تبلیغات
روانشناسی بالینی

از آهسته رفتن مترس ، از بی حرکت ایستادن بترس

30 کار 30 ثانیه ای برای داشتن زندگی بهتر

کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.
رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این ایمیل ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد. تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان پرشین استار را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

1. تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

۲. ایده های قدیمیتان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمیتان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

۳. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

۴. به فرزندانتان بگویید "دوستتون دارم" و "به شما افتخار می کنم." به چشم هایشان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر برایشان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، شاهد چه تغییرات شگرفی بودیم.

۵. دفعه ی بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

۶. ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

۷. کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.

۸. به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

۹. از کسی تعریف و تمجید کنید.

10. برای چیزی یا کسی که باورش دارید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

۱۱. کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که "تو می توانی!" او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

۱۲. کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

۱۳. به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

۱۴. یک کلمه ی جدید (کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط ندارید) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

۱۵. چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

۱۶. هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

۱۷. از کسی بپرسید، "حالت چطور است" و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.

۱۸. مبلغی (در حد توانایی) در یک پاکت گذاشته و با عنوان "ناشناس" برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

۱۹. یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…

۲۰. یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید (انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

۲۱. اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

۲۲. وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست (کمک مالی)، پاسخ مثبت بدهید.

۲۳. در هر موقعیتی از ورزش کردن غافل نشوید حتی یک نرمش سرو گردن 30 ثانیه ای ...

۲۴. یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا شاهد چه فضای سبز پایان ناپذیری خواهد بود.

۲۵. چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید (لامپ اضافی خاموش). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

۲۶. در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

۲۷. یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

۲۸. ۳۰ ثانیه بخندید. استرستان فروکش خواهد کرد.

۲۹. آب را به مقدار کافی بنوشید.

۳۰. ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تاثیر ویتامین D بر افسردگی

اگر چه تاکنون درباره مزایای سطح بالای ویتامین دی درباره سلامتی روانی صحبت شده بود، اما اولین بار است که محققان تاثیر ویتامین دی بر افسردگی را مورد بررسی و تحقیق قرار داده‌اند.
کودکانی که به اندازه کافی ویتامین D، مصرف نمی‌کنند، در مقایسه با دیگر کودکان، 10 درصد احتمال ابتلاء به افسردگی در آنان بیشتر است.

دانشمندان ادعا می‌کنند کودکانی که سطح کمی از ویتامین دی مصرف می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که در آینده از بیماری افسردگی رنج ببرند.

یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که افرادی که سطح بالاتری از ویتامین‌های آفتابی استفاده می‌کنند، خطر بیماری در آنها 10 درصد کمتر می‌باشد.

اگر چه تاکنون درباره مزایای سطح بالای ویتامین دی درباره سلامتی روانی صحبت شده بود، اما اولین بار است که محققان تاثیر ویتامین دی بر افسردگی را مورد بررسی و تحقیق قرار داده‌اند.

محققان معتقدند که تشویق کردن کودکان به خوردن غذاهای سرشار از ویتامین دی مانند ماهی روغنی و ماهی هوور و قرار دادن آنها در معرض نور خورشید، باعث میشود که آنها در دوران نوجوانی و پس از آن، از این بیماری محافظت شوند.

به نوشته روزنامه دیلی میل، تاکنون عمده مطالعات درباره مزایای ویتامین دی و تاثیر آن بر سلامتی فرد همچون سلامت تنفسی بهتر، کاهش انواع سرطان‌ها، آسم، کاهش قدرت شناختی فرد و غیره انجام شده بود، اما معمولا این مطالعات نتایجی غیرقطعی و مخلوط فراهم می کرد.

به گزارش جام،محققان معتقدند در حالی که دانشمندان نسبت به برتری ویتامین D3 در مقابل ویتامین D2 آگاه هستند، اما مردم نسبت به تفاوت‌های آن اطلاع کافی ندارند و معمولا مکمل‌های کودکان شامل ویتامین‌ها D2 می‌شود.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زندگی كوتاه است

زندگی كوتاه است ، ان را در اغوش بگیرید، و به ان احترام بگذارید ، و از ان لذت ببرید.................   دكتر نادر فتحی                          



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ارگونومی در محیط کار

Enlarge font

image

ارگونومی در کار با کامپیوتر

طی چند سال اخیر تولید کنندگان کامپیوتر و تجهیزات مرتبط با آن به طراحی ارگونومیک محصولات خود توجه زیادی نشان داده اند. تولید كنندگان تجهیزات و وسایل كامپیوتر (مانند صفحه كلید، ماوس، میز و صندلی و... ) اكنون سعی می كنند تا محصولات را مطابق با اصول ارگونومی طراحی و تولید كنند. رعایت اصول ارگونومی سبب كاهش ضایعات چشم، سردرد ، كمر درد و فشار در نواحی مچ دست ، شانه و گردن در اپراتورهای كامپیوتر خواهد شد.

كاربرد كامپیوتر در زندگی بشر بسیار زیاد است و تعداد زیادی از افراد ساعتهای متمادی با كامپیوتر كار می كنند. به همین دلیل شناخت عوامل موثر در محیط كار با كامپیوتر اهمیت زیادی دارد وجود شرایط نامناسب در محیط كاری و عدم توجه به موارد ارگونومیکی و بهداشتی هنگام كار با كامپیوتر ممكن است در بلند مدت سبب بروز بیماریها و ناهنجاریها شود. 

بیشتر كاربران كامپیوتر در محیط های سربسته و فضاهای كوچك كار می كنند.كمترین ویژگیهای یك محیط كاری مناسب برای كاربران كامپیوتر به قرار زیر است : 

1ـ وجود سیستم تهویه مطبوع

2ـ نور كافی و مناسب

3ـ استفاده از میز مخصوص كه دارای عرض و ارتفاع استاندارد باشد.

4ـ استفاده از صندلی ارگونومیک با قابلیت تنظیم ارتفاع.

5ـ استفاده از زیرپایی برای قرار گیری مناسب و راحت پاها.


استفاده از copy holder برای خم نکردن بیش از حد گردن

با وجود رعایت نكات فوق، باز هم امكان بروز بیماریهای خاص برای اپراتور وجود دارد كم تحركی هنگام كار با كامپیوتر ، چشم دوختن در مدت طولانی به صفحه مانیتور و حركات یكنواخت و تكراری مچ دست ، ممكن است سبب بروز انواع عوارض شوند.

برای پیشگیری از این عوارض نكات ساده و مهم زیر را هنگام كار با كامپیوتر رعایت كنید : 

1ـ به تناوب از پشت میز كامپیوتر برخاسته، و با نرمشهای خیلی ساده، گردن ، بازو ، مچ دست و پاها را حركت دهید. برای این منظور نرم افزار Stretch Break می تواند به شما کمک زیادی کند.این نرم افزار در مدت زمانهایی که از طرف خود شما مشخص می گردد بر روی صفحه مانیتور شما ظاهر شده و انواع نرمشها را به شما نشان می دهد و شما می توانید به همراه آن چند دقیقه نرمش نمائید. 

2ـ صفحه مانیتور (صفحه نمایش) را طوری تنظیم كنید تا ستون فقرات شما به صورت مستقیم قرار گرفته و چشمان شما با قسمت بالایی صفحه نمایش در یك خط مستقیم قرار گیرند. این وضعیت برای چشمان شما راحتی بیشتری به همراه خواهد داشت. 

3- فاصله صفحه مانیتور تا چشمان شما باید بین 50 تا 60 سانتی متر باشد. 

4- هر 30 دقیقه به اشیائی که در فاصله 6 متری قرار دارند ، چند دقیقه چشم بدوزید. 

5 – ارتفاع میز کامپیوتر باید بین 66 تا 71 سانتی متر باشد. 

6- ترجیحاً از یک زیر پایی استفاده نمایید و پاها را روی آن قرار دهید.این وسیله به راحت بودن وضعیت پاهای شما کمک می کند. 

7- میز کار را طوری قرار دهید که روشنایی لامپ های سقف در طرفین قرار گیرد و از قرار دادن میز در محلی که نور لامپ مستقیماً در برابر شما باشد خودداری شود.در استفاده از روشنایی طبیعی نیز نباید صفحه مانیتور در برابر پنجره قرار گیرد. 

8- سطح صفحه کلید، تقریباً هم ارتفاع با دسته صندلی و آرنج باشد و مچ ها به طور عادی روی صفحه کلید ها قرار گیرد، به طوری که هنگام کار، ساعدها تقریباً موازی با افق قرار گرفته و زاویه بین مچ دست و ساعد، ۵ تا ۱۰ درجه باشد. موقعیت mouse در همان ارتفاع و فاصله نسبت به صفحه کلید است. 

استفاده از زیرپایی برای قرار گیری مناسب و راحت پاها

9- روشنایی محل کار باید مخلوطی از نورسفید و زرد بوده (ترجیحاً از لامپ مهتابی استفاده شود) و شدت آن درحدود ۳۰۰ لوکس باشد.

10- برای به حداقل رساندن فشار بر روی گردن و کمر هنگام تایپ یک نوشته یا نامه ، استفاده از نگهدارنده های کاغذ برای قرار دادن نامه روی آن لازم است. 

11- برای اتاق کار، دمای 23-19 درجه سانتی گراد و رطوبت حدود ۵۰ درصد مناسب است. 

12- بهتر است با باز کردن درب و پنجره ها و یا تعبیه دستگاه تهویه ، هوای اتاق به طور مرتب تعویض شود. 

 

ویژگیهای صندلی ارگونومیک :

1- ارتفاع صندلی باید قابل تنظیم باشد. ارتفاع صندلی ، 41 تا 52 سانتی متر توصیه می شود.

2- سطح نشیمنگاه صندلی باید دارای طول و عرض 40 تا 48 سانتی متر باشد.برای افراد چاق صندلی های پهن تر توصیه می شود. 

3- ضخامت تشک در حدود ۴ تا ۵ سانتی متر باشد و رویه آن از جنسی باشد که اصطلاحاً بتواند تنفس کند و لبه جلو صندلی، گرد و لبه بیرونی آن، نرم باشد. 

4- زاویه پشتی با تشک صندلی ، حداقل ۹5 تا ۱۱۰ درجه باشد.

5- عرض پشتی صندلی باید حداقل 32 تا 36 سانتی متر باشد.ارتفاع پشتی صندلی را نیز بین ۵۰ تا 82 سانتی متر توصیه می کنند.صندلی باید در قسمت قرار گرفتن گودی کمر (ارتفاع 15 تا 20 سانتی متراز پایین) داری یک قوس محدب و در قسمت پشت دارای یک قوس مقعر باشد. 

6- صندلی های مورد استفاده در کار با رایانه بهتر است دسته دار بوده و دسته آن با ارتفاع میز کار مطابقت داشته باشد. همچنین دارای ۵ چرخ بوده و چرخان باشد. شیب کف صندلی ۵ تا ۱۵ درجه برای تمایل به جلو و ۵ درجه تمایل به عقب را امکان پذیر سازد. 


نویسنده :

محمدرضا میرغلامی ، کارشناس بهداشت حرفه ای




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ارگونومی چیست ؟

Enlarge font

image

ارگونومی (به انگلیسی: ‎Ergonomics )، به کاربردن اطلاعات علمی درباره انسان در طراحی اشیاء، نظام‌ها و محیط‌های مورد استفاده انسان می‌باشد.

ارگونومی دانشی چند رشته‌ای (Multi Disciplinary) است که اطلاعات مربوط به ظرفیتهای هر انسان (توانایی ها، محدودیت ها و ظرفیتهای فیزیکی و روانی) را گردآوری کرده و آنها را درطراحی مشاغل (کار)، محصولات، سیستم های در ارتباط با انسان، مکانهای کار و تجهیزات با هدف پیشگیری ازبروز مسایل و مشکلات، و آسیب های مربوط به سلامتی و بهبود و بهینه سازی کارائی، بهره وری و کیفیت بکار می‌برد.

ارگونومی به‌عنوان رشته‌ای از علوم که با بدست آوردن بهترین ارتباط میان کارگران و محیط کاری شان، مرتبط است تعریف می‌شود. ارگونومی با ارزیابی قابلیتها و محدودیتهای انسان (بیومکانیک و آنتروپومتری)، استرسهای کاری و محیطی (فیزیولوژی کار و روانشناسی صنعتی)، نیروهای استاتیک و دینامیک روی بدن انسان (بیومکانیک)، احتیاط (روانشناسی صنعتی)، خستگی (فیزیولوژی کار و روانشناسی صنعتی)، طراحی و آموزش و طراحی ایستگاه کاری و ابزارها (آنتروپومتری و مهندسی)، سر و کار دارد. بنابراین ارگونومی از خیلی از علوم و مهندسی تشکیل یافته است شاید بهترین و خلاصه ترین تعریف برای ارگونومی "علم تطابق انسان و محیط کار(ماشین و...)" باشد.



نتایج بکارگیری ارگونومی

موارد زیر تعدادی از نتایج بکارگیری اصول ارگونومی در محل کاراست.
* درک تاثیر مخصوص نوع کار روی جسم کارکنان و کارایی شغلی شان 
* پیش بینی پتانسیل اثرات طولانی مدت (یا تجمعی) کار روی جسم کارکنان 
* ارزیابی تناسب محل کار و ابزارها برای کارگران جهت انجام کار 
* بهبود بهره وری و آسایش کارگران توسط (تطبیق کار برای شخص) یا تطبیق شخص برای کار نتایج این قبیل تلاشها دستیابی به بهترین هماهنگی میان قابلیتهای کارگر و نیازمندیهای شغل است.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ

Enlarge font

image

 

1.      نام آزمون           

پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ

2.      تعداد عبارات آزمون

این آزمون دارای 72 ماده می باشد

3.      رده سنی

بزرگسالان

4.      هدف آزمون

ارزیابی میزان رضایت از شغل

5.      زیر مقیاس های آزمون

------

6.      اعتبار و روایی

ایرانی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چگونه "نه" بگوییم؟

مکالمه تان را با یک پیشنهاد به صورت مثبت تمام کنید. اگر پروژه کاری است و شما نمی توانید مسئولیت آن را به عهده بگیرید، یک راه حل پیشنهاد کنید. از این طریق، همکارتان، متوجه می شود که شما نمی توانید آن کار را انجام دهید.
ما از بزرگترهایمان روزانه 400 بار کلمه نه را می شنویم اما هرچه خودمان به بزرگسالی نزدیک می شویم ادا کردن آن حتی برای یک بار هم مشکل به نظر می رسد.
 
در زیر راهکارهایی برای نه گفتن به شما پیشنهاد شده است:

* زمان را بخرید:
کاملا واضح است که مردم شنیدن بله را بیشتر دوست دارند. حتی گفتن بله آسان تر هم است. اما سرانجام، اگر بله گفتن به افراد، منجر به عقب نشینی درمقابل آنها باشد باعث استرس می شود. به جای جواب دادن به صورت مستقیم، بگویید "من می تونم فردا به شما جواب بدم؟" برای خودتان مهلت بگیرید تا بتوانید آن طور که دوست دارید تصمیم بگیرید.
 
 
* به تصورات منفی فکر کنید:
وقتی عصبانی هستیم، خشم ما نه گفتن ما را آشکار می کند. بنابراین از خودتان بپرسید، اگر بگویم نه، بدترین کاری که این شخص با من می کند چیست؟ و اگر اتفاق افتد، من چگونه با آن مواجه می شوم؟ این پرسشها به شما کمک می کند تا ترس را از واقعیت تشخیص دهید و متوجه شوید که نتیجه به همان بدی ای است که شما بله بگویید.
 
 
* آن را به خود شخص بگویید:
افراد معمولا دوست دارند تا جایی که ممکن است نه گفتن را از طریق ایمیل زدن یا از پشت تلفن به اشخاص بگویند. اما با نه گفتن به صورت رودرو، پیامی را به شخص مقابل منتقل می کنید و همچنین به آسانی می توانید علاوه بر نه گفتن چیزهای دیگری را هم بازگو کنید.
 
* ساده بگیرید:
وقتی یکی از دوستانتان از شما می خواهد بیرون بروید، به او بگویید " من قبلا برنامه ریزی کرده بودم، متشکرم"، اگر کسی از شما می خواهد تا برای کاری داوطلب شوید بگویید "متاسفم، من باید به درسهایم یا به خانواده ام رسیدگی کنم" و تا همین اندازه او را درجریان قرار دهید. اگر شخص مقابل را از جزئیات باخبر کنید، باعث عیبجویی و طولانی شدن واکنش طرف مقابل می شود.
 
* محدودیت هایتان  را بدانید:
اگر می خواهید درخواست فردی را به دلایل شخصی رد کنید این گونه عمل کنید. برای مثال، بگویید "من یک رویه ای را پیش گرفتم که هرگز به دوستانم پول قرض ندهم" یا " هرگز به تقاضاهای تلفنی ام جواب نمی دهم". این جملات به آنها نشان می دهد که نه گفتن شما یک پیام موقتی نیست بلکه  تداوم دارد.
 
* مکالمه تان را مثبت تمام کنید:
مکالمه تان را با یک پیشنهاد به صورت مثبت تمام کنید. اگر پروژه کاری است و شما نمی توانید مسئولیت آن را به عهده بگیرید، یک راه حل پیشنهاد کنید. از این طریق، همکارتان، متوجه می شود که شما نمی توانید آن کار را انجام دهید.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چه کسی رئیس زندگی است؟

تناسب در شرایط دختر و پسر و کفویت کمک می کند در آینده بدون اینکه انرژی زیادی صرف شود هماهنگی در نگرش ها وجود داشته و تفاهم ایجاد شود.

● نکاتی که باید پیش از ازدواج با تفاوت سنی معکوس بدانید

با توجه به شرایط فعلی جامعه و افزایش تعداد ازدواج هایی که زنان از مردان بزرگتر هستند، دیگر مشاوران مانند گذشته با این نوع ازدواج ها به شدت مخالفت نمی کنند بلکه تصمیم نهایی را بیشتر به خود فرد و شرایط فکری و روحی اش واگذار می کنند. یعنی اگر این اختلاف سنی معکوس، برای هر دو نفر و خانواده های آنها قابل هضم باشد، از ظاهر دو طرف قابل تشخیص نباشد و دختر و پسر در درک متقابل به مشکل برنخورند، در زندگی آینده هم مشکلی جدی به وجود نخواهد آمد. در چنین ازدواجی دو طرف باید سعی کنند که جایگاه های واقعی خود را علی رغم این تفاوت سنی پیدا کنند. یعنی زن در جایگاه زن خانواده باشد و نه مادر. و مرد در جایگاه مرد و تکیه گاه و شوهر باشد، نه پسر خانواده.

● به طور کلی این نوع ازدواج چند پاشنه آشیل دارد که باید به آنها توجه کنید:
▪ باید در نظر داشت که مطابق با عرف جامعه ایرانی بزرگتر بودن زن از مرد چندان پسندیده نیست و نگرانی از بزرگتر بودن سن دختر از پسر به دلیل مشکلات احتمالی است که در آینده به وجود می آید.

▪ وقتی زن از مرد بزرگتر باشد عمدتا قدرت مدیریت و کنترل بیشتری در زندگی دارد و از طرف دیگر این مرد است که دوست دارد مدیر زندگی زناشویی شود. این مساله هم در رابطه شما و همسرتان تاثیر می گذارد و هم در شیوه های فرزند پروری و گاه دیده می شود که پدر نقش سایه ای پیدا می کند.

▪ تناسب در شرایط دختر و پسر و کفویت کمک می کند در آینده بدون اینکه انرژی زیادی صرف شود هماهنگی در نگرش ها وجود داشته و تفاهم ایجاد شود

▪ مساله دیگری که جای بررسی دارد نظر خانواده های دو طرف در مورد این انتخاب است. آیا خانواده ها با این مساله مشکلی ندارند؟ مخالفتی نکرده اند؟ مخالفت والدین در امر ازدواج فرزندان عمدتا نتایج خوبی به همراه ندارد چرا که این مخالفت تا بعد از ازدواج هم ادامه یافته و حتی موجبات تنش و اختلاف دایمی را ایجاد می کند.

▪ رشد و بلوغ دو طرف شرط اصلی و اساسی در این نوع ازدواج است. شما هر قدر فارغ از کلیشه های رایج تصمیم گیری کنید، باید قبول کنید که به طور طبیعی بلوغ شخصیتی پسران دیرتر از دختران اتفاق می افتد. مگر پسری که در شرایط خاصی رشد کرده، متکی به خود و خود ساخته است، به خانواده سرسپردگی و وابستگی مالی و فکری ندارد، خوب فکر می کند و عاقلانه تصمیم می گیرد. چنین فردی حتی اگر از همسرش کوچکتر باشد، باز می تواند زندگی را کنترل کند و مرکز ثقل یک خانواده باشد.

▪ تناسب در شرایط دختر و پسر و کفویت کمک می کند در آینده بدون اینکه انرژی زیادی صرف شود هماهنگی در نگرش ها وجود داشته و تفاهم ایجاد شود.

▪ دخترها به دلیل شرایطی همچون زایمان زودتر شکسته می شوند، بنابراین اغلب توصیه می شود که دختر چند سالی کوچکتر باشد تا تناسب در شرایط ظاهری در طول زندگی مشترک حفظ شود. به هر حال خانمی که از همسر خود بزرگتر است باید دغدغه بیشتری برای حفظ شادابی، جذابیت و جوانی خود داشته باشد.

▪ به طور کلی اگر دختر و پسری معرفت لازم در این زمینه را داشته باشند که مانع از مشکلات بعدی در زندگی شود منعی برای این نوع ازدواج ها نیست اما فراموش نکنید که در این نوع انتخابها بسیار باید دقیق بود و نسنجیده نباید اقدام کرد.

یک نکته بسیار مهم، مقطع سنی است که ازدواج در آن صورت می گیرد. بدون شک ازدواج پسری ۲۲ ۲۱ساله با دختری ۲۵ ۲۴ ساله بسیار چالش برانگیز است چون در این شرایط دختر و پسر در مقاطع سنی متفاوتی هستند. پسر هنوز در حال و هوای نوجوانی است و دختر وارد پختگی بزرگسالی شده است.

اما اگر همین تفاوت سنی ۳ تا ۴ سال در سال های بعد اتفاق بیفتد، مثلا دختر ۲۹ ساله باشد و پسر ۲۶ ساله این تناسب و هماهنگی بهتر انجام می شود و اختلافات زن و شوهر در شروع زندگی کمتر خواهد بود.

توجه داشته باشید که تفاوت سنی شما ترجیحا بیشتر از ۵سال نباشد چون در این صورت شما در هر دهه از زندگی خود تقریبا یک نسل یا یک دوره با همسرتان تفاوت سنی خواهید داشت.

 


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تغییر رفتار با روش های غیرکلامی

تغییر رفتار با روش های غیرکلامی

تغییر رفتار با روش های غیرکلامییکی از ارکان مهم آموزش و تدریس، ایجاد فضایی سالم و مناسب برای یادگیری و آموختن است. ذهن، روان و رفتار کودکان و نوجوانان نسبت به سال های گذشته دچار تحولات و دگرگونی های بی شماری شده است. دانش آموزان، آموزگارانی را ترجیح می دهند که به شخصیت آنها احترام گذارند، به جای تنبیه آنها را تشویق و حمایت کنند، خوب درس بدهند، انگیزه تلاش و پیشرفت را در آنها زنده نگه دارند، ارزش ها و آرمان هایشان را نادیده نگیرند و آنها را در یافتن اهداف صحیح زندگی یاری کنند. رابطه معلم - دانش آموز رابطه یی ظریف و شکننده است، تا حدی که شکیبایی و بردباری بیشتر آموزگاران و معلمان را می طلبد. گاهی وضعیتی بر کلاس حاکم می شود که احتیاج به مهارت، تسلط و مدیریت آموزگار بر رفتارها و واکنش های هیجانی - احساسی دانش آموزان دارد. بدخلقی های روزانه، اختلاف ها و تعارض های بین بچه ها، بحران های لحظه یی کلاس و... نیازمند توان بالای تصمیم گیری آموزگار است. تحقیقات نشان می دهد ارتباط مستقیمی بین اعتماد به نفس آموزگار برای ایجاد رابطه یی فعال و پویا با دانش آموزان و پیشرفت تحصیلی کلاس وجود دارد. آموزگارانی که می دانند چه هدفی را دنبال می کنند و با چه شیوه یی قصد دارند برنامه های آموزشی خود را دنبال کنند، با آمادگی بیشتری درس و کلاس خود را اداره می کنند.
باید اذعان کرد مشکلات آموزشی به یکباره و ناگهان به وجود نمی آید، بلکه همیشه عوامل گوناگون و متنوعی زمینه ساز آن است. خانواده، دوستان، مدرسه، اجتماع و... تاثیرات عمده یی بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گذارد که گاه آنها را از روند آموزش دور می سازد. در دنیای پرمساله یی که ما زندگی می کنیم، کودکان و نوجوانان نمی توانند مشکلات شخصی شان را (حتی آنهایی را که ارتباطی هم به درس و مدرسه ندارد)، پشت در کلاس جا بگذارند و پس از بازگشت از مدرسه، آنها را با خود به همراه ببرند. برای آنکه بچه ها از مدرسه، کلاس و درس لذت ببرند، استعدادهایشان شکوفا شود و تبدیل به افرادی سرزنده و پویا شوند، باید به تمامی نیازهای عاطفی ، عقلانی، جسمانی و اجتماعی آنان توجه شود. تعامل و ارتباط بین معلم و شاگرد و شاگرد و شاگرد بخش مهمی از فرآیند آموزش و یادگیری است. هرچه آموزگاران به اهمیت این تعامل اجتماعی بیشتر پی ببرند، بهتر می توانند محیطی مساعد برای تدریس خود به وجود آورند. رفتارها و پاسخ های آموزگاران، مربیان و مشاوران مدرسه می تواند جوی از تفاهم و توافق یا خودسری و مشاجره در بین کلاس و دانش آموزان پدید آورد.
● انتقادهای آموزگار
انتقادها، بهانه جویی ها و حرف های نیش دار آموزگاران تنها حس تنفر و انزجار را در دانش آموزان ایجاد می کند و موجب کاهش پیشرفت و ضعف عملکرد و راندمان کلاس می شود. اگر دانش آموزی قدری بی نظم، اخلالگر و کند است، طعنه و سرزنش آموزگار نمی تواند تغییری در رفتار او به وجود آورد. معمولاً زمانی که بچه ها در فهم درسی مشکل دارند، بدرفتار و سهل انگار می شوند و از ادامه یادگیری سر باز می زنند. آنها از اینکه از آموزگارشان کمک بخواهند، می ترسند، زیرا احساس می کنند یا آموزگار آنها را توبیخ می کند یا انگشت نما و مسخره دیگر بچه ها می شوند. این در حالی است که آموزگار می تواند با برقراری روابط صحیح و تذکرهای مرتب به دانش آموزان، رفتاری پیشه کند که جو تفاهم و دوستی را در کلاس برقرار سازد. زمانی که احترام و جایگاه واقعی آموزگاران و دانش آموزان در کلاس حفظ شود، اعتماد به نفس، خودپنداره و تصویر ذهنی بچه ها از خودشان تقویت می شود.
کودکان دبستانی و گاه نوجوانان دبیرستانی، کمتر به استعدادها و توانایی های درونی شان اطمینان دارند. کمترین جملاتی که هوش و ذکاوت آنها را مورد حمله قرار دهد (به خصوص توسط آموزگاران و معلمان) کافی است که انگیزه تلاش و پیشرفت را در آنها از بین ببرد و احساس بی ارزشی و ناتوانی را در آنها جایگزین سازد. بسیاری از مسائل آموزش و پرورش ریشه در روابط حاکم بر معلم و دانش آموز دارد. برای اصلاح و بهبود بخشیدن این روابط، باید تغییرات عمده یی در این زمینه صورت گیرد.
زمانی که آموزگار از دانش آموز می خواهد کاری انجام دهد، اگر لحن کلامش انتقادی و سرزنش آمیز باشد، نتیجه آن مقاومت و ستیزه جویی کودک (یا نوجوان) خواهد بود. اما اگر لحنی سازنده و غیرانتقادی داشته باشد، روحیه همکاری و مشارکت را در بین دانش آموزان تقویت خواهد کرد. خوب است معلمان و آموزگاران نسبت به رفتارهای خود هوشیار و حساس باشند و آگاهانه از برانگیختن پاسخ های دفاعی شاگردان بپرهیزند.
● خشم آموزگار
زمانی که آموزگاری عصبانی می شود، در فرآیند تدریس او اخلال به وجود می آید. او باید سعی کند خشمش را به گونه یی ابراز کند که به کسی لطمه یی (چه جسمی و چه روانی) نزند. او باید ضمن اشاره به مشکل درصدد حل وضعیت حاکم بر کلاس باشد. بد و بیراه گفتن، حمله به شخصیت بچه ها، سر و صدا راه انداختن و رفتارهای تکانشی - هیجانی محض، هیچ گاه نمی تواند کلید برتری معلم در کلاس درس باشد.
یکی از استرس ها و اضطراب های حرفه یی آموزگاران اداره و کنترل کلاس و داشتن رابطه یی پویا و فعال با دانش آموزان است. در مواردی بعضی از دانش آموزان می توانند به تنهایی مشکلاتی برای آموزگاران شان به وجود آورند که حتی باتجربه ترین معلمان هم از کنترل و اداره آن ناتوانند. گاهی حضور یک دانش آموز خاطی و اخلالگر می تواند تاثیر زیادی روی عملکرد آموزگار بر تک تک دانش آموزان گذارد. همان طور که نمی توانیم عکس العمل ها و رفتارهای آموزگاران را بدون در نظر گرفتن رفتار دانش آموزان تبیین کنیم، همان طور هم نمی توانیم رفتار دانش آموزان را بدون در نظر گرفتن رفتار آموزگاران درک کنیم. آموزگارانی که برای کنترل کلاس دست به تهدید و ارعاب دانش آموزان می زنند، گاهی متوجه می شوند بچه ها آنها را به عملی کردن این تهدیدها ترغیب می کنند، تا بتوانند موقعیت شغلی آنها را به مخاطره اندازند. درحالی که از این گروه از معلمان باید پرسید؛«آیا واقعاً خواستار رابطه یی رعب انگیز بین خود و دانش آموزان هستند و آیا تنها با ترساندن بچه ها می توانند آنها را به درس خواندن تشویق کنند؟»
دانش آموزان زمانی که آموزگارشان عصبانی است، به رفتار او و آنچه او می گوید، خوب توجه دارند. گاهی بدخویی و رفتار تند معلم، اشارات و حرکات او موجب رنجش، احساس خواری و سرافکندگی دانش آموزان و به دنبال آن نادیده گرفتن اصول اولیه بهداشت روانی کلاس می شود. دانش آموزان به معلمان شان وابسته اند. اگر معلمان نسبت به بچه ها از خود احترام نشان دهند و به عزت نفس و حس ارزشمندی آنها لطمه نزنند، طبیعی است که بچه ها نیز کمتر دست به مقاومت، خودسری و بدرفتاری خواهند زد. رفتارهای مودبانه و حرفه یی آموزگار می تواند مانع از تخلف های انضباطی دانش آموزان شود. اگر آموزگار اجازه دهد بچه های کلاس به سادگی او را خشمناک و عصبانی کنند، خیلی زود کنترل و تسلط خود را بر کلاس از دست خواهد داد.
● تشویق های آموزگار
تشویق باید تایید کننده عمل دانش آموز باشد نه وجود و شخصیت او. زیرا کودک یا نوجوان تصور می کند اگر آن خصوصیت و ویژگی را نداشته باشد، دیگر مورد ارزش و احترام نیست. برای مثال، زمانی که دانش آموز از درسی نمره عالی و خوبی می گیرد، اگر او را به دلیل نمره اش تشویق کنند، او فکر خواهد کرد که اگر بار دوم نمره پایینی بگیرد، دیگر مورد لطف و تمجید کسی واقع نخواهد شد، در حالی که اگر او را برای تلاش و کوششی که به خرج داده است، مورد تشویق قرار دهند، او سعی می کند با تلاشی بیشتر بار دیگر هم نمره رضایت بخشی بگیرد. در حقیقت تشویقی که شخصیت او را ارزیابی نمی کند، احساس امنیت، آرامش و انگیزه بیشتر در او ایجاد می کند.
رفتارهای شایسته و مطلوب دانش آموزان را همواره مدنظر داشته باشید، زیرا رفتارهای آینده آنان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. در بعضی شرایط شناخت رفتارهای خوب و پسندیده دانش آموزان موجب کاهش رفتارهای نامطلوب و نامناسب آنها می شود. به هر اندازه که نکات مثبت و ارزشمند اخلاقی - آموزشی دانش آموزان بیشتر مد نظر قرار گیرد، به همان اندازه نیز انگیزه تلاش و پیشرفت در آنها پایدارتر خواهد شد.
تشویق نه تنها وسیله یی است که دانش آموز را با رغبت و تمایل به تلاش و پویایی وامی دارد، بلکه موجب تایید و تکرار رفتارهای مطلوب آنان نیز می شود. دانش آموزان زمانی می توانند توانمندی های خود را ارتقا دهند که با استفاده از حمایت های مثبت و داشتن روابط کیفی بالا با مربیان و معلمان شان بتوانند احساس شایستگی و کارآمدی را در خود پرورش دهند.
● تنبیه های آموزگار
در کلاسی که نظم و مقررات حاکم باشد، تنبیه و طرد دانش آموز جایی نخواهد داشت. خشونت با دانش آموز هدف و فرآیند یادگیری را مختل می کند. ارزش ها و مفاهیم اخلاقی گوناگون مثل احترام، مسوولیت پذیری، رعایت حقوق دیگران و... را نمی توان به طور مستقیم به دانش آموزان آموخت، بلکه باید آنها را در موقعیت های عینی و واقعی به بچه ها یاد داد. تهدید و ارعاب کودکان (و نوجوانان) نه تنها مانع از بدرفتاری آنها نمی شود، بلکه تنها زمینه یی برای مخفی کاری او ایجاد می کند. از طرف دیگر، وقتی دانش آموز به دلیل رفتار نامناسبش با شدت عمل روبه رو می شود، کمتر به رفتار خود و خطایش فکر می کند و بیشتر متوجه نحوه خشم و عصبانیت آموزگار می شود.
هنگامی که از دانش آموزی می پرسند؛ «چرا سر کلاس بدرفتاری می کنی؟» او پاسخ می دهد؛«معلم ما اصلاً بداخلاق است.» از آنجایی که کودکان هنوز به خصیصه خودمحوری خود پایبندند، هیچ گاه خود را مورد سوال قرار نمی دهند، بلکه رفتار و واکنش آموزگارشان را علت اصلی اختلاف معرفی می کنند. از این رو بهتر است برای تغییر رفتارهای منفی دانش آموزان، رفتارهای مثبت و سازنده آنان تشویق و تقویت شود. با به کار بردن این شیوه، رفتارهای نامناسب بچه ها به تدریج کاهش می یابد و رفتارهای مطلوب جایگزین آنها می شود. برای برقراری نظم و انضباط آگاهانه در کلاس و اجرای مقررات، بهترین شیوه حمایت، تشویق، توجه، بردباری و تمرکز بر رفتارهای پسندیده دانش آموزان است.
آموزگاران باید پیش از آغاز سال تحصیلی برای برقراری نظم و انضباط در کلاس شان، مقررات و قوانین ساده و شفافی تدوین کنند تا بدین وسیله دانش آموزان را با خواسته ها، انتظارات و اهداف خود آشنا سازند. زمانی که کلاسی به نحو مطلوب اداره و مدیریت شود، شرایطی به وجود می آید که دانش آموزان مشکلات انضباطی کمتری داشته باشند. داشتن روابطی منفی با شاگردان موجب می شود آنها اصول انضباطی کلاس را مستبدانه و خشک بدانند و برای اجرای آنها از خود مقاومت نشان دهند. در حالی که داشتن روابطی مثبت به آنها کمک می کند تا هدف اصلی از انضباط را سازندگی و پیشرفت در کار بدانند. تادیب دانش آموز باید با خونسردی انجام شود تا دانش آموز را متوجه رفتار اشتباهش کند. رفتار صحیح و شایسته آموزگار، آهنگ صدا، ثبات و عدالت او می تواند بهترین الگوی تربیتی دانش آموزان باشد. یکی از روش های کنترل هیجانات منفی دانش آموزان در کلاس، تماس ها و ارتباطات چشمی ، نگاه های اجمالی، خیره شدن و روش های غیرکلامی آموزگار است. از این طریق می توان خیلی ساده و راحت رفتار خلاف کودک (یا نوجوان) را بدون اینکه مزاحمت و اغتشاشی برای بقیه دانش آموزان کلاس ایجاد شود، متوقف کرد.
در حقیقت، هدف از پرورش کودکان و نوجوانان باید تغییر رفتار های آنان در جهت اعتلای توانایی ها، استعدادها و ویژگی های مثبت و سازنده آنان باشد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آمار تکان دهنده مواد مخدر در ایران

از سوی دیگر فرمانده نیروی انتظامی رشد قابل توجه میزان کشفیات مواد مخدر نسبت به دهه گذشته را تائید می کند. به عقیده سردار احمدی مقدم امروز دیگر شاهد حضور کاروانهای مسلح اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر نیستیم و دیگر کسی جرات حمل مواد مخدر با دوشکا را ندارد.
در هر دقیقه دو کیلو مواد مخدر در کشور کشف می‌شود و در هر ساعت 30 فروشنده مواد مخدر و معتاد دستگر می‌شوند.

به گزارش مهر، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر به تازگی از کشف 330 تن ماده مخدر در کشور در 9 ماه  امسال خبر داده است. براساس گفته سردار مویدی بیشتر کشفیات مواد مخدر امسال را مخدرهای سنتی تشکیل می دهد. همچنین تولید مخدرهای صنعتی نیز نسبت به گذشته بسیار افزایش یافته است و آشپزخانه‌های تولید این ماده در کشور فعال هستند. البته پلیس با قدرت شناسایی و انهدام آشپزخانه های تولید شیشه را در دستور کار دارد.

 کشف روزانه 1195 کیلوگرم ماده مخدر در کشور

 براساس اعلام آمار کشفیات مواد مخدر در 9 ماهه امسال روزانه به طور میانگین یکهزار و 192 کیلوگرم مواد مخدر در کشور کشف شده است. این آمارها حاکی از آن است که  ماموران پلیس مبارزه با مواد مخدر و سایر رده های پلیس موفق به کشف هر ساعت 49 کیلوگرم انواع مواد مخدر می شوند. به گفته پلیس، مواد مخدر از طریق مرزهای شرقی وارد و علاوه بر توزیع درکشور از طریق مرزهای غربی کشور به اروپا ترانزیت می شود.

 استانهای رکورددار کشف مواد مخدر

 همچنین در 9 ماهه نخست امسال هفت استان رکورد دار کشف مواد مخدر بوده اند و 80 درصد از کشفیات امسال را به خود اختصاص دادند. در این میان سیستان و بلوچستان به عنوان خط مقدم برخورد با ورود مواد مخدر رکورددار بیشترین میزان کشفیات است و پس از آن فارس، خراسان جنوبی، هرمزگان، یزد، کرمان و خراسان رضوی قرار دارند. البته کشف مواد مخدر در این استانها باعث شده است که میزان کشف در سایر استانها به شدت کاهش یافته و درگیری با قاچاقچیان به مرز منتقل شود.

 کاروان مسلحانه ترانزیت مواد مخدر نداریم

 از سوی دیگر فرمانده نیروی انتظامی رشد قابل توجه میزان کشفیات مواد مخدر نسبت به دهه گذشته را تائید می کند. به عقیده سردار احمدی مقدم امروز دیگر شاهد حضور کاروانهای مسلح اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر نیستیم و دیگر کسی جرات حمل مواد مخدر با دوشکا را ندارد.

 به گفته فرمانده ناجا، در حال حاضر انتقال مواد مخدر در قالب جاسازی یا در کانتینرهای ترانزیتی انجام می شود. اما جرایم مرتبط با تجارت مواد مخدر همانند قتل، آدم ربایی و شرارت کاهش چشمگیری یافته است. در گذشته هر فردی به خود اجازه می داد به راحتی بر سر مواد مخدر اقدام به گروگانگیری یا ادم ربایی کرده و طعمه خود را به خارج از کشور انتقال دهد اما دیگر خبری از این اوضاع نیست.

 انهدام 1600 باند تولید و توزیع مواد مخدر

 با توجه به افزایش فعالیت مافیا تولید و توزیع مواد مخدر امسال فعالیت پلیس بر شناسایی و انهدام باندهای تولید و توزیع مواد مخدر متمرکز شد. در این رابطه با اقدامات اطلاعاتی و عملیاتی در 9 ماه نخست امسال هر روز به طور میانگین پنج باند و در مجموع یکهزار و 600 باند شناسایی و متلاشی شده است. این در حالی است که انهدام باندهای مواد مخدر نسبت به مدت مشابه افزایش 6 درصدی را نشان می دهد.

 دستگیری هر ساعت 30 فروشنده و معتاد در کشور

 در همین رابطه سردار مویدی رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر با اشاره به افزایش 15 درصدی معتادان و قاچاقچیان مواد مخدر می گوید: پلیس در هر ساعت نزدیک به 30 قاچاقچی و معتاد را شناسایی و دستگیر می کند به طوریکه در 9 ماه نخست امسال نیز 201 هزار و 500 نفر در ارتباط با مواد مخدر از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قدرت باورهاى خود را دست كم نگیرید!

قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .
دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب است:
 
80 پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب كردند .یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرك پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند . بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش كردند .
 
تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع استخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ... بعد این 160 نفر را به داخل این شهرك بردند ، بعد از گذشت 5الی 6ماه كم كم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد ، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت ...
 
علت چه بود ؟

خیلی ساده است .آنها چون مطابق با 40سال پیش زندگی كردند ، باور كرده بودند 40سال جوانتر شده اند .
 
انسانها همان گونه كه باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد .
 
اصولا فرق بین انسانها ، فرق میان باورهای آنان است .انسانهای موفق با باورهای عالی ، موفقیت را برای خود خلق میكنند.انسانهای ثروتمند ، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند .
 
قانون زندگی قانون باورهاست .باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است .توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین می‌كند .
 
انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند . باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند . زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشه‌ها ، اندیشه‌ها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

40 مورد از کم هزینه ترین لذتهای دنیا

1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 - سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 - گاهی هدیههایی كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 - در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامهریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعهای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... )برای خودمان جمعآوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مصرف 8 ماده برای كاهش استرس

مصرف 8 ماده برای كاهش استرس


سلامت نیوز: امروزه یكی از مشكلاتی كه اكثر مردم جهان با آن دست به گریبان هستند معضلی به نام استرس است كه در محیط كار، خانه و خیابان از داشتن آن احساس ناراحتی می‌كنید.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایسنا، كارشناسان مصرف هشت ماده خوراكی زیر را برای كاهش استرس توصیه كردند:

ماست: مصرف ماست به خصوص در تابستان به دلیل سبك بودن و هضم راحت آن غذای مناسبی است. به اعتقاد كارشناسان ماست و دیگر مواد لبنی كه سرشار ازاسید آمینه «تیروزین» است مقدار ترشح «سروتونین» در مغز را افزایش داده و باعث آرامش می‌شود.

شكلات تلخ: از آنجایی كه بدن به آنتی‌اكسیدان نیاز دارد با مصرف شكلات تلخ می‌توان این آنتی‌اكسیدان را كه به شكل فلانوئید است به بدن رساند و این ماده ترشح هورمون‌های استرس‌زا را كاهش می‌دهد.

مركبات: مصرف مركبات به دلیل داشتن شكر طبیعی می‌تواند استرس را كاهش دهد.

بادام: بادام به دلیل داشتن ویتامین B2 ،E و منیزیم می‌تواند با تاثیرات نامطلوب استرس‌ مبارزه كند.

چای: مصرف چای می‌تواند همانند یك دارو ذهن شما را آرام كند.

ماهی: ماهی نیز به دلیل داشتن ویتامین B12 و B6 می‌تواند حالت‌های افسردگی را از شما دور كند.

كلم بروكلی: مصرف این نوع كلم به دلیل داشتن اسید فولیك احساس اضطراب، ترس و افسردگی را دور كند.

سیر: سیر علاوه بر اینكه استرس را از شما دور می‌كند می‌تواند مقدار گلوگز خون را كاهش دهد.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بیماری وسواسی جبری سه بخش اصلی دارد :

بیماری وسواسی جبری سه بخش اصلی دارد :
1-
افكاری كه شما را بیمناك می كنند ( وسواسها )
2-
اضطرابی كه شما احساس می كنید.
3-
اعمالی كه انجام می دهید تا اضطرابتان كاهش یابد ( اعمال جبری )

وسواس ها
اندیشه ها یا افکار تکراری :‌ كلمات منفرد، جملات كوتاه و گاها قافیه داری كه ناخوشایند، تكان دهنده یا كفرآمیز هستند. سعی می كنید به آنها فكر نكنید اما آنها از ذهنتان دور نمی شوند. شما نگرانید كه احتمالاً بوسیله میكروبها، خاك، HIV یا سرطان آلوده شوید. یا فردی بخاطر بی احتیاطی شما آسیب ببیند.

تصاویر ذهنی : شما كه نشان می دهند اعضای خانواده شما از بین رفته اند یا خودتان در حال انجام عملی خشن یا تعرض جنسی هستید كه كاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزنی یا تجاوز جنسی به دیگری یا خیانت به شریك زندگی. ما می دانیم افرادی با افكار وسواسی به خشونت روی نمی آورند و این افكار را عملی نمی سازند.

تردیدها : شما ساعتها با خود فكر می كنید كه ممكن است باعث تصادف یا بداقبالی برای فردی شده باشید. ممكن است نگران این باشید كه با اتومبیلتان با فردی تصادف كرده یا در و پنجره منزلتان را قفل نكرده باشید.

نشخوار های ذهنی : شما دائم با خود در مورد انجام دادن یا ندادن یك كار كلنجار می روید در نتیجه نمی توانید ساده ترین تصمیم را بگیرید.

كمال گرایی : اگر امور كاملاً بدرستی به جا آورده نشوند، در جای خود یا در مكان درست خود نباشند، مثلاً اگر كتابها بطور دقیق در قفسه كتاب چیده نشده باشند رنجیده می شوید. در حالیكه دیگران (در شرایط مشابه) رنجیده و ناراحت نمی شوند.

اضطراب وسواسی :
احساس ناراحتی، اضطراب، ترس، گناه، نگرانی یا افسردگی می كنید.
چنانچه عمل تكراری خود را انجام دهید احساس بهتری می كنید. اما این احساس ماندگار نیست.

اقدامات تكراری اجباری یا اجبارها :
اصلاح افكار وسواسی : در مورد افكار خنثی كننده همچون شمارش، دعاخواندن یا تكرار یك كلمه بخصوص فكر می كنید. حس می شود این افكار از وقوع اتفاقات بد پیشگیری می كند. این همچنین می تواند راهی برای رهایی از افكار یا تصاویر ناخوشایندی باشد كه شما را آزار می دهد.

تكرار اعمال یكنواخت : دست تان را مرتب می شویید، كارها را خیلی به آهستگی و به دقت انجام می دهید. احتمالاً اشیاء یا فعالیت هایی را بصورت خاصی می چینید یا انجام می دهید.

چك كردن : بدن خودتان را برای آلودگی، لوازم برقی را برای خاموش بودن، قفل های منزل را برای بسته بودن یا مسیر خودتان را برای امن بودن چك می كنید.

اجتناب : از هر چیزی كه یادآور افكار نگران كننده هستند. شما از لمس اشیاء خاصی، رفتن به مكانهای خاص،‌ انجام امور خطیر و مسئولیت دوری می كنید. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنكه ممكن است چاقوی تیز در آن بیابید دوری می كنید. انباشتن وسایل بی مصرف و از كار افتاده- شما نمی توانید هیچ چیز را دور بریزید.

اطمینان بخشی : بطور مداوم از دیگران می خواهید به شما بگویند همه چیز روبه راه است
.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

JDIآزمون رضایت شغل

Enlarge font

image

 

 

1.      نام آزمون           

پرسشنامه رضایت شغلی (JDI)

2.      تعداد عبارات آزمون

این آزمون دارای 70 ماده می باشد

3.      رده سنی

بزرگسالان

4.      هدف آزمون

ارزیابی میزان رضایت از شغل

5.      زیر مقیاس های آزمون

پنج زیرمقیاس: ماهیت كار، سرپرستی، همكاران، ترفیعات، حقوق و مزایا

6.      اعتبار و روایی

ایرانی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

THE INKBLOT . Rorschach

THE INKBLOT . Rorschach

 

From:

Edited by MEL GOODING . Pscychobox‚ A BOX OF PSYCHOLIGICAL GAMES.Shambhala Publication. 2004

 
THE INKBLOT
Inkblots have long been regarded as suggestive prompts to projective fantasies. ' ... he who will gaze allentively at that [smudge or blot]' wrote Leonardo‚ 'will see in it human heads‚ various animals‚ a battle‚ rocks‚ the sea‚ clouds‚ thickets and still more .. .' The Swiss psychiatrist Hermann Rorschach (1884-1922) devised a diagnostic test based on his patients' responses to a series of ten symmetrical inkblots‚ cr‎eated by a vertical fold‚ and presented on printed cards. What patients 'saw' in the blots was analysed in terms of a number of categories: e.g. images of humans and animals: landscapes‚ colours‚ movements‚ spClces and forms. Responses to the whole blot or details were also noted. as were original. unpredictable or unusual responses. Rorschach codified and quantified these responses. He went so far as to see the tests as revealing different qualities (though not degrees) of intelligence. ma‎stering his diagnostic formulae was considered a mailer of great professional accomplishment by some psychiatrists‚ and intuition was seen as essential to its successful application. Others have regarded it as ha‎ving no particular scientific value‚ being merely an invitation to associations whose analysis are dependent on the subjective intuition of the clinician. Non-professionals have been intrigued‚ or disconcerted‚ by informal simulations of the test.
From: PSYCHOBOX‚ A BOX PSYCHOLOGICAL GAMES. Edited by: Mel GOODING. Shambala Publication. 2004

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این ویتامین دشمن استرس است

این ویتامین دشمن استرس است


  براساس نتایج تحقیق دانشمندان، افزایش جذب ویتامین B، به میزان در خور توجهی استرس مربوط به کار را از بین می‌برد.

برپایه این پژوهش ها، با کاهش استرس در کار، میزان ابتلا به بیماری مانند امراض قلبی و افسردگی کم می شود.

همچنین کاهش استرس ، کارایی فعالیت های فرد را افزایش می دهد.

ویتامین B در تمام غذاهای فرآوری نشده مانند گوشت، لوبیا ، تمام جوانه ها و دانه های خوراکی وجود دارد.






داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

حماقت بیکرانِ بشر

حماقت بیکرانِ بشر



بخش دوم و پایانی

مارک پیگل (Mark Pagel)

برگردان

ونداد زمانی


ونداد زمانی - در بخش اول مقاله، مارک پیگل، زیست‌شناس تکامل‌گرا و استاد دانشگاه‌های اروپا و آمریکا تلاش کرده است تا از هراس خود از درجا زدن بشر به عنوان اشرف مخلوقات بنویسد و به حیات چند میلیاردسالی روی زمین بپردازد. او از کهنسالی زمین نوشته است که طی آن انسان‌ها نیز با قابلیت‌های خودشان پا به عرصه وجود گذاشته‌اند.

 

از دید این زیست‌شناس، بزرگ‌ترین دستاورد انسان در این نهفته بود که توانست از عرصه بسیار کند "تحول ژنتیک" فاصله بگیرد و به یمن توانمندی‌اش در "یادگیری اجتماعی"، مسیر تحولات و تطبیق خود با محیط را بیرون از قرار و مدار ژن مهیا سازد.

 

ترس اصلی مارگ پیگل این است که قدرت یادگیری و تقلید از انسان‌های مبتکر، به اصل وجودی بشر تبدیل شده است و روز به روز با گستاخی کمتر و تنبلی بیشتر به سمت تقلید هرچه بیشتر می‌رود. این فاجعه‌ای است که به نظر او شاید ما را به سرنوشت نئاندارتال‌ها آگاه کند که به مدت ٣٠٠ هزارسال، حرف اول را در دوران خود می‌زدند ولی جعبه ابزارشان برای بقا تغییرچندانی نکرده بود و از بین رفتند.

 

مارک پیگل: نتیجه بی چون و چرا و ناخواسته "یادگیری اجتماعی" این است که با سرسختی و پشتکار تمام به دنبال تقلید از دیگران باشیم و بهای چندانی به قابلیت اصلی خودمان ندهیم که ابتکار و اختراع باشد. در عصر ما کافی است یک وسیله کشف شود و به سرعت توسط اکثریت مردم روی زمین مورد تقلید و استفاده قرار بگیرد.

 

اجازه دهید نگاهی به ارزیابی و شباهت بین انتخاب اصلح در ژن‌ها و شباهت آن با انتخاب ایده بهتر در فرهنگ بشری داشته باشیم. انتخاب اصلح در ژن‌ها که از طریق تولید و تکثیر انواع ژن‌ها فراهم می‌شود می‌تواند بالاخره به یکی از آنها تطبیق بهتر را عرضه کند. این ماجرا مترادف است با تولید و تکثیر انواع کنجکاوی‌ها و حدسیاتی که در ادامه به ایده بهتر در زندگی بشر نیز منجر می‌شود.

 

شاید بتوان اذعان کرد که روند خلاقیت و ابتکار ما نیز تصادفی است. ما می‌دانستیم نیزه بهتری می‌خواهیم ولی نمی‌دانستیم چگونه به آن دست بیابیم. این پدیده شاید نمونه‌ای باشد از نحوه سیستم تولید خلاقیت ما که شباهت بسیار به اتفاق تصادفی دارد که در ژن‌ها صورت می‌پذیرد.

 

ژن‌ها با داشتن قدرت تغییر و میل به تکثیر به فرایندی دست می‌یابند که در علم از آن با عنوان "جهش" نام می‌برند. دانشمندان می‌دانند که ژن یک نسل نسبت به نسل دیگر می‌تواند تغییر کند و این‌همه مدیون قابلیت شگرفی است که امکان تغییر و تنوع در ساختمان ژن فراهم می‌کند. عمل کور تکثیر و تنوع هرباره‌ ژن‌ها کاملاً بی‌هدف و بدون قرار از پیش تعیین شده اتفاق می‌افتد، ولی تصادف فرخنده‌ای است که هربار به انتخاب ژن سالم‌تر و تطبیق‌پذیرتر منجر می‌شود. انتخابی که به ساختمان سلولی افزوده چیزهایی را اضافه و همواره آنها را پیچیده‌تر می‌کند.

 

این اتفاق شگرف و فرخنده در دنیای غیر بیولوژیک و در درون فرهنگ بشری نیز صورت می‌گیرد. بشر به مدد قدرت یادگیری اجتماعی و ابتکار، همواره در حال تغییر و اصلاح ابزار و ایده‌های قبلی است. این همان روند بی‌معنایی است که میل به انتخاب اصلح در آن باعث تکامل بیولوژیک می‌شود در روند یادگیری بشر به تحول ایده‌ها می‌رسد.

 

ما می‌دانیم انواع ایده‌ها در اشکال مختلف تکرار می‌شوند تا آن که ایده‌ جدید راه خود را هموار می‌کند ولی بهتر است از خودمان بپرسیم ایده از کجا می‌آید؟ برای پاسخگویی به این سئوال اساسی اجازه دهید برگردیم به اولین اختراعات بشر، به تبر و نیزه و ابزار اولیه‌اش. انسانی که مجهز به قابلیت یادگیری است و به همین دلیل انسان شده است بر اساس تجربه یاد می‌گیرد یک تیر و کمان تیزتر برای شکار بسازد. سئوال این است: آیا او می‌داند نوعِ بهتری از ابزاری که ساخته است وجود دارد؟ ایا این ساختن‌های گوناگون و تمرین برای رسیدن به نیزه بهتر، به اندازه "جهش" ملکولی، تصادفی نیست؟

 

شاید بتوان اذعان کرد که روند خلاقیت و ابتکار ما نیز تصادفی است. ما می‌دانستیم نیزه بهتری می‌خواهیم ولی نمی‌دانستیم چگونه به آن دست بیابیم. این پدیده شاید نمونه‌ای باشد از نحوه سیستم تولید خلاقیت ما که شباهت بسیار به اتفاق تصادفی دارد که در ژن‌ها صورت می‌پذیرد.

 

از این زاویه به بشر هوشمند و اشرف مخلوقات نگریستن همه نگاه ما را به جهان تغییر خواهد داد. به جای آنکه فکر کنیم ما همه جواب‌ها را می دانیم شاید بهتر است اعمال انسانی را به مثابه شانس و تصادف فرخنده‌ای بگذاریم که سلول‌های زنده جانوران را تکامل می‌بخشد. تصادفات و درهم‌آمیزی باورها و برداشت‌هایی که هربار باعث جهش در ایده های جدیدتر می‌شود.

 

مغز بشری که بر اساس آموزش و ابراز ایده‌های خام، سامان یافته است نمی‌توانست حدس بزند که سفینه فضایی و آی‌پاد خواهیم ساخت. پیشنهاد من در این زمینه به این مهم اشاره می‌کند که روند تکامل بر جست‌وجو و کشف ناشناخته‌ها تکیه دارد. خلاقیت از این منظر چیزی جز تلاش تصادفی یاخته‌های عصبی مغز برای تماس و تبادل اطلاعات، امکانات و در نتیجه گردآوردن ایده جدید نیست.

 

دستیابی به دانستنی‌ها و آشنایی با ایده‌های جدید هر روز ارزان‌تر و آسان‌تر می‌شود. این همان هراسی است که در تیتر مقاله اشاره کردم. به نظر می‌رسد وجود شبان- رمه‌گی ما گسترده‌تر می‌شود و ایده‌های جدید و خلق افکار جدید کمتر و سخت تر می‌شوند.

 

مغز ما در یک فرایند ناخودآگاه به گونه‌ای مکرر در حال خلق چاره‌های مختلف و سبک و سنگین کردن آنهاست. به قول کارل پوپر، فرق ما با دیگر حیوانات این است که فرضیه‌ها و حدسیات ما در ذهن ما باقی می‌مانند و به بیرون درز نمی‌کنند. ما قادر هستیم افکار و نیات خود را در ذهن خود آزمایش و همانجا نفی کنیم. همه حرفم این است که بتوانم خصیصه تصادفی بودن خلاقیت را با مکانیسم تصادف شرح دهم.

 

اینشتین به اعتراف خودش نمونه‌ای از ذهن خلاق است که می‌گوید: "من تفاوتی با دیگران ندارم فقط کنجکاوی بیشتری داشته‌ام." کنجکاوی‌ای که به او انگیزه داد تا انواع ایده‌ها، چاره‌ها و پاسخ‌های ممکن را به گونه‌ای تصادفی در ذهن خود به کنکاش بکشاند؛ روندی که امکان شکل‌گیری تصادف فرخنده را در تهیه ایده‌های مهم فراهم می‌آورد.

 

می‌خواهم دوباره برگردم به ادعای اصلی مقاله و بگویم همان دلایل شگرف و تصادفی که ما را صاحب ذهنی خلاق و آموزش‌پذیر ساخته‌اند، توانسته‌اند ما را تقلیدکننده خوبی هم بسازند. تاریخ تحولات تمدن‌ها نیز حکایت از آن دارد که همواره عده قلیلی کشف کردند و مبتکر بوده‌اند.

 

جمعیت ٨٠٠ میلیونی فیس‌بوک که در حال تبادل و تقلید و یادگیری ایده‌ها هستند و به سریع‌ترین زمان ممکن از دستاورد‌های جدید بهره‌مند می‌شوند کمتر انگیزه آن را می‌یابند تا خود مشکل‌گشا و چاره‌ساز باشند. همه به گوگل پناه می‌بریم تا به سرعت به سئوالات ما جواب دهد. دستیابی به دانستنی‌ها و آشنایی با ایده‌های جدید هر روز ارزان‌تر و آسان‌تر می‌شود. این همان هراسی است که در تیتر مقاله اشاره کردم. به نظر می‌رسد وجود شبان- رمه‌گی ما گسترده‌تر می‌شود و ایده‌های جدید و خلق افکار جدید کمتر و سخت تر می‌شوند.

 

متاسفانه کنجکاوی در حال رخت بر بستن است. از دید من، انسان به همان دلایلی که او را اشرف مخلوقات گرداند به ویژه تحت تاثیر قدرت یادگیری و تقلید، به انفعال و وابستگی هرچه بیشتر گرایش پیدا کرده است.

 

به دلیل سیستم جدید گردش آزاد و ارزان شدن دانستنی‌ها از تعداد مبتکران کاسته شده است. اگر در کنار این حقیقت بپذیریم که دانشمندان بزرگ فقط آدم‌های باهوش خوش شانسی بوده‌اند وضعیت هراسناک‌تر می‌شود. چون بلافاصله می‌توانیم حدس بزنیم که شاید همیشه خوش‌شانس نباشیم. هراسی که مرا وامی‌دارد تا باور کنم ما انسان‌ها، به خاطر قدرت یادگیری، به بطالت و تقلید هرچه بیشتر در خواهیم غلتید. این همان نگرانی‌ای است که مرا وادار می‌کند به این بیندیشم که ما موجودات بی‌نهایت احمقی هستیم. ما فراموش کرده‌ایم که قرار اولیه همه ما ابتکار و خلاقیت بود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا ما بی‌نهایت احمق هستیم؟

چرا ما بی‌نهایت احمق هستیم؟

بخش نخست

مارک پیگل (Mark Pagel)

برگردان

ونداد زمانی

 

ونداد زمانی – آنچه می‌خوانید دیدگاه استاد زیست‌شناسی تکاملی و سردبیر دائره‌المعارف "تکامل" دانشگاه آکسفورد، مارک پیگل است که در مقاله "حماقت بی نهایت بشر معاصر" ارائه شده است. این استاد زیست‌شناسی و عضو آکادمی علمی انگلیس، ضمن ارائه تصویری کوتاه از تاریخ حیات روی زمین و پیدایش انسان، به مسیر تحولی‌ای اشاره می‌کند که بشر را احتمالاً بینهایت احمق کرده است

 

مارک پیگل: من یک زیست‌شناس تکامل‌گرا هستم و کارهایم بیشتر روی اتفاق‌های بزرگی که در تاریخ زمین به وقوع پیوسته متمرکز شده است؛ ماجراهایی که زندگی ما را رقم می‌زنند و در جلوی چشمان ما قرار دارند. تخصص من بررسی پدیده‌های بدیهی هستند که توجه چندانی به آنها نمی‌شود. یکی از همین بدیهیات، قابلیت فرهنگی بشر است. اتفاقی که به راحتی می‌توان از آن به عنوان مهم‌ترین واقعه روی کره زمین یاد کرد. حالا که با این ادعا می‌خواهم نظرم را عنوان کنم و بد نخواهد بود اگر نگاهی فشرده و گذرا به اصل پیدایش زمین و حیات آن در طول حدود این چهار و نیم میلیارد سال بیاندازیم.

 

نشانه‌های حیات، آن هم در شکل بسیار ساده تک سلولی‌هایی که به خودتکثیری دست یافته بودند، به نزدیک به ٣.٦میلیارد سال پیش برمی‌گردد. این موجودات نزدیک به دو میلیارد سال تنها شکل حیات روی زمین بودند. آنها بیشتر شبیه اجداد قدیمی باکتری‌هایی هستند که هنوز روی زمین ما جولان می‌دهند. از ١.٥ میلیارد سال پیش نوع جدیدی از تک‌سلولی به نام ایکاریوتیک پا به عرصه وجود گذاشت که بدن ما هم از آنها ساخته شده است.

 

تک‌سلولی‌های جدید نیم‌میلیارد سال طول کشید تا به سلول‌های ترکیبی تبدیل شوند و دوباره نیم‌میلیارد سال دیگر گذشت و فقط از نیم میلیارد سال اخیر بود که اتفاق‌های جالب و پیچیده‌ای در سازمان چند سلولی‌ها رخ داد. از پانصد میلیون سال گذشته گیاهان شکل گرفتند، ماهی‌ها تحول پیدا کردند و خزندگان و پرنده‌ها به وجود آمدند. در ادامه، از هفت‌میلیون سال پیش، شاهد حضور پستانداران و بشرسانان روی زمین شدیم.

 

بشر به شکلی که می‌شناسیم از ٢٠٠ هزارسال پیش تا به امروز روی زمین قدم زده است. درحقیقت در طول میلیاردها سال عمر زمین، تولد بشر در یک‌هزارم آخر عمر کهنسال زمین به وقوع پیوسته است. با این وجود، طبیعت زمین به شکل فاحشی در طول همین مدت کوتاه دستخوش تغییرات وسیعی شده که مسبب آن بشر است. شیوه قدیم زندگی ژنتیک که حدود چهارمیلیون سال بر زمین تسلط داشت جای خود را به تحول جدیدی داده است که من با عنوان "تحولِ ایده" از آن یاد می‌کنم.

 

با تولد انسان، یک تکامل واقعی به وقوع پیوست که قادر بود انرژی تحولی‌اش را از ظهور و انتقال ایده از ذهنی به ذهن دیگر فراهم آورد، بدون آن که حیات سلولی‌اش مجبور باشد تغییرات ژنتیک خود را عوض کند. به همین خاطر جمعیت بشر اولیه به خاطر تحولِ ایده‌هایش توانست تطبیق بیشتری با طبیعت پیدا کند و تحولی گسترده‌تر و سریع‌تر از تکامل ژنتیک را سامان دهد.

 

تجمع اید‌ه‌های به سرعت ایجاد شده توسط انسان به یک "فرهنگ تطبیق" بدل شد. اتفاقی شگرف و فرخنده که البته یکی دیگر از حقایق بدیهی است که بدون بهای لازم به عظمت آن، هر روز به کار می‌بریم. همه جانوران دیگر لاجرم زندانی محیطی هستند که تحول ژنتیک برای‌شان مقدور ساخته است ولی بشر هر نوع محیطی را از طریق "فرهنگ تطبیق" متناسب با وضعیت خود می‌سازد. بشر به عنوان یکی از انواع جانوران، با به‌کارگیری تکاملِ "ایده" که جدا از قابلیت‌های ژنتیک برای خود فراهم کرده است توانست اشرف مخلوقات شود.

 

فقط بشر است که می‌تواند از طریق دیدن و تقلید رفتار جدید و حتی پیچیده آن را بیاموزد. مهم‌تر از آن اینکه بشر می‌تواند دلیل اعمالی را که تقلید می‌کند درک کند.

 

از دو میلیون سال پیش، بخشی از اجداد اولیه ما به نام "هومو اراکتس" در صحرای آفریقا، نشانه‌هایی از خود به جای گذاشته که حکایت از موجودی ابزارساز می‌کند که روی دوپا ایستاده است؛ ابزاری که از او به جای مانده است این واقعیت را برملا می‌کند که نزدیک به ١.٥ میلیون سال تغییر و تحولی در ابزار این موجود صورت نگرفته است. همین عدم تحول نیز باعث نابودی این نوع می‌شود.

 

هنوز معلوم نیست نئاندرتال‌ها که ابزار پیچیده‌تری ساخته بودند شانس به کارگیری تکاملِِ ایده‌ها را نصیب خود کرده باشند. به هرحال این نوع از اجداد بسیار قدیمی ما پس از ٣٠٠ هزارسال زندگی در اروپا، جعبه ابزارشان وسعت چندانی نیافته بود. در همان دوران، بشر فقط با کمی تفاوت ژنتیک با نئاندارتال‌ها توانست باقی بماند. تفاوتی که باستان‌شناسان و مردم‌شناسان از آن تحت عنوان "یادگیری اجتماعی" یاد می‌کنند. این توانمندی، همزمان برایش فرهنگ و تطبیق را نیز مهیا کرد.

 

تعریف پدیده "یادگیری اجتماعی" کمی مشکل است ولی ما انسان‌ها آن را درک می‌کنیم. به نظر می‌رسد فقط بشر قادر است ازاین توانمندی برخوردار باشد. فقط بشر است که می‌تواند از طریق دیدن و تقلید رفتار جدید و حتی پیچیده آن را بیاموزد. مهم‌تر از آن اینکه بشر می‌تواند دلیل اعمالی را که تقلید می‌کند درک کند.

 

منتقدینی هم هستند که به قابلیت یادگیری حیواناتی نظیر خانواده میمون‌ها، دلفین‌ها و سایر جانوران اشاره می‌کنند، اما نکته اساسی این است که سایر جانوران دلیل تقلیدشان بر اساس پاداشی است که دریافت می‌کنند. میمونی که به ازای یاد گرفتن شستن ظرف کثیف یک موز می‌گیرد برای گرفتن پاداش به شستن ظرف تمیز هم می‌پردازد. همین تفاوت کوتاه بین نوع تقلید بشر و سایر حیوانات آموزش‌پذیر، دره عظیمی بین بشر و دیگران ایجاد کرده است.

 

بشر بدون توجه و تمرکز بر انگیزه اولیه پاداش، امکان دست یافتن به انتخاب بهتر را دارد و می‌تواند انتخابش را برای خود قابل فهم کند. در همین مسیر انباشت دانش و انتقال آن به دیگری و از دیگری به خود است که انتخاب قبلی‌اش را باز هم بر اساس نیاز جدید تحول می‌بخشد، اما حیوانات یک عمل ژنتیک و حتی تقلیدی را به گونه‌ای مداوم فقط تکرار می‌کنند.

 

تاکید و علاقه‌ام به موضوع قدرت تکاملی "یادگیری اجتماعی" به این جهت است که باور دارم این قابلیت به‌طرز شگرفی باعث شکل‌دهی موجودیت انسانی و باور نکردنی ما شده است. من معتقدم این اتفاق به دو دلیل امکان‌پذیر شده است. به باور من، دو وسیله‌ای که قابلیت یادگیری را به ما ارزانی داشته "خلاقیت" و "اجتماعی بودن" ما است.

 

حقیقت وجودی "یادگیری اجتماعی" در این نهفته است که نقش آموزش و نحوه تبادل و ترکیب و در هم‌پیچی آن شبیه و مترادف همان سیستمی است که در حین انتخاب طبیعی و در درون ژن سلول‌ها به وقوع می‌پیوندد. انتخاب اصلح در طبیعت شیوه‌ای است که در بین احتمال‌های ممکن و موجود ژن را وامی‌دارد تا برای تنازع بقا، بهترین آنها را انتخاب کند تا بتواند در خود تغییر جدید را نیز فراهم بیاورد.

 

از این زاویه، شیوه رفتاری که منجر به "تحول بیولوژیک" می‌شود می‌تواند قابل مقایسه باشد با یادگیری اجتماعی بشر که منجر به "تحول ایده" بشر می‌شود. تحولی که با جست‌وجو و انتخاب جدید در بین ایده‌های محتمل و ممکن در بین فرصت‌ها و شرایط مختلف توسط ذهن بشر صورت می‌گیرد. ما با انتخاب بهترین ایده و با تقلید از آن و در نهایت با بهتر ساختن همان ایده با سرعتی سرسام‌آور همان مسیری را می‌رویم که تحول ژنتیک آن را به کندی دنبال می‌کند.

 

ما خیال می‌کنیم موجودات باهوش و مستعدی هستیم ولی قابلیت یادگیری از دیگران عمومی‌ترین خصیصه ما شده است و لازم نیست که خودمان انگیزه و انرژی لازم برای مبتکر بودن را داشته باشیم. اصلاً این سئوال هم ممکن است مطرح شود که چراخودمان نمی‌خواهیم مبتکر باشیم؟ پاسخ آن روشن است: برای اینکه اختراع و ابتکار کار سختی است و زمان زیادی می‌گیرد.

 

من فکر می‌کنم باید با این شکل قیاس با جدیت بیشتری روبه‌رو شد. همانطوری که انتخاب طبیعی در میان جمعیت ژن‌ها از گزینش نمونه بهتر تبعیت می‌کند و قابلیت جدید را موجودیت می‌بخشد یادگیری اجتماعی نیز روی جمعیت بشری و تحول انتخاب شده آن تاثیر می‌گذارد و نحوه بهتری از تطبیق را عرضه می‌کند.

 

منظورم از شکل‌گیری یک موجودیت جدید این است که دستخوش تغییری می‌شویم که از ما انسان جدیدتر می‌سازد. به همین دلیل که یادگیری اجتماعی از ما شخصیت جدیدی می‌سازد می‌خواهم نتیجه بگیرم که ما آنقدر که فکر می‌کنیم هوشمند نیستیم و در اصل، قابلیت یادگیری کم‌کم ما را کم‌هوش‌تر می‌سازد. من به عنوان انسان در میان جامعه‌ای زندگی می‌کنم که در آن شاهد اعمال دیگران هستم و اختراعات‌شان را تقلید می‌کنم. به این ترتیب بدون آن که خودم شخصاً به فکر حل مشکلات و کمبودهایم باشم با دردسر کمتر یاد می‌گیرم و صدالبته به نفع من است که تقلید کنم.

 

اگر قرار است نیزه‌ای درست کنم و ایده‌ای ندارم که چگونه نوع بهتری بسازم، با مشاهده افراد دیگر که به پاسخ تکنیکی بهتر رسیده‌اند مشکلم را برطرف می‌کنم. این بدان مفهوم است که "یادگیری از اجتماع" شرایطی را فراهم کرده است که در طی 200هزارسال گذشته، همواره چشم به عده قلیلی دوخته‌ایم که توانایی و پی‌گیری و از خودگذشتگی لازم برای اختراع و خلاقیت را ایجاد کرده‌اند.

 

ما خیال می‌کنیم موجودات باهوش و مستعدی هستیم ولی قابلیت یادگیری از دیگران عمومی‌ترین خصیصه ما شده است و لازم نیست که خودمان انگیزه و انرژی لازم برای مبتکر بودن را داشته باشیم. اصلاً این سئوال هم ممکن است مطرح شود که چراخودمان نمی‌خواهیم مبتکر باشیم؟ پاسخ آن روشن است: برای اینکه اختراع و ابتکار کار سختی است و زمان زیادی می‌گیرد. برای همین در جست‌وجوی افرادی هستیم که مصیبت‌های ابتکار و خلاقیت را به جان می‌خرند. ما دیگر لازم نیست اشتباه کنیم و وقت وانرژی ما تلف شود. بسیاری از ما همراهی و دنباله‌روی را ترجیح می‌دهیم. این رفتاری است که بخش عمده ما انسان‌ها، از بدو پیدایش با وجود داشتن قدرت ابتکار برگزیده‌ایم.

 

این نوع قضاوت، تصویر دیگری از ما انسان‌ها خلق می‌کند. اگر نقب صمیمانه‌ای به درون انسانی خود بزنیم پی می‌بریم که این نوع داوری با ما سازگاری بیشتری دارد. همه ما می‌توانیم به موارد و ابتکارهای مختلف بشری در طول تاریخ بنگریم و مثلاً ببینیم که اولین نیزه و سپر و تیرک‌مان را چه کسی ساخته است؟ طرح این سئوال هم ضروری است: چه تعداد از ما ایده‌هایی ارائه داده که زندگی بشر را دستخوش تغییر کرده است؟

 

البته همه اعلام خواهیم کرد که این توقع از تمامی بشر غیر واقعی و زیاد است. خب! بیایید از خودمان بپرسیم چه تعداد از ما ایده محدودتری را عرضه کرده که دیگران را متاثر و علاقه‌مند به تقلید از کار ما کرده است؟ نتیجه مشابهی را همه ما احساس خواهیم کرد. همه می‌دانیم که تعداد انسان‌های خلاق و مبتکر نادر کم است. یادگیری از اجتماع که در ذات پیچیده انسان تعبیه شده است ضرورتاً ما را به سمت آموختن، تقلید و دنباله‌روی سوق می‌دهد.

 

این ادعا به نظر سختگیرانه می‌آید که ما در طول 200 هزار سال گذشته بیشتر از هرچیز رمه‌های شبانان بوده‌ایم. ما اگر همین تئوری را در ادامه منطق خود جست‌وجو کنیم بر نگرانی‌های ما به ذات تقلیدکننده بشری افزوده می‌شود. آن هم وقتی که جوامع بشری مرتبط به هم، بیشتر و بزرگ‌تر و به همان نسبت راه‌های تقلید از دستاوردهای مبتکرانه دیگران، آسان ‌تر می‌شود.

 

منبع:

Mark Pagel, Infinite Stupidity, Edge Magazine 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

روانشناسی مثبت رویکرد اصلی روانشناسی در هزاره سوم

روانشناسی مثبت که رویکرد اصلی روانشناسی در هزاره سوم میلادی نام گرفته است، بر این باور است که نگاه منفی و بیمارمدارانه به آدمی، هم باعث غفلت از جنبه بیشتر سالم و روشن انسان میشود و هم بسیاری از مردم را نسبت به این علم مفید و راهگشا، بیمهر و دلزده میکند. «مارتین سلیگمن» و «چیک سنت میهای» دو نفر از پایهگذاران اصلی این رویکرد، در شمارة 55 مجله «روانشناس آمریکایی» (2000) برای روانشناسی مثبت سه سطح یا حوزه تعریف کردهاند:
1- هیجانهای مثبت مانند: شادی، لذت، رضایت از زندگی، عشق، آرامش، صمیمیت، امید، خوشبینی، نشاط، خنده و شوخی
2- فضیلتها و صفات فردی مثبت که حالات و الگوهای رفتاری پایداری هستند. مانند: شجاعت، پشتکار، صداقت، خرد....
3- نهادها و سازمانهای مثبت چگونگی پایهگذاری و نگهداری نهادها و مؤسسههای مثبت نظیر خانواده، مدرسه، اداره و شهر و گسترش کارکردهای مثبت آنها.
سلیگمن در کتاب « شادکامی اصیل» با استناد به پژوهشهای روانشناختی نشان میدهد که برخورداری از هیجانهای مثبت، سلامت جسمی، روابط دوستانه، روحیه یاریرسانی به مردم، گشودگی ذهن، معنویت و کارآمدی را افزایش و گسترش میدهد. علاوه بر اینها، هر هیجان مثبت، هیجانهای مثبت دیگری را نیز تقویت میکند. شادیها به دو گروه بزرگ شادیهای حسی و گذرا و شادیهای اصیل و پایدار تقسیم میشوند. شاید گذرا یا نشاط، از طریق رفع نیازهای جسمی، پیوند با طبیعت، ارتباط با دوستان صمیمی، شوخی و خنده و نیایش با خداوند، بهدست میآید. شادیهای پایدار که به مفهوم خوشبختی نزدیک است، ترکیبی است از شادیهای حسی، برخورداری از صفات مثبت، غرقه شدن در فعالیتهای سازنده و هدفمندی و معناداری در زندگی.
شادی و آرامش ناشی از فضیلتهای انسانی، بسیار ژرف، گسترده و بادوام است. روانشناسان مثبتگرا، شش فضیلت اصلی و بیست و چهار صفت را که به آنها نیرومندیهای منش میگویند، مشخص کردهاند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :67
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo
www.tarhebartar.ir Dashboard Clock مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin Locations of visitors to this page

كد تقویم

كد تقویم

/v4ex/sidebar.js">
free counters