از این قرارند:

1- بطور ارثی این بیماری از طریق ژن به طفل منتقل شده است. متاسفانه والدین از ابراز چنین سابقه ای اغلب خود داری می کنند.

2- عقب ماندگی رشد مغزی : در برخی کودکان مبتلا به Autism ، Mongolism و سایر سندرم های عقب ماندگی ، کنترل ادرار در شب سالها به طول می انجامد.

3- بیماری های خواب مثل ایست تنفسی ، خُرخُر کردن و نارکولپی سبب بیخوابی های بریده همراه با خواب های خیلی عمیق در فواصل آن ، سبب شب ادراری می شوند.

4- بزرگی لوزه ها، بزرگی غدد لنفاوی، یبوست مزاج ، ناهنجاری های اعصاب نخاعی و بیماری قند می توانند سبب شب ادراری باشند.

درمان :

1- رفع مشکلات جسمانی اگر وجود دارند.

2- اقدام به روان درمانی در باره مشکلات روانی و خانوادگی

3- رفتار درمانی از قبیل نظم دادن به ساعت خواب ، خودداری از نوشیدن مایعات و مواد حاوی کافئین در ساعات قبل از خواب و ...

4- داروئی به نام تفرانیل Imipramine ) 10 )  تا 20 میلی گرم زیر نظر پزشک در اغلب موارد موثر است.

5- اسپری مخصوصی به نام Desmopressin اخیراً مورد استفاده قرار می گیرد که حتماً باید به وسیله پزشک تجویز شده و تست های آزمایشی نیاز دارد .

6- دستگاه های الکترونیکی که به بیمار متصل می کنند و با اولین قطره ادرار بیمار را از خواب بیدار می کند.

توجه داشته باشید که ضربه های روحی ناشی از شب ادراری به طریقه فزاینده ای آینده و شخصیت بیمار را به مخاطره می اندازد و اگرچه در سن خاصی بهبود می یابد اما حتما باید در زمان مناسب درمان شود .


نظرات()

دوشنبه 1 تیر 1388

مغز نوجوانان

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

درون مغز نوجوان چه می گذرد , نگاه تازه ای به نوروبیولوژی مغز

اگر نگاهی به دنیای عجیب و غریب نوجوان کنیم می پرسیم واقعاً چه اتفاقی می افتد وقتی یک بچه نازنین و دوست داشتنی در فاصله یک سال انگار سحر و جادو شده باشد بکلی عوض می شود. انگار بچه سر براه دیروز را بردند و یک موجود کاملاً متفاوت را برای ما برگردانده اند. از نحوه ای که لباس می پوشند، از نحوه ای که موهایشان را درست می کنند، از آدم هایی که به آن ها جذب می شوند، از آهنگ هایی که گوش می کنند، از قانون هایی که می شکنند، از غذایی که می خورند، از اطاقشان ، از هر گوشه و کناری فریاد بلند است که هشدار، هشدار من دیگر آن بچه نازنین دوست داشتنی نیستم. با من بگو مگو نکنید، برای من قانون نگذارید من آن چیزی که شما فکر می کنید نیستم.

آدم یاد فیلم های Exterminator می افتد که می بینیم یک آقای خوش قیافه معقول دنبال آدرسی می گردد . معلوم می شود که دنبال یک پسر جوان هست . بعد او را می بینیم به شکل یک خدمتکار در یک منزل و ناگهان دستش مثل تیغه شمشیر بیرون می آید و شخصی را که در کنارش ایستاده به قتل می رساند . یا وقتی او را با کامیونش منفجر می کنند ، تیکه پاره هایش به هم می چسبد و از توی شعله بیرون می آید...

والدین شکایت می کنند که چرا نوجوان شان در مهمانی های خانوادگی شرکت نمی کند، چرا نمازش را نمی خواند، چرا پسرمان گوشش را سوراخ کرده یا ابروهایش را برداشته یا موهایش را بنفش کرده ، به موسیقی RAP گوش می کند،درس نمی خواند، توی کیف، جیب یا اطاقش علف پیدا کردیم که نام مستعار ماری جوانا است . حتی مضاف بر این ها می شنویم که دختر نوجوانی در حالی که برهنه در Freeway می دویده در اثر اصابت اتومبیل به قتل می رسد، خانواده ی دیگری دختر نابالغش سه روز خانه نمی آید و ناگزیر با یاری پلیس او را پیدا می کنند. خانواده دیگری متوجه می شوند که فرزندشان مدت ها از کیف مادر یا پدر پول می دزدیده تا مواد مخدر در مدرسه تهیه کند که برای لاغر شدن مصرف نماید.

اینکه دختر شما شب امتحان برای درس خواندن به منزل همکلاسی قابل اعتماد برود و شما با دوستانتان بیرون باشید سری هم به یک کلاب بزنید واو را ساعت 2 صبح مشغول رقص در کلاب ببینید تعجب آور نیست . متاسفانه چنین رفتارهایی امروزه در جامعه ما از شکایات شایع والدین است.

سال ها محققین این تغییرات عجیب و غریب نوجوانان را زیر سر هورمون ها می گذاشتند. ما شکی نداریم که مطالعات علمی ثابت کرده میزان تستوسترون در خون افراد نسبت مستقیمی دارد با رفتارهای خشونت بار و واکنش های جنسی ورای نظم و ترتیب معقول اجتماعی . ولی آخرین تحقیقات ، موضوع را به نحوه رشد و نمو و جرح و تعدیل شبکه های عصبی در مغز نسبت می دهند که موضوع این مبحث است.

 مطالعات علمی که اساس و بنیان تغییر عمده دیدگاههای ما در باره نوجوانان است در ابتدا به وسیله دکترGiedd سرپرست سازمان تحقیقات نوروآناتومی در بخش روانپزشکی کودکان در NIMH صورت گرفت. این پزشک جوان 43 ساله که خودش هم 4 فرزند در سنین مختلف کودکی و نوجوانی دارد از تحولات عجیب و غریبی که در سنین مختلف بچه ها رخ می دهد به تعّجب در آمده و پاسخ معمول و مرسومی که ما رفتارهای غیر عادی بچه ها را به غلیان هورمونی نسبت می دهیم راضیش نمی کرد. پس طرحی ریخت در ارتباط با سازمان های علمی دیگری مثل UCLA ، هاروارد و مرکز دیگری در مونترال کانادا و در این همکاری 1800 کودک را در سنین مختلف کودکی مورد مطالعه قرار دادند و عکس های دقیقی از مراکز مختلف مغزی گروه به ظاهر سالم و معمولی در زیر دستگاه MRI گرفتند. این برنامه هر 3 سال یک بار تکرار شد.

برای هر بچه آلبوم مخصوص تهیه شد ، این برنامه 13 سال طول کشید . در بین بچه ها دو قلو های یک تخمکی هم داشتند که اثرات تغییرات محیط را روی مغز های کاملا مشابه نیز مشاهده کنند.

جالب اینکه بعلت اختلاف سنی بچه ها در ابتدای مطالعات بعد از13 سال طیف وسیع سنی از 3 ساله تا 25 ساله را کاملاً مطالعه کرده بودند.

نتایج جالبی که از این تحقیقات بدست آمد از این قرار بود :

اولا رشد مغزی مثل سایر اندام های بدن رشد ساده فزاینده ندارد. ما در گذشته فکر می کردیم که بچه ها در 12 سالگی رشد مغزی کامل را پیدا کرده اند و از نظر اندازه تغییرات دیگری ندارد، فقط ما باید محتویات این سلول ها را پر کنیم از معلومات و تجربیات و هنرها و غیره .و این همان فلسفه ای است که ژان پیاژه دانشمند سوئیسی اعلام کرد که در 12 سالگی Formal Operation Stage به کمال می رسد.

بر اساس تحقیقات جدید کودک در دوران قبل از تولد در شکم مادر بین 3-6 ماهگی از هر زمانی در زندگیش بیشتر سلول عصبی در جمجمه اش دارد . یک ماه قبل از تولد ، سلول های عصبی که هر کدام با تعداد زیادی از سلول های دیگر ارتباط پیدا کرده اند دچار پاکسازی می شوند ، مرحله ای که Pruning نام گذارده شده و ما در فارسی پیرایش می گوییم. در این پیرایش تعداد زیادی از ارتباط ها و سلول ها ی غیر ضروری جذب می شوند. همین جا است که نظر دکتر Giedd را به ADHD و Autism جلب کرد . چون اختلال در این مرحله پاکسازی به صورت نامتعادل سبب می شود که کودکAutistic به دنیا بیاید با توانایی عجیب و غریب در بعضی بخش های عصبی و ناتوانی در بسیاری از بخش های دیگر . در مورد ADD هم فکر می کنند که محصول پیرایش ناقص در مرحله قبل از تولد است و بچه هایی که ADD را به بزرگسالی نمی برند و علائم آنها در انتهای نوجوانی پایان می گیرد از دومین مرحله پاک سازی که در انتهای کودکی شروع و انتهای نوجوانی ختم می شود استفاده می کنند.

به هر حال بعد از تولد رشد مغز با ملایمت ادامه پیدا می کند و در 6 سالگی به 95-90 % مغز بزرگسال می رسد. در این جا دو باره مرحله دوم پر شاخ و برگ شدن Proliferation آغاز می شود که تا انتها ی دوران کودکی یعنی 12 سالگی ادامه پیدا می کند. به خلاف تغییرات قبل از تولد که در آن شماره سلول های عصبی کاهش پیدا می کند در این دوره ارتباط های یک سلول با دیگر سلول ها ساخته می شود .

در این دوره 6-12 سالگی سلول های عصبی ارتباطات وسیعی با همدیگر به وجود می آورند و Pathway های جدید می سازند . حجم ماده خاکستری مغز که این سلول ها در آن قرار دارند افزایش پیدا می کند و این مرحله در دخترها در 11 سالگی و در پسرها در 5/12 سالگی به ماکزیمم می رسد.

در این دوران از زندگی است که کودکان همه استعداد های خودشان را می توانند گسترش دهند.

در این جا بود که فکر کردند شاید هورمون ها نقشی در این تغییرات مغزی داشته باشد ولی دیدند که در دختران چه دوران قاعده آنها زودتر یا دیرتر باشد ربطی به سیر تکاملی مغزی ندارد.

مرحله مهم در زندگی نوجوان همین جا شروع می شود. اینکه در مرحله پاکسازی دوم که در دخترها از 11 سالگی به بعد و پسرها از 5/12 به بعد آغاز می شود چه مقدار از سلول های مغزی پاکسازی بشوند بستگی دارد به عامل ژنتیک و سیستم or lose it Use it یعنی سیستمی را که به کار نبریم از دست می دهیم . این فلسفه داروین است که نژاد قویتر دوام می آورد و نژاد ضعیف پایمال می شود.

اینکه نوجوان ها در این سنین چطور وقتشان را بکار ببرند نقش اساسی در آینده شان دارد . تعجبی نیست که اگر بچه ها در این سال ها جلوی تلویزیون بنشینند و پاپ کورن بخورند در بزرگسالی هم بجز مشکل چاقی ، به چیز دیگری جز تماشای فیلم یا بازی با کامپیوتر تمایل نداشته باشند. بچه ای که پیانو می زند مرکز کنترل حرکات انگشتانش در مغز بوضوح ضخیم تر از بچه های دیگر است ، آن ها که ژیمناستیک بازی می کنند مرکز تعادل قوی تری دارند و آن ها که مطالعه حفظی می آموزند مرکز حافظه شان قویتر می شود.

مرحله پاکسازی که در MRI با نازک شدن ماده خاکستری نمایش داده می شود تا 22، 23 سالگی ادامه پیدا می کند و هر سال 7% ماده خاکستری نازک می شود.

کودک بین 11 تا 14 ساله در دختران و 5/12 تا 16 ساله در پسران توانایی آموزش و مهارت یافتن در رشته های گوناگون را دارند . هرچه بالا برویم مغز شروع می کند سلول های بی مصرف را دور ریختن و در مقابل می بینیم ماده سفید مغز شروع به افزایش می کند. محققین بر این عقیده اند که غلافهای حفاظتی دور سلولهای عصبی را می گیرند و آنها را Isolate می کنند که سبب افزایش سرعت سیگنال های عصبی است . هر سال که جلوتر می رویم غلاف های حفاظتی ضخیم تر و تعداد ارتباط ها کمتر می شود. در مقایسه نوجوان ها با 30 ساله ها ، نوجوان ها توانایی های بیشتری در انجام کارهای متنوع دارند. مطالعه نشان می دهد که حتی بهتر با آسیب ها و ناگواری ها مبارزه می کنند. در 30 سالگی می توانند در رشته خاصی نابغه باشند ولی از بسیار مسائل دیگر دور و بی اطلاع . ضمناً مبارزه با آسیب ها و ناگواری ها هم سخت تر می شود.

دکتر Giedd در بررسی های خودش به تغییرات مغز در دوره اواخر نوجوانی ، پانزده سالگی به بالا متوجه تغییرات خاصی شد که پیش درآمد بیماری های اسکیزوفرنیا وManic Depresion بود . این مطالعات هنوز ادامه دارند ولی دلایلی موجود است که احتمالاً برای پیشگیری و تشخیص زود رس این بیماری ها به ما کمک خواهد کرد.

رشد و نمو مراکز مغزی از عقب به جلو صورت می گیرد . اولین بخش ها مراکز بینایی، شنوائی ،حسی و ارتباط آنها با همدیگر است. مراکز احساسی بخش های بعدی هستند که می بینیم نوجوان ها چقدر در هر بخش از احساس های عاطفی خودشان سریع تاثیر می گیرند. متأسفانه بخش آخری که بکار می افتد Cortex Prefrontal است . 

یعنی مرکز تنظیم کارها به نسبت اهمیّت آنها ، طرح نقشه و سازماندهی ، کنترل هوس ها، مقایسه عواقب یک کار با لذتی که در اثر آن کار می بریم . حالا می فهمیم که چرا نوجوان ها اینقدر گرفتاری دارند که کار مدرسه ، یا مسئولیت های جدی شان را قبل از تماشای تلویزیون یا گفتگو با دوستانشان به انجام برسانند. می بینید که قسمتی از مغز که سبب می شود نوجوانها مسئولیت قبول کنند متأسفانه دیرترین بخشی است که تکامل پیدا می کند.

 تردیدی نیست که محیط جامعه امروزی ما برای نوجوانان خطرناک است و این مشکل را چند برابر می کند . در گذشته نوجوان ها نه پول و نه توانایی پیدا کردن Drug Dealer را داشتند. پسر جوان 16 ساله ای که عشق رانندگی داشت با دوست هایش قرار می گذاشتند بعد از 12 شب 3-4 نفری ماشین پدر را توی خلاص می گذاشتند هل می دادند از خانه می بردند بیرون آنجا روشن می کردند دور می زدند و قبل از این که خیلی عقربه ی بنزین پایین برود می آوردند سر جایش می گذاشتند. امروز می شنویم که دختر 14 ساله روی Internet پسری را پیدا می کند خودش را 18 ساله جامی زند پسر را نیمه شب جلوی خانه شان می کشد و با هم در تاریکی شب داخل اتومبیل معاشقه می کنند. البته در این جریان قبل از این که رابطه به جای حساس برسد گشت پلیس آن ها را می بیند دختر را به خانه می فرستد و پسر را به زندان به جرم گول زدن دختر نابالغ ....

به هر تقدیر درست زمانی که کار مغز از شاخ و برگ دادن به سلول های عصبی تغییر می کند به پاکسازی ،حمله هورمونی در نوجوان نیز آغاز می شود. تستوسترون و هورمون های اندروژن که از غدد فوق کلیوی در دخترها ترشح می شود اثرات مهمی روی مغز دارند از جمله تأثیر کاهش دهنده روی هورمون های serotonin و norepinephrin که مسئول تعادل احساسی در نوجوان هست.

پس تعجبی نیست که در این دوران نوجوان ها به تلنگری از کوره در بروند ،زیر گریه بزنند و دنبال شرایطی بگردند که تمایلاتشان را بدون کنترل رها کنند . نیاز به هیجان و مخاطره بچه ها را به سمت مسابقات خطرناک اتومبیل ، مصرف مواد Hallucinogen، پیوستن به گنگ ها ، فرار از منزل و غیره متمایل می کند. در این دوران تازه بخشی از مغز که مسئول کنترل و ترمز کردن در مواقع خطر است مشغول ساخته شدن است. بیخود نیست که ما نوجوانان را به اتومبیلی تشبیه می کنیم که با 100 مایل سرعت در حرکت است اما راننده ای پشت فرمان نیست.

در مطالعه ی دیگری عکس های آدم ها را با احساس های مختلف به نوجوان ها نشان دادند. بیشتر بچه ها تصویر آدمی را که ترسیده به عنوان آدم عصبانی معنی کرده اند یا آدمی که گیج یا Puzzled بوده ، گفته اند از چیزی متنفر است ، Hateful است که مشابه برخوردی است که حتما دیده یا شنیده اید که بچه ها به خانه می آیند و می گویند معلم از من متنفر است ، در حالی که معلم نمی دانسته با این بچه چیکار کند.

در مطالعه دیگری بچه ها ر ا پشت دستگاه هایی نشاندند که تقلید رانندگی می کنند و آنها موظف اند که در مراحل خاصی احتیاط کنند . نتیجه این آزمایش نشان می دهد که نوجوان ، Teenager در هنگام رانند گی وقتی تنها است بیشتر متوجه خطر می شود و ترمز می کند ولی وقتی با همسالانش می نشیند درجه خطر کردنش بالا می رود. این مطالعه تائید ی بر مطالعه دیگری است که نشان می دهد اغلب جنایات صورت گرفته به وسیله Teenager ها به فرم دسته جمعی بوده خاصه اگر به انجام کاری دست بزنند که از نظر احساسی با هیجان زیادی همراه باشد.

مشکل دیگر نوجوانان اختلال در علاقه به نمره های خوب گرفتن است. بیشتر والدین متعجب اند که چطور نمره A نمی تواند بچه را به درس خواندن تحریک کند. دلیل این است کهReward system در نوجوانان مثل حیوانات باید فوری Immediate باشد. در آنها جای خاصی که فکر جایزه را توی ذهنشان نگه دارند و به خاطرش تلاش کنند کار نمی کند. نوجوان معمولا به کاری دست می زند که یا هیجان زیاد High excitement داشته باشد یا زحمت کم effort Lowو یا هر دو .

مشکل دیگر خواب است . مرکز خواب در بدن در Pineal gland ، قاعده مغز ، در هنگام خواب ملاتونین ترشح می کند که به مغز علامت می دهد که سیستم را خاموش کند.

یکی از تحقیقات علمی در Brown university نشان می دهد که ملاتونین در نوجوانان خیلی آهسته بالا می رود. مدت طولانی تری طول می کشد تا مقدار کافی برای خاموش کردن سیستم داشته باشیم و این دقیقاً بر عکس کودکان زیر 8 سال و بالای 18 ساله است و به همین دلیل اختلال خواب ، دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن یکی از مشکلات شایع نوجوانان است.

و اما نتیجه گیری :

بیشتر محققین فکر می کنند که مغز انسان در دوران نوجوانی آماده است که به وسیله آموزش ها و تعالیم متفاوت در جهات مختلف رشد و نمو بکند و هشدار بر ای خانواده ها این است که نوجوانی که جلوی تلویزیون ساعت ها و ساعت ها بنشیند بتدریج در مرحله پاکسازی بسیاری از استعدادها را از دست می دهد.

این که بچه ها را 16 ساله پشت فرمان بنشانیم و 18 ساله حق رای دادن و سربازی رفتن داشته باشند و در 21 سالگی اجازه نوشیدن الکل ، جز آسیب ها ی روحی و جسمی برای فرزندان ما سود دیگری ندارد ، مغز انسان در 25 سالگی به کمال می رسد به این دلیل است که مدافعین حقوق کودکان و نوجوانان با مجازات اعدام برای نوجوانان ، یا اینکه یک انسان 16 ساله به دادگاه برود و تقاضای بزرگسال شدن بکند مخالفت می کنند .

به دلیل این مطالعات علمی America Bar Association از قانون گذاران درسطح ایالت ها تقاضا کرد که مجازات اعدام برای نوجوانان را متوقف کنند چرا که به دلایل اجتماعی و روحی و روانی نوجوانان توانایی تصمیم های معقول و توانایی فهم نتایج تصمیم ها را ندارند.

اشتباه کردن بخشی از روند تکاملی مغز و روان در نوجوانان است فقط باید با راهنمایی امکان اشتباهات بزرگ را کاهش بدهیم و سعی کنیم در روند تصمیم های مشکل هدایت شان کنیم حتی وقتی مقاومت می کنند. و دو خصیصه ارزنده والدین را که عشق و تحمل هست و تأثیرش سالها است که ثابت شده به کار ببریم.

هفت قانون برای والدین :

1- در دوران نوجوانی فرزندان ما تعلیم ناپذیر نیستند. والدین آگاه می توانند به نوجوانان کمک کنند که راههای سالم را بشناسند، از تصمیمات خطرناک بپرهیزند و در مدرسه پیشرفت کنند.

2 - عشق هرگز زیادی نمی کند مگر این که با حماقت مخلوطش کنیم. مثلاً عشق مادری که فکر می کند اگر بچه من مواد مخدر مصرف می کند اقلا توی خانه خودم باشد از این دست عشق ها است.

با ابراز عشق و علاقه و بغل کردن جلوی دیگران آنها را شرمنده نکنید ولی در تنهایی تعریف و تمجید و ابراز عشق و علاقه معقول برای نوجوانان بی اندازه موثر است.

3 - خودتان را کنار نکشید. این اشتباه است که به محض رسیدن بچه ها به 13 سالگی ناگهان آنها را رها کنیم. به نظر می رسد که از 13 سال به بالا ما حتی بیشتر باید درگیر باشیم. با شرکت در برنامه های مدرسه و سایر فعالیت های ورزشی ، هنری و غیره دوستان بچه ها را بشناسید و با آنها حتی المقدور وقت بگذرانید.

4 - قوانین و مقررات تربیتی که در دوران کودکی به کار می بردید دیگر کارگر نیست و باید اصلاح شود. بچه ها شما رابه مبارزه می طلبند. باید دلایل معقول داشته باشید . فراموش نکنید دلایلی چون : ما این کار را در بچگی نمی کردیم یا پدر بزرگ خوشش نمی آید موثر نخواهد بود.

5 - Set Limit ، نظم و مقررات از واجبات زندگی نوجوانان است بشرطی که خود ما نظم را نشکنیم. یکی از مهم ترین توصیه های ما در مورد نوجوان ها Fair بودن وFirm بودن است یعنی منصفانه و محکم عمل کنیم . بتدریج که بچه ها رشد و کمال از خودشان نشان می دهند قوانین را کم کم آزاد می کنیم . اگر با آزادی نمی تواند بطور معقول برخورد کند برگردید به جای اول و چند ماه بعد دوباره.......

6 - اتکا به نفس بچه ها را تشویق کنید. قانوناً نوجوانان برای رسیدن به خود کفائی تلاش می کنند و ما اغلب رفتار آنها را افسار گسیختگی و بی حرمتی می نامیم. به نوجوانان فضای کافی بدهید که بتوانند به خودشان اعتماد کنند.

7 – تصمیم هایتان را توضیح دهید. طبیعی است که والدین از بچه هایشان انتظار داشته باشند اما انتظارشان باید مشخص ، ساده و متناسب باشد . یعنی معقول و متناسب با سن و موقعیت بچه باشد و مشخص باشد یعنی نوجوان بداند که چه چیز از او می خواهید جمله   " اگر بچه ، بچه باشد باید خودش بفهمد "   کار نمی کند .


نظرات()

یکشنبه 31 خرداد 1388

شعر

• نوع مطلب: بهداشت روان ،
• نوشته شده توسط: بابک رهبری

تو را به جای همه زنانی که نشناخته ام دوست می دارم!

تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم!

برای خاطر عطر گستره ی بیکران و برای خاطر عطر نان گرم !

برای خاطر برفی که آب می شود؛ برای خاطر نخستین گل

برای خاطر جانورانی پاک که آدمی نمی رماندشان،

تو را به خاطر دوست داشتن ؛ دوست می دارم!

تو را به خاطر همه زنانی که دوست نمی دارم؛ دوست می دارم!

جز تو ،که مرا منعکس می تواند کرد؟ من خود ، خویشتن را بس اندک می بینم!

بی تو جز گستره ای بی کرانه نمی بینم؛

 

میان گذشته و امروز!

از جدار آینه خویش گذشتن نتوانستم!

می بایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم

راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش می برند!

تو را دوست می دارم برای خاطر فرزانگی ات که از آن من نیست!

تو را به خاطر سلامت! به رغم همه آن چیزها که به جز وهمی نیست دوست می دارم!

برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمی دارم!

تو می پنداری که شکی! حال آنکه به جز دلیلی نیستی!

تو همان آفتاب بزرگی که در سر من بالا می رود؛

بدان هنگام که از خویشتن در اطمینانم !

پل الوار


نظرات()

شنبه 30 خرداد 1388

خودکشی در نوجوانان

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

خود کشی در نوجوانان

مسئله نوجوانان مبتلا به افسردگی و افزایش تعداد افرادی که با مصرف داروهای ضد افسردگیگرفتار افکار خودکشی شده اند امروزه توجه جامعه را به خود جلب کرده است .

گزارشهای تازه نشان میدهد که اخیرا" تجویز داروهای ضد افسردگی به وسیله پزشکان ده درصد کاهش پیدا کرده است و این نشان از احتمال درستی اخبار قبلی دارد ، لذا نگرانی خانواده ها را برانگیخته است.

به منظور آرامش خیال هموطنان عزیزی که فرزندانشان تحت درمان با داروهای ضدافسردگی هستند باید اعلام کنیم که :

اولا" آمارهای رسیده با فرهنگ ما ایرانیها تطابقی ندارد ، ثانیا" طبق مطالعات ، اغلب کودکانی که افکار خودکشی داشته اند در مرحله ابتدائی درمان با داروها بوده نه آنها که ماههاست به درمان مشغول هستند.

بر اساس دستور العمل جدید FDA ، پزشکان ناگزیر هستند که در درمان کودکان و نوجوانان با داروهای ضد افسردگی فرم هایی به والدین بدهند که حاوی اطلاعات زیر است:

1- مطالعات انجام شده در 24 مطالعه تحقیقی روی جوانانی که به افسردگی مبتلا بوده اند نشان میدهد که افکار خودکشی در چهار نفر از هر صد نفر نوجوان درمان شده با داروهای ضد افسردگی به وجود آمده است . در حالیکه در گروه مورد بررسی که با داروهای خنثی درمان شده اند ، دو نفر از هر صد نفر افکار خودکشی داشته اند.

2- در تمام 24 مطالعه انجام شده حتی یک نفر اقدام به خود کشی نکرده است.

3- با این وجود توصیه میکنیم که در شروع درمان نوجوانان با داروهای ضدافسردگی از جمله پروزاک- پکسیل و زولافت و غیره با آنها در تماس مستقیم باشید .حال آنها را بپرسید ، وسائل خطرناک مثل اسلحه – داروهای مختلف و مواد سمی را از دسترس آنها دور نگه دارید.

4. ملاقات با پزشک را در ماه اول هفته ای یک بار ، در ماه دوم دو هفته یکبار و سپس طبق دستور پزشک ادامه دهید .

با امید به بهبودی و شادمانی همه فرزندان !


نظرات()

جمعه 29 خرداد 1388

مردان پنجاه ساله به بالا

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

  

Men over 50 ( مردان پنجاه ساله به بالا)

 

به طور کلی وقتی صحبت پیرامون مردان 50 ساله به بالا می شود ما به یاد گروهی می افتیم که اغلب سالم اند پرقدرت و توانا هستند و در اوج موفقیت حرفه ای خود قراردارند. در حالی که با کمی دقت می بینیم که این افراد آسیب پذیرند و به سمت آینده ای در حرکت هستند که در آن بیماری های قلب و عروق فراوان است. ناتوانی های جنسی بسیار است، میزان حافظه و توانائی یادگیری کاهش می یابد و حتی طبق آمار تعداد خودکشی ها بیشتر است.

از نظر هورمونی تستوسترون یا هورمون مردانه عامل اصلی ویژگی های جنسی مردان بوده و تعادل آن را حفظ می کند و در ساختن عضلات و محکم کردن استخوان ها نقش دارد.

اثر این هورمون در مغز محرک تمایل جنسی ، محرک احساس های مربوط به روابط جنسی و حتی تمایل مردان به قدرت گرائی است.

میزان این هورمون تا حدودی به ژن ،استرس و فصل ارتباط دارد اما مهم ترین عامل در میزان تستوسترون خون آقایان سن است !

طبق مطالعات از 30 سالگی به طور متوسط سالی یک درصد میزان تستوسترون خون مردها کاهش پیدا می کند و این کاهش به عکس هورمون های زنانه که در هنگام یائسگی طی یکی دو سال به شدت کاهش پیدا می کند ملایم و پیشرونده است.

علائم کاهش تستوسترون در آقایان شامل علائم متابولیک و علائم روحی روانی است :

- علائم متابولیک عبارتند از : کاهش قدرت و حجم عضلات بدن ، کاهش املاح در استخوان ها ، افزایش چربی در شکم و کمرگاه ، کاهش در مو های بدن و تقییرات در طراوت پوست .

علائم روانی ناشی از کاهش تستوسترون : کاهش تمایل جنسی ، کاهش در توانایی جنسی ، بد خلقی، اضطراب و دلشوره، کم طاقتی و زود از کوره در رفتن و اختلال در حافظه است .

بعضی از محققین تصور دارند که کاهش تستوسترون سبب افسرده گی می شود و بسیاری از علائم ذکر شده فوق ناشی از افسرده گی است.

در 3 مطالعه ی علمی روی بیماران افسرده معلوم شد که میزان هورمون تستوسترون در آن ها کمتر از معمول بوده است . در یک بررسی دیگر ، 1709 مرد در حدود 60 سالگی را مورد مطالعه قرار دادند و ملاحظه شد که کاهش میزان تستوسترون در موارد مختلف همراه با کاهش فعالیت جسمی ، اختلال در خواب ، اختلالات دستگاه گوارش ، سردرد ، کاهش میل جنسی و اختلال در تحریک جنسی بوده است .

در مطالعه ی دیگری پروفسور  Rosen گروهی از مردان مبتلا به اختلال در تحریک جنسی ( ناتوانی در عمل مقاربت) را مورد مطالعه قرار داد. این گروه بین 40 تا 70 ساله بودند. شایع ترین علل این مشکل که در این بررسی مشاهده گردید ، دیابت ، بیماری قلب یا فشار خون ، مصرف داروهای مختلف ، عدم رضایت از زوج یا همسر و افسردگی بوده است.

در اینجا خلاصه ای از وضعیت توانائی جنسی و میزان باروری در مردان را در سنین مختلف مشاهده می کنید :

- در نوجوانان تا سنین 13 تا 14 سالگی نطفه کامل نیست و خطر بروز اختلالات مادر زادی در تولید مثل زیاد است.

- در جوانان 15 تا 19 ساله سلامت نطفه کامل است اما عوامل روانی این سن و احتمال استفاده از مواد مخدر و بیماری های مقاربتی مشکل آفرین هستند .

- مردان بین 20 تا 30 ساله از نظر سلامت DNA و قدرت زایایی در حد کمال هستند.

- از 30 سالگی میزان تستوسترون به آهستگی شروع به کاهش می کند . مطالعات نشان می دهد که مردان 35 به بالا در مقایسه با 25 ساله ها دو برابر ریسک نازائی دارند . ضمناً از 35 به بالا ضایعات DNA یا خرابی ژن ها آغاز می شود .

- یکی از هر 99 فرزند به دنیا آمده با پدر های 35 ساله به بالا مبتلای به اسکیزوفرنیا بوده در حالی که در پدران 25-30 ساله یکی از 141 فرزند خطر ابتلا به اسکیزوفرنیا را داشته است.

- بین 40 – 50 سالگی پدران ، ریسک انتقال دیابت ثانویه ، چاقی و فشار خون را به فرزندشان همراه دارند .

- پدران 40 ساله به بالا در مقایسه با پدران زیر30 سال ، 6 بار بیشتر احتمال تولید فرزند مبتلا به Autism را دارند.

- از 50 تا 60 سالگی احتمال تولد فرزند با اختلال مادر زائی بیشتر است و شانس اسکیزوفرنیا 3 برابر می شود.

- از 60 سال به بالا 85%  نطفه ها غیر طبیعی هستند.

نتیجه این که هر آسیب به سلامت یک مرد ، آسیبی است به سلامت نطفه ی او که نقش مستقیم در باروری سالم خواهد داشت .

 

توصیه های زیر کمکی است که خطرات عامل سن را می تواند کاهش دهد :

1 - از 30 سالگی کلسترول خون خود را آزمایش کنید و آن را پائین نگه دارید.

2- ورزش و جلوگیری از چاقی میزان تستوسترون خون را بالا می برد.

3- از مواد Antioxidant مثل ویتامین C وE مصرف کنید .

4 – در دوران باروری از عواملی که حرارت بیضه ها را بالا می برد بپرهیز ید مثل جاکوزی، وان داغ و حتی استفاده از لپ تاپ کامپیوتر اگر در موقع کار روی پا می گذارید !

5 – سیگار، مشروب و مواد مخدر برای سلامت نطفه ها خطرناکند از آنها بپرهیز ید.


نظرات()

پنجشنبه 28 خرداد 1388

استرس کودکان : بابک رهبری

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

استرس در کودکان:

فرزندان گرانبهاترین میوه زندگی هستند و متاسفانه از همه دارایی های ما بیشتر در خطر !

می توان ادعا کرد که در روند پیشرفت انسان متاسفانه محیط زندگی فرزندان ما روز به روز خطرناک تر می شود .
بسیاری از ما به جای ارتباط سالم با فرزندمان او را اسیر Game های کامپیوتری ، تلویزیون و ... می کنیم تا فرصت بیشتری برای پرداختن به کارهای مهم تر که پولدار تر شدن و خانه بزرگتر داشتن و اتومبیل مدل بالاتر و زرق و برق های دیگر بدست آوریم.

در یک بررسی علمی که با کمک دانشگاه Stanford انجام شده ، استرس های زندگی کودکان امروزی را بررسی کرده اند و ما در این جا به خلاصه ای از نتایج این مطالعات می پردازیم :

محققین 70000 کودک زیر 17 ساله را که هر یک بدلیلی تحت درمان های روانی بوده اند بررسی کردند . در 25000 نفر آنها حداقل یکی از والدین مبتلا به افسرده گی بوده اند .
نوجوانان والدین افسرده در موارد کمتری برای پیشگیری ،معاینه و واکسیناسیون و ... به مراکز درمانی مراحعه کرده و در مقابل تعداد بیشتری به Emergency room و درمانگاهها ی تخصصی مراجعه داشته اند.
نوزادان والدین افسرده 14% بیشتر نیاز به درمان بیماری های مختلف داشته اند.
آمار مرکز ترک اعتیاد مواد مخدر مثل تریاک ، کدئین ، هروئین و مواد مشابه نشان می دهد %65 زنان معتاد 1 یا بیشتر فرزند دارند و 35% این مادرهای معتاد به افسردگی نیز مبتلایند.

برخی از این مادران جزء زنانی هستند که احساس می کنند باید همسر و مادر کاملی باشند و فشارهای زندگی آنها را اغلب معتاد به قرص های ضد دردی می کند که به وسیله پزشکان برای دردهای ماهانه ، سر دردها یا کمر دردها تجویز می شوند .و البته به خاطر شرم و ترس از رسوایی اعتیاد خود را پنهان می کنند که طبعاً نتیجه دردناک آن را کودکان باید تحمّل کنند.

استرس چیست؟

به همان میزانی که لغت استرس بیشتر مصرف می شود متاسفانه کاربرد آن در معنی گنگ تراست.
از نظر بیولوژی ، استرس فشار خارجی بر تعادل سیستم درونی انسان است . استرس ، واکنش های پیچیده هورمونی عصبی است که در نتیجه عوامل خارجی تغییرات درونی را سبب می گردد.
از این تغییرات درونی ، افزایش فشار خون، ضربان قلب، تعداد تنفس ، انقباض عضلات، ترشح غدد عرق از علائم آشنا هستند. این واکنش ها بین انسان و حیوانات یکسان وجود داشته امّا در اثر رشد بی اندازه سیستم عصبی انسان ، ما قادر هستیم واکنش استرس را در فقدان محرک خارجی نیز در بدنمان به کار اندازیم .
تنها کاری که می کنیم این است که عامل استرس را در ذهن مان تکرار کنیم.

استرس ها وقتی موقتی باشند و به فاصله از یکدیگر اتفاق بیفتند خطرناک نیستند. استرس های روزانه مثل جریمه رانندگی ، امتحان یا دعواهای لفظی اغلب قابل تحمل بوده و بدون آسیب به سیستم حیاتی می گذرند.
استرس های خطرناک آنهایی هستند که از حد توانائی و تحمل بشر فراتر باشند یا بر روی هم اضافه شوند، و یا استرس بیاید و بیرون نرود .

در چنین مواردی است که فیزیولوژی بدن انسان تحت تاثیر قرار می گیرد و استرس به افزایش فشار خون ، کاهش فعالیت سیستم دفاعی بدن ، تغییرات متابولیک همراه با چاقی ، دیابت ، اختلالات عروقی و یا افسرده گی ، اضطراب ، اختلال در تمرکز ، اختلالات رفتاری و آموزشی منجر می شود.

و اما بحث این مطلب ، استرس های مرمن کودکان معمولا" به دلایل زیر است :

ترس از بچه های زور گو در مدرسه، اختلاف و دعوا های پدر و مادر، عقب ماندگی های تحصیلی ، آزارهای جنسی و .... بخشی از عوامل استرس ها ی مزمن کودکان هستند که می توانند روی سیستم قلب و عروق ، متابولیسم ، و سیستم دفاعی آنها اثر بگذارند.

بسیاری از چاقی های بچه ها محصول استرس های مزمن است. گاه پیش بینی حوادث تلخ در کودکان سبب اختلال در رشد مغزی ، اعتماد به نفس ، و سلامت احساسی کودکان می شود.
از دیگر از استرس های مزمن بچه ها برنامه های فشرده ای است که والدین برای آنها انتخاب می کنند که بحث مفصل آن را می توانید در مقاله Over Parenting همین سایت در Weekly Article بخوانید .  بچه هایی که برنامه ها یشان از توان روحی آنها فراتر رفته اغلب کم طاقت و بی حوصله اند و به تلنگری از کوره به در می روند و حتی از فعالیت های قاعدتا لذت بخش هم نمی بینیم که چندان شادمان باشند.
استرس های خارج از انتظار یعنی مرگ ، زلزله ، جدا شدن از والدین ، فقر و ناامنی محیط ، اعتیاد در خانواده و یا بیماری روانی در یکی از افراد خانواده در کودکان اثرات عمیق می گذارند.

بچه ها چطور به استرس ها واکنش نشان می دهند؟

اولین واکنش بچه در قبال استرس بدامان مادر یا آغوش پدر پناه بردن است. ( یا هر کسی که این نقش ها را بازی می کند) وابستگی قابل اعتماد به والدین در طول زمان یکی از قوی ترین فاکتور های حمایتی کودکان است. از طرف دیگر واکنش والدین نسبت به استرس کودک نقش مهمی در تحمّل مشکل و انتخاب واکنش مناسب در اطفال بازی می کند.

برای اینکه به کودکمان عشق بورزیم باید به علائم و واکنش های او حساس باشیم، بدانیم که چه وقت آزادش بگذاریم و چه وقت باید مهارش کنیم . چه وقت او را دنبال کرده و چه وقت او را رهبری کنیم . چه وقت او را به امتحان بگذاریم و چه وقت به او آرامش بدهیم . همه این ها به حضور احساسی والدین نیاز دارد .

ما باید از نظر احساسی در دسترس کودکانمان باشیم نه این که خود غرق مشکلات و احساسهای ناگوار . بعضی از بچه ها متاسفانه چنین حمایت احساسی را در خانه نمی گیرند ولی شاید در مدرسه یک معلم مهربان این وظیفه را انجام دهد. آنهایی که از حمایت احساسی محروم می مانند سال ها در روابط خود با دیگران سرگردانند.

یکی از منابع بزرگ استرس ها ی کودکان سوال های بی جواب است در مقابل وقایع ناگوار !
اینکه  چه چیزی یا چه کسی مسئول این واقعه است؟  ،  برای رفع مشکل چه باید مان کرد؟ ،  آیا این مشکل باز تکرار خواهد شد ؟  و .....

این ها سوال هایی است که ذهن کوچک کودکان را پر می کند و آنها را از امنیت و اعتماد به محیط ، به خانواده و حتی به خودشان تهی می کند.

در شرایط دشوار آن را از کودکان پنهان نکنید . بگذارید شاهد مبارزات شما با استرس ها باشند و بگذارید که در حدود توانائی خود در مقابل استرس ها واکنش نشان دهند

نظرات()
برچسب ها: استرس کودکان ،
چهارشنبه 27 خرداد 1388

باورهای نادرست : بابک رهبری

• نوشته شده توسط: بابک رهبری

باورهای نادرست ؟!

 

6 قانون رایج و توصیه شده در زندگی زناشویی که به آنها نباید گوش کرد:

بله اشتباه نمی کنید ، نصایحی هستند که ظاهرا" واضح و مسلم بوده و به هرعقل سالمی می رسد اما با پیشرفتهای علوم روانشناسی و جامعه شناسی ، دیگر نه تنها غیر ضروری که اشتباه بوده و در واقع نباید دنبال کرد!

نویسنده ای می گوید در 14 سال گذشته که من و همسرم ازدواج کرده ایم تقریباً همه قوانین ازدواج را حداقل یکبار شکسته ایم بعد با دوستانمان که گفتگو می کردیم آنها هم بسیاری از قوانین را شکسته بودند و همین مسئله بهانه ای شد که به قوانین ازدواج نگاه دقیق تری بیاندازیم بیاری چند خانواده موفق و سالم و تماس با خانواده های پر جمعیت نتایج زیر بدست آمده است .

باورهایی که ارزش نگه داری ندارند:

1 – هرگز خشمگین به بستر نروید :

به نظر معقول می آید که خشمگین به بستر رفتن کار درستی نباشد. چرا عصبانی بخوابیم و روز بعد عصبانی برخیزیم و دو باره به جدال بپردازیم ؟ بهتر است که مسئله را حل کنیم و راحت به خواب برویم!

این نکته در بسیاری از موارد غیر قابل انجام است وقتی هر دو خسته ایم، هر دو طلبکاریم .هر چه بیشتر مسئله را کش بدهیم از یکدیگر عصبانی تر خواهیم شد. بهتر است به قول نویسنده Agree to disagree تا صبح .

بخصوص اگر نیمه شب است و دعوا برسراتفاقی است که در میهمانی افتاده و طبعا" رسیدن به نتیجه نیز آنچنان امید بخش نیست.

مرد خسته و تحت تاثیر یکی دو گیلاس مشروب، زن عصبانی و طلبکار، اگر هر دو با توافق مسئله را برای روز دیگر بگذارند در طول شب حالشان بهتر خواهد بود و صبح واقع بین تر و سر حال تر هستند چه بسا که یکی با جمله صبح بخیر روز را آغاز کند و این سبب شود که دیگری بتواند بگوید عزیزم "I am sorry"

حتی اگر شما خیلی عصبانی باشید و حاضر نباشید با همسرتان در یک بستر بخوابید و به اطاق دیگر بروید باز هم شانس واقع بینی و دور اندیشی فردا بیشتر از امروز است .

David Wexler PHD در کتاب خود به نام "When Good man Behave Badly." پیرامون این مسئله به تفصیل نوشته است.

2 –تولد فرزند زن و مرد را به هم نزدیک می کند:

البته وقتی فرزندی در خانواده متولد می شود و حتی مدت ها قبل از آن که فرزند بدنیا بیاید بین زن و مرد گفتگوهای بسیار خواهد بود اما خاصه بعد از تولد نوزاد هر چه گفتگو است پیرامون فرزند است . طبعاً شوهر بیشتر کار می کند و در حقیقت مادر است که مضاف بر آنچه در گذشته می کرده مسئولیت بزرگ نگه داری و مراقبت از نوزاد را هم بدوش دارد. بدلیل شب نخوابی ها ، نگرانی ها و... مادر بتدریج خسته می شود و از آنجا که نمی تواند تلافی خستگی ها را بدوش کودک بگذارد ، ناچار خستگی و خشم و نارضایی خود را حواله شوهر می کند.

ما می گوییم تولد فرزند نهایت اتصال عاطفی را بین زن و مرد به تجربه می گذارداما فشار بسیارروی رابطه زناشوئی وارد خواهد کرد. اولین و بهترین راه حل برای جلوگیری از تزاید مشکلات آگاهی هر یک به شرایط سخت دیگری است دوم این که بدون یاری شخص سوم این مشکل از میان نخواهد رفت . مگر اینکه شوهر کار خود را کم کند و در نگهداری کودک مادر را یاری دهد. از نزدیکان خود کمک بگیرند و حداقل یک شب در هفته هر دو نفر بدون کودک به Date بروند. فراموش نکنیم که اگر مادر پس از زایمان فرصت ورزش و بازگشت به شرایط جسمانی قبل از حاملگی را نداشته باشد ارتباط و نزدیکی عاطفی و جسمی زن و مرد به خطر خواهد افتاد.

3 - زن و مرد باید بهترین دوست یکدیگر باشند ضمن این که عاشقانه یکدیگر را دوست بدارند:

این نکته هم به نظربسیار جالب است اما متاسفانه خیلی امکان پذیر نیست . خیلی ناراحت نشوید اگر دیدید همسرتان بدوست نزدیکش حرف هایی را می زند که به شما نگفته است. رابطه رمانتیک با رفاقت یکی نیست.

خیلی خوب می شد اگر همسر شما کسی بود که با او به سفر می رفتید و لذت می بردید ، احترام متقابل بین شما برقرار بود با هم درد دل می کردید ، باهم رابطه جنسی بسیار خوبی داشتید و در عین حال در ارتباط با بچه ها نیزهم عقیده بودید.

Wexler اعتقاد دارد که در دنیا زوجی نیست که در همه ی موارد ذکر شده با هم در تفاهم باشند. در بهترین فرم ارتباطی زن و مرد دوستان خود را دارند ، دوستان مشترکی هم دارند و هر یک در موارد غیر مشابه به عقیده ی دیگری احترام می گذارد و گذشت می کند. من این رنگ را دوست ندارم ولی به خاطر تو می پوشم من به این شخص چندان علاقه ای ندارم ولی به خاطر تو او را دعوت می کنم و ...

4 – بعد از تولد بچه ها داشتن یا نداشتن سکس چندان اهمیتی ندارد:

اعتقاد بر این است که بعد از تولد دومین فرزند رابطه جنسی سالم بسیار مهم است زیرا فرزندان به اندازه کافی فاصله احساسی را بین والدین افزایش می دهند. شاید بدون تردید رابطه جنسی تنها موقعیت برای نشان دادن احساس عشق و وابستگی بین زن و شوهر خواهد بود. لذا عدم توجه به اهمیت این رابطه به سرعت فاصله بین زن و مرد را افزایش خواهد داد.

5 – اختلافات خود را جلوی بچه ها آشکار نکنید:

ما معلم زندگی برای بچه هایمان هستیم. اختلاف بین پدرومادر بخشی از زندگی است. در ابتدا بچه های کوچکتر می ترسند و بچه های بزرگتر فکر می کنند والدین در مرز جدائی هستند اما وقتی دردناکی دعوای پدر و مادر را تجربه کردند و لذت آشتی کردن آنها را هم چشیدند قدم بزرگی در زندگی پیش رفته اند.

پنهان کاری های ما بچه ها را بیشتر می ترساند. معلم صادقی برای فرزندان خود باشید اگر خشمگین هستید چهره شما نشانگر آن است با تظاهر به خوشحال یا راحت بودن کودکان به تجربه های خود شک می کنند وهوش احساسی (Emotional IQ ) آنها تکامل پیدا نمی کند.

کودکان باید بدانند که افرادی هم که عاشق یکدیگر هستند با هم اختلاف پیدا می کنند و آشتی کردن و توافق بخش عمده ای است از اختلاف نظر داشتن . نکته ی بسیار مهم این است که اگر جلوی بچه ها بحث می کنید ، منصف باشید از کلمات توهین آمیز خودداری کنید و مشکل واقعی را صادقانه مطرح کنید. به جای حمله به شخص مقابل به رفتار و کردار و گفتاری که سبب ناراحتی شما است حمله کنید. اما اگر مسئله مورد اختلاف شدید و تحمل ناپذیر است صبر کنید تا وقتی بچه ها حضور ندارند.

6 –همسر خود را هرگز مطمئن نکنید

“Keep him on his toes” ،Never take him for granted

از باور های قدیمی است که می گوید همیشه بخصوص زنان باید مردان را از عشقشان نامطمئن نگه دارند. چرا چون اگر مطمئن شدند که شما آنها را بدون قید و شرط دوست دارید دیگر برای شما اهمیتی قائل نخواهند بود. این ویژگی برای دوران شروع رابطه و سازندگی یک ارتباط ممکن است مناسب باشد امااینکه ما بتوانیم به همسرمان تکیه کنیم، اعتماد کنیم و با فراغت خیال خود و زندگی خود را بدست او بسپاریم یکی از ارکان عمده ارتباط سالم در زناشوئی است . شما مسلماً مثال های زیادی شنیده اید از همسرانی که از اعتماد دیگری سوء استفاده کرده ودر رابطه خیانت یا دو روئی داشته اند ولی این گروه در صد بسیار اندکی هستند و هرگز این باور قدیمی را توجیه نمیکند !


نظرات()
برچسب ها: باورهای نادرست ،
  • تعداد صفحات :40
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...